منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
این وبلاگ رو چطور میبینید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
... aR3S23n6 ............. عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir ..... . . هشتمین ستاره ............. ............... ................... حدیث موضوعی ........... .......... ........................ Page Rank Check ..... مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ......... فروشگاه اینترنتی  اسلام شاپ ........... دانلود رایگان کتابخانه تلفن همراه ................. شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام ................. پایگاه اطلاع رسانی امامین عسکریین علیهما السلام ............... سامرا .............. پایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه  کبری سلام الله علیها .............. ستاد مردمی دهه غدیر ................. مـهـدے دانــلود ......................
ابر برچسب ها
مرتبط با : روحانیت , شهدا(شهیدان زنده اند الله اکبر),جانبازان عزیز , مقاله , حدیث , خبرkhabar , شیطان پرستی , ادبی , خانواده+عکس , عکس , ازدواج , شعر , موبایل , کامپیوتر , دانلود , گپ خودمونی , 


تصویر جدید وبلاگ هشتمین ستاره

19اسفند1394

هشتمین ستاره

 
دوستان سلام


خیلی خوشحالیم از این بابت که به هشتمین ستاره سر زدید و مطالبش رو مطالعه میکنید .


ایمیل وبلاگ : 8tominsetareh@mihanmail.ir

صفحه اصلی هشتمین ستاره

قابل توجه دوستان :
این وبلاگ در تاریخ 13-09-1390 در پایگاه ستاد ساماندهی ثبت گردیده است.


 

           





برچسب ها :
گپ خودمونی ,  هشتمین ستاره ,  8tominsetareh ,  پست ثابت ,  امام رضا (ع) ,  وبلاگ ,  استاد سیداصغر+سعادت+میرقدیم لاهیجی , 
توسط : هشتمین ستاره | نظرات شما : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای دحوالارض

***نسیم معرفت***



***  دَحوُالأرض چیست؟ آیا اول زمین خلق شده یاآسمان؟


سلام
سوال من اینه که طبق آیات قرآن اول زمین خلق شده یا آسمان؟
در آیه 29 سوره بقره می‌فرماید:

هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوی‏ إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ

در سوره نازعات هم آمده:
ءَ أَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَئهَا(27)
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّئهَا(28)
وَ أَغْطَشَ لَیْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضحَُئهَا(29)
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَئهَا(30)
در آیه سوره بقره که به خود زمین اشاره نمی‌کنه و به خلقت "ما فی الارض" اشاره می‌کنه، در آیات سوره نازعات هم در مورد گسترده شدن زمین صحبت می‌کنه و بحث خلقت اون نیست، می‌خوام ببینم طبق آیات قرآن ترتیب خلقت چطور بوده؟ اول زمین بوده یا آسمون؟ اول "ما فی الارض" خلق شده و بعد زمین گسترده شده یا بالعکس؟
سلام به شما پرسشگر گرامی،

آیه 11 فصلت می فرماید:


ثُمَّ استَوَیَ اِلَی السَّمأِ وَهِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها و لِلارْضِ ائْتیا طَوْعًا اَوْ کَرْهًا قالَتا اَتَیْنا طَـاعین؛
سپس بر آسمان که در آن هنگام دودی بود به پرداخت و آن گاه به هر دو فرمود:چه بخواهید و چه نخواهید باید تحت فرمان درآیید گفتند:به طوع و رغبت تحت فرمانیم.


و آیه 30 نازعات می فرماید:


وَالاَرضَ بَعدَ ذَلِکَ دَحَاها؛
و زمین را بعد از آن (آسمان) گسترده (است).


آیة 30 نازعات، تصریح دارد به این که خلقت زمین بعد از خلقت آسمان بوده است اما آیة 11 فصلت که با "ثم" آغاز می شود، اگر چه ظاهر عطف این است که خلقت آسمانها بعد از خلقت زمین بوده است، ولی کلمة "ثم" که بعدیت را میرساند، صرفاً بعدیت در خبر را می رساند، نه بعدیت به حسب وجود و تحقق را. تصریح آیه سی نازعات مؤید این ادعا است.

ممکن است پرسیده شود، آیه 30 نازعات صحبت از خلقت زمین نیست، بلکه صبحت از گستردن آن است، در این صورت آیه 30 نازعات دلالت ندارد بر اینکه خلقت زمین بعد از آسمان بوده است.

در پاسخ می گوییم: زمین، کروی شکل است و گستردن آن جز با خلقتش به این شکل نمی تواند باشد. علاوه اینکه ادامه آیات سوره نازعات (آیات 31 به بعد)، بعد از اشاره به گستردن زمین، به مسأله خارج کردن آب و چراگاه زمین و ریشه دار کردن کوهها اشاره کرده است؛ و این عیناً همان مطلبی است که در آیه 10 فصلت آمده:


وجَعَلَ فیها رَوَسِیَ مِن فَوقِها وبـَرَکَ فیها وقَدَّرَ فیها اَقوَتَها (فصلت/10)
و در زمین کوه های ریشه دار قرار دارد که قسمت بیرونی اش سر به آسمان کشیده و نیز در زمین آنچه رزق است، پدید آورد.


در این آیات قرار دادن کوه ها در زمین و برکت دادن به زمین و تقدیر ارزاق را با خلقت زمین یک جا بیان کرده، و سپس خلقت آسمان را با کلمة "ثم" به آن عطف نموده است؛ پس دیگر نمی توانیم این کلمه را به معنای بعدیت زمانی بگیریم. (ر.ک:ترجمه المیزان/ج 17/ص 553 ـ 556)

********************************************************
اینم خواهشا توضیح بدید که منظور از گسترده شدن زمین همون "دحو الارض" بوده یا خیر؟

گروهی از مفسران (مانند علامه طباطبایی) منظور از «دحاها» در آیه 30 نازعات را «خلق کردن» دانسته اند و قائلند که زمین بعد از آفرینش آسمانها خلق شده و شکل گرفته است، و گروهی دیگر (مانند طبرسی در مجمع البیان و زمخشری در کشاف) «دحاها» را به همان معنای لغوی اش دانسته اند، یعنی گستردن زمین (و دحوالارض) و قائلند که در زمان دُخان بودن آسمانها، اصل زمین وجود داشته اما شکل گیری تدریجی اش (و به قول قرآن «دحاها»)، بعد از خلقت و شکل گیری آسمانها بوده است.

توضیح اینکه:
واژه دحا به معنای گستردن است و منظور علامه طباطبایی این نیست که معنای «دحاها» خلق کردن است بلکه منظورشان اینست که گستردن زمین در اینجا از نظر وقوعی در خارج، همان خلق کردن است؛ به دیگر سخن، ایشان می فرمایند: دحاها یعنی گستردن اما وقتی می گوییم گستردن زمین، از آنجا که زمین کروی است، پس منظور از گستردنش همان ایجاد شکل کروی آنست (که این مفهوم با این عبارت که بگوییم «زمین را خلق کرد» نتیجتا یکی است) و مراد از گستردن زمین در اینجا، نتیجتا همان خلقت زمین است (نه اینکه معنای لغوی دحاها خلقت باشد)؛

عده ای دیگر از مفسران این التزام به نتیجه در معنای «دحاها» را قبول ندارند بلکه آن را اشاره به دحوالارض زمین و خارج شدن خشکی ها از زیر آبها می دانند و گفته اند: «منظور از "دحو الارض" این است كه در آغاز، تمام سطح زمین را آبهاى حاصل از باران هاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود، این آبها تدریجا در گودال هاى زمین جاى گرفتند و خشكی ها از زیر آب سر بر آوردند و روز به روز گسترده ‏تر شدند تا به وضع فعلى در آمد (و این مساله بعد از آفرینش زمین و آسمان روى داد).» (تفسیر نمونه/ج‏26/ص100)


http://www.askdin.com/archive/index.php/t-44640.html
**************************************************************
ظاهر بعضی از آیات آنست که آفرینش زمین تقدم داشته بر خلقت آسمان مانندآیه29 سوره بقره «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوی‏ إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ» او خدایی است که همه آنچه را ( از نعمتها ) در زمین وجود دارد ، برای شما آفرید سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چیز آگاه است.   وآیات 9تا11 سوره فصلت «قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذی خَلَقَ الْأَرْضَ فی‏ یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِکَ رَبُّ الْعالَمینَ9وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فیها وَ قَدَّرَ فیها أَقْواتَها فی‏ أَرْبَعَةِأَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلینَ10ثُمَّ اسْتَوی‏ إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ »  و  ظاهر بعضی دیگر مقدم بودن خلقت آسمان را نشان می دهد, مانند آیه 30 سوره نازعات« وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها»مفسران برای حل این موضوع وجهِ جمع هائی را بیان کرده اند از جمله گفته اند که در سوره بقره آیه 29 بحث از اصل خلقت زمین است که میفرماید : هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوی‏ إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ یعنی اوست که هر چه در زمین است برای شما خلق کرده است و سپس به آسمانها پرداخت .
اما در سوره نازعات آیه 30 بحث از گسترش دادن زمین است که میفرماید : 
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها  یعنی بعد از خلقت آسمان خداوند زمین را گسترش داد . بنا بر این خداوند اول زمین را خلق کرد و سپس به خلقت آسمانها پرداخت و پس از آن زمین را گسترش داد . با این بیان هیچ نقضی در کار نیست .
خداوند ابتداء زمین را خلق کرد در حالیکه تمام زمین و محتوای آن زیر آب بود و بعد ها به مرور زمان آبها به گودالهای موجود در زمین رفتند و خشکی ها از زیر آب سر بیرون کرده و به وضع فعلی در آمدند . که این را در اصطلاح دحو الارض می نامند که در آیه 30 سوره نازعات بدان اشاره شده است .
خلاصه : در آیه 29 سوره مبارکه بقره خداوند از اصل خلقت زمین بحث میکند که قبل از خلقت آسمانها بوده است و در سوره نازعات آیه 30 از گسترش دادن زمین بحث میکند که بعد از خلقت آسمانها بوده است .
توجیه دیگری که نتیجه اش تقدم آفرینش آسمانها بر زمین می باشد آنست که تعبیر به «ثُمَّ» در
(ثُمَّ اسْتَوی‏ إِلَی السَّماءِ ) برای تاخیر بیانی است نه تاخیر زمانی ,یعنی آفرینش آسمانهاقبلا صورت گرفته ,وزمین بعد از آن, ولی به هنگام بیان کردن نخست از زمین شروع کرده است.گفته شده که این وجه با اکتشافات علمی هماهنگ تر است.
لکن قضاوت قطعی نمی توان کرد زیرا ظاهر بعضی آیات دیگر آنست که آسمان وزمین در ابتدا بهم پیوسته بودند وتقدم وتاخری بر یکدیگر نداشتند«
أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ» آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند ، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمی آورند؟! سوره انبیاء آیه30,   طبق نظرات دانشمندان در آغاز خلقت , مجموعه این جهان به صورت توده واحد عظیمی از بخار سوزان بودکه بر اثر انفجار درونی وحرکت,تدریجا تجزیه شد وکواکب وستاره ها از جمله منظومه شمسی وکره زمین بوجود آمد وباز هم جهان در حال گسترش است.در هر صورت این دانشمندان هستند که باید بیان کنند که گذشته آسمان وزمین چگونه بوده است .
تفسیر نمونه ج13ص394وج20ص227.

http://www.porseshkadeh.com/Question/38038/(سوره-النازعات-آیه-30)-در-باره-خلقت-زمین-و
نحوه-ی 
***************************************************

ذی القعده، دحوالارض روز گسترش زمین و روز مبارکی است. "دَحو" به معنای گسترش است. منظور از دحوالارض این است که در آغاز،تمام سطح زمین را آب‏ فراگرفته بود. که ابتدا زمین کعبه و بتدریج سایر خشکی‏ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند. ، آداب و اعمال ویژه‏ای در این روز وارد شده است.

حقیقت دحو الارض

«دَحو» به معنای گسترش است و بعضی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض) گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، دَحو الارض نام گذاری می شود.

فضیلت روز دحو الارض

روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. در شب این روز نیز بر اساس روایتی از امام هشتم علیه السلام حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما السلام به دنیا آمده اند. همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود (عج) معرفی شده است. نیز روز دحوالارض، جزء چهار روز معروفی است که روزه آن پاداش فراوان داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد.

دحو الارض در قرآن

به گفته مفسّرین، ایه شریفه «وَالْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها؛ و زمین را بعد از آن با غلتانیدن گسترش داد» (نازعات:30) اشاره به دحوالارض دارد و «منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آب ها به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند تا به وضع فعلی درآمدند.» و نخستین برآمدگی نیز که آشکار شد، کعبه بوده است.

در این باره در ایه دیگری به بیانی دیگر می خوانیم: «وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ؛ و اوست کسی که زمین را گسترش داد». (رعد: 3)

در تفسیر این آیه نیز آمده است:

«خداوند زمین را به گونه ای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد؛ گودال ها و سراشیبی های تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوه ها و تبدیل سنگ ها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت؛ درحالی که چین خوردگی های نخستین آن، به گونه ای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمی دادند»

برنامه های معنوی و اعمال مخصوص شب و روز دحو الارض

زمین، گاهواره زندگی انسان و تمام موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گران بهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است. روز دحو الارض روز گسترش زمین روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد: از جمله:

روز دحوالارض از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتی آمده است که روزه اش مثل روزه هفتاد سال است؛ و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد برای کسی که در این روز روزه دار باشد استغفار می کنند. و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است .

 
http://www.hawzah.net/fa/Occation/View/42722/روز-دحو-الارض


****  تهیه و تنظیم :  توسط :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی




برچسب ها :
دَحوُالأرض چیست؟ آیا اول زمین خلق شده یاآسمان؟(هشتمین ستاره) ,  حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  آیه 30 سوره نازعات , 
توسط : هشتمین ستاره | دَحوُالأرض چیست؟ آیا اول زمین خلق شده یاآسمان؟(هشتمین ستاره) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


***نسیم معرفت***


به نام خدا


***اصول پانزده گانه در بحث های سیاسی و ...


دربحث های سیاسی و غیر سیاسی توهین  ممنوع است.

 با توجه به قدرت تعقل و تفکر و تحلیلی که خداوند به انسان داده  وبا عنایت به اینکه آدمی ذاتا اهل جستجو و کنکاش است روی این جهت بحث های سیاسی و علمی و پرسشگری در باره مسایل مختلف یکی از خصیصه ها و ویژگی های جداناپذیر  برای انسان ها است و انسان ها حق دارند جهت درک حقایق در مقوله های مختلف به بحث و بررسی بپردازند . گسترش علوم  در رشته های گوناگون در اعصار و امصار مختلف  محصول و نتیجه همین خصوصیتی است که به آن اشاره نمودم . بحث و مباحثه و مناظره و مذاکره و.... همه اینها باید در راستای رشد و تعالی روحی و فکری و معنوی انسان باشد . یکی از سنت های بسیار پسندیده و زیبا در حوزه های علمیه  بحث و مباحثه است که اهل علم و طلاب دینی هر درسی را که از محضر استاد فرا می گیرند با هم به مباحثه می پردازند و این کار سبب تقویت و  توانمندی در امور علمی و تحقیقی می گردد و بُنیه ها و پایه های علمی مستحکم تر می شود . روش مباحثه در حوزه های علمیه یک کار منحصر به فرد است و بعدها برخی دانشگاه های معتبر دنیا نیز از این سنت اصیل و دیرینه حوزه های علمیه الگو برداری نمودند و استفاده می کنند.  طلاب و محصِّلین علوم دینی با اینکه بطور جدی وارد بحث و گفتگوی دوطرفه ویا چند طرفه می شوند  اما هیجگاه در مقام مباحثه و مذاکره  به هم توهین و تحقیر نمی کنند و در پی استیلاء طلبی و تفوُّق خواهی بر دیگری نیستند بطوری که طرف مقابل را تحقیر بنمایند بلکه برادرانه و خالصانه و برای خدا به مباحثات علمی می پردزاند و سعی می کنند که از مِراء و جدال و نزاع که موجب دل آزردگی و آفات دیگر است پرهیز کنند. البته ممکن است طلبه ای قواعد اخلاقی مباحثه را زیرپا بگذارد که حتما کارش مذموم و نادرست است.  این عمل و روشِ بحث و مباحثه حوزوی که دارای برکات زیادی هم می باشد  شایسته است که در محفل های سیاسی هم  جریان پیدا کند و سیاسیون ما هم  برادرانه و مخلصانه جهت رشد فکری و روشن شدن حقایق ، با هم مباحثه طلبگی بنمایند و قواعد واصول اخلاقی و شرعی مباحثه را هم رعایت کنند . در بحث های سیاسی که معمولا همراه با تنش و کشمکش و حساسیت است  رعایت نکات و اصول اخلاقی  لازم تر وضروری تر به نظر می رسد . بحث های سیاسیِ هدفمند ، بسیار مطلوب و خوب است اما هیچگاه نباید حریم حرمت افراد و منزلت آنها شکسته گردد. بحمدالله  سیاسیون و انقلابیون ما مسلمانند و قرآن کریم هم به عنوان نسخه شفابخش آنها را دعوت به خوبی ها و صلح و صفا و برادری و.... می نماید. در آیه 11 از سوره حُجُرات آمده است :
 یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى‏ أَن یَكُونُواْ خَیْراً مِّنْهُمْ وَلَا نِسَآءٌ مِّن نِّسَآءٍ عَسَى‏ أَن یَكُنَّ خَیْراً مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُواْ أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُواْ بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید مبادا گروهى (از شما) گروهى دیگر را مسخره كنند، چه بسا كه مسخره ‏شدگان بهتر از مسخره ‏كنندگان باشند و زنان نیز، زنان دیگر را مسخره نكنند، شاید كه آنان بهتر از اینان باشند و در میان خودتان عیب‏جویى نكنید و یكدیگر را با لقب ‏هاى بد نخوانید. (زیرا) فسق(نام والقاب کفر آمیز و زشت) پس از ایمان، بد رسمى است، (و سزاوار شما نیست.) و هركس (از این اعمال) توبه نكند، پس آنان همان ستمگرانند.

به نظر بنده همین یک آیه برای رعایت ادب واخلاق برای همه ما در مقامِ مباحثات سیاسی و مانند آن کفایت می کند. امیدوارم که خداوند همه مارا از لغزشگاه ها  و لغزش ها محافظت فرماید.


 اصول پانزده گانه در بحث های سیاسی و ...


اصل یکُم :  سلام کردن به یکدیگر

اصل دوم :  رعایت احترام و ادب در کلام

اصل سوّم :  مشخّص بودن موضوع و محدوده و هدفِ بحث

اصل چهارُم :  موضوعِ بحث باید مهم و قابل توجه باشد.

اصل پنجم : بحث ها  براساس حقیقت طلبی  و روشن شدنِ واقعیت و حقیقت مسئله باشد

اصل ششم :  نفی و اثباتِ موضوعِ بحث باید  براساس شواهد مسلَّم و یا استنادِ مُعتبر و متکی بر استدلال عقلی یا شرعی یا قانونی یا عرفی یا وجدانی و فطری باشد

اصل هفتم : پرهیز از بحث های حاشیه ای که ارتباطی به موضوعِ بحث ندارد

اصل هشتم : توجه و دقّت در مطالب و گفته هایِ طرفِ مقابل

اصل نُهُم : اجتناب از تعصُّب های حزبی و گروهی و مانند آن

اصل دهُم : پرهیز از اِتّهام زنی ها و برچسب های ناروا و تخریب و توهین نسبت به یکدیگر

اصل یازدهُم : اجتناب از تحکُّم و  دُگم اندیشی و جزم گراییِ مذموم و غیر منطقی

اصل دوازدهُم : دوری از  تنش و پرخاشگری و لجاجت و لج بازی در مقام بحث

اصل سیزدهُم : رعایت انصاف و وجدان در مقام بحث ( توجه شود که منظورم قاعده عدل و انصاف نیست )

اصل چهاردهُم : نتیجه گیری از بحث های مطرح شده

اصل پانزدهُم:  تسلیم در برابر سخن حق


سوم شهریور 1395 ه.ش


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی







برچسب ها :
اصول پانزده گانه در بحث های سیاسی و ...(حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی) ,  اصل هشتم : توجه و دقّت در مطالب و گفته هایِ طرفِ مقابل اصل نُهُم : اجتناب از تعصُّب های حزبی و گروهی و مانند آن اصل دهُم : پرهیز از اِتّهام زنی ها و برچسب های ناروا و تخریب و توهین نسبت به یکدیگر اصل یازدهُم : اجتناب از تحکُّم و دُگم اندیشی و جزم گراییِ مذموم و غیر منطقی اصل دوازدهُم : دوری از تنش و پرخاشگری و لجاجت و لج بازی در مقام بحث اصل سیزدهُم : رعایت انصاف و وجدان در مقام بحث ( توجه شود که منظورم قاعده عدل و انصاف نیست ) اصل چهاردهُم : نتیجه گیری از بحث های مطرح شده اصل پانزدهُم: تسلیم در برابر سخن حق , 
توسط : هشتمین ستاره | اصول پانزده گانه در بحث های سیاسی و ...(حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی) : نظر
پاسخی فقهی،حقوقی و امنیتی به ادعای نائب رئیس مجلس


به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از 598، اخیرا علی مطهری نائب رئیس مجلس شورای اسلامی ایران در مصاحبه‌ای درباره مخالفت امام جمعه مشهد با برگزاری کنسرت در مشهد مقدس سخنانی خارج از تخصص خود گفته است: «درباره اجرای کنسرت ها در استان های مختلف نباید تفاوت قائل شد، زیرا کشور که حکومت فدرالی نیست و اینگونه نیست که بگوییم خراسان رضوی دارای خودمختاری است و قوانین خاصی بر آنجا حکومت می‌کند. این کار و نظر، غلط و نادرست است.

... معنی ندارد بگوییم که یک استان از قانون مستثنی است. مطهری در خصوص شرایط خاص شهر مشهد نیز گفت: این موضوع از کجا آمده است؟ چنین چیزی اصلا معنی ندارد. اگر یک کنسرتی اشکال شرعی دارد، در هیچ جا مجاز نیست و نباید اجرا شود و اگر اشکال شرعی ندارد، برای همه شهرها قابل اجراست. نایب رییس مجلس درخصوص اظهاراتی پیرامون حریم امام رضا (ع) در مورد اجرای کنسرت‌ها تأکید کرد: چیزی به نام حریم امام رضا (ع) وجود ندارد.»

الف) نقد شناسی امنیتی طرح این سخن

1. این سخنان در حالی مطرح می شود که دوره تشدید «نفوذ» از سوی غرب و حتی جریان های وهابی در مسؤولین کشور تشدید شده است. باید مراقب بود که مسیرهای ارتباط آنان با افراد فاقد خرد و تعادل لازم، مسدود شود تا حرف های وهابیت و منافقین از دهان برخی افراد احمق بر نیاید: «همیشه منافقان بى‏دین، مقدسان احمق‏ را علیه مصالح اسلامى برمى‏انگیزند؛ اینها شمشیرى مى‏گردند در دست آنها و تیرى در کمان آنها.» مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج‏16، ص 323. علی مطهری چند روز پیشتر نیز فجایع کمرشکن منتظری را از سر خیرخواهی دانسته بود و در مواضع امام نسبت به آنان، تشکیک کرده بود و خدمت شایسته ای به آنان کرده بود.

2. سخنان علی مطهری این «بهانه» را در اختیار مفتی های وهابیت و مزدوران وطنی وهابیت قرار می دهد که بگویند: وقتی امام رضا حریم ندارد، زینب که دختر امام است، چرا حریم داشته باشد؟ پس شیعیان در سوریه چه می کنند؟ این حرفها، اسباب طعن و فشار بر مدافعان حریم حضرت زینب است.

ب) نقد سیاسی و حقوقی

ع. م. گفته است: «درباره اجرای کنسرت ها در استان های مختلف نباید تفاوت قائل شد، زیرا کشور که حکومت فدرالی نیست و اینگونه نیست که بگوییم خراسان رضوی دارای خودمختاری است و قوانین خاصی بر آنجا حکومت می‌کند.»

1. لازمه این که اجرای یک قانونی بر اساس اقتضائات یک استان یا منطقه ای متوقف شود، این نیست که قانون سراسری وجود نداشته باشد؛

2. به فرض این بر اساس برخی شرایط، در برخی مناطق یک کشوری، قانون متفاوتی حاکم باشد، لازمه اش تبعیض در قانون یا فدرالی بودن حکومت نیست. بسیاری از کشورهای غیر فدرالی جهان، در استان های مختلف و حتی در شهرهای یک استان دارای قوانین متفاوتی در یک مساله هستند و این از بدیهیات امر است.

3. برخی از شهرهای کشور خودمان نیز قوانینی دارند که دیگر شهرها ندارند، مثلاً برخی شهرها، مناطق آزاد تجاری شده اند و برخی شهرهای دیگر نشده اند. این امر قاعدتاً به دلیل ظرفیت ها و محدودیت ها بوده است و به معنای فدرالی شدن یک نظام حکومتی و خود مختاری نیست.

ج) نقد فقهی

مطهری در خصوص شرایط خاص شهر مشهد نیز گفت: این موضوع از کجا آمده است؟ چنین چیزی اصلا معنی ندارد. اگر یک کنسرتی اشکال شرعی دارد، در هیچ جا مجاز نیست و نباید اجرا شود و اگر اشکال شرعی ندارد، برای همه شهرها قابل اجراست.»

1. حکم تابع موضوع خود است و برخی از عناصر موضوع، تابع عرف است. با تغییر عرف، موضوع هم ممکن است عوض شود و در نتیجه حکم هم عوض شود. از جمله این موارد، روایات متعدد معصومین علیهم السلام و فتوای مشهور فقهای شیعه بر حرمت ربای معاملی (معامله کالا با کالا) مکیل و موزون در یک جنس است؛ و معیار پیمانه ای یا کشیدنی بودن کالایی نیز عرف منطقه است نه معیار تکوینی.

2. موسیقی و کنسرت امری است که تا حد زیادی معیار غیر تکوینی در حرمت نوعی از آن برای افراد و محیط های گوناگون دخالت دارد؛ یعنی مثل آب کرّ نیست که مقدارش برای همه جا و همگان ثابت باشد. بلکه اولاً مؤلفه های بیرونی نیز در حرمت انجام آن نقش دارد. در این جا به دو مؤلفه اشاره می شود:

آ. اثر عرف منطقه در لهوی بودن یا نبودن موسیقی: اگر یک موسیقی در جایی، موسیقی مناسب مجالس لهو بود و در جای دیگر موسیقی لهوی نبود، روشن است که دو حکم دارد.

ب. اثر نوع مردم و نسبت آنان با طَرَب: اگر موسیقی ای لهوی نبود ولی برای «نوع» مردمی، مطرب بود و برای دیگران مطرب نبود؛ این امر نیز می تواند سبب تفاوت حکم شود.

ج. اثر مؤلفه محیطی زمانی و مکانی: اگر موسیقی ای نه مطرب بود و نه لهوی اما در محیط مکانی یا زمانی خاصی، سبب تحقق عنوان دیگری بشود که آن عنوان، حرمت زا است، این حرمت به اجرای موسیقی در آن محیط زمانی یا مکانی می شود؛ مثلا اگر در محیط زمانی عاشورا کنسرت موسیقی در فضایی دوشادوش حسینه ای اجرا شود، این کار قاعدتاً اهانت به عاشورا و حرام است. اگر موسیق ای نه مطرب باشد و نه لهوی ول در محیط مکانی ای برگزار شود که سبب تحقق عنوانی مثل «وهن به حریم مقدس» شود، قطعاً حرام است.

انواع حریم

برای حرکت درست هر جامعه ای، چند حریم وجود دارد که باید محترم باشد:

آ. حریم قانون که تقریباً سی درصد نیاز حرکت درست جامعه و افراد را تأمین می کند و نقض آن جرم است؛

ب. حریم اخلاقیات و عرف های ارزشی عرف که حدود 40 درصد نیاز جامعه برای حرکت درست را پوشش می دهد و در فرهنگ اسلامی نقض آن گناه است؛

ج. حریم امور معنوی.

نمی توان گفت که چون دو حوزه «حریم اخلاقیات» و «حریم معنویات» در قانون «خاصی» مورد اشاره قرار نگرفته اند؛ پس اولاً قانون «عامّی» هم نیست که حریمی برای اخلاقیات و معنویات مطرح کند ؛ ثانیاً صرف نظر از نبودن حریم قانونی، حریم برآمده از فرهنگ اسلامی هم ندارد.

نتیجه چنین سخن علی مطهری آن است که از آنجا که هر گونه حریم داشتنی تابع وجود قانون مشخص برای آن است؛ اولاً قانون تقدس بخش و حریم بخش است نه این که حریم و تقدس، قانون ساز باشد و ثانیاً این که دولت عربستان چون قانونی درباره حریم داشتن قبور مطهر ائمه بقیع ندارد، پس حق دارد روی همان قبور مطهر هم برود کنسرت عربی-غربی برگزار کند. شاید بتوان گفت که این نتیجه، نقطه تلاقی سخن علی مطهری با اندیشه وهابیت است؛ این که امام معصوم در جریان اجرای موسیقی حریمی ندارد!

حریم داشتن اهل بیت و حتی اصحاب آنان

اما درباره این که اهل بیت حرم دارند یا حریم به ذکر یک حدیث از امام رضا (ع) بسنده می کنیم:

حریم یعنی محدوده ای که به دلیل ویژگی های خاص مؤثر در مصالح و مفاسد ما، سبب رعایت برخی امور متناسب می شود؛ مثلا حریم پمپ بنزین و نسبت آن با سیگار و موبایل؛ یا حریم امنیتی مراکز نظامی که عکس برداری ممنوع است یا حریم نماز جمعه و حرمت خرید و فروش در محدوده زمانی آن یا در بُعد منفی، حریم مجلس شراب که حضور در آن اشکال دارد. از نظر فیزیکی بدن مطهر معصومین علیهم السلام میدان امواجی خاصی را ایجاد می کند که مقتضی اثر گذاری ویژه ای در محیط پیرامون است. لذا زمان و مکانی که به طور ویژه به اهل بیت منتسب هستند، مقدس یعنی منشأ جلب مصالح و دفع مفاسدی هستند؛ لذا زمین کربلا شفا بخش است؛ زمان محرم و عاشورا هم اثر بخش است.

زکریا بن آدم که یکی از یاران امام رضا علیه السلام بوده اند. ایشان به محضر امام رضا عرض می کند که من می خواهم از قم یعنی اهل بیتم (تعبیر لطیفی است از قم و مردم قم) خارج شوم زیرا نادانان زیاد شده اند، امام فرمودند: چنین کاری نکن چون براستی «بلا از اهل قم به سبب وجود تو» برطرف می شود، «همان گونه» که «به سبب وجود امام کاظم علیه السلام، بلا از بغداد» دفع می شود. وقتی کسی سبب امنیت جایی است، آیا حق ندارد که به حرمت وی جلوی برخی امور آلوده به حرام یا لغوی که مناسبت با شأن ایشان ندارد گرفته شود؟

در شرایطی که وزیر کشور همین دولت می گوید «کمتر از یک درصد کنسرت ها لغو می شود» این مواضع علی مطهری شاید بی ارتباط به حاشیه سپردن دست خالی دولت در برجام و فیش های حقوقی و رکود و مشکلات معیشت مردم نباشد.

http://www.yalasarat.com/vdcaaan6u49nuu1.k5k4.html








برچسب ها :
اهانت علی مطهری به امام رضا علیه السلام (هشتمین ستاره) ,  جسارت علی مطهری (نائب رئیس مجلس شورای اسلامی به امام رضا ع ,  پاسخ به چرندیات علی مطهری , 
توسط : هشتمین ستاره | اهانت علی مطهری به امام رضا علیه السلام (هشتمین ستاره) : نظر

دیدار ائمه جماعات استان تهران

***نسیم معرفت***

 

مسجد هسته مقاومت فرهنگی و پایگاه فعالیت اجتماعی است

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح روز (یکشنبه 31مرداد 1395 ه.ش) در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران، مساجد را پایگاه «اجتماع، مشورت، مقاومت، برنامه ریزی و حرکت اجتماعی و فرهنگی» خواندند و با اشاره به ضرورت تقویت ایمان دینی مردم به عنوان تکیه‌گاه اصلی انقلاب و نظام افزودند: برای تشخیص تکلیف در قبال مسائل جاری باید با نگاهی کلان و فرهنگی، روند کلی حرکت جامعه را تحلیل و جریان‌شناسی کرد.
رهبر انقلاب با یادآوری فلسفه تعیین روز جهانی مسجد افزودند: این روزِ اساساً انقلابی، با پافشاری و مطالبه جمهوری اسلامی و به علت آتش زدن مسجدالاقصی به دست صهیونیستها و با هدف مقابله امت اسلام با رژیم صهیونیستی، در سازمان کنفرانس اسلامی تصویب شد و باید با همین نگاه، آن را مورد توجه قرار داد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، تشکیل مسجد را از ابتکارات اسلام برای شکل دادن به اجتماعات و ارتباطات مردم بر محور «ذکر، نماز و توجه به خداوند» خواندند و افزودند: در تاریخ اسلام، مسجد مرکزی برای مشورت، همکاری و تصمیم‌گیری در مسائل مهم اجتماعی، سیاسی و نظامی بوده است.
رهبر انقلاب از همین زاویه بر اهمیت مسئله نماز تأکید و خاطرنشان کردند: نماز باید با کیفیت و توجه عمیق به خداوند متعال، و به‌دور از آفاتی همچون غفلت و ریا باشد و نقش ائمه جماعات در تبیین و ترویج عملی و زبانی مسئله نماز به عنوان حقیقتی جذاب و شوق‌انگیز بسیار مهم است.
ایشان، مسجد را پایگاهی برای همه کارهای نیک دانستند و گفتند: مسجد باید پایگاه «انسان‌سازی، عمران دل و دنیا، مقابله با دشمن، بصیرت‌افزایی و زمینه‌سازی برای ایجاد تمدن اسلامی» باشد، بنابراین وظیفه امام جماعت علاوه بر اقامه نماز، «اقامه حق و عدل، تبیین دین و ابلاغ احکام دینی» است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، امام جماعت را «محور مسجد» خواندند و افزودند: امامت مسجد شغلی مهم و اساسی است و نباید با نگاهی حاشیه‌ای به این مأموریت مهم، در حق مسجد کم گذاشت، بلکه باید با «حضور منظم و با طمأنینه، ادای با کیفیتِ نماز، گفت‌وگو با مردم و تشکیل حلقه‌های معرفتی و پاسخ به سؤالات جوانان»، حق مسجد را ادا کرد.
ایشان، محوریت بخشیدن به مساجد را از جمله هنرهای بزرگ امام عظیم‌الشأن از همان روزهای اول انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند: مسجد «پایگاه انواع فعالیتهای اجتماعی» استو در تقویت فکری و ترغیب مردم به فعالیتهای گوناگون اجتماعی نقش اساسی دارد.
رهبر انقلاب مساجد را «هسته مقاومت» به‌ویژه مقاومت فرهنگی برشمردند و خاطرنشان کردند: اگر حصار و خاکریز فرهنگی نباشد، همه چیز از دست می رود.
ایشان، تلاش پیچیده و متنوع دشمنان برای نفوذ فرهنگی را گسترده تر از اوایل انقلاب دانستند و افزودند: آماج این حرکت مستمر و چند لایه، ایمان دینی مردم است، یعنی همان عاملی که عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی بوده است.
حضرت آیت الله خامنه ای، انقلاب اسلامی را زلزله ای شدید در ارکان نظام سلطه خواندند و افزودند: به برکت «اسلام انقلابی» و «انقلاب اسلامی» هدف اصلی زورگویان جهانی یعنی فرمانروایی بر منطقه ناکام مانده و امریکا در منطقه غرب آسیا عملاً زمین‌گیر شده است.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: اگر ایمان و پایبندی ملت به اسلام نبود، ایران نیز همچون دیگران زیر چتر امریکا و غیرامریکا می رفت و به همین علت است که آنها با ایمان مردم، خصومتی عمیق و پایان ناپذیر دارند.
ایشان، جوانان را در هدف گذاری های دشمنان برای نفوذ فرهنگی و تضعیف ایمان و اعتقادات مردم، یک هدف اصلی دانستند اما افزودند: با وجود همه طرحهای فریبنده، خیلِ عظیم جوانان مؤمن به عنوان یکی از معجزات بزرگ انقلاب، نسل جوان امروز را پیشتازتر از جوانان اول انقلاب قرار داده است.
حضرت آیت الله خامنه ای نقش مساجد را در افزایش مقاومت و تحکیم هنرمندانه حصار فرهنگی، مهم ارزیابی کردند و افزودند: مسجد پایگاه بزرگ بسیج و حرکت فرهنگی است.
ایشان، ائمه جماعات را به استفاده هر چه بیشتر از شیوه های صحیح کار در مساجد توصیه و به عنوان یک مثال خاطرنشان کردند: جلسات رو در رو با مردم، از دیگر شیوه های تبلیغاتی در رسانه های مختلف، مؤثرتر است.
رهبر انقلاب، در تبیین نکته ای مهم، «فرهنگ و بصیرت فرهنگی» را مبنای کار حقیقی سیاسی خواندند و تأکید کردند: سیاست در معنای واقعی، طرفداری از این یا آن شخص نیست بلکه به معنای برخورداری از نگاه کلان و توان تحلیل حرکت عمومی جامعه است.
رهبر انقلاب افزودند: در نگاه سیاسیِ حقیقی، باید با بررسی حرکت عمومی جامعه، پاسخ چند سؤال اساسی روشن شود: سبک زندگی جاری ما را به کدام سمت و سو می کشاند و آیا در حال حرکت به سمت عدالت اجتماعی، استقلال واقعی و شکل دهی تمدن اسلامی هستیم یا به سمت وابستگی به امریکا و تأثیرپذیری از بافته ها و یافته های غربی حرکت می کنیم؟
ایشان افزودند: البته در خلال این نگاه کلان و جریان شناسی واقعی، تکلیف مسائل جاری و موضع‌گیری انسان در قبال اشخاص، احزاب و گروهها نیز مشخص می شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در ذکر مثالی در تبیین اهمیت داشتن نگاه و تحلیل کلان گفتند: در اوایل فتنه به یکی از سران فتنه گفتم شما در ظاهر با نظام هستید و به گفته خودتان در حال اعتراض انتخاباتی هستید اما بدانید که مدیریت این جریان به دست بیگانگان می افتد و آنها با استفاده از کار شما، اصل نظام را هدف می گیرند.
رهبر انقلاب افزودند: آنها -البته اگر با نگاه خوشبینانه به ماجرا بنگریم- حرف اینجانب را نفهمیدند و وارد شدند و همه دیدند که چگونه انتخابات، بهانه ای برای حمله و نفی اصل نظام شد.
ایشان خاطرنشان کردند: برخی می گویند یک حرفی آن موقع زده شده، بگذریم؛ اما باید توجه داشت که اگر در طرفداری از کسی حرفی زده می شود که مخالف سخنان و مواضع اوست، آن شخص باید اعلام مخالفت کند وگرنه به حساب او گذاشته می شود.
رهبر انقلاب اسلامی سخنان خود را در جمع ائمه جماعات استان تهران با بیان چند نکته دیگر ادامه دادند.
«اقامه نماز جماعت در هر سه وقت نماز» و «باز بودن مساجد برای مراجعه مردم و خواندن نماز در طول روز» از جمله این نکات بود.
ایشان با انتقاد از دیدگاهی که پیشنمازی مساجد را فقط در خواندن نماز خلاصه می کند، افزودند: این نگاه جفاآمیز در واقع همان نگاه سکولار استکه دین را در عمل شخصی منحصر می کند و از ورود به مسائل اجتماعی- سیاسی باز می دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه خاطرنشان کردند: «اسلام سکولار و محصور در عباداتچه فردی و چه دسته‌جمعی» حتی اگر طرفداران فراوانی داشته باشد، مورد خصومت سلطه‌گران نیست، آنچه زورگویان جهانی با آن دشمنی دارند، «اسلام مقتدر» است که نظام سیاسی- اجتماعی تشکیل می دهد و ملتها را به سمت سعادت حقیقی دنیا و آخرت هدایت می کند.
«توجه خاص به جوانان و قائل بودن جایگاهی خاص برای نسل جوان» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب به ائمه جماعات توصیه کردند.
ایشان افزودند: دل جوانان را با ایجاد جاذبه صحیح یعنی «سخن و اقدام آمیخته با معنویت و عرفان واقعی» جذب مساجد کنید تا کشور و جامعه از برکات فراوان حضور نسل جوان در مساجد بهره مند شود.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین تدوین سرگذشت مساجد را در قالبهای گوناگون نظیر کتاب، عکس و یا نماهنگ، برای آگاهی جوانان امروز و فردا مهم خواندند.
رهبر انقلاب در پایان سخنان‌شان تأکید کردند: با وجود همه دشمنی‌های گسترده، آشکار، پنهان و پیچیده قدرتهای ظالم و زورگو، کلمه طیبه جمهوری اسلامی روز به روز در حال استحکام و اقتدار بیشتر است و به برکت ایمان و اتحاد مردم این توطئه‌ها همچنان بی‌نتیجه خواهد ماند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد در گزارشی با گرامی‌داشت روز جهانی مسجد، گفت: مسجد زمینه‌ساز ارتقای بصیرت مردم ومرکز تربیت مجاهدان و مومنانی در تراز انقلاب اسلامی است.
آقای حاج علی اکبری با بیان اینکه بیش از 97 درصد شهدای کشور از پرورش‌یافتگان مساجد هستند، خاطرنشان کرد: «تعیین چشم‌انداز»، «فرهنگ سازی»، «همکاری ائمه جماعات»، «تشکیل جبهه مشترک و متحد برای گفتمان سازی»، «استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان»، «اداره مسجد با مشارکت مردم» و «استفاده از ظرفیت مسجد برای ساخت جامعه مؤمن»، از مهمترین اهداف و برنامه‌های مساجد است.

http://www.leader.ir/fa/content/16125/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86





برچسب ها :
مسجدپایگاه بزرگ فرهنگی و ...است(مقام معظم رهبری1395)هشتمین ستاره , 
توسط : هشتمین ستاره | مسجدپایگاه بزرگ فرهنگی و ...است(مقام معظم رهبری1395)هشتمین ستاره : نظر
بیست و یکم اُوت هر سال که مصادف با 31 مرداد است، روز جهانی مساجد نامگذاری شده است. در سال 1348 در چنین روزی مسجدالاقصی که قبله اول مسلمین جهان است توسط صهیونیست ها به آتش کشیده شد.

    

    

ـ کعبه نخستین خانه توحید و یکتا پرستی و اولین جایگاهی است که برای پرستش خدای یگانه ساخته شده است    . 

ـ مسجدالأقصی در اسلام، دومین مسجد به شمار می‌آید و از نظر درجه اهمیت، پس از مسجدالحرام و مسجد‌النبی قرار می‌گیرد. از آنجا که مسجدالأقصی قبله اول مسلمانان بوده، نزد آنان از جایگاهی والا برخوردار می‌باشد. 

ـ یک جریان مسیحی صهیونیستی در آمریکا شکل گرفته که اعتقاد دارد ویرانی مسجد الاقصی و ساخت معبد سوم سلیمان شرط ظهور حضرت مسیح (ع) است . بر پایه این اعتقاد مسجدالاقصی توسط اشغالگران صهیونیست به آتش کشیده شد. 

ـ مساجد کشور در طول 37 سال گذشته که از پیروزی انقلاب می گذرد حدود 8 / 2 برابر شده است و از 25 هزار مسجد در سال 1357 به 72 هزار مسجد رسیده است ولی این عدد به اعتقاد کارشناسان با افزایش جمعیت و باتوجه به اهداف انقلاب اسلامی چندان متناسب نبوده است. 

ـ برای شیعیان در ایران به ازای تقریبا هر 1100 نفر یک مسجد وجود دارد و این رقم برای مساجد اهل سنت تقریبا به ازای هر 500 نفر یک مسجد است. 


علت نامگذاری روز جهانی مساجد چیست؟ 

بیست و یکم اوت هر سال که مصادف با 31 مرداد است، روز جهانی مساجد نامگذاری شده است. در سال 1348 در چنین روزی مسجدالاقصی که قبله اول مسلمین جهان است توسط صهیونیست ها به آتش کشیده شد. یک جریان مسیحی صهیونیستی در آمریکا شکل گرفته که اعتقاد دارد ویرانی مسجد الاقصی وساخت معبد سوم سلیمان شرط ظهور حضرت مسیح (ع) است و الا ظهور نمی کند. بر پایه این اعتقاد مسجدالاقصی توسط اشغالگران صهیونیست به آتش کشیده شد    . 

مسجدالأقصی در اسلام، دومین مسجد به شمار می‌آید و از نظر درجه اهمیت، پس از مسجدالحرام و مسجد‌النبی قرار می‌گیرد. از آنجا که مسجدالأقصی قبله اول مسلمانان بوده، نزد آنان از جایگاهی والا برخوردار است. واقعه معراج پیامبر گرامی اسلام(ص) و نمازگزاردن دیگر پیامبران به امامت ایشان در مسجدالأقصی موجب شده تا محبوبیت این مکان مقدس نزد مسلمانان دوچندان شود    . 

معرفی اجمالی مسجدالاقصی 

آنچه به عنوان مسجدالأقصی در قرآن از آن یاد شده، تمام مجموعه مسجد‌الاقصی مسقف، قبة‌ الصخرة، قبة ‌‌السلسلة، مصلای مروانی و قبه‌ها (گنبدها)، محراب‌ها، راه‌ها، چاه‌ها، برکه‌ها، رواق‌ها و پل‌ها را همراه با دیگر بخش‌های باستانی و قدیمی دربر می‌گیرد که بخش مسقف مسجدالأقصی در جنوب این مجموعه واقع شده است. این مسجد توسط داوود نبی پایه گذاری شد و توسط حضرت سلیمان تکمیل شده است. مسجدالاقصی مسقف، بنایی مستطیلی است با رواقی بزرگ در میانه آن که مستقیماً به گنبد می‌رسد. از شرق و غرب، سه رواق مسجدالأقصی را احاطه کرده است. طول آن از شمال به جنوب 80 متر و عرض آن از شرق به غرب 55 متر است

فاجعه به آتش کشیدن مسجدالأقصی 

ساعت هفت صبح پنج‌شنبه 1969 / 08 /21 میلادی ( سی‌ و یکم مرداد سال 1348 هجری شمسی) جنایتکاری اسرائیلی‌ به نام دنیس مایکل ولیم روهان به آستان مسجد‌الاقصای مسقف تجاوز کرد و آن را به آتش کشید. در این آتش‌سوزی، مساحتی نزدیک به 1500 مترمربع از مسجد در آتش سوخت. در این واقعه، منبر باستانی که شهید نورالدین محمود زنگی دستور ساخت آن را برای نصب در مسجدالأقصی داده بود، سوخت. این منبر همان منبری است که سلطان ناصر صلاح‌الدین یوسف ‌بن ایوب پس از اینکه قدس را به سال 583 هجری از دست صلیبیان‌‌‌‍ آزاد کرد به مسجدالأقصی آورد    . 

مسجد عمر، محراب زکریا، مقام اربعین، سه رواق مسجد همراه با پایه‌ها و قوس‌های آن‌ها و قوس حامل بر قبة‌الاقصی و پایه‌های اصلی‌ای که گنبد مسجد بر آن‌ها قرار داشت، آتش گرفتند و سقف مسجد فرو ریخت. تزیینات آن از بین رفت و بخش‌هایی از گنبد چوبی داخل مسجد، محراب، دیوار قبله، سنگ‌های مرمر بکار رفته در درون مسجد، پنجره از جنس گچ و شیشه رنگین، فرش‌ها، سوره اسراء که از بالای محراب کاشیکاری و طلاکاری شده بود و... از بین رفتند 

مروری بر وضعیت مساجد در ایران 

طبق آمارهای سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد اقامه نماز 72 هزار مسجد در کشور وجود دارد و این به معنی سرانه یک مسجد به اعضا هر 1041 نفر است، آماری که نسبت به بسیاری از کشورهای اسلامی پایین‌تر است. مساجد کشور در طول 37 سال گذشته که از پیروزی انقلاب می گذرد حدود 8 / 2 برابر شده است و از 25 هزار مسجد در سال 1357 به 72 هزار مسجد رسیده است ولی این عدد به اعتقاد کارشناسان با افزایش جمعیت و باتوجه به اهداف انقلاب اسلامی چندان متناسب نبوده است.این عدم تناسب زمانی بیشتر خود نشان می کند که تعداد مساجد در ایران را با چند کشور مسلمان مورد مقایسه قرار دهیم. 

هم اکنون دو هزار و هفتصد نماز خانه ، مسجد و جایگاه و سکوی نماز در خطوط ریلی، جاده ایی و بندری کشور دائر است که برای اقامه نماز مسافران طراحی و آماده سازی شده اند. 

حجت الاسلام تقی قرائتی مدیر موسسه مسجد در مصاحبه با خبرگزاری شبستان با اشاره به اینکه ایران به ساخت و احداث 250 هزار مسجد نیاز دارد، گفته است: با توجه به موقعیت جغرافیایی و جمعیتی در کشور ما باید به ازای هر 250 نفر یک مسجد وجود داشته باشد ولی در حال حاضر به ازای هر سه هزار نفر یک مسجد فعال وجود دارد    . 

امروز تعداد کانون‌های فرهنگی مساجد به مرز 21 هزار و 709 باب رسیده که از دورترین نقطه تا نزدیک‌ترین نقاط شهری در استان‌ها فعالیت دارند.همچنین 12 هزار و 137 باب کتابخانه باز و مخزن دار در جوار مساجد تشکیل شده است.

در حال حاضر اهل تسنن در تهران حداقل 9 مسجد فعال دارند که عبارتند از:1-مسجد صادقیه، واقع در فلکه‌ دوم صادقیه 2- مسجد تهران ‌پارس، واقع در خیابان دلاوران 3- مسجد شهر قدس، واقع در کیلومتر 20 جاده‌ی قدیم 4- مسجد خلیج فارس، واقع در بزرگراه فتح 5- مسجد النبی، واقع در شهرک دانش 6- مسجد هفت‌جوب، واقع در جاده‌ی ملارد 7- مسجد وحیدیه، واقع در شهریار 8- مسجد نسیم‌ شهر، واقع در اکبرآباد 9- مسجد رضی‌آباد، واقع در سه ‌راه شهریار.

کمبود مسجد در پایتخت با توجه به حجم جمعیت

حجت الاسلام حاج علی اکبری رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد می­ گوید: طبق آمار شواری عالی انقلاب فرهنگی، تهران 1000 مسجد کم دارد، ان‌شاءالله تابستان امسال نهضت مسجدسازی در شهرستان‌های استان تهران را پیشانی همت خود قرار دهیم. ما3353مسجد داریم که شناسه دریافت کرده‌اند. از این تعداد 3115 مسجد ظرفیت اقدام و فعالیت را دارند. در 2550 باب از مساجد استان تهران نماز جماعت برگزار می‌شود که سهم شهر تهران 1986 مسجد است. اهتمام جدی نیز به اقامه نماز جماعت صبح داریم و تعداد مساجد برگزارکننده از 570 باب در سال 1390 به 1250 مسجد در سال 95 رسیده است.تا به حال 2030 امام جماعت نیز از مرکز حکم دریافت کرده‌اند که به معنای مشروعیت‌بخشی برای اقامه جماعت است.

توجه توجه :    سخن آخر

با گذشت حدود 38 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و مبارزه همیشگی برای آزادی قدس( مسجدالاقصی) شریف بنظر می‌رسد بیش از 98 درصد مردم و همچنین جمع کثیری از نخبگان هنوز قُبَّةُ الصَّخره را با مسجدالاقصی اشتباه می گیرند. مسجدالاقصی مسجدی است با گنبدی سبز رنگ در نزدیکی  قُبَّةُ الصَّخره که دارای گنبدی طلایی رنگ است. صهیونیست ها برای انحراف افکار عمومی مسلمانان دنیا از مسئله مسجدالاقصی با صرف هزینه های کلان تلاش کرده اند تا  قُبَّةُ الصَّخره را به جای مسجدالاقصی در افکار عمومی دنیا بنشانند و به همین جهت با چاپ پوستر های زیبا از  قُبَّةُ الصَّخره آن را به بهای ارزان و حتی رایگان در اختیار مسلمانان جهان قرار داده اند که کم و بیش در منازل و ادارات دیده می‌شوند. حتی سازمان صداوسیما نیز با وجود گوشزدهای مکرر از نشان دادن تصویر مسجدالاقصی اکراه دارد و  قُبَّةُ الصَّخره را به جای مسجدالاقصی برای مردم به تصویر می‌کشد. بنظر ضروری می‌رسد تا راه پیموده شده به خطا را هر چه زودتر اصلاح کنیم چرا که اگر مسجدالاقصی ( باگنبد سبز) به‌دست صهیونیست ها تخریب شود و تصویر قُبَّةُ الصَّخره (با گنبد طلایی) به عنوان مسجدالاقصی به مردم نشان داده شود که هنوز پابرجاست قطعا بیش از 99 درصد مردم آن راخواهند پذیرفت و صهیونیست‌ها را در رسیدن به اهدافشان یاری خواهد کرد.؟!!!


http://www.iribnews.ir/fa/news/1256771/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA



برچسب ها :
روز جهانی مساجد چه روزی است ؟(هشتمین ستاره) , 
توسط : هشتمین ستاره | روز جهانی مساجد چه روزی است ؟(هشتمین ستاره) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***


**تفسیرآیه 58 ازسوره نساء(اهمیت امانت و قضاوت)


إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً(آیه 58 از سوره نساء) .

خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبان آن برسانید و هنگامى كه میان مردم داورى مى‏كنید از روى عدالت داورى كنید ، خداوند پند و اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد ، خداوند شنوا و بیناست.


شان نزول:

در تفسیر مجمع البیان و بعضى دیگر از تفاسیر اسلامى نقل شده كه این آیه زمانى نازل گردید كه پیامبر   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  با پیروزى كامل وارد شهر مكه گردید ، عُثمان بن طلحه را كه كلیددار خانه كعبه بود احضار كرد و كلید را از او گرفت ، تا درون خانه كعبه را از لَوث وجود بتها پاك سازد ، عباس عموى پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  پس از انجام این مقصود تقاضا كرد كه پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) با تحویل كلید خانه خدا به او ، مقام كلیددارى بَیتُ الله كه در میان عرب یك مقام برجسته و شامخ بود ، به او سپرده شود ( گویا عباس میل داشت از نفوذ اجتماعى و سیاسى برادرزاده خود به نفع شخص خویش استفاده كند ) ولى پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  بر خلاف این تقاضا پس از تطهیر خانه كعبه از لَوث بتها درِ خانه را بست و كلید را به عُثمان بن طلحه تحویل داد ،  و  آیه مورد بحث را تلاوت مى‏ نمود :  إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها ... و  این در حالی بود كه هنوز «عثمان بن طلحه » مسلمان نشده بود.


دو قانون مهم اسلامى


آیه فوق گرچه همانند بسیارى از آیات در مورد خاصى نازل شده ولى بدیهى است یك حكم عمومى و همگانى از آن استفاده مى‏شود ، و صریحا مى‏گوید : خداوند به شما فرمان میدهد كه امانتها را به صاحبان آنها بدهید. (إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها ....)  روشن است امانت معنى وسیعى دارد و هر گونه سرمایه مادى و معنوى را شامل مى‏شود و هر مسلمانى طبق صریح این آیه وظیفه دارد كه در هیچ امانتى نسبت به هیچكس ( بدون استثناء ) خیانت نكند ، خواه صاحب امانت ، مسلمان باشد یا غیر مسلمان ، و این در واقع یكى از مواد اعلامیه حقوق بشر در اسلام است كه تمام انسان‏ها در برابر آن یكسانند ، قابل توجه اینكه در شان نزول فوق ، امانت تنها یك امانت مادى نبود و طرف آن هم یكنفر مشرك بود . 

در قسمت دوم آیه ، اشاره به دستور مهم دیگرى شده و آن مسئله عدالت در حكومت و قضاوت است. آیه مى‏گوید خداوند نیز به شما فرمان داده كه به هنگامى كه میان مردم قضاوت و حكومت مى‏كنید ، از روى عدالت حكم كنید وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ...  سپس براى تاكید این دو فرمان مهم میگوید : خداوند پند و اندرزهاى خوبى بشما میدهد ( إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ) باز تاكید مى‏كند و مى‏گوید : در هر حال خدا مراقب اعمال شما است ، هم سخنان شما را مى‏ شنود و هم كارهاى شما را مى‏بیند ( إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً)  این قانون نیز ، یك قانون كلى و عمومى است و هر نوع داورى و حكومت را چه در امور بزرگ و چه در امور كوچك بوده باشد شامل مى‏شود ، تا آنجا كه در احادیث اسلامى مى‏خوانیم : روزى دو كودك خردسال ، هر كدام خطى نوشته بود ، و براى داورى در میان آنها و انتخاب بهترین خط به حضور امام حسن (علیه‏ السلام‏) رسیدند ، على (علیه ‏السلام‏) كه ناظر این صحنه بود فورا به فرزندش گفت : یَا بُنَیَّ اُنْظُر کَیْفَ تَحْکُمُ فَإنَّ هذا حُکْمٌ وَالله ُسائِلُکَ عَنْهُ یَوْمَ القِیامَةِ  ( تفسیر مجمع البیان جلد 1 ذیل آیه 58 از سوره نساء )  فرزندم ! درست دقت كن ، چگونه داورى مى‏كنى ، زیرا این خود یك نوع قضاوت است و خداوند در روز قیامت در باره آن از تو سؤال میكند !  این دو قانون مهم اسلامى ( حفظ امانت و عدالت در حكومت ) زیربناى یك جامعه سالم انسانى است و هیچ جامع ه‏اى خواه مادى یا الهى بدون اجراى این دو اصل ، سامان نمى‏ یابد .

اصل اول مى‏گوید : اموال ، ثروتها ، پستها ، مسئولیتها ، سرمایه ‏هاى انسانى ، فرهنگها و میراث هاى تاریخى ، همه امانتهاى الهى هستند كه بدست افراد مختلف در اجتماع سپرده مى‏شود ، و همه موظفند كه در حفظ این امانات و تسلیم كردن آن به - صاحبان اصلى آن بكوشند ، و به هیچ وجه در این امانتها خیانت نشود . از طرفى همیشه در اجتماعات ، برخوردها و تضادها و اصطكاكِ منافع وجود دارد كه باید با حكومت عادلانه ، حل و فصل شود تا هر گونه تبعیض و امتیاز نابجا و ظلم و ستم از جامعه برچیده شود.

 

همانطور كه در بالا گفته شد ، امانت منحصر به اموالى كه مردم به یكدیگر مى‏ سپارند نیست ، بلكه دانشمندان نیز در جامعه امانت‏دارانى هستند كه موظفند حقایق را كتمان نكنند ، حتى فرزندان انسان امانتهاى الهى هستند كه اگر در تعلیم و تربیت آنان كوتاهى شود ، خیانت در امانت شده ، و از آن بالاتر وجود و هستى خودِ انسان و تمام نیروهائى كه خدا به او داده است امانت پروردگارند كه انسان موظف است در حفظ آنها بكوشد ، در حفظ سلامتِ جسم و سلامتِ روح و نیروى سرشار جوانى و فكر و اندیشه كوتاهى نكند و لذا نمى ‏تواند دست به انتحار  و خود کشی و یا ضرر به - خویشتن بزند ، حتى از بعضى از احادیث اسلامى استفاده مى‏شود كه علوم و اسرار و ودایعِ امامت كه هر امامى باید به امام بعد بسپارد در آیه فوق داخل است ( و جز امانت ها محسوب می گردند ).

قابل توجه اینكه در آیه فوق ، مسئله اداى امانت ، بر عدالت ، مقدم داشته شده ، این موضوع شاید به خاطر آن است كه مسئله عدالت در داورى ، همیشه در برابر خیانت لازم مى‏شود ، زیرا اصل و اساس این است كه همه مردم امین باشند ، ولى اگر فرد یا افرادى از این اصل منحرف شدند نوبت به عدالت مى‏رسد كه آنها را به وظیفه خود آشنا سازد.


اهمیت امانت و عدالت در اسلام


در منابع اسلامى به قدرى در باره این موضوع تاكید شده كه در مورد سایر احكام كمتر دیده مى‏شود :


1 -از امام صادق (علیه ‏السلام‏) نقل شده كه فرمود : «لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَیْ‌ءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ‌»[تفسیر نورالثقلین ، ج 1، ص 496، اصول كافى ج 2، ص 105 حدیث 13] : ( تنها ) نگاه به ركوع و سجود طولانى افراد نكنید ، زیرا ممكن است عادتى براى آنها شده باشد كه از ترك آن ناراحت شوند ، ولى نگاه به راستگوئى در سخن و اداء امانت آنها كنید.


2 -در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه ‏السلام‏) نقل شده كه فرمود : اگر على (علیه ‏السلام‏) آن همه مقام در نزد پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) پیدا كرد به خاطر راستگوئى در سخن و اداء امانت بود .


3 -در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه ‏السلام‏) نیز نقل شده كه به یكى از دوستان خود فرمود : اِنَّ ضارِبَ عَلِىٌّ بِالسَّیْفِ وَ قاتِلَه لَوْ اِئْتَمَنَنِى وَ اسْتَنْصَحَنِى وَ اسْتَشارَنِى، ثُمَّ قَبِلتُ ذلِكَ مِنْهُ، لاَدَّیْتُ اِلَیْهِ الاَْمانَةَ [مجموعه وَرّام، جلد 1، صفحه 20.]: اگر قاتل علىّ (علیه‏ السلام‏) امانتى پیش من مى‏ گذاشت و یا از من نصیحتى مى‏خواست و یا با من مشورتى مى‏كرد و من آمادگى خود را براى این امور اعلام مى‏داشتم ، قطعا حق امانت را ادا مى‏ نمودم.


4 -در روایاتى كه در منابع شیعه و اهل تسنن از پیغمبر گرامى اسلام (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نقل شده این گفتار بزرگ مى ‏درخشد : آیَةُ الْمُنَافِقِ ثَلاثٌ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ: نشانه منافق سه چیز است دروغگوئى ، پیمان ‏شكنى ، و خیانت در امانت.  ( نهج الفصاحه ص2 حدیث 7 -صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح 89 -  الترغیب و الترهیب : 4 / 9 / 13.)


5 -پیغمبر اكرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) به على (علیه ‏السلام‏) فرمود : هنگامى كه طرفینِ نزاع نزد تو مى‏ آیند حتى در نگاه كردن به آن دو ، و مقدار و چگونگى سخنان كه به آنها مى‏گوئى ، مساوات و عدالت و برابری را رعایت كن ( سَوِّ بَینَ الخَصمَینِ فِى لَحظِكَ وَ لَفظِكَ).

6- [ در مورد شش نفر از پیامبران بزرگ الهى جمله «اِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ اَمِینٌ» من براى شما فرستاده امینى هستم» در آیات قرآن  آمده است :   1- نوح  (شعراء ـ 107)  2- هود (شعراءـ 125)  3- صالح (شعراء ـ 143)  4-  لوط (شعراء ـ 162)  5- شُعَیب (شعراء ـ 178)  6-  موسى (دخان ـ 18)  و  این  نشان از اهمیت مسئله امانت و امانتداریمی باشد كه در كنار امر رسالت قرار گرفته است، و بدون آن هرگز اعتماد امت ها به رسولان و پیامبران جلب نمى شود.]  

7- در حدیثى از رسول خدا  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) خطاب به على(علیه السلام) مى خوانیم كه فرمود: «یا اَبَالْحَسَنِ اَدِّ الاَمانَةَ اِلَى الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ فِى ما قَلَّ وَجَلَّ حَتّى فِى الخَیْطِ وَ الَْمخِیطِ : اى ابوالحسن! امانت را چه مربوط به شخص نیكوكار باشد یا بدكار، چه كم باشد چه زیاد به صاحبش برسان، حتى اگر نخ و سوزن باشد .  ( بحارالانوار، جلد 74، صفحه 273.)

8-   پیامبر اكرم  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)    فرمود:  «لا اِیْمانَ لِمَنْ لا اَمانَةَ لَهُ : كسى كه امانت را رعایت نمى كند ایمان ندارد .( بحارالانوار، جلد 74، صفحه 273.)

9-  امام سجاد(علیه السلام) در باره اهمیت امانت  تعبیر عجیبى دارد. به شیعیانش  فرمود: «عَلَیْكُمْ بِاداءِ الاَْمانَةِ فَوالَّذِى بَعَثَ مُحَمّداً  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  بِالحَقِّ نَبِیّاً لَوْ اَنَّ قاتِلَ اَبِىَ الْحُسَیْنِ ابْنِ عَلِىٌّ(علیهما السلام) اَئْتَمَنَنِى عَلَى السَّیْفِ الَّذِى قَتَلَهُ بِهِ لاََدَّیْتُهُ اِلَیْهِ : به شما باد به اداء امانت، سوگند به آن كس كه محمد  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) را به حق پیامبرِ خویش قرار داد، اگر قاتل پدرم حسین(علیه السلام)شمشیرى را كه با آن پدرم را شهید كرد نزد من امانت مى سپُرد (و من امانت او را قبول مى كردم) در امانتش خیانت نمى نمودم»  ( بحارالانوار، جلد 72، صفحه 114، حدیث 3. )

10-  على(علیه السلام) در باره  امانت فرمود :  «اَلاَْمانَةُ تَجُرُّ الرِّزْقَ وَ الْخِیانَةُ تَجُرَّ الْفَقْرَ : امانت رزق و روزى مى آورد، و خیانت مایه فقر است».  (بحار، جلد 78، صفحه 60.)

11-  وَ الَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ .    و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت می کنند(سوره مؤمنون آیه 8 و نیز سوره معارج آیه 32)


تفسیر نمونه ج : 3ص : 430 .


** تنظیم و اصلاح و مختصری اضافات : توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی 


http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=8236&t=article





برچسب ها :
تفسیرآیه 58 ازسوره نساء(اهمیت امانت و قضاوت)هشتمین ستاره ,  حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً(آیه 58 از سوره نساء) . , 
توسط : هشتمین ستاره | تفسیرآیه 58 ازسوره نساء(اهمیت امانت و قضاوت)هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

زندگی یعنی:  بخند هر چند که  غمگینی.ببخش هرچند که  مسکینی .  فراموش کن هرچندکه دلگیری . آری اینگونه

***نسیم معرفت***


به نام خدا

سخنانی کوتاه و پُرمحتوی ازحضرت آیت الله سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  

1-  بیناییِ حقیقی به بصیرت است نه به بَصَر . آن که دو چشم سر دارد دامنه دیدش محدود است و آن که چشم دلش باز است نگاه او به وسعت همه هستی است .

2- دلی که در آن عشق نباشد تاریک خانه است .

3- آدمی هم می تواند پرواز کند لکن با بال عشق .

4- انسان شاه بیت آفرینش است .

5- دنیا نزد عارف لُنگ حمّام است که به ضرورت از آن مُتمتِّع می شود .

6- حسرت آن خُورَد که از عمر و زندگی بهره نَبَرد .

7- قرارگاه دل آدمی ذِکرُالله است . قَولُهُ تَعالَی : الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ( سوره رعد آیه 28)

8- خُرد شدن در کارهای خُرد از کم خِرَدی است .

9- در گلزارِ دل نغمه یار خوش است .

10- کسی که دل گنجشکی دارد قرار ندارد .

11- در آشفته بازار ریاکاری  دل بی ریا خریدارم .

12- از ابر خُشک توقُّعِ بارش نیست .

13- با نردبان پوسیده بالا مرو که سخت آسیب بینی .

14- اگر آدمی را صبر نباشد در آسیاب حوادث  خُرد می شود .

15- عقربه زندگی را به سوی خدا بچرخان تا زندگیت معنی پیدا کند .

16- بر صفحه دل باید نگاشت که : فقط خدا و بس .  قَولُهُ تَعالَی : حَسْبُنَااللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ ( آل عمران آیه 173)

17- دل آدمی آیینه جمال حضرت حق است  که به انوار الهی مُشعشَع می شود به شرطی  که به غُبار گناه و معصیت منکوس نگردد .

18- عمده تنازُعات بنی آدم بر سوء تفاهمات است که منشأ آن هم تسویلات شیطانی است .

19- هر بند و ریسمانی ممکن است گُسسته گردد مگر ریسمان الهی که ناگسستنی است . قَولُهُ تَعالَی :وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ  ( آل عمران  آیه 103 )

20- از استمرار غفلت برحَذَر باش که   موجب غلاف دل است و دلی که در غلاف باشد از درک حقیقت باز ماند و صاحب چنین دلی در دنیا و آخرت زیانکار است . قَولُهُ تَعالَی :وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلیلاً ما یُؤْمِنُونَ( سوره بقره آیه 88 )

21- در مکتب هوای نفس ، جز درس گمراهی حاصل نشود .

22- یکی از عجایب حال آدمی آن است که پندارد آنچه بجا آرد کیفر ندارد .

23- همه عوالِم هستی و وجود  (اعم از مادیّات و مجردات بغیر از وجود حضرت حق سبحانه وتعالی ) در پرتو نورانیت حقیقت محمدیَّه (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   و ذوات مُقدّسه معصومین ( علیهم السلام ) قراردارند و اگر آنی از این نورانیت خارج گردند همه عوالِم هستی در تاریکی محض  و فنا فرو می روند .

24- طوفان هوای نفس اگر شدّت بگیرد از همه طوفان ها مخرّب تر است .

25- جوانان گل های خوشبو و بانشاط و طراوتی هستند که اگر از آنان مراقبت نشود پژمرده می شوند.

26- اُفُق اندیشه و فکر عارف  به وسعت همه هستی است .

27- غیر خدا را  در دل جا دادن جفای به دل است .

28- بر درب ورودی دل باید نوشته شود : غیر خدا ممنوع

29-  آدمی هم نیازمند تنظیم و تراز کردن و بالانس است بلکه تراز نمودن و بالانس آدمی ضروری تر است . اگر انسان تراز و بالانس نشود کجی او از هرچیزی خطرناک تر می باشد .

30- ضعف آدمی همین بس که در هر شبانه روز ویا کمی بیشتر  :  1- نمی تواند که نخورد و نیاشامد 2- نمی تواند که نخوابد 3- نمی تواند قضای حاجت نکند .

31- آدم خودبین در خود می سوزد  و نتیجه خود خواهیش به مُحاق رفتن خود است .

32- کِشتی هوای نفس جز غرق شدن و هلاکت نتیجه ای ندارد .

33- دنیا دانشگاه بزرگ درس و تربیت است . هرکس در این دانشگاه تربیت نشود در سرای آخرت زیانکار است .

34- بدترین انسداد ، انسداد باب دل است . قَولُهُ تَعالَی :  وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ ( سوره بقره آیه 88 ) .

35-  اگر می خواهی  دَور بگیری و رشد کنی باید دَور خیلی از چیزها را قلم بگیری .

36- شادی و لبخند  و محبت  ، هدیه های  الهی هستند  . با لبخند و محبت ، دل ها صید می گردد . دل ها ، عاشق و شیدای محبتند .

37- دنیا سرای عبور است نه غرور .  اهل غرور  ، نیز روزی   به  گور می رسند .

38- هر کس در بند آن است که خواهان آن است . در بند آنی که خواهان آنی .

39- هرکه با بدان نشیند  زیان بیند .

40- نیایش ، پیرایشِ روح از آلایش ها است .

41-  نماز واقعی ، بهشتِ نقد مؤمن است .

42- هرگاه گمان کنی که از دیگران بهتری  آغاز سرازیری تُست  و هرگاه خود را کوچکتر از دیگران بدانی  بدان که شروع سرافرازی تُست .

42- 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

یَا اَیُّهَا الفُضَلاءِ وَ الأَحِبّاءِ الکِرامِ

اَقُولُ لَکُم کَلاماََ جَیّدا فَخُذُوهُ جَیِّداََ

اَلأَرواحُ ثَلاثَة :

رُوحُُ یُبغِضُکَ شَدیداََ وَ رُوحُُ یُحِبُّکَ شَدیداََ وَ رُوحُُ مُتَوَسِّطُُ بَینَ الحالَتَینِ

مَن یُبغِضُکَ شَدیداََ تامّاََ عالِماََ وَ قاصِداََ لایُحِبُّکَ اَبداََ اِلاّ بِالأِعجازِ

وَ مَن یُحِبُّکَ شَدیداََ تامّاََ عامِداََ وَ عالِماََ لایُبغِضُکَ اَبَداََ

وَ مَن کانَ مُتَوَسِّطُ الحالَتَینِ فَهُوَ کَثیرُُ فَحالُهُ مُعَلّقُُ بِالأَحوالاتِ وَ الحَوادِثِ المُختَلِفَةِ

فَکُن کَیِّساََ فِی المُعاشَرَةِ بِالنِّسبَةِ اِلَی مُتَوَسِّطِ الحالِ وَ لاتَجعَل نَفسَکَ فِی مَوضِعِ العَداوَةِ

اَلسَّیِّد اَصغَر السَّعادت المیرقدیم الاهیجی

2 / 2 /  1394


ترجمه :

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

ای گروه فضلاء ودوستان بزرگوار.

کلام نیک ونغزی به شما عرض می نمایم پس به نیکی آن را دریافت کنید

ارواح (قلوب و دل ها) سه دسته هستند:

 روح وقلبی که شدیدا با تو دشمنی دارد و روح ودلی که شدیدا به تو عشق ومحبت دارد و روح وقلبی که بین این دو حالت قرار دارد.

 واما کسی که از روی قصد ونیت وآگاهانه  ، شدیدا  وبه نحو کامل با تو بغض ودشمنی  می کند هیچگاه تو را دوست نخواهد داشت مگر اینکه معجزه ای رخ دهد

وکسی که از روی قصد ونیت وعلم وآگاهی ، به شدت وبه نحو کامل به تو محبت می ورزد هرگز با تو بغض و دشمنی نمی نماید.

وکسی که حالش بین این دوحالت باشد پس چنین افرادی بسیارند و حال چنین کسانی معلّق ودر گرو حالات وحوادث مختلفه است.

پس نسبت به کسی که دوستی ودشمنی اش با تو معلوم نیست( متوسّط الحال است)  زیرکانه وهوشمندانه رفتار کن وخودت را در موضع دشمنی قرار نده.


43-  شخصیت آدمی وقتی به فراز آید وجان به تعالی واهتزاز آید که سلوک تواضع به اقتدار وعزت درپیش گیرد وجامه مذموم کبر برخود نگیرد وباد نخوت وغرور به غبغب نیندازد. آنکه جامه ننگین تکبر بپوشد نگون بخت است وبه وهم وخیال ، خویش را خوشبخت پندارد در حالی که جامه کبریایی فقط خداوند سبحان را سزاوار است وهرکس این جامه بپوشد رسوا شود وخدای از او بیزار است.  هرکه کبر خواهد سروری نیابد.

44- آدمی باید خویشتن را به کم حرفی بیاراید تا درونش صفا آید . کم گوی گزیده گوی چون دُرّ .

45-   شراره حقیقت هنگامی برشراشر وجوت مستولی می شود که تشنه حقیقت باشی و شراب حقیقت را با عشق تَجرُّع نمایی.

توضیح :

  (تَجَرُّع یعنی جُرعه جُرعه و به تدریج...)

برخی افراد به جهت ظرفیت بالایی که برخاسته از شناخت والا و درک عمیق  و عنایت الهی می باشد ، جام حقیقت را یک باره می نوشند  و به حق و حقیقت می رسند که اینان به غایت اندکند و برخی دیگر چاره ای جز تَجَرُّع ندارند  و کم کم  به حقیقت راه می یابند  که گروه اینان بسیارند و برخی نیز به یک باره از حقیقت اِعراض می کنند که تعدادشان قلیل است و برخی نیز به تدریج به مرحله  استنکاف و انکار  حقیقت می رسند که تعداد اینان نیز بسیارند . خوشا آنان که به یکباره و یا به تَجَرُّع به حق و حقیقت  راه می یابند .

45- قول خالی از اشکال وبرخوردار از سَداد در باب سخن گفتن ، همان اعتدال در سخن است درموضع خودش.گهی سخن کوتاه گویاتر وبه درایت نزدیکتر است وگاه سخن دراز که مفید فائده باشد ، ضرورت است .


46- جنس آدمی از همه اجناس عالم عجیب تر و شگفت آورتر است. هرجنسی را می توان شناخت جز جنس آدمی که به آسانی قابل شناخت نیست ...



**حضرت آیت الله سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی 





برچسب ها :
سخنانی کوتاه و پُرمحتوی ازحضرت آیت الله سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی(هشتمین ستاره) ,  46- جنس آدمی از همه اجناس عالم عجیب تر و شگفت آورتر است. هرجنسی را می توان شناخت جز جنس آدمی که به آسانی قابل شناخت نیست ... , 
توسط : هشتمین ستاره | سخنانی کوتاه و پُرمحتوی ازحضرت آیت الله سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی(هشتمین ستاره) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 



***نسیم معرفت**


به نام خدا

باسلام وادب

یکی از عزیزان در یکی از گروه های مجازی متن زیر رو همراه با سوال برای بنده داده که پاسخ دهم که بحمدالله پاسخش را ذیلا  دادم.

واما متن ارسالی همراه با سوال:

آیت الله علامه برقعی قمی در خاطرات خود می نویسد : در خاطرم هست که روزی به قصد عیادت
 از بیماری در صف اتوبوس منتظر بودم که ناگهان یک ماشین شخصی جلوی من توقف کرد
و سرنشین آن مرا به اسم صدا زد و
گفت : آقای برقعی بفرمایید بالا ، نگاه کردم دیدم واعظ معروف آقای فلسفی است سوار شدم پس از سلام
 و احوالپرسی ، ایشان گفت : آقای برقعی کجایید؟ چه می کنید؟ خبری از شما نیست؟
   گفتم : جناب فلسفی به سبب عقایدم تقریبا خانه نشین شده ام و اگر می دانستید که عقایدم چیست ،
شاید مرا سوار نمی کردید. گفت : مگر شما چه می گویید؟
 گفتم : من می گویم روضه خوانی حرام است ، کمک به روضه خوانی حرام است ، گفت : چرا؟
گفتم : چون روضه خوان ها آنچه را که می گویند ، اکثرا ضد قرآن است و در واقع با پیامبر
و ائمه دشمنی می کنند.
آقای فلسفی گفت : حتی من؟! و پرسید : آیا منبر هم حرام است؟
 گفتم : آری منبر تو هم حرام است  گفت : چرا؟
برای تفهیم مطلب به او گفتم : آقای فلسفی یادتان هست در دهه عاشورا در بازار به منبر رفته بودی؟
گفت : آری  گفتم : من یکی از همان روزها که از بازار رد می شدم صدای شما را
شناختم و ایستادم که سخنان شما را بشنوم ، و شنیدم که می گفتی امام در شکم مادرش همه چیز را می داند ،
گفت : بله این موضوع در روایات ما ذکر شده
 مقصود فلسفی روایاتی بود که دلالت دارد بر علم امام قبل از تولد ، از جمله روایاتی که می گویند ،
( امام در شکم مادر از طریق ستونهای نور که در مقابل اوست همه چیز را می بیند )
گفتم : ولی این مطلب اولا ضد قرآن است که می فرماید
 
وَاللَّـهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ? لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. سوره شریفه نحل : آیه 78
خدا شما را در حالیکه هیچ چیز نمی دانستید ، از شکم مادرانتان بیرون آورد و به شما گوش و چشم و دل داد باشد که سپاسگزاری کنید
 ثانیا ، شما در آخر همان منبر گریز به صحرای کربلا زدی و گفتی :
هنگامی که امام حسین (ع) به طرف کوفه می آمد « حر » جلوی او را گرفت و مانع شد که امام به کوفه برسد
امام ناگزیر راه دیگری را در پیش گرفت و « حر » نیز آنها را دنبال می کرد تا اینکه به جایی رسیدند
که اسب امام (ع) قدم از قدم برنداشت و هرچه امام رکاب زد و کوشید و نهیب زد و هی کرد
مرکبش حرکت نکرد ، امام ماند متحیر که را اسب حرکتی نمی کند ، در آنجا عربی را یافت ،
امام او را صدا زد و از او پرسید : نام این سرزمین چیست؟
عرب جواب داد : غاضریه ( قاذریه) ، امام سین (ع) سئوال کرد : دیگر چه اسمی دارد؟
عرب گفت : شاطی الفرات ، امام پرسید : دیگر چه اسمی دارد؟
 گفت : نینوا ، امام پرسید دیگر چه اسمی دارد؟ گفت : کربلا  امام حسین (ع) فرمود : هان ، من
 از جدم شنیده بودم که می فرمود خوابگاه شما کربلا است
سپس به فلسفی گفتم : آقای فلسفی این امامی که شما در ابتدای منبر می گفتی در شکم مادر
همه چیز را می داند و قرآن می خواند
 (چطور ، به اینجا که رسید اول اسبش فهمید و آن سرزمین را شناخت و بعد امام (ع ،
و تازه پس از پرسیدن از یک عرب بیابانی محل را شناخت؟
 جناب فلسفی این چه امامی است که شما ساخته اید؟  که نعوذ بالله اسبش پیش از او مطلع می شود؟
آیا این است حب ائمه؟  آیا این است معارف اسلام؟  چرا در مورد روایات بیشتر دقت و تامل نمی کنی



واما جواب بنده


با سلام واحترام

در رابطه با علم معصومین علیهم السلام در کتاب های کلامی و عقاید ونیز تفسیر آیات مربوط به علم غیب و... بحث های مفصل شده است که  تفصیل آن را باید در کتب مربوطه دنبال کرد.
یکی از بحث های جالب در این باره مربوط به اصل علم است که اساسا علم چیست؟ ماهیت علم چیست؟ آیا علم از کیفیات نفسانی است یا از مقوله وجود است؟ ملاصدرا در آثارش قایل است که علم از مقوله وجود است... عده ای زیادی از علماء قایل هستند که علم از کیفیات نفسانی وقایم به نفس است. ...
علم از جهاتی تقسیماتی دارد:
1-علم حسی و تجربی در برابر علم نظری وغیرحسی

2- علم حضوری در برابر علم حصولی وکسبی

3- علم فطری

4-علم لدنی و خدا دادی(علم افاضی)

در آیه 78 از سوره نحل که می فرماید:  خداوند شما را درحالی که هیچ چیز نمی دانستید از شکم مادرانتان بیرون آورد ،  مراد و منظور از آن نفی علم کسبی وحصولی است که بطور متعارف و به تدریج انسان به آن دست می یابد . جنین در شکم مادر در مطلق جهل و نادانی  از حیث علم حصولی وکسبی می باشد  اگر چه مرتبه ای از فهم وعلم حسی و لمسی خواهد داشت . ممکن است سوال شود که چرا جنین وکودک در شکم مادر از علم وآگاهی کسبی وحصولی برخوردار نیست ؟  پاسخش آن است که  ابزار علم وشناخت که مهم ترین آن ها گوش و چشم وعقل است ودر آیه مذکوره(آیه 78 سوره نحل) هم  به آن ها اشاره شده  در شکم مادر برای جنین وکودک ، به فعلیت نرسیده ویا در حد بسیار نازل وضعیف است. با توجه به نکته پیشین  که بیان کردم ، در آیه 78 از سوره نحل ، نفی  مطلق علم وآگاهی حصولی و کسبی در همین مرتبه  از جنین می نماید نه نفی همه مراتب علم زیرا که جنین در شکم مادر از علم فطری بالقوه( فطرت توحیدی و خداجویی و ....)  و علم حسی و لمسی ونیز علم حضوری بالقوه برخوردار است  لذا در بحث های تربیتی طبق آموزه های دینی معتقدیم که مادران در ایام بارداری باید مراقبت کنند. نگاه مادر و خوراک مادر و افعال خوب وبد مادر و تند خلقی وخوش خلقی مادر و.... در بچه وجنین اثر دارد و خوب و شایسته است که مادران در ایام بارداری قراءت قرآن کنند وصدای  متعارف قرآن برای جنین بگذارند و در مجالس اهل بیت علیهم السلام شرکت کنند که همه اینها در جنین اثر دارد. در باره شهید آیت الله مصطفی خمینی نقل شده که ایشان بسیار باهوش و فهیم بود و قدرت فهم ودرک بالایی داشت. یکی از دلایل خاص این هوشمندی و قدرت فهم بالای ایشان آن بود که حضرت امام خمینی وقتی که در منزل برای شاگردان درس می داد مصطفای عزیزش را که درآن زمان تو گهواره بود در اتاق درس خود حاضر می کرد لذا بحث های علمی به گوش این کودک معصوم اثر کرده بود ودر بزرگسالی آثار نبوغ در مصطفی خمینی آشکار شد. 
تااینجا ثابت شد که آیه 78 از سوره نحل ، دال بر نفی مطلق علم در همه مراتب علم  نخواهد بود . وقتی این مطلب روشن شد خواهیم فهمید که فرمایش مرحوم فلسفی که فرمود ایمه علیهم السلام در شکم مادر همه چیز را می دانند در تناقض با این آیه قرآن نیست. علوم ایمه ع   از سنخ علوم عادی  بشری نمی باشد. علوم ایمه ع از نوع( علم افاضی و لدنی) است. اساسا منابع علم امامان علیهم السلام با بشر عادی فرق فاحشی دارد . مثلا معرفت به خداوند که نوعی از علم وشناخت است در ما انسان ها از راه معلول ها می باشد به این معنی که ما از طریق پدیده های عالم و تحلیل اشیاء به خداوند معرفت وشناخت پیدا می کنیم  و به اصطلاح شناخت ما نوعا و یا همه اش( شناخت انی به کسر همزه و تشدید نون) است یعنی شناخت ومعرفت از پایین به بالا  ولی شناخت ومعرفت امامان علیهم السلام به خداوند  از نوع (بک عرفتک ) می باشد و از بالا به پایین است.با توجه به این نکات   همه ایمه علیهم السلام در شکم مادرانشان همه چیز را به اذن الله اگاه بودند. آیه 78 از سوره نحل  نفی علم فطری و حسی و لمسی و حضوری و  نیز نفی علم افاضی ولدنی  نمی کند بلکه فقط وفقط نفی علم حصولی و کسبی برای عموم بشر (بشرعادی غیر معصوم ) می نماید.
یکی از بحث هایی که درباره علم معصومین ع میشود آن است که آیا ایمه ع  علم غیب به همه چیز دارند یا نه؟ در این باره باید عرض کنم که علم غیب مطلق از جمیع جهات مختص به خداوند تبارک وتعالی است وغیر خداوند حتی امامان ع علم غیب مطلق من جمیع الجهات ندارند. آری براساس آیات قرآن خداوند به هرکسی که بخواهد براساس حکمتش علم غیب خواهد داد وبه پیامبر اسلام ص و ایمه ع  آنچنان علم غیب  عطاء فرموده که به احدی چنین عنایت نفرموده است. خداوند هر آن علمی را که در راستای رسالت پیامبر ص و امامان ع باشد به آنها عنایت فرمود.  ممکن است سوال شود که آیا ممکن است امامان ع در باره چیزی علم  و یا علم غیب نداشته باشند؟  پاسخ آن است که طبق روایتی از امام صادق ع آمده است که  امام معصوم هر وقت بخواهد و اراده کند خداوند او را آگاه خواهد کرد .... پس معلوم میشود که گاهی در برخی از امور جزییه که ربطی به مقام رسالت ایمه ع ندارد ممکن است امام معصوم اگاهی نداشته باشد  مثلا در حادثه لَیلةُ المَبیت که علی ع جای پیامبر ص خوابیده از حوادث جزئیّه و شخصیه ای است که علی ع علم نداشت که در آن شب کشته نخواهد شد واگر علم داشت که شهید نمی شود نشانه کمال نبود.  البته باز دراین رابطه مطالب ظریف ودقیقی وجود دارد که مجال پرداختن به آن ها نیست. امیدوارم  مطالبی که مطرح کردم تاحدی پاسخ سوال را داده باشد ولی خواهش بنده آن است که حتما مطالب را از روی دقت مطالعه بفرمایید......

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی





برچسب ها :
آیا ایمه( علیهم السلام)در شکم مادرانشان همه چیز را می دانستند؟!!(هشتمین ستاره)آیة الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی) ,  امامان ,  امام , 
توسط : هشتمین ستاره | آیا ایمه( علیهم السلام)در شکم مادرانشان همه چیز را می دانستند؟!!(هشتمین ستاره)آیة الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

زندگی یعنی:  بخند هر چند که  غمگینی.ببخش هرچند که  مسکینی .  فراموش کن هرچندکه دلگیری . آری اینگونه

***نسیم معرفت***


به نام خدا

 تفکر صحیح  و موانع آن

انسان موجودی است دارای نیروی اختیار و اراده که از میان همه موجودات به قدرت تفکر و فکر و اندیشه متمایز می باشد و با اینکه ازجهت تکلیف با جِن مشترک است و خطاب (ْ أَیُّهَ الثَّقَلان سوره رحمن آیه 31)  متوجه انسان ها و جنّی ها می باشد  ولی با این وجود  ، قدرت تفکر جن به پای قدرت تفکر انسان نمی رسد اگر چه  جنی ها  چون ناری هستند از نیروی فوق العاده جسمیِ ناری برخوردارند و نیز هیچ پیامبری از جنس جن نیامده است و آنها از پیامبرانی که برای انسان ها فرستاده شدند تبعیت می کنند و  انسان می تواند جن را به تسخیر خود در آورد  .ِ 
قدرت اندیشیدن و فکر کردن یکی از نعمت های الهی است که در وجود انسان گذاشته شده است  واساسا به یک معنا ماهیت و هویت و شاکله انسان را  همین قوه تفکر و فکر تشکیل می دهد و  در  قرآن کریم  هیجده بار کلمه فکر با مشتقاتش و چهل و هفت مرتبه ماده عقل با اشتقاقاتش و شانزده بار کلمه لُب(به ضم لام و تشدید باء) و چهاربار کلمه تَدبُّر و چندین مرتبه نیز کلمه  فقه و تفقه و مانند آن ها بکار رفته است .  اگرچه هر یک از تفکر  وفکر و تعقل و تفقه و تدبر و مانند آن ها از جهاتی معنای خاص خود را دارند ولی تضاد و تعارضی هم با هم ندارند. 
فکر و تفکر (که تقریبا این دو را به یک معنی درنظر گرفتیم اگر چه با  دقت نظر از نظر معنی مختلفند )  در لغت چنانکه اِبن منظور در لِسانُ العَرَب گفته به معنای (اِعمالُ الخاطِرِ فِى الشَّى‏ء . بکارگیری ذهن در درباره یک چیز است )   یا چنانکه  فیروز آبادی در کتاب اَلقامُوسُ المُحیط گفته  (اِعمالُ النَّظَرِ فِى الشَّى‏ء .   اعمال نظر در باره چیز خاصی  است) می باشد   ولی در اصطلاح منطق  فکر را چنین تعریف کرده اند : اَلفِکرُ تَرتیبُ اُمُورِِ مَعلُومَةِِ لِتَحصیلِ اَمرِِ مَجهُولِِ. یعنی فکر و تفکر عبارت است از مرتب کردن و چینش چندین امر معلوم برای رسیدن به یک امر مجهول و به عبارت دیگر تفکر همان تجزیه و تحلیل  مسایل و  وصول به یک نتیجه است .  مرحوم حکیم ملا هادی سبزواری در بخش منطق از کتاب منظومه خود در تعریف فکر و تفکر چنین گفته است :   وَ الفِكرُ حَركَةُُ اِلَی المَبادِی  وَ  مِن مَبادِی اِلَی المُرادِ .
یعنی فکر و تفکر  (تفکر حصولی ونظری مراد است زیرا
که نوعا تفکر انسان ها از نوع  تفکرحصولی می باشد ) عبارت است از دو حرکت ذهنی می باشد : حرکت اول عبارت است از حرکت به سوی مبادی یعنی توجه و التفات به تصورات و تصدیقاتی که در ذهن ، معلوم و مشخص هستند .
حرکت دوم عبارت است از ترتیب و تنسیق و تنظیم و ترکیب وچینش این امور معلومه برای رسیدن به مراد و مقصود (امر مجهولی که در صدد فهمیدن و کشف آن هستیم) می باشد.
 به طور کلی تفکر و فکر فرایندی است که انسان بواسطه تجزیه و تحلیل و چینش و ترکیب حساب شده از  امور معلومه تصدیقی و تصوری ، به یک مساله مجهول و نامعلوم دسترسی پیدا می کند .  تفکر  انواع و اقسامی دارد که عبارت است از تفکر حصولی (استدلالی و نظری ) و تفکر حضوری  و تفکر قلبی  و تفکر الهامی  و تفکر وحیانی و ... .  مراد ما از تفکر در اینجا اعم از تفکر حصولی ( استدلالی و نظری)  است که از دستگاه ذهن استفاده می شود . دستگاه ذهن یکی از عجایب خلقت است. اینکه چگونه ذهن ما باخارج ارتباط برقرار می کند وشناخت حاصل می شود یکی از مسایل بُغرنج و پیچیده است. مساله شناخت که یکی از بحث های مهم و دشوار فلسفی و علمی است بخش عمده ای از آن به بحث وجود ذهنی بر می گردد که مربوط به دستگاه ذهن است. خوشبختانه فلاسفه اسلامی به نحو شایسته ای به این بحث پرداخته اند که دراین رابطه باید به کتب فلسفی(مانند بِدایةُ الحِکمة و نِهایةُ الحِکمة از علامه طباطبایی و منظومه مرحوم حاجی سبزواری و اسفار ملاصدرا و.... نیز به کتاب شناخت درقرآن از استاد شهید مطهری ) مراجعه شود.
 در ذهن هر انسانی کلمات و عبارات بسیاری است که معنای آن ها  را  اجمالا و یا تفصیلا می داند و هنگامی که با سؤالی مواجه می شود با بکار گیری  و ترکیب درست این معلومات به پاسخ سوال می رسد. این عمل و فرآیند همان چیزی است که ما به آن تفکر می گوییم. تفکر (تفکر حصولی و نظری)  در حقیقت برخاسته و مُنشعِب از معلومات پیشین است لذا تا علمی نباشد تفکری هم شکل نمی گیرد. اگر کسی  فرضا  ذهنش خالی از معلومات باشد هیچگاه نمی تواند مجهولات وحقایق نایافته  را کشف نماید. هرگز نمی توان با مجهولی ،مجهولی را حل کرد. پس پیش از هر تفکری نیاز به  علم است ودر منطق  نیز علم (علم حصولی) را تعریف کردند و گفته اند:
 اَلعِلم ُهُوَ الصُّورَةُ الحاصِلَةُ مِنَ الشَّیءِ عِندَ العَقلِ ( اَو فِی العَقلِ )  [رجوع شود به اوایل کتاب حاشیه ملاعبدالله یزدی که حاشیه بر تهذیب المنطق ملاسعدتفتازانی است]  .  یعنی علم (مراد از آن علم حصولی است نه علم حضوری) عبارت  است از آن صورتی که از شی یا اشیاء نزد ذهن حاصل می شود و به عبارت دیگر هرچیزی که ذهن از آن صورت سازی می کند  و صورتی از آن در نزد ذهن حاصل باشد به آن عِلم می گویند . البته باید توجه داشت که علم پیامبر اکرم (ص)و علم ایمه و انبیاء (علیهم السلام) و علم برخی اوتاد  و مانند آنها صرفا در قالب علم حصولی که منطقیین تعریف می کنند نمی گنجد بلکه علم آنها علاوه بر علم حصولی  از نوع علم اِفاضی و لَدُنّی و وَحیانی و مانند آن است.
همه انسان ها در طول تاریخ  حتی انسان های اولیه که زندگی غارنشینی داشتند  از طریق معلومات فطری و اکتسابی و حسی به کشف مجهولاتشان می رسیدند و از این طریق معلومات و دانش آنها توسعه پیدا کرد . باید توجه داشت که هر انسانی حتی دیوانگان  دارای  قوه و نیروی تفکر است ولی هر کسی را نمی توان گفت که متفکر و اندیشمند می باشد . داشتن یک نیرو  و نحوه بکارگیری آن دو چیز جدا از هم و کاملا با هم متفاوت است  بسیاری از افراد سرمایه هایی دارند که بکار نمی گیرند و چه بسا ضایع می کنند . بسیاری از انسان ها نیرو و قدرت تفکر دارند ولی از تفکر درست و سالم محروم هستند. بدیهی است که  دیوانه ذاتا دارای  قوه و نیروی فکر می باشد ولی به جهت بیماری خاص روانی و مغزی از  بکارگیری و اِعمال تفکر درست وسالم  محروم است  و اگر روزی بِأذنِ الله شفا پیدا کند مثل افرادِ سالم می تواند از قدرت و نیروی تفکر خود استفاده نماید. بسیاری از مردم نیز اگرچه به حسب ظاهر در ردیف دیوانگان و مجانین نیستند ولی به عللی که بعدا اشاره می کنیم  از تفکر سالم و درست برخوردار نمی باشند.
 از نظر اسلام و بزرگان خرد و اندیشه آنچه که حایز اهمیت است نوع بکارگیری  قدرت تفکر و فکر است . شخصیت و هویت انسان بسته به نوع تفکر و اندیشه ای است که در او شکل می گیرد . برخی انسان ها در سایه تفکر نورانی و صحیح به اوج انسانیت و کمال رسیدند و هزاران و میلیون ها نفر را در پرتو اندیشه نورانی خود به رشد و سعادت رساندند و برخی دیگر در سایه تفکر شوم و ظلمانی و شیطانی خود به بدترین و پایین ترین مرحله انحطاط و پستی سقوط کردند و  بسیاری از مردم را نیز به  انحطاط وبدبختی و شقاوت کشاندند  پس در واقع هویت و حقیقت آدمی به نوع تفکرش باز می گردد  و هر کسی را باید از راه نوع تفکرش شناخت . جلال الدین رومی در این باره می گوید:


ای برادر تو همان اندیشه ای    ما بقی خود استخوان و ریشه ای .


اسلام و قرآن و رهبران آسمانی و خردمندان عالم  انسان ها را دعوت به تفکر صحیح می نمایند. ممکن است سوال شود که چگونه و با چه عواملی انسان می تواند از تفکر صحیح و درست و سالم برخوردار باشد؟  در پاسخ به این سوال می گوییم  اگر هرآنچه را که عامل انحطاط فکری است از خود دور کنیم سبب می شود که از تفکر صحیح و سالم و استوار برخوردارگردیم . ( وبه اصطلاح : تُعرَفُ الأَشیاءُ بِأَضدادِها یعنی هرچیزی به ضد خود شناخته می شود ) برخی از عواملی که مانع تفکر صحیح و درست می باشد عبارتند از :


1- تعصب خشک و غیر منطقی(لجاجت ) :


برخی از افراد به جهت تعصبات افراطی قومی و نژادی و حزبی و گروهی و مانند آن ها  از پذیرش بسیاری از حقایق امتناع می ورزند و پرده ضخیم تعصبات غیر منطقی مانع  اندیشه و تفکر درست آنها شده است . در زمانی که پیامبر اسلام(ص) رسالت و پیامبری خود را اعلام نمود و ندای توحید و نفی شرک و بت پرستی داد از جمله کسانی که در مقابل دعوت پیامبر بزرگ اسلام مقاومت کردند و زیربار دعوت توحیدی پیامبر نرفتند همین مُتعصِّیبن بی مغز بودند . متعصیبنی که انبیاء پیشین هم گرفتار آنها بودند. آنها می گفتند که ما بر دین آباء و اجداد و نیاکان مان هستیم و دست از آن بر نمی داریم . در آیه 22 از سوره زخرف چنین آمده است :
بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلی‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُون . َ
بلکه آنها (مشرکان عرب عصر پیامبر ص و... ) می گویند: ما نیاکان خود را بر آئینی یافتیم ، و ما نیز به پیروی آنان هدایت یافته ایم !!


2- جهل و نادانی .


کسی که نسبت به یک  مساله و حقیقتی جاهل و نادان است باید جستجو و تحقیق و مطالعه بنماید  و یا از فرد متخصص و دانایی سوال و پرسش نماید تا به پاسخ صحیح ویا به حقیقت مطلب برسد . جهل تقسیماتی دارد :  الف : جهل در مقابل عقل . یعنی ممکن است فردی مدرک تحصیلی بالا داشته باشد ولی به جهت رفتارها و گفتارهای غیر عقلانی و غیر منطقی در ردیف جاهلان باشد و بخش عمده ای از نکوهش جهل و نادانی که در آیات و روایات وارد شده ناظر به این نوع از جهل است. در اوایل جلد اول کتاب اصول کافی به جنود عقل و جهل از لسان مبارک امام صادق (علیه السلام) پرداخته شده که شایسته است با دقت مورد مطالعه قرار گیرد.
ب : جهل در مقابل علم . ممکن است به کسی جاهل بگوییم به جهت اینکه از  خواندن و نوشتن وسواد و دانش رسمی و غیر رسمی  برخوردار نباشد. و نیز جهل تقسیم می شود به جهل مطلق و جهل نسبی .


  کسی که دچار جهل با انواع و اقسام آن باشد نمی تواند به تفکر صحیح و درستی نایل شود.

3- تقلید کورکورانه. 

 تقلید کورکورانه نیز یکی از موانع تفکر صحیح است.  مولوی در این باره چنین می گوید:
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دوصد لعنت براین تقلید باد

بزرگان ما در کتب عقاید متذکر می شوند که در اصول عقاید و اعتقادات تقلید کردن ، عقلا  غلط و باطل است و تقلید در احکام شرعی  به عنوان رجوع جاهل به دانا و یا رجوع جاهل به متخصص عقلا  صحیح و جایز است. متاسفانه در هر عصری عده ای بدون اینکه فکر و اندیشه شان را بکار اندازند از کار و رفتار و گفتار دیگران  و اجانب تقلید می کنند و امروزه نیز می بینیم که برخی از مردم در بلاد اسلامی با تاثیر پذیری از ماهواره ها  و مانند آن ها که از ناحیه دشمنان اسلام و انقلاب پشتیبانی می شود  سنت ها و روش های اجانب و دشمنان اسلام را در زندگی فردی و اجتماعی خود پیاده می کنند. در مُدل  پوشاک و خوراک و حتی مدل ساخت و ساز و ساختمان و غیره  بدون توجه و تفکر صحیح  به جوانب آن ها  از اجانب پیروی می کنند و گاهی هم متاسفانه به این امور نیز افتخار جاهلانه می نمایند . اینگونه تقلید کردن ها که عاری از تعقل و تفکر صحیح است سبب استیلاء فرهنگ دشمنان اسلام و انقلاب در جوامع مسلمین می باشد و چه بسا موجب انحطاط و سقوط  خواهد بود.

4- جو زدگی  (که به نوعی همراه با تقلید کورکورانه است)
  یکی دیگر از موانع تفکر  که سدّ راه تفکر صحیح است  جو زدگی می باشد. جو زدگی یعنی تحت تاثیر محیط  و جمعیت و حزب و گروه وغیره  قرارگرفتن بدون اینکه مبنای درستی از نظر شرع و عقل  و  عقلاء  برای این کار وجود داشته باشد. حضرت علی (ع) در حکمت 139 از نهج البلاغه فیض الأسلام دربخشی از سفارش هایی که برای کمیل بن زیاد نخعی داشته می فرماید که مردم بر سه دسته اند که دسته سوم  را چنین معرفی می نماید :  وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ كُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِیق ...  یعنی كسانى كه از پى هر آواز مى‏روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى‏كنند(به اصطلاح حزب باد هستند و هیچ استقلال و هویت شایسته ای از خود نشان نمی دهند) . از فروغ دانش بهره ‏ور نشده ‏اند و به ركن استوارى پناه نجسته ‏اند.    در حادثه کربلا عده کثیری از کسانی که در لشکر دشمن و در مقابل امام حسین (ع) بودند همین دسته از افرادی بودند که تفکر صحیح و درستی نداشتند و جو زده و تحت تاثیر جو حاکم آن زمان بودند و در قتل فرزند پیغمبر (ص) با علم به اینکه او پسر پیامبر و علی و فاطمه (علیهم السلام) است شرکت داشتند .!!  گاهی برخی افراد چنان جو زده می شوند و رفتار و گفتاری از خود بروز می دهند که گویا از هیج عقل و اندیشه و تفکری برخوردار نیستند.
متاسفانه بخش قابل توجهی از مردم  معمولا دچار جوزدگی می شوند . مثل اینکه گاهی  یک دختر مسلمان وقتی در یک محیطی قرار گرفت که اکثرا بی حجاب هستند خودش هم همراه آنها می شود و به اصطلاح غلط و نادرست  می گویند : خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو   ویا اینکه چون در مراسم عروسی فلان پوشش ماهواره ای مُد شده  فلان آقا و یا خانم که اسیر مدپرستی شده  با همان پوشش وارد مجلس عروسی می شود . یا اینکه چون در فلان مجلس میهمانی عده ای ظرف غذای خود را نیمه کاره رها می کنند  فلان آقا یا خانم نیز ظرف غذایش را نیمه رها می کند و اسراف می نماید .با تاسف اظهار می دارم که در کشور ما جوزدگی و تاثیرپذیری غلط از محیط  و غیره در امور مختلف اعم از پوشاک و خوراک و ساخت وساز و حتی در نوع سخن گفتن و... خیلی زیاد است و راه علاج آن تا حدود زیادی مربوط به کارفرهنگی از ناحیه رسانه های صوتی و تصویری و نشریات و جراید و مانند آن ها است .

5- هوی و هوس .

یکی دیگر از موانع تفکر درست پیروی از خواسته ها وامیال نفسانی و شیطانی است که پرده ضخیم ظلمانی بر روی فکر و اندیشه  بوجود می آورد و انسان را از رسیدن به تفکر سالم و استوار باز می دارد. هرکس هر اندازه که اسیر هوی و هوس باشد به همان اندازه هم از نورانیت فکر و اندیشه دور می گردد. برخی افراد آن چنان اسیر هوی و هوس و امیال نفسانی و شیطانی خود هستند که در واقع شیطان مجسم می شوند و شیطان در همه وجودشان لانه کرده و تخم گذاری و زاد و ولد می کند و لذا جز اندیشه شیطانی اندیشه ای ندارند و دست و پا و زبان و نگاه و گوش و  قلم و فکر و ذهن و دل و همه وجودش ، شیطانی می شود . حضرت علی (ع) در خطبه هفتم از نهج البلاغه فیض الاسلام در این باره  چنین  می فرماید :
اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّیْطَانُ فِی سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِهِ  .  یعنی  آنان در كارشان به شیطان تكیه كرده و ابزار دست او گشته‏ اند. پس او در سینه‏ هاشان لانه كرده و به زاد و ولد پرداخته و دامانشان را پرورشگاه خود یافته است. پس چشم و زبان آنان، چشم و زبان شیطان شده است، و در نتیجه  لغزشها را بر آنان حاكم گردانیده و خطاهای زشت را برایشان آراسته است، و در نهایت همكار شیطان و گویای باطل های او گشته ‏اند و نیز شاعرِ عرب می گوید :اِنارَةُ العَقلِ مَکسُوف بِطَوعِ الهَوی  وَ عَقلُ عاصِی الهَوی یَزدادُ تَنویراً یعنی روشنی و نورانیت عقل بواسطه پیروی از هوای نفس ، مکسوف و ناپدید و خاموش می شود و از بین می رود  و کسی که  عاصی و دوری کننده و بازدارنده از هوای نفس باشد  نورانیت عقل و فکرش افزایش پیدا می کند .

6- کبر و غرور و عدم بهره گیری از نظرات دیگران

یکی دیگر از موانع تفکر سالم و درست ، کبر و غرور و خود برتر بینی است. این صفت رذیله که رذایل زیادی را  در پی دارد مانع رشد فکری و سبب انحطاط و پستی می باشد  شاعر شیرین سخن سعدی شیرازی چه زیبا سرود  :


بزرگان نکردند در خود نگاه

خدا بینی از خویشتن بین مخواه

بزرگی به ناموس و گفتار نیست

بلندی به دعوی و پندار نیست

تواضع سر رفعت افرازدت

تکبر به خاک اندر اندازدت

به گردن فتد سرکش تند خوی

بلندیت باید بلندی مجوی

ز مغرور دنیا ره دین مجوی

خدا بینی از خویشتن بین مجوی

گرت جاه باید مکن چون خسان

به چشم حقارت نگه در کسان

کسی که دچار کبر و غرور است به رذیله عجب و خود شگفتگی و فخر و مباهات و تحقیر و استهزاء گفتاری و رفتاری نسبت به دیگران نیز دچار است .آدم مغرور و متکبر خودش را بالاتر از دیگران می پندارد و روی این جهت نوعا حاضر نمی شود که درباره چیزی با دیگران مشورت و نظر خواهی کند . مشورت و نظر خواهی از دیگران که صلاحیت مشورت را دارند سبب شکوفایی و رشد تفکر و تعقل می گردد و در سایه مشاوره درست موفقیت های بزرگی نصیب آدمی می شود و پیامبر اکرم(ص) با اینکه عقل کل به معنای حقیقی خود بود ولی بااین حال خداوند به او فرمان می دهد که مشورت نماید .
در سوره آل عمران آیه 159 چنین آمده است :
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین .
به ( برکت ) رحمت الهی ، در برابر آنان [ مردم ] نرم ( و مهربان ) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی ، از اطراف تو ، پراکنده می شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها ، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی ، ( قاطع باش! و ) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.


7- عجله و شتابزدگی .


یکی دیگر از موانع تفکر سالم ودرست ، شتابزدگی است. البته  شتاب و شتابزدگی با هم فرق دارند. شتاب در کار گاهی لازم است ولی شتابزدگی و عجله کار شیطان است. در روایتی از رسولخدا (ص) آمده است که فرمود :
اَلأَناةُ مِنَ اللّه ِ، و العَجَلَةُ مِنَ الشَّیطانِ .
درنگ  و آرامش  و خویشتن داری از خداست و عجله و شتابزدگی از  جانب شیطان می باشد.

* اَلأَناةُ : از ( أَنَی - یَأنِی ، أَنیاََ ، أَناءََ) یعنی سنگینی - وقار- بردباری- حِلم- حوصله- فرصت دادن- مُهلت دادن .


باز درحدیث دیگری  از رسولخدا(ص) به نقل از کتاب مواعظ العددیه آمده است که فرمود :
العَجَلَةُ مِنَ الشَّیطانِ الّا فِى خَمسِِ فَانَّها مِنْ سُنةِ رَسُولِ الله  :
1-اِطعامِ الضَّیفِ اذَا نَزَلَ
2-وَ تَجهیزِ المیّتِ إذا مَاتَ
3-وَ تَزویجِ البِنتِ اذا اَدْرَكَتْ
4-و قضاءِ الدّین اذا وَجَبَ
5-وَ التَّوبَةِ مِنَ الذَّنبِ اِذَا اَفْرَطَ

یعنی عجله کردن  در کارها از شیطان است مگر در پنج مورد که از سنت رسولخدا(ص) می باشد :
1- پذیرایی و میهمان نوازی از میهمانی که بر کسی وارد می شود
2- تجهیز و دفن کسی که از دنیا رفت
3- شوهر دادن دختری که به حد درک و شناخت و و فهم و بلوغ جسمی و شرعی رسید.
4- پرداختن قرض و دینی که وقت اداء آن رسیده
5- توبه از گناه وقتی که زیاد شد.


آدم عجول همیشه در تفکر وفکر کردن و در قضاوت و تصمیم گیری و سایر امور دچار خطا واشتباه و انحراف و ندامت و پشمیانی و شرمندگی و خسران و ضرر و زیان  می گردد . آدم عجول هیچگاه به تفکر صحیح و درست دست پیدا نمی کند .


8- غفلت

9- حب وبغض غیر منطقی

10- متابعت از ظن و گمان غیر معتبر

11-  غلبه توهم و خیال

12- شایعات

13- سوءظن

14-عصبانیت و خشم

15-استناد به مطالب دروغ و  سُست و بی پایه

16-جزم گرایی و دگم اندیشی

17- دنیا طلبی

18- ضعف اعتقادی

19-


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

روز پنج شنبه

28 مرداد 1395 ه.ش

پانزدهم ذی القعده 1437 ه.ق



**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 
َ





برچسب ها :
تفکر صحیح و موانع آن(هشتمین ستاره)آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  . دستگاه ذهن یکی از عجایب خلقت است. اینکه چگونه ذهن ما باخارج ارتباط برقرار می کند وشناخت حاصل می شود یکی از مسایل بُغرنج و پیچیده است. مساله شناخت که یکی از بحث های مهم و دشوار فلسفی و علمی است بخش عمده ای از آن به بحث وجود ذهنی بر می گردد که مربوط به دستگاه ذهن است. خوشبختانه فلاسفه اسلامی به نحو شایسته ای به این بحث پرداخته اند که دراین رابطه باید به کتب فلسفی(مانند بِدایةُ الحِکمة و نِهایةُ الحِکمة از علا , 
توسط : هشتمین ستاره | تفکر صحیح و موانع آن(هشتمین ستاره)آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح  (دوشنبه 11 مرداد 1395) در دیدار هزاران نفر از قشرهای گوناگون مردم استانهای مختلف کشور، مشکلات معیشتی مردم را دغدغه عمیق و مستمر خود خواندند و با تأکید بر تکیه بر ظرفیتهای داخلی به عنوان تنها راه حل مشکلات مردم افزودند: بر جام، به عنوان یک تجربه، بی نتیجه بودن مذاکره با امریکایی ها، بدعهدی آنها و ضرورت بی اعتمادی به وعده های امریکا را بار دیگر ثابت کرد و نشان داد راه پیشرفت کشور و بهبود وضع زندگی مردم، توجه به داخل است نه دشمنانی که مدام در منطقه و جهان در حال مانع تراشی برای ایران هستند.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور قشرهای گوناگون مردم از استانها و مناطق مختلف کشور را در این دیدار، نشان دهنده این واقعیت دانستند که مردم ایران با وجود زبانها، قومیتها و مذاهب مختلف، یکپارچه و متحد در تلاشند ایران عزیز را به عنوان الگوی معنوی و مادیِ یک کشور اسلامی به جهان معرفی کنند تا دیگر ملتهای مسلمان با ایستادگی در مقابل سیاستهای اختلاف انگیز و استثماری استکبار، همین مسیر پر افتخار را طی کنند.
ایشان، پیشرفتهای علمی سیاسی و اجتماعی کشورمان را پس از پیروزی انقلاب، در یک ارزیابی منصفانه تحسین برانگیز خواندند و خاطرنشان کردند: ایرانی که در دیکتاتوری پهلوی، «وابسته، عقب افتاده و ذلیل امریکا و انگلیس» بود، اکنون به کشوری عزیز و مقتدر تبدیل شده که قدرتهای بزرگ به چشم یک هماورد منطقه ای به او می نگرند و در تلاشند بر ظرفیتها و امکانات او در منطقه مسلط شوند که البته نمی توانند.
حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به تجربه تاریخیِ ایجاد و شکوفایی تمدن اسلامی افزودند: مسیر تبدیل ایران عزیز به یک کشور اسلامی الگو، البته زمان‌بر است و نیازمند همت و تلاش بی وقفه‌ی مسئولان و ملت می‌باشد.
رهبر انقلاب اسلامی تنها راه تبدیل ایران به یک کشور نمونه را تکیه بر ظرفیتها و امکانات داخلی برشمردند و تأکید کردند: تحقق این هدف، نیازمند راهبرد و برنامه ریزی صحیح، کار و تلاش بی وقفه و پرهیز از تنبلی و بیکارگی و اعتماد و اطمینان به دشمنان است.
ایشان خاطرنشان کردند: گاه دشمن موانعی بر سر راه ایجاد می کند که می توان با عقل و تدبیر این موانع را برطرف کرد اما در هیچ شرایطی نباید به او اطمینان کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، «تجربه برجام» را نمونه ای روشن از درستی ضرورت بی اعتمادی به دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: امروز حتی مسئولان دیپلماسی و کسانی که در مذاکرات حضور داشته اند، این واقعیت را تکرار می کنند که امریکا نقض عهد می کند و در ورای زبان چرب و نرم خود، به مانع تراشی و تخریب روابط اقتصادی ایران با دیگر کشورها مشغول است.
رهبر انقلاب افزودند: البته چندین سال است موضوع بی اعتمادی به امریکایی ها را تکرار می کنیم اما برخی، سختشان بود این واقعیت را قبول کنند.
ایشان با اشاره به مذاکرات هفته گذشته با پنج به علاوه یک در اروپا گفتند: در این جلسه، مذاکره کنندگان ایرانی به طرفهای مقابل گوشزد کردند که نقض عهد می کنید، به تعهدات عمل نمی کنید و همچنان مشغول مانع تراشی هستید.
حضرت آیت الله خامنه ای، گذشت بیش از 6 ماه از آغاز اجرای توافق هسته ای را یادآور شدند و سؤال کردند: مگر بنا نبود تحریم های ظالمانه رفع شود تا در زندگی مردم اثر بگذارد آیا پس از 6 ماه هیچ تأثیر ملموسی در زندگی مردم دیده می شود؟ اگر نقض عهد امریکایی ها نبود آیا دولت نمی توانست در این مدت کارهای فراوانی انجام دهد؟
رهبر انقلاب با استناد به سخنان مسئولانی که قبل از اجرای برجام می گفتند پس از اجرای تعهدات ایران، تحریم ها یکباره برداشته می شود افزودند: اما اکنون، بحث رفع تدریجی تحریم ها مطرح می شود، چرا؟
ایشان با اشاره به ابراز ارادت و همراهی امریکایی ها در نامه های ارسال شده قبلی افزودند: حدود 2 سال پیش گفتیم ملت به عنوان یک تجربه به مذاکرات هسته ای نگاه خواهد کرد تا ببیند امریکایی ها در عمل چه کار خواهند کرد و حالا مشخص شده که آنها بر خلاف وعده های خود، همچنان به توطئه و تخریب مشغولند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر تجربه اندوزی ملت ایران از رفتار امریکا در قضیه برجام گفتند: آنها می گویند بیایید در مسائل منطقه هم مذاکره کنیم، اما تجربه برجام به ما می گوید این کار سمّی مهلک است و در هیچ مسئله ای نمی توان به حرفهای امریکایی ها اعتماد کرد.
رهبر انقلاب افزودند: اگر دشمنِ انسان، حداقل به حرفش پایبند باشد می شود در برخی موارد با او گفتگو کرد اما اگر مثل امریکایی ها، نابکار باشد و برخلاف لبخندِ ظاهری، از نقض عهد ابایی نداشته باشد، نمی توان و نباید با او مذاکره کرد و این واقعیت، علت مخالفت مستمر بنده با مذاکره با امریکایی هاست.
ایشان، مشکلات و چالشهای منطقه ای ایران و امریکا را با مذاکره، غیرقابل حل دانستند و تأکید کردند: باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آن وقت همه خواهیم دید که دشمن به دنبال ما می دود نه ما به دنبال دشمن.
رهبر انقلاب با استناد به سخنان مسئولان دیپلماسی خاطرنشان کردند: امریکایی ها می خواهند همه چیز را بگیرند و هیچ چیز ندهند و مذاکره با چنین دولتی به معنای «انحراف از راه صحیح پیشرفت کشور، دادن امتیازهای پی در پی و تحمل عملی زورگویی، تخلف و نقض عهد» آنهاست.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تعبیر فوق العاده امام خمینی (رض) که امریکا را شیطان بزرگ می نامید، افزودند: براساس آیات قرآن، شیطان در قیامت به پیروانش می گوید باید خود را سرزنش کنید که چرا به وعده دروغین من اعتماد کردید و امروز نیز بی توجهی به دروغین بودن وعده های امریکا و اعتماد به او، مصداق همین مسئله خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای، جوانان و فرهیختگان کشور را به تأمل در سیاستهای کشور در قبال امریکا دعوت کردند و افزودند: این سیاستها براساس تجربه، شناخت دشمن، شناخت واقعی اوضاع کشور و منطقه و جهان، شکل گرفته است.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان با تأکید مجدد بر لزوم تکیه نظری و عملی مسئولان بر ظرفیتها و استعدادهای فراوان داخلی کشور، احیای واحدهای کوچک و متوسط و توجه به اقتصاد دانش بنیان را باعث کاهش ملموس مشکلات موجود خواندند.
ایشان با دعوت از مردم برای مصرف کالاهای داخلی از جمله لوازم خانگی افزودند: متأسفانه با وجود تأکید بر ضرورت ممنوعیت واردات کالاهای دارای مشابه داخلی، بازارها پر از کالاهای خارجی است و تولید داخلی در فشار قرار دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای برخورد قاطع با قاچاقچیان عمده و از بین بردن اجناس کلان قاچاق را، کاملاً ضروری برشمردند و افزودند: ادامه وضع فعلیِ تولید داخلی، یعنی بیکاری جوانان، رکود بیشتر و زندگی دشوار مردم، اینها را که دیگر نمی شود با ارتباط با امریکا و اروپا حل کرد، بلکه باید مسئولان اقدام کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، مشکلات معیشتی مردم را دغدغه عمیق و مستمر خود خواندند و افزودند: همه مشورتها با صاحبنظران نشان می دهد راه حل این مشکلات تنها در گرو توجه و تکیه بر ظرفیتهای داخلی است.
ایشان رفت و آمد ماههای اخیر تجار خارجی را، حداقل تاکنون بی نتیجه خواندند و افزودند: هدف آنها، تسلط بر بازار مصرف داخلی است در حالیکه این مراودات باید به سرمایه گذاری واقعی و انتقال فناوری جدید بینجامد.
رهبر انقلاب، جلوگیری از فساد داخلی را، از مهمترین مسائل برشمردند و افزودند: مسئولان، الحمدلله صریحاً اعلام کرده اند که جلوی حقوقهای گزاف و زیادخوری ها را می گیرند و در برخی بخشها هم اقداماتی شده است که باید گسترش یابد و دنبال شود.
ایشان مسئولان را در رفتار و گفتار به ضدیت و مقابله با اشرافی‌گری فراخواندند و افزودند: وقتی اشرافی‌گری در قله های جامعه به وجود آمد، سرریز آن به بدنه مردم هم کشیده می شود، بنابراین باید با فرهنگ اشرافی‌گری کاملاً مقابله کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سال «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» افزودند: البته کارهایی شده است اما باید نتیجه این کارها، برای مردم محسوس و ملموس باشد.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به مسائل و شرایط پر غوغای امروز منطقه پرداختند و در تحلیلی کلان خاطرنشان کردند: در این مسائل نیز پای امریکا در میان است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، علنی کردن ارتباطات دولت سعودی با رژیم صهیونیستی را خنجری بر پشت امت اسلامی خواندند و افزودند: این کار سعودی ها گناه و خیانتی بزرگ است اما در این غلط بزرگ نیز امریکاییها نقش دارند، زیرا دولت سعودی تابع و مسخّر و چشم به دهان دولت امریکاست.
ایشان، تجاوز به یمن، بمباران بی‌وقفه «خانه‌ها، بیمارستانها، مدارس» و کودک‌کشی مستمر را جرم بزرگ دیگر دولت سعودی برشمردند و گفتند: این جنایات نیز با تسلیحات امریکایی و چراغ سبز آنها صورت می گیرد.
رهبر انقلاب افزودند: متأسفانه حتی وقتی سازمان ملل پس از مدتها قصد محکوم کردن این جنایتها را دارد، با پول، تهدید و فشار، دهان آن را می‌بندند.
ایشان خاطرنشان کردند: دبیرکل روسیاه سازمان ملل به این فشارها اعتراف کرد، اما باید به جای اعتراف کنار می‌رفت، نه آنکه بماند و به بشریت خیانت کند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، قضیه بحرین و ورود لشکر نظامی بیگانه برای اعمال فشار بر مردم این کشور را نمونه دیگری از اقدامات مورد حمایت امریکا خواندند و تأکید کردند: امروز دولت سعودی در دست افراد نابخرد است اما تحلیل دقیق مسائل نشان می‌دهد که دست امریکا در تمام این قضایا وجود دارد.
ایشان همچنین به نقش امریکایی‌ها در ایجاد و تقویت گروههای تکفیری با هدف اختلاف‌افکنی در امت اسلامی، ترویج «اسلام اموی و مروانی» و بدنام کردن «اسلام حقیقی» اشاره کردند و افزودند: امریکایی‌ها ادعا می‌کنند که علیه گروههای تکفیری ائتلاف تشکیل داده‌اند، در حالی‌که کار مؤثری علیه آنها انجام نمی‌دهند و طبق برخی گزارشها به این گروهها کمکهایی نیز می‌کنند.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: البته گروههای تکفیری امروز دامن حامیانشان را هم گرفته‌اند، زیرا به قول ما ایرانی ها، هر که باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در نوعی جمع‌بندی از این بخش سخنانشان، امریکا را به‌وجود آورنده یا تشدید کننده مشکلات منطقه دانستند و تأکید کردند: ملتهای منطقه قادر به حل این مسائل هستند و ما ضمن دعوت دولتهای منطقه، به آنها خاطرنشان می کنیم امریکا قابل اعتماد نیست و به دولتهای عرب به چشم ابزاری برای حفظ رژیم صهیونیستی و تحقق منافع استکباری خود در منطقه نگاه می‌کند.
ایشان، راه‌حل مسائل منطقه را «اتحاد ملتها و دولتهای مسلمان» و «ایستادگی در مقابل اهداف استکباری امریکا و برخی دولتهای اروپایی» خواندند و افزودند: باید این اهداف را شناخت و در مقابل آنها ایستاد و ملت ما نیز در همین مسیر، محکم ایستاده است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند با وجود همه تلاشهای امریکایی ها نقشه‌ها و برنامه‌های آنها افشا شده و امریکا در منطقه روز به روز، رو به ضعفِ بیشتری است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای دخالت و دشمنی امریکا را منحصر به جمهوری اسلامی ایران ندانستند و افزودند: در قضایای اخیر ترکیه اتهامی قوی وجود دارد که کودتا با تدبیر و تدارک امریکایی‌ها انجام شده که اگر این مسئله ثابت شود، رسوایی بزرگی برای امریکا خواهد بود.
ایشان با اشاره به روابط خوب ترکیه با امریکا به عنوان متحدی منطقه‌ای، خاطرنشان کردند: امریکایی‌ها با اسلام و گرایش اسلامی مخالفند، بنابراین در ترکیه نیز که گرایشهای اسلامی وجود دارد، کودتا به راه می‌اندازند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: البته این حرکت سرکوب، و امریکا در چشم مردم ترکیه نیز منفور شد و امریکایی ها در عراق، سوریه و نقاط دیگر نیز به همین شکل، رو به ضعف هستند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به وعده قطعی الهی در نصرت یاری دهندگان دین خدا افزودند: اگر ملت ایران به این وعده قطعی خوش‌بین باشد و مقدمات آن را فراهم کند، همه مشکلات برطرف خواهد شد.
ایشان در ابتدای سخنانشان با اشاره به نزدیک بودن ماه ذیقعده (یکی از 4 ماه حرام) افزودند: تعبیر ماه حرام به معنای احترام بیشتری است که خداوند برای این ماهها قائل شده و برخی کارها را در آنها حرام کرده است و به علت همین احترام الهی، باید در ماههای حرام، با توجه بیشتر به درگاه خداوند روی آورد و در کسب معنویت تلاش بیشتری کرد.
در این دیدار قشرهای مختلفی از مردم استانهای آذربایجان غربی، اردبیل، سیستان و بلوچستان، لرستان، کرمان و کرمانشاه حضور داشتند

http://www.leader.ir/fa/content/16089/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%82%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1





برچسب ها :
برجام تأثیر ملموسی در زندگی مردم نداشت(مقام معظم رهبری) ,  آمریکا شیطان بزرگ ,  نقض عهد آمریکا ,  آیت الله خامنه ای ,  رهبر ,  سخنرانی آیت الله خامنه ای در 11مرداد1395 , 


تعداد صفحات : 126

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |