منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
این وبلاگ رو چطور میبینید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
... aR3S23n6 ............. عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir ..... . . هشتمین ستاره ............. ............... ................... حدیث موضوعی ........... .......... ........................ Page Rank Check ..... مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ......... فروشگاه اینترنتی  اسلام شاپ ........... دانلود رایگان کتابخانه تلفن همراه ................. شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام ................. پایگاه اطلاع رسانی امامین عسکریین علیهما السلام ............... سامرا .............. پایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه  کبری سلام الله علیها .............. ستاد مردمی دهه غدیر ................. مـهـدے دانــلود ......................
ابر برچسب ها
مرتبط با : روحانیت , شهدا(شهیدان زنده اند الله اکبر),جانبازان عزیز , مقاله , حدیث , خبرkhabar , شیطان پرستی , ادبی , خانواده+عکس , عکس , ازدواج , شعر , موبایل , کامپیوتر , دانلود , گپ خودمونی , 


تصویر جدید وبلاگ هشتمین ستاره

19اسفند1394

هشتمین ستاره

 
دوستان سلام


خیلی خوشحالیم از این بابت که به هشتمین ستاره سر زدید و مطالبش رو مطالعه میکنید .


ایمیل وبلاگ : 8tominsetareh@mihanmail.ir

صفحه اصلی هشتمین ستاره

قابل توجه دوستان :
این وبلاگ در تاریخ 13-09-1390 در پایگاه ستاد ساماندهی ثبت گردیده است.


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

           





برچسب ها :
گپ خودمونی ,  هشتمین ستاره ,  8tominsetareh ,  پست ثابت ,  امام رضا (ع) ,  وبلاگ ,  استاد سیداصغر+سعادت+میرقدیم لاهیجی , 
توسط : هشتمین ستاره | نظرات شما : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


نتیجه تصویری برای زیباترین گلها در گلدان ها

***نسیم معرفت***


**  اهمیت رِفق و مدارادرزندگی فردی و اجتماعی و خانوادگی+نسیم معرفت


آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با    دوستان   مُروّت با   دشمنان      مدارا

از حافظ شیرازی

تذکر : البته منظور حافظ  مدارا با دشمنان قسم خورده دین و قرآن و ...  نیست ....


** قال عَلِیُُ  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) :  کَم مِن صَعبِِ یَسهُلُ بِالرِّفقِ


علی
 ( عَلَیهِ السَّلامُ )  فرمود : بسا سختی که به سبب مدارا و نرمی آسان می گردد.


شرح غُرَرُالحِکَم، ج 4، ص 551. 
-غُرَرُالحِکَم عَبدُالواحِد آمُدی، ص 244.


**  قال عَلِیُُ  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) :عَلَیکَ بِالرِّفقِ فَإِنَّهُ مِفتَاحُ الصَّوابِ وَ سَجِیَّةُ أولِی الألبَابِ. [**] .

علی  ( عَلَیهِ السَّلامُ )   فرمود :  بر تو باد به ملایمت، زیرا که آن کلید و گشایش راه درست و از سجایا و ویژگی های خردمندان است.


غُرَرُالحِکَم، ج 2، ص 20.


**  قال عَلِیُُ  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) :  رَأسُ السِّیاسَةِ الرِّفقُ. [**] .


امام علی
 ( عَلَیهِ السَّلامُ )  فرمود :  اساسِ سیاست و مدیریت  ، مدارا و ملایمت است.


غُرَرُالحِکَم، ج 1، ص 372.


**  قال عَلِیُُ  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) :   اَلرِّفْقُ یُیَسِّرُ الصِّعَابَ وَیُسَهِّلُ شَدِیدَ الْأَسْبَابِ.[**] .

علی   ( عَلَیهِ السَّلامُ )  فرمود : مدارا و ملایمت دشواریها را آسان می سازد و سبب ها و عواملِ سخت و دشوار را سهل و آسان  می نماید.


شرح غُرَرُالحِکَم، ج 2، ص 45.


** قال عَلِیُُ  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) :   اِرفَق بِالخاصَّةِ وَ العامَّةِ فَأِنَّ الرِفقَ یُمْنٌ. [**] .

امام علی ( عَلَیهِ السَّلامُ )  فرمود :با خواص و عوامِ مردم به مُدارا رفتار کن که مدارا کردن و ملایمت  سبب یُمن و برکت است.


الغارات، ص 127.


**  قال عَلِیُُ  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) :  مَا استُجلِبَتِ المَحَبَّةُ بِمِثلِ السَّخاءِ ، وَالرِّفقِ  و حُسنِ الخُلُقِ .

امام علی  ( عَلَیهِ السَّلامُ )  فرمود  : چیزی به اندازه سخاوت، مدارا و خوش اخلاقی محبّت به وجود نمی آورد.

 غُرَرُالحِکَم عَبدُالواحِد آمُدی، ص 244.


** قال الجَوادُ 
 ( عَلَیهِ السَّلامُ ) :  مَن هَجَرَ المُداراةَ قارَبَهُ المَکرُوهَ  .

امام جواد  ( عَلَیهِ السَّلامُ )  کسی که مدارا را کنار بگذارد، ناخوشی ها به او نزدیک می شود.


مُسنَد اَلأِمام الجَواد، ص 243.



** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


*****************************************

** رفق و مدارا ... تبیان فرهنگی


** رفق و مدارا در زندگی زناشویی – تبیان فرهنگی - تبیان






برچسب ها :
اهمیت رِفق و مدارادرزندگی فردی و اجتماعی و خانوادگی+هشتمین ستاره ,  آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مُروّت با دشمنان مدارا از حافظ شیرازی , 
توسط : هشتمین ستاره | اهمیت رِفق و مدارادرزندگی فردی و اجتماعی و خانوادگی+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***

به نام خدا

** قِصّه بخشِ سَراباغِ آبدانانِ ایلام+حدود سی شهید سَراباغ+نسیم معرفت

( شعر مربوط به سال 1379 است .  در رمضان المبارک سال 1379 هجری شمسی جهت تبلیغ از شهر قم به استان ایلام  اعزام شدیم و عده ای از مبلِّغین از جمله بنده از آنجا به دَره شهر و بعد به آبدانان  گسیل شدیم و سپس توفیق رفیق شد که جهت تبلیغ در ماه رمضان  به بخش سراباغ بروم .... مردمان سراباغ به زبان محلی لُری و لَکی و کُردی صحبت می کنند. سراباغ که اکنون به صورت یک شهر است  در 15 یا 20  کیلومتری شرقِ آبدانان در جنوب استان ایلام قرار دارد.شهر سراب باغ (سَراباغ) در آذر ماه 1359توسط دو میگ عراقی مورد حمله قرار گرفت که به شهادت و مجروح شدن 15 نفر از اهالی این روستا و ویرانی 32 خانه مسکونی منجر شد. یکی از مُعتمدین محل به بنده گفته بودند که سراباغ  در دوران جنگ تحمیلی«هشت سال دفاع مقدس» سی شهید داده است . راه ایلام به آبدانان (مخصوصا از دَره شهر به آبدانان) در آن زمان یعنی در سال 1379 بسیار صعب العبور و دارای پیچ ها و درّه های هولناک و خطرناک بود...  شهرستان 70 هزار نفری آبدانان در 170 کیلومتری جنوب ایلام در دوران هشت ساله دفاع مقدس 310 شهید گلگون کفن تقدیم انقلاب اسلامی ایران کرده است.   )


بیا تا قِصّه گویم قِصّه ای داغ

ز آبدانان و هم بخشِ سَراباغ

پَسِ کوهِ کبیرکوه هست شهری

که   آبدانان   خوانندش   آری

طوائف اندرین شهر و نواحی

کنار هم دارند  یک   صفایی

نهاد پاکشان هست مهربانی

چه  خوبند  مردمان  آبدانی

برون واندرونشان صاف ویکرنگ

بدورند  از نفاق  و کار  نیرنگ

به رهبر عشق بی اندازه دارند

به راه دین و قرآن جان نثارند

چو از مرکز بسی افتاده اند دور

میان کوه ها گشته اند محصور

لذا از هرجهت محروم  ماندند

شکایت ها به مسؤلین نمودند

کسی تاحال نداده دردشان گوش

نهاده بعضی ها بر درد سرپوش

و اما بشنو از بخشِ سَراباغ

حکایت های شیرین دارد و داغ

سراباغ  یک زمانی  باغ  بوده

در آن کَبک و کلاغ  و زاغ بوده

بسی سرسبز بوده یک زمانی

کنارش خوش بودند مردمانی

چو مردم اندر آن بسیار گشتند

ز باغ باصفاشان دست شُستند

درختان   را بریدند   دانه   دانه

که تا سَر هم کنند  یک آشیانه

به پانصد خانوار چونکه رسیدند

سَراباغ را به نامِ «بَخش» کردند

کنارش  رودخانه  جاریات است

به سوی دجله یا رودفرات است

بسی مردم دراین بخش بی نوایند

بسی مظلوم  و با شرم و  حیایند

حدود سی شهید  تقدیم کردند

برای جنگ بسی خدمت نمودند

جوانانِ  سَراباغ     اهل کارند

ولی کاری مناسب هم ندارند

همی خواهند زمسؤلین به اصرار

جوانان   را   گمارند   بر سر کار

سَراباغی  همه میهمان نوازند

بسی اهل کَرَم  هم دست بازند

سعادت  آنچه  از اوصاف  گفتی

برای   مردمان     صاف   گفتی


20  /  9  /  1379  ه.ش


* سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


****************************************************










** برگزاری یادواره شهدای بخش سرابباغ شهرستان آبدانان (استان ایلام) +کلیک


به گزارش روابط عمومی فرمانداری آبدانان ؛ با سخنرانی سلیمانی مدیر کل انتظامی و امنیتی  یادواره 27شهید  والامقام بخش سرابباغ در شهرستان آبدانان پیش از ظهر امروز شنبه 22 اسفند 94 برگزار شد .........


http://abdanan.portal-il.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=12&pageid=2118&newsview=21293

**  زندگینامه مُفَصَّل+کلیکگل تقدیم شما





برچسب ها :
قِصّه بخشِ سَراباغِ آبدانانِ ایلام+حدودسی شهیدسَراباغ+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  ایلام ,  سراباغ ,  آبدانان ,  سال 1379 ,  رمضان المبارک , 
توسط : هشتمین ستاره | قِصّه بخشِ سَراباغِ آبدانانِ ایلام+حدودسی شهیدسَراباغ+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : روزقدس روز خشم وفریاد...+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره , 

***نسیم معرفت***

به نام خدا

**روز قدس ، روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرینِ عالم..+نسیم معرفت



یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ

ای کسانی که ایمان آورده اید! با کافرانی که به شما نزدیکترند ، پیکار کنید! ( و دشمن دورتر ، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند! ) آنها باید در شما شدّت و خشونت ( و قدرت ) احساس کنند و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!
سوره توبه آیه 123


شوکت مستکبران روزی فرو ریزد همی
عزت مستضعفین    تا حدِّ  اعلا میشود


روز قدس ، روز ماندگار و یادگاری از خمینی بت شکن است .
روز قدس ، روز اظهار خشم و فریاد در برابر مستکبِرین عالم و قدرت های جنایتکار و ستمگر و حکومت های فاسد است.
روز قدس ، روز اظهار خشم ونفرت جهانی در برابر تروریسم دولتی یعنی رژیم غاصب وفاسد صهیونیستی است که تا کنون بیش از هفتاد سال است که در سرزمین های اشغالی فلسطین با تمام قساوت و سنگدلی  قتل و خونریزی و غارتگری و ظلم  و جنایت می کند .
روز قدس ، روز حرکت به سوی اعتلاء و عزت مسلمین و ریشه کنی جرثومه های فساد و ظلم و جنایت است .
روز قدس ، روز اظهار قدرت و عزت در برابر قدرت های ستمگر و تجاوزگر است.
روز قدس ، روز تجلی قدرت اسلام و مسلمین در برابر همه مستکبرین عالَم  است.
اشغال سرزمین فلسطین توسط رژیم غاصب صهیونیستی با پشتیبانی قدرت ها و دولت های مستکبر ، مصیبت و فاجعه ای بزرگ بوده و هست که تنها راه خلاصی از آن ، حضور گسترده و باشکوه مسلمانان سراسر عالم در روز جهانی  قدس است .
مسلمین همیشه باید بیدار باشند تا قربانی توطئه ها و  نقشه ها ی شوم دشمنان اسلام قرار نگیرند. ایجاد غُدّه سرطانی صهیونیستی در دل جهان اسلام ناشی از غفلت و جهل وضعف مسلمین بود . اصل و ریشه نقشه ایجاد رژیم صهیونسیتی به بیش از صد سال قبل برمی گردد که توسط استعمار انگلیس در اثنای جنگ جهانی اول پیگیری و انجام شد و
بیانیه بالفور(Balfour)  که یکی از بیانیه‌های ننگین و شومِ تاریخ انگلیس و سرآغاز تاسیس رژیم جعلی صهیونیستی به شمار می‌رود  گویای این مطلب و شاهد مدّعای ما است . این بیانیه ننگین  در 2 نوامبر 1917، توسط آرتور جیمز بالفور(Balfour) ، به والتر روچیلد، رهبر جامعه یهودیان انگلیس صادر شد و در آن مجوِّز تاسیس رژیم پلید  و نامشروع صهیونیستی به وی داده شد. نقشه های شوم استعمارگران در صورتی تحقق می یابد که مسلمین در خواب غفلت ودر ضعف باشند. غفلت از دسیسه ها و نیرنگ های دشمنان اسلام بزرگ ترین خطر برای مسلمانان است . تاسیس رژیم جعلی و نامشروع و سفّاک صهیونیستی در قلب کشور های اسلامی و جهان اسلام در روز پانزدهم می (may)     1948 میلادی برابر با 26 اردیبهشت 1327 که معروف به روز نکبت است ، در خلال غفلت مسلمین و ضعف  و خیانت دولت های اسلامی صورت گرفت . اگر مسلمانان و دولت های اسلامی بیدار بودند هیچگاه چنین فاجعه ای در جهان اسلام رخ نمی داد . متاسفانه از زمان های گذشته تاکنون اکثر حکام کشور های اسلامی ، سرسپرده و تسلیمِ قدرت های استکباری همچون انگلیس و آمریکا وغیره بوده و هستند . تداوم دولت جعلی و جنایتکار صهیونیستی در طول ده ها سال و استمرار جنایات استعمارگران در مناطق اسلامی با دامن زدن به اختلافات و ایجاد گروه های تروریستی از قبیل  القاعده و طالبان و داعش ومانند آن ها  ،نتیجه خیانت وضعف و غفلت  حکام ودولت های کشورهای اسلامی می باشد .   پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری حضرت امام خمینی و سرنگونی رژیم فاسد پهلوی که بزرگترین حامی رژیم اشغالگر صهیونیستی بود ، روزنه ها و بارقه هایی از امید را برای رهایی از چنگال حکام جور و استعمارگران زمان بوجود آورد . شش ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 16 مرداد سال 1358 هنگامی که جنوب لبنان آماج بمباران توسط نیروهای متجاوز صهیونیستی  قرارگرفت  بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی در یک اقدام بسیار هوشمندانه  طی پیامی از همه مسلمانان جهان خواست که آخرین جمعه ماه رمضان را به عنوان روز قدس برگزینند  وهمه ساله در چنین روزی با ملت رنج کشیده و ستمدیده فلسطین وسایر ملت های دربند و مظلوم همدردی نمایند. متن پیامی که در آن زمان حضرت امام خمینی به طور شفاهی از طریق تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به اطلاع عموم مسلمین رساند چنین بود :

بسم الله الرحمن الرحیم

[ مسلمین ایران و جهان  ، من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان "روز قدس" انتخاب ، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته . ]

ملت غَیور و شرافتمند و آگاه و با بصیرت ایران اسلامی به پیروی از فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی و لَبّیک به ندای ولیّ فقیه زمان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای  مبنی بر حضور در روز جهانی قدس  ، هر سال باشکوه تر از سال قبل در حماسه بزرگ  روز قدس ، شرکت گسترده داشته و دارند .  آری تنها راه خلاصی ونجات مسلمین از شر رژیم سفاک و خونریز صهیونیستی و قدرت های استکباری ، حضور حماسی و باشکوه و دشمن شکن مسلمانان جهان در راهپیمایی روز قدس است که رُعب و وحشت در دل های دشمنان اسلام و مسلمین ایجاد می کند . روز قدس ، روز بازگشت مسلمین به هویت اصیل خویش می باشد . روز قدس ، روز بیداری و انسجام  مسلمین است تا با وحدت و یکپارچگی خود عزت از دست رفته خود را بازیابند و شَرَیان های حیاتی مستکبرین و ستمگران جهان را قطع نمایند و دست پلید و خبیث اجانب را از ممالک اسلامی کوتاه کنند.
روز قدس ، روز فریاد حق طلبانه در برابر مستکبرین و استعمارگران و مفسدین عالم است.

در پایان توجه شما را به سخنی از حضرت امام خمینی  و  ونیز سخنی از مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در رابطه با روز قدس  جلب می نمایم :


**من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (ص)می دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم، و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ایستاده ایم . (امام خمینی )


**همه ملت­ها و دولت­های اسلامی باید مسئله فلسطین را در زمره مسائل درجه اول خود بدانند.(مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای)


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


**روز قدس ، روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرینِ عالم..+نسیم معرفت

**روز قدس روز خشم و فریاد...+ سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی





برچسب ها :
روزقدس روز خشم وفریاد...+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره ,  آیت الله سعادت ,  آیت الله میرقدیم ,  روز قدس , 
توسط : هشتمین ستاره | روزقدس روز خشم وفریاد...+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

 نتیجه تصویری برای گل خیلی زیبا

***نسیم معرفت***

** عَن مُحَمَّدِ بنِ عَلِىِِّ ( عَلَیهِماَ السَّلامُ )  اَنَّهُ قال لِمُحَمَّدِ بنِ مُسلِم ِِ : لا تَستَصغِرَنَّ حَسَنَةََ اَن تَعمَلَها فَأِنَّکَ تَراها حَیثُ تَسُرُّکَ    وَ لا تَستَصغِرنَّ سَیِّئَةََ تَعمَلُها فَأِنَّكَ تَراها حَیثُ تَسُوؤُكَ  .

 امام باقر ( عَلَیهِ السَّلامُ ) در حدیثى به محمد بن مسلم فرمود: كار نیكى را كه به جاى مى آورى كوچك مشمار زیرا كار نیك را در جایى مى بینى كه شادمانت مىكند و عمل زشتى را كه انجام مىدهى كوچك مشمار زیرا آن را در جایى مى نگرى كه بد حالت مىكند  (مراد از آن جا صحنه قیامت است).

وسائل الشیعه ج9 ص247 حدیث 11 .

تذکر :


*  تَسُرُّکَ :  اگر در متن روایت در بالا ( تَسُرُّکَ ) خوانده شود  ضمیر مُستتر ( هِیَ)  به   کلمه « حَسَنَةََ » بر می گردد و اگر  « یَسُرُّکَ » خوانده شود  ضمیر مستتر « هُوَ » به  «عمل حسنه»  بر می گردد. پس در متن روایت  دو وجه صحیح است : 1-  تَسُرُّکَ    2- یَسُرُّکَ


*  تَسُوؤُكَ : اگر در متن روایت بالا  « تَسوؤُكَ » خوانده شود ، ضمیر مُستتر ( هِیَ)  به کلمه « سَیِّئَةََ » بر می گردد و  اگر  « یَسُوؤُكَ » خوانده شود  ضمیر مُستتر « هُوَ » به  « عَمل سیئة » بر می گردد.  پس  در متن روایت دو وجه صحیح است : 1-  تَسوؤُكَ  2- یَسُوؤُكَ

*سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عِلَلُ الشَّرائِعِ : حَدَّثَنا مُحَمَّدُ بنُ مُوسَى المُتَوَكِّل ، قال : حَدَّثَنا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ السَّعد آبادى ، عَن أَحمَدَ بنِ أَبِى عَبدِ اللَّهِ البَرقِى ، عَن عَبدِ العَظیمِ بنِ عَبدِ اللَّهِ الحَسَنِى ، عَن اِبنِ أَبِى عُمَیر ، عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ الفَضلِ ، عَن خالِهِ مُحَمَّدِ بنِ سُلَیمانَ ، عَن رَجُلِِ ، عَن مُحَمَّدِ بنِ عَلِیّ‌ِِ   ( عَلَیهِماَ السَّلامُ )   َأنَّّهُ قالَ لِمُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ  : یا مُحَمَّدَ بنَ مُسلِمٍ   ... لا تَستَصغِرَنَّ حَسَنَةً  [تَعمَلُها، فَإِنَّكَ تَراها حینَ تَسُرُّكَ ] [1] .[2]

حضرت عبد العظیم حسنی   ( عَلَیهِ السَّلامُ ) - به سند خود - : امام باقر  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) خطاب به محمّد بن مسلم فرمود :  اى محمّد بن مسلم! هرگز كردار نیك خود را كوچك مشمار ؛ چرا كه [در قیامت‌] آن را شادى‌آفرین خواهى دید .

http://www.hadith.net/post/56006/%D9%83%D9%88%DA%86%D9%83-%D8%B4%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%8A%D9%83%D9%89/#_ftn2



** جهاد با نفس نسخه متنی - کتابخانه دیجیتالی تبیان+کلیک+خیلی عالیه


** جهاد با نفس نسخه متنی - کتابخانه دیجیتالی تبیان+کلیک+خیلی عالیه

http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/58385/151#1





برچسب ها :
کارنیک و کار بد را کوچک مشمار(امام باقرع)+هشتمین ستاره ,  حدیث از امام باقر ع , 
توسط : هشتمین ستاره | کارنیک و کار بد را کوچک مشمار(امام باقرع)+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***

به نام خدا


** پنج اصل مهم درباره دعا + ( نسیم معرفت)


در آیه 60 از سوره غافر(مومن) در رابطه با دعا و اجابت آن چنین آمده است :

 
وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرین .
پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا ( دعای ) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من (که دعا هم نوعی عبادت است) تکبّر می ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می شوند!»

دراین آیه شریفه خداوند متعال می فرماید :  بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را  و کسانی را که از روی غرور و تکبر از عبادت (دعا کردن) سرپیچی می کنند ، تهدید می نماید که در روز قیامت با ذلت وارد دوزخ می شوند .

دعا و راز ونیاز با حضرت پروردگار یکی از نیازهای واقعی و فطری بشر است . همانطوری که انسان جهت حیات و ادامه زندگی خود نیاز به آب و هوا و غذا و ... دارد ، حیات روحی و معنوی انسان نیز بواسطه دعا و نیایش به پیشگاه خداوند متعال تأمین می گردد . دعا در صفای باطن و رُشد و تکامل روحی و اخلاقی و تنویر و نورانیت اَفکار و دل آدمی تأثیر بسزایی دارد. انسان وقتی با نیتی پاک در حالی که همراه  با طهارت است  جهت مناجات و راز ونیاز به درگاه حضرت دادار می ایستد حالات خاصی به او دست می دهد که با هیچ حالی قابل مقایسه نیست و نسیم های دل انگیزی از رحمت خاص الهی را به روشنی مشاهده ولمس می کند که گاهی قابل توصیف نمی باشد .  با کمال تأسف باید اظهار داشت که بشر امروز که به زرق و برق و مَظاهر و جلوه های فریبنده دنیا سرگرم و مشغول گشته از حلاوت و شیرینی دعا و راز ونیاز یا محروم است ویا اینکه کمتر به آن می پردازد. تنها راه آرامش و سعادت بشریت بازگشت حقیقی به درگاه الهی و ارتباط دایمی با پروردگار عالم است.  روانشناسان معتقدند هنگامی که هیجانات و غم ها بر انسان هجوم می آورد در آن حال باید جهت تخلیه روحی مشکلات و گرفتاری ها را برای کسی که محرم راز است  بازگو  و درد دل کنیم و اگر کسی را پیدا نکردیم که که غم ها و نگرانی های خود را با او در میان بگذاریم حتما باید اسرار و راز دل خود را به خداوند عرضه بداریم. خداوند بهترین و بالاترین تکیه گاه است .

دکتر اَلِکسِس کارِل نوسنده کتاب (انسان موجود ناشناخته) در همین کتاب چنین می گوید:

نیایش همچون نَفَس کشیدن و خوردن و آشامیدن لازمه انسان است که از عمق سرشت انسان سر می زند.

و نیز می گوید : دعا قوی ترین نیرویی است که بشر می تواند بوجود آورد .

در سوره فرقان آیه 77 چنین آمده است :

قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ ...


بگو: «پروردگارم برای شما ارج و ارزشی قائل نیست اگر دعای شما نباشد ...

تاچند غریب باشی اندر در دوست

نزدیکتر است آنکه ترا از رگ وپوست

انصاف بده چگونه کوشش نکنی

با اینکه کِشش همیشه از جانب اوست

دعا در واقع ارتباط و پیوند بین عبد ومعبود و خالق و مخلوق و نیازمند به بی نیاز مطلق است . بشر با همه داشته هایش هیچگاه به مقام بی نیازی نمی رسد و اگر ما به کسی که مال واموال و دارایی زیاد دارد به عنوان غنی وبی نیاز تعبیر می کنیم  به جهت مقایسه با کسانی است که از چنین امکاناتی برخورددار نیستند و گرنه ثروتمندترین آدم ها در دنیا در واقع گداترین آدم ها است زیرا هیچ چیزی از اموال ودارایی ها را که در اختیار دارد از آن او نیست و حتی وجود خود او نیز از آن او نمی باشد  بلکه وجود او و همه آنچه را که در اختیار دارد از آن خدواند است و فقط چند روزی را که خداوند دراین دنیا به وی مهلت داده اجازه داده شده که از مواهب و نعمت های الهی به درستی استفاده نماید و اگر سرپیچی کند دچار عقاب الهی خواهد شد. 
پس این اصل مسلم را باید بپذیریم که همه ما انسان ها (حتی اگر بی نیازترین افراد به حسب ظاهر باشیم)  نیازمند محض به پروردگار عالم هستیم و لحظه ای وآنی نباید تصور کنیم که نیازی به خداوند نداریم. کسی که متکبرانه و مغرورانه از دعا کردن سرپیچی می کند در واقع از اصل نیازمندی مخلوق به خالق خارج شده و خود را بی نیاز می پندارد لذا در ذیل آیه 60 از سوره غافر آمده است که  : .... کسانی که از عبادت (دعا کردن) تکبر و سرپیچی کنند به زودی با ذلت و خواری وارد دوزخ و جهنم خواهند شد و دچار عذاب الهی می گردند .
در باره اینکه انسان ها باید  اهل دعا باشند به  چند اصل می پردازم که می تواند سودمند باشد :


1-اصل نیازمندی

 اصل نیازمندی مخلوق به خالق که در بالا به آن اشاره نمودم ثابت می کند که ما همیشه باید دست دعا و خواهش و درخواست به درگاه الهی دراز کنیم .



2-اصل اتصال و ارتباط

اصل دیگری که باید به آن توجه کنیم ، اصل ارتباط و اتصال و پیوند بین عبد و معبود و مخلوق با خالق است. مخلوق و عبد هیچگاه نباید از خالق  و معبودش جدا شود . این جدایی سبب سقوط وهلاکت بنده خواهد شد . یکی از راه های حفظ این پیوند و اتصال همان دعا کردن به پیشگاه الهی است . هرچه دعا به درگاه الهی بیشتر باشد پیوند بین عبد ومعبود بیشتر خواهد بود. و هر اندازه انسان خود را محتاج تر به پروردگار بداند دعایش بیشتر خواهد بود  و اُنس بیشتری با خداوند  برقرار می کند. دعا و راز و نیاز با خداوند متعال به آدمی قدرت و قُوّت  و نیرو و توان و استقامت  و نشاط  و امید می دهد و  تمام انبیاء اهل دعا بودند ودر روایت آمده است که امام رضا ع فرمود  عَلَیْکُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاءِ فَقِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِیَاءِ؟ قَالَ: الدُّعَاء» بر شما باد به سلاح انبیاء   عرض شد که سلاح انبیاء چیست ؟ فرمود: سلاح انبیاء دعا است .( کافى/ ج 2 ص 468.)  اگر انبیاء علیهم السلام مداومت بر دعا نداشتند در رسالت خود موفق نمی شدند و عزت و سربلندی و موفقیت انبیاء و اولیاء مرهون دعا می باشد. تمام چهارده معصوم علیهم السلام در بدترین و بهترین  حالات و شرایط(در ضراء و سراء ) اهل دعا بودند و مناجات ها و دعاهای موجود از  معصومین  علیهم السلام بهترین گواه این مطلب است .


3-اصل کمال جویی وکمال طلبی

اصل سوم که به نظرم مهم است اصل کمال جویی و کمال طلبی انسان است که از مهم ترین ویژگی هایی است که خدواند در نهاد انسان ها به ودیعت گذاشته است. بلا شک براساس فطرت پاک الهی که در انسان ها سرشته شده  همه دنبال کمال هستند ولی بسیاری از مردم راه و مسیر کمال را یا درست طی نمی کنند ویا اینکه نمی دانند کمال در چیست؟ ویا اینکه هواهای نفسانی و اغواگری های شیطان درونی وبیرونی مانع درک حقیقت کمال و مسیر آن است و فطرت کمال جویی او را نابود کرده است.
آدمی از راه دعا می تواند به کمال برسد و کمال مطلق خداوند متعال است . دعا چه مستجاب بشود و چه نشود یک سرمایه است و سبب غنا و رشد وتعالی وکمال انسان می شود . کسی که با طهارت ظاهری وباطنی و از روی معرفت دعا نماید احساس لطافت و غنا و آرامش و اطمینان و وسعت  در نفس و روح می کند. دعا ومناجات به آدمی ظرفیت و شرح صدر می دهد که به نظر بنده  این نکته بسیار مهمی است که نباید از آن غفلت کرد .  این اموری که ذکر کردم (غنای در نفس و آرامش و ظرفیت و شرح صدر ....) در واقع  اجابت دعای ما از طرف حضرت پروردگار است. ما دعا می کنیم ودر پرتو دعا به این نتایج می رسیم و لازم نیست که نتایج دعای ما حتما امور مادی باشد . دعا کردن  در واقع سبب پرواز  و رهایی روح از تعلقات منحط کننده است.  در اواخر کتاب بیست گفتار ازاستاد شهید مطهری مطالب بسیار زیبایی در باب دعا آمده است که شایسته است جهت استفاده مراجعه شود.

4-اصل ادب  به ساحت پرودگار

یکی از زیباترین خصلت ها ، ادب است . ادب امری پسندیده  و نشانه معرفت و فضیلت است و بی ادبی نشانه  بی معرفتی و رذالت است . اگر کسی به ما لطفی و عنایتی نمود ، ادب  اقتضاء دارد که قدرشناسی و حقشناسی کنیم . پیامبر خدا ص تادیب شده و پرورش یافته خدا بود و فرمود  : :أدَّبَنِی رَبِّی فأحسَنَ تأدِیبی . خداوند مرا ادب نمود و نیکو تربیتم کرد .(میزان الحکمه، ج 1، ص 78.) 
 پیامبر اسلام ص  با ادب ترین بندگان در برابر خداوند بود و در همه حال ادب ساحت قدس الهی را نگه می داشت. بی ادب ترین موجود در عالم ابلیس و شیطان است که در محضر الهی گستاخی و ادبی نمود و برای همیشه از درگاه الهی رانده شده  و مورد خشم و غضب الهی است . ما بندگان الهی نیز باید ادب ساحت پرودگار را حفظ کنیم و یکی از راه های ادب نگه داشتن به پیشگاه الهی آن است که به درگاه پروردگار دعا کنیم . اعراض و دوری از دعا به پیشگاه الهی نوعی بی ادبی است. ادب در قالب دعا سبب قرب به پیشگاه الهی است و این  یعنی قرب به خداوند  ،خودش یکی از ثمرات ونتایج بسیار باارزش دعا می باشد . پس چه دعای ما مستجاب بشود وچه نشود شایسته است که از باب ادب ، دست دعا و نیایش به سوی خداوند دراز کنیم .

5-اصل معرفت وشناخت به پرودگار


دراصل چهارم ذکرشد که ادب اقتضاء دارد که ما به درگاه الهی دست دعا و نیاز بلند کنیم و ادب هم به نوعی ناشی از معرفت و شناخت است . در ادب نگهداشتن ، معرفت و شناخت  نیز نهفته است و انسان با ادب در واقع انسان با معرفتی وبا شناختی است. هر اندازه شناخت و معرفت ما به خداوند بیشتر باشد ادب ما هم بیشتر و بهتر خواهد بود و هر اندازه ادب نگه داریم سبب فزونی در معرفت خواهد شد(دقت بفرمایید)  .  معرفت و شناخت درست به پرودگار هم اقتضاء دارد که باید دعا به درگاه الهی داشته باشیم .

با پنج اصلی که بیان شد ما چاره ای جز دعا و درخواست به پیشگاه الهی نخواهیم داشت  ولی باید توجه داشت که همان خدایی که ما را دعوت فرمود که او را بخوانیم تا اجابت کند ما را  ، شرایطی را برای دعا و دعا کننده بیان فرموده است که یکی از شرایط مهم آن این است که دعا و درخواست از عمق وجود و صمیم دل باشد و چیزی را هم که از خداوند می خواهیم امری پسندیده و مطابق با مصلحت فردی و نوعی باشد . هر انداز روح ما  و بینش ما کوچک باشد درخواست ها و دعاهای ما نیز کوچک و پایین خواهد بود  و هر اندازه روح ما بلند و معرفت ما بالا باشد دعاهای ما حساب شده و بلند خواهد بود . ما باید از دعاهای کودکانه پرهیز کنیم. اکثر دعاهای ما انسان ها، دعاهای کودکانه است. به این معنی که تفکر و اندیشه ما در مقام دعا  پایین و نازل است و روی این جهت گاهی اعتراض می کنیم چرا دعای ما مستجاب نمی شود ؟ البته شایسته است که همانند نیت های پاک کودکان دعا کنیم ولی کودکانه دعا نکنیم . اگر در باب دعا کمی با بینش و معرفت گام برداریم متوجه می شویم که اساسا نفس دعا کردن خود یک توفیقی از طرف پرودرگار است و بهترین دعا ها هم  دعاها و ادعیه ماثوره و وارده از معصومین علیهم  السلام است . یکی از چیزهایی که در مقام دعا باید توجه کنیم این است که ما در پیشگاه خداوند حکیم هستیم.   توجه به مساله حکمت الهی بخشی از اشکال ها و شبهه ها را برطرف می سازد .پس دعایی کنیم که با حکمت پروردگار سازگار باشد و اگر دعایی کردیم و اصرار هم نمودیم که به اجابت برسد ولی مستجاب نشد یا با حکمت الهی سازگار نبود ویا اینکه حکمت الهی اقتضاء دارد که اجابت آن دعا به تاخیر افتد(دقت بفرمایید)  اگر  همه شرایط دعا  جمع باشد که در کتب مربوطه ذکر شده قطعا آن دعا مستجاب خواهد شد ( انشاءالله )
درپایان باز یاد آور می شوم که  نفس دعا کردن ما و اینکه خداوند بی نیاز اجازه فرمود که او را بخوانیم یک سرمایه نقد و بسیار ارزشمند است که شب و روز باید بابت آن از خداوند شکرگزار باشیم.


والسلام


**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی





برچسب ها :
پنج اصل مهم درباره دعا+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره ,  دعا ,  نیایش ,  دعا و راز ونیاز با حضرت پروردگار یکی از نیازهای واقعی و فطری بشر است , 
توسط : هشتمین ستاره | پنج اصل مهم درباره دعا+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره : نظر

نتیجه تصویری برای حضرت مهدی

***نسیم معرفت***

در روایات فراوانی گفته شده است: درآستانه ظهور حضرت مهدی (عَجَّلَ اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریفَ) ، جنگ‏ های خونین ‏فراوانی رخ خواهد داد که جمعیت بسیاری از مردم به قتل خواهند رسید. از این مرگ به عنوان «مرگ سرخ» یاد شده است.

** عَن أَمیرِ المُؤمِنینَ   ( عَلَیهِ السَّلامُ )  قال : بَیْنَ یَدَیِ القائِمِ مَوْتٌ اَحْمَرُُّ وَ مَوْتٌ اَبْیَضٌ وَ جَرادٌ فی حینِهِ وَ جَرادٌ فِی غَیرِ حینِهِ اَحْمَرُُّ کَاَلْوانِ الدَّمِ فَاَمّا المُوتُ الاَحْمرُّ فَالسَّیفُ وَ اَمّا المَوتُ الاَبیَضُ فَالطّاعُونُ .


[وَ تَدُلُّ عِبارَةُ (بَینَ یَدَیِ القائِمِ) عَلَى أَنَّ هذِهِ الحَربَ وَ المَوتَ الأَحمَرَ تَکُونُ قَریبَةََ جِدّاً مِن ظُهُورِ المَهدِیّ ( عَلَیهِ السَّلامُ ) . وَ لا یُعَیِّنُ الحَدیثُ مَکانَ وُقُوعِها.]


حضرت امیرالمؤمنین علی
  ( عَلَیهِ السَّلامُ )  فرمود : نزدیك زمان قائم  ( عَلَیهِ السَّلامُ ) دو نوع مرگ وجود دارد مرگ سرخ و مرگ سفید و ملخ هائی كه  برنگ  خون بوده و گاه و بیگاه آشكار می شوند امّا مرگ سرخ یعنی شمشیر و مرگ سفید طاعون است .


[عبارتِ «نزدیك زمان قائم ع » دلالت دارد كه این جنگ و مرگ سرخ خیلی نزدیك به ظهور حضرت مهدی 
( عَلَیهِ السَّلامُ )  اتفاق می افتد , امّا روایت , محل وقوع آن را تعیین نكرده است]


اَلإرشادُ لِشَیخِ المُفید: 405،   اَلغَیبة لِشَیخِ الطُّوسِی: 277  - کتابُ الغَیبة، ص 438، ح 430.


وَ عَنِ الإِمامِ الباقِرِ
   ( عَلَیهِ السَّلامُ )  قال: لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلی خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَزَلازِلَ وَفِتْنَةٍ وَبَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَطاعُونٍ قَبْلَ ذلِکَ وَسَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَتشْتیتٍ فی دینِهِمْ وَتَغْییرٍ فی حالِهِمْ حَتّی یَتَمَنَّی الْمُتَمَنّی الْمَوْتَ صَباحا وَمَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَری مِنْ کَلْبِ النّاسِ وَاَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا ....


حضرت قائم   ( عَلَیهِ السَّلامُ )   قیام نمی کند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله ها و فتنه و بلایی که بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون می شوند. آن گاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم می شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونی احوالشان به اوج می رسد؛ به گونه ای که هر کس بر اثر مشاهده درنده خویی و گزندگی ای که در میان برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر به وجود می آید، صبح و شام آرزوی مرگ می کند.» امام آن گاه افزود: «وقتی که یأس و ناامیدی تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن بست احساس کردند، امام غائب علیه السلام قیام می کند.»

کمال الدین للصدوق: 434 -  بحارالانوار، ج 52، ص 125.


امام علی ( عَلَیهِ السَّلامُ )  فرمود: «در آستانه قیام قائم ‏( عَلَیهِ السَّلامُ ) ،... مرگ سفید است...، اما مرگ سفید پس آن طاعون است».

  کتابُ الغَیبة، ص 438، ح 430.


*** اَلحَربُ العالَمِیَّةِ فِی عَصرِ الظُّهُورِ +جنگ جهانی در عصر ظهور+کلیک


*** اَلحَربُ العالَمِیَّةِ فِی عَصرِ الظُّهُورِ +جنگ جهانی در عصر ظهور+کلیک

****************************************


دانشنامه مهدویت

آخِرُالزمان

روزگاری بر دنیا سپری شده که دیباچه زندگی دنیایی به شمار می آید و زمانی نیز خواهد گذشت که پایان این کتاب خواهد بود. برگه های پایانی کتاب زندگی انسان در زمین «آخِرُالزّمان» خوانده می شود. «آخِرُالزّمان» اصطلاحی است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ به چشم می خورد و در ادیان ابراهیمی، از برجستگی و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانی دنیا و رویدادهایی گفته می شودکه ممکن است در این بخش از زندگی دنیوی به وقوع پیوندد. ادیان بزرگ در باره آن پیشگویی هایی کرده اند.در معارف ارزشمند اسلامی، این اصطلاح در دو معنای کلی به کار رفته است:اول مدت زمانی طولانی که با ولادت پیامبر اسلام (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان می یابد. از این رو آن پیامبر الهی را پیامبر آخِرُالزّمان نیز نامیده اند. و دوم مدت زمانی که با ولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) حضرت مهدی علیه السلام مقارن شده و زمان غیبت و ظهور را در برگفته، با شروع قیامت به انجام می رسد. روایات معصومین علیهم السلام نشان می دهد که با سپری شدن این دوران، بساط زندگی دنیوی برچیده و مرحله ای جدید در نظام آفرینش آغاز می شود وآخِرُالزّمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم می شود: دوران نخست که در آن انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی می رسد. فساد اخلاقی و ستم همه جوامع بشری را فرا می گیرد و واپسین امیدهای بشری به ناامیدی می گراید. دوران بعد، عصر تحقّق وعده های الهی به پیامبران و اولیای خدا است وبا قیام مصلح جهانی آغاز می شود.


دریافت کد دانشنامه مهدویت


 





برچسب ها :
مرگ سرخ و مرگ سفیددرآستانه ظهورحضرت مهدی ع+هشتمین ستاره , 
توسط : هشتمین ستاره | مرگ سرخ و مرگ سفیددرآستانه ظهورحضرت مهدی ع+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : حدیث , 

*** ...  دستیابی به اهداف و خواسته‌های والا در گرو ارتباط با خداوند و تلاش صادقانه و مؤمنانه است و اگر جامعه اسلامی و انقلابی از ذکر و تضرع به درگاه پروردگار غافل شود، ضربه خواهد خورد.(مقام مُعظَّم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای+کلیک)

***نسیم معرفت***

به نام خدا

** نامه حضرت علی 
( عَلَیهِ السَّلامُ )  به اَشعَثِ بن قَیس که فرماندار آذَربایجان بوده :

وَ مِنْ كِتابِِ لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ  اِلَى الاَْشْعَثِ بْنِ قَیْسِِ (وَ هُوَ عامِلُ آذُرْبیجانَ )


وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًی لِمَنْ فَوْقَکَ لَیْسَ لَکَ أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیَّةٍ وَ لاَ تُخَاطِرَ إِلاَّ بِوَثِیقَةٍ وَ فِی یَدَیْکَ مَالٌ مِنْ مَالِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّی تُسَلِّمَهُ إِلَیَّ وَ لَعَلِّی أَلاَّ أَکُونَ شَرَّ وُلاَتِکَ لَکَ وَ اَلسَّلاَمُ .


از نامه های آن حضرت است به اَشعَثِ بن قَیس
که از جانب عُثمان ، حُکمران و فرماندار آذربایجان بود :

فرمانداری برای تو، وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی در گردن توست، و تو، تحت نظر مافوق خود می‌باشی. حق نداری درباره رعیت و مردم  استبداد به خرج دهی، و نه به کار عظیمی اقدام کنی، مگر اطمینان داشته باشی که از عهده‌اش بر می‌آیی، اموال خدا، در اختیار توست، و تو، یکی از خزانه‌داران او می‌باشی که آن را به من تسلیم کنی، و من امیدوارم برای تو فرمانروای بدی نباشم
 والسلام .

@ نهج البلاغه فیض الاسلام نامه 5   ص 839 .

 ** اگر دقت کرده باشید در دیدار مسؤلین نظام با مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ 22 خرداد 96( هفدهم ماه مبارک رمضان) بخشی از نامه امام علی
( عَلَیهِ السَّلامُ )  به اشعث بن قیس فرماندارآذربایجان  بالاسر مسولین عزیز نصب شده بود!!

**********************************


*** قال عَلِیُُّ   ( عَلَیهِ السَّلامُ )  : أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ

حضرت علی ( عَلَیهِ السَّلامُ ) فرمود :  سختترین گناهان (نزد خدا) گناهى است كه شخص آنرا آسان و خُرد و کوچک بپندارد (زیرا بى اعتنائى به گناه اگر چه كوچك باشد مستلزم نترسیدن از كیفر و توبه و باز گشت از آن مى گردد و چون گناه  مَلَكه شخص  گردد در نفسش رسوخ نموده و آنگاه از هیچ گناهى هر چند بزرگ پروا نخواهد داشت ).

( نهج البلاغه فیض الأِسلام  حکمت 340 -بِحارُ الأَنوار ج73، ص 364)


*** عَنِ الصّادِقِ ( عَلَیهِ السَّلامُ )  عَن آبائِهِ ( عَلَیهِمُ السَّلامُ )  فِى حَدیثِ المَناهِى اَنَّ رَسُولَ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) قال: لاتَحقِرُوا شَیئاََ مِنَ الشَّرِّ وَ اِن صَغُرَ فِى اَعیُنِكُم وَ لا تَستَكثِرُوا شَیئاََ مِنَ الخَیرِ وَ اِن كَثُرَ فِى اَعیُنِكُم فَأِنَّهُ لا كَبیرَ مَعَ الأِستِغفارِ وَ لاصَغیرَ مَعَ الأِصرارِ .

امام صادق ( عَلَیهِ السَّلامُ )  از پدران بزرگوارش و آنان از رسول خدا  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   در حدیثى كه از امور مورد نهى سخن به میان آمده است روایت كنند كه رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   فرمود: هیچ بدى و شرى را اگر چه در نظر شما كوچك باشد كوچك نشمرید و هیچ خیرى را اگر چه در چشم شما زیاد باشد زیاد مَشمُرید زیرا با وجود استغفار (دیگر گناه) بزرگ وجود ندارد و با اصرار و پافشارى (بر گناه دیگر گناه) كوچك نیست (زیرا با استغفار مى توان از گناه بزرگ طلب آمرزش نمود و با اصرار بر گناه، گناه كوچك تبدیل به گناه بزرگ مىشود).


منبع : بِحارُ الأََنوار ج73 . ص355 -   الحَیاة با ترجمه احمد آرام  ج 1 ص530 حدیث 1 .



***...  دستیابی به اهداف و خواسته‌های والا در گرو ارتباط با خداوند و تلاش صادقانه و مؤمنانه است و اگر جامعه اسلامی و انقلابی از ذکر و تضرع به درگاه پروردگار غافل شود، ضربه خواهد خورد.(مقام مُعظَّم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای+کلیک)

***************************************


** جهاد با نفس نسخه متنی - کتابخانه دیجیتالی تبیان+کلیک+خیلی عالیه


** جهاد با نفس نسخه متنی - کتابخانه دیجیتالی تبیان+کلیک+خیلی عالیه

http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/58385/151#1





برچسب ها :
دستیابی به اهداف و خواسته‌های والا در گرو ارتباط با خداوند و تلاش صادقانه و مؤمنانه است و اگر جامعه اسلامی و انقلابی از ذکر و تضرع به درگاه پروردگار غافل شود ,  ضربه خواهد خورد.(مقام مُعظَّم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ,  نامه حضرت علی ع به اشعث بن قیس(فرماندار آذربایجان)+دیدارمسؤلان بارهبری22خرداد96+هشتمین ستاره , 
توسط : هشتمین ستاره | نامه حضرت علی ع به اشعث بن قیس(فرماندار آذربایجان)+دیدارمسؤلان بارهبری22خرداد96+هشتمین ستاره : نظر

نتیجه تصویری برای میلاد امام حسن مجتبی مبارک

***نسیم معرفت***

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم در روز پانزدهم ماه مبارک رمضان 1369/01/22.

بِسم‌ِاللَّه‌ِالرّحمن‌ِالرّحیم‌ اَلحَمدُلِلَّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبِی‌القاسِمِ مُحَمَّدِِ وَ عَلی آلِهِ الأَطیَبینَ الأَطهَرینَ اَلمُنتَجَبِینَ سِیِّما بَقِیَّةَِاللَّهِ فِی الأَرَضِین‌َ
 
امروز، روز پانزدهم ماه مبارک رمضان و روز ولادت امام مجتبی( عَلَیهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ )  است. در مجلس ما، هر سال عادت بر این جاری شده که مثل امروزی، من راجع به امام مجتبی( عَلَیهِ السَّلامُ ) و غالباً راجع به مسأله‌ی صلح، صحبت کنم. من هم مکرر درباره‌ی این مسأله، از جمله در همین جلسات، صحبت کرده‌ام و از ابعاد گوناگونی، این حادثه‌ی عجیب و عظیم را مورد بررسی قرار داده‌ام. اگر ما بخواهیم امسال حرفهای گذشته را تکرار نکنیم، خوب است که به قدر گنجایش وقت، بُعد جدیدی از این مسأله را بررسی کنیم. دوران امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) و حادثه‌ی صلح آن بزرگوار با معاویه، یا آن چیزی که به نام صلح نامیده شد، حادثه‌ی سرنوشت‌ساز و بی‌نظیری در کل روند انقلاب اسلامىِ صدر اول بود. دیگر ما نظیر این حادثه را نداشتیم. توضیح کوتاهی راجع به این جمله عرض کنم و بعد وارد اصل مطلب بشوم. انقلاب اسلام، یعنی تفکر اسلام و امانتی که خدای متعال به نام اسلام برای مردم فرستاد، در دوره‌ی اول، یک نهضت و یک حرکت بود و در قالب یک مبارزه و یک نهضت عظیم انقلابی، خودش را نشان داد و آن در هنگامی بود که رسول خدا(صلّی اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم)، این فکر را در مکه اعلام کردند و دشمنان تفکر توحید و اسلام، در مقابل آن صف‌آرایی نمودند؛ برای این‌که نگذارند این فکر پیش برود. پیامبر، با نیرو گرفتن از عناصر مؤمن، این نهضت را سازماندهی کرد و یک مبارزه‌ی بسیار هوشمندانه و قوی و پیشرو را در مکه به وجود آورد. این نهضت و مبارزه، سیزده سال طول کشید. این، دوره‌ی اول بود. بعد از سیزده سال، با تعلیمات پیامبر، با شعارهایی که داد، با سازماندهی که کرد، با فداکاری که شد، با مجموع عواملی که وجود داشت، این تفکر، یک حکومت و یک نظام شد و به یک نظام سیاسی و نظام زندگی یک امت تبدیل گردید و آن هنگامی بود که رسول خدا(ص) به مدینه تشریف آوردند و آن‌جا را پایگاه خودشان قرار دادند و حکومت اسلامی را در آن‌جا گستراندند و اسلام از شکل یک نهضت، به شکل یک حکومت تبدیل شد. این، دوره‌ی دوم بود. این روند، در ده سالی که نبىّ‌اکرم(ص) حیات داشتند و بعد از ایشان، در دوران خلفای چهارگانه و سپس تا زمان امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) و خلافت آن بزرگوار - که تقریباً شش ماه طول کشید - ادامه پیدا کرد و اسلام به شکل حکومت، ظاهر شد. همه چیز، شکل یک نظام اجتماعی را هم داشت؛ یعنی حکومت و ارتش و کار سیاسی و کار فرهنگی و کار قضایی و تنظیم روابط اقتصادی مردم را هم داشت و قابل بود که گسترش پیدا کند و اگر به همان شکل پیش میرفت، تمام روی زمین را هم میگرفت؛ یعنی اسلام نشان داد که این قابلیت را هم دارد.
 
در دوران امام حسن(ع)، جریان مخالفی آن‌چنان رشد کرد که توانست به صورت یک مانع ظاهر بشود. البته این جریان مخالف، در زمان امام مجتبی(ع) به وجود نیامده بود؛ سالها قبل به وجود آمده بود. اگر کسی بخواهد قدری دور از ملاحظات اعتقادی و صرفاً متکی به شواهد تاریخی حرف بزند، شاید بتواند ادعا کند که این جریان، حتّی در دوران اسلام به وجود نیامده بود؛ بلکه ادامه‌یی بود از آنچه که در دوران نهضت پیامبر - یعنی دوران مکه - وجود داشت.
 
بعد از آن‌که خلافت در زمان عثمان - که از بنیامیه بود - به دست این قوم رسید، ابوسفیان - که در آن‌وقت، نابینا هم شده بود - با دوستانش دور هم نشسته بودند. پرسید: چه کسانی در جلسه هستند؟ پاسخ شنید که فلانی و فلانی و فلانی. وقتی که خاطر جمع شد همه خودی هستند و آدم بیگانه‌یی در جلسه نیست، به آنها خطاب کرد و گفت: «تَلَقَّفَنَّها تَلَقُّّفَ الکُرَةِ». یعنی مثل توپ، حکومت را به هم پاس بدهید و نگذارید از دست شما خارج بشود! این قضیه را تواریخ سنی و شیعه نقل کرده‌اند. اینها مسایل اعتقادی نیست و ما اصلاً از دیدگاه اعتقادی بحث نمیکنیم؛ یعنی من خوش ندارم که مسایل را از آن دیدگاه بررسی کنم؛ بلکه فقط جنبه‌ی تاریخی آن را مطرح میکنم. البته ابوسفیان در آن‌وقت، مسلمان بود و اسلام آورده بود؛ منتها اسلامِ بعد از فتح یا مشرف به فتح. اسلامِ دوران غربت و ضعف نبود، اسلامِ بعد از قدرتِ اسلام بود. این جریان، در زمان امام حسن مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) به اوج قدرت خودش رسید و همان جریانی بود که به شکل معاویةبن‌ابیسفیان، در مقابل امام حسن مجتبی(ع) ظاهر شد. این جریان، معارضه را شروع کرد؛ راه را بر حکومت اسلامی - یعنی اسلام به شکل حکومت - برید و قطع کرد و مشکلاتی فراهم نمود؛ تا آن‌جایی که عملاً مانع از پیشروی آن جریان حکومت اسلامی شد.
 
در باب صلح امام حسن(علیه‌السّلام)، این مسأله را بارها گفته‌ایم و در کتابها نوشته‌اند که هر کس - حتّی خود امیرالمؤمنین(ع) - هم اگر به جای امام حسن مجتبی(ع) بود و در آن شرایط قرار میگرفت، ممکن نبود کاری بکند، غیر از آن کاری که امام حسن کرد. هیچ‌کس نمیتواند بگوید که امام حسن، فلان گوشه‌ی کارش سؤال‌برانگیز است. نه، کار آن بزرگوار، صددرصد بر استدلال منطقىِ غیر قابل تخلف منطبق بود.
 
در بین آل رسول خدا(صلّی اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم)، پُرشورتر از همه کیست؟ شهادت‌آمیزترین زندگی را چه کسی داشته است؟ غیرتمندترین آنها برای حفظ دین در مقابل دشمن، برای حفظ دین چه کسی بوده است؟ حسین‌بن علی(علیه‌السّلام) بوده است. آن حضرت در این صلح، با امام حسن(ع) شریک بودند. صلح را تنها امام حسن نکرد؛ امام حسن و امام حسین این کار را کردند؛ منتها امام حسن(ع) جلو بود و امام حسین(ع) پشت سر او بود.
 
امام حسین(علیه‌السّلام)، جزو مدافعان ایده‌ی صلح امام حسن(ع) بود. وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک - از این پُرشورها و پُرحماسه‌ها - به امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) اعتراضی کرد، امام حسین با او برخورد کردند: «فغمز الحسین فی وجه حجر»(3). هیچ‌کس نمیتواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمیگرفت. نخیر، امام حسین با امام حسن بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(علیه‌السّلام) هم نبود و امام حسین(علیه‌السّلام) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین کار انجام میگرفت و صلح میشد.
 
صلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گزیری از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم «شیخ راضی آل یاسین»(رضوان‌اللَّه‌تعالی علیه)، در این کتاب «صلح الحسن» - که من بیست سال پیش، آن را ترجمه کردم و چاپ شده است - ثابت میکند که اصلاً جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدنِ با شرایطی، شهادت است. آن شرایط، در آن‌جا نبود و اگر امام حسن(علیه السّلام)، در آن روز کشته میشدند، شهید نشده بودند. امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحت‌آمیزی انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نکرده باشد.
 
هنر امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از پذیرش صلح
 
راجع به صلح، از ابعاد مختلف صحبت کرده‌ایم؛ اما حالا مسأله این است که بعد از صلح امام حسن مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام)، کار به شکلی هوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی، وارد کانال آلوده‌یی که به نام خلافت - و در معنا سلطنت - به وجود آمده بود، نشود. این، هنر امام حسن مجتبی(علیه‌السّلام) بود. امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام - که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیرالمؤمنین و زمان خود او رسیده بود - در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند؛ منتها اگر نه به شکل حکومت - زیرا ممکن نبود - لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دوره‌ی سوم اسلام است.
 
اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم‌ستیز، اسلام سازش‌ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرّا از این‌که بازیچه‌ی دست هواها و هوسها بشود، باقی ماند؛ اما در شکل نهضت باقی ماند. یعنی در زمان امام حسن(علیه الصّلاةوالسّلام)، تفکر انقلابىِ اسلامی - که دوره‌یی را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود - دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکلتر از دوره‌ی خود پیامبر بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ درحالیکه از مذهب نبودند. مشکلىِ کار ائمه‌ی هدی(علیهم‌السّلام)، این‌جا بود.
 
ائمه میخواستند که نهضت، مجدداً به جریان اصیل اسلامی تبدیل شود
 
البته من از مجموعه‌ی روایات و زندگی ائمه(علیهم‌السّلام) این‌طور استنباط کرده‌ام که این بزرگواران، از روز صلح امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) تا اواخر، دایماً درصدد بوده‌اند که این نهضت را مجدداً به شکل حکومت علوی و اسلامی در بیاورند و سر پا کنند. در این زمینه، روایاتی هم داریم. البته ممکن است بعضی دیگر، این نکته را این‌طور نبینند و طور دیگری ملاحظه بکنند؛ اما تشخیص من این است. ائمه میخواستند که نهضت، مجدداً به حکومت و جریان اصیل اسلامی تبدیل بشود و آن جریان اسلامی که از آغشته شدن و آمیخته شدن و آلوده شدن به آلودگیهای هواهای نفسانی دور است، روی کار بیاید؛ ولی این کار، کار مشکلی است.
 
مهمترین نیاز مردم در زمان خلفای سفیانی و مروانی و عباسی
 
در دوران دوم نهضت - یعنی دوران خلافت خلفای سفیانی و مروانی و عباسی - مهمترین چیزی که مردم احتیاج داشتند، این بود که اصالتهای اسلام و جرقه‌های اسلام اصیل و قرآنی را در لابلای حرفهای گوناگون و پراکنده ببینند و بشناسند و اشتباه نکنند. بیخود نیست که ادیان، این‌همه روی تعقل و تدبر تکیه کرده‌اند. بیخود نیست که در قرآن کریم، این‌همه روی تفکر و تعقل و تدبر انسانها تکیه شده است؛ آن هم درباره‌ی اصلیترین موضوعات دین، یعنی توحید.
 
توحید، فقط این نیست که بگوییم خدایی هست، آن هم یکی است و دو نیست. این، صورت توحید است. باطن توحید، اقیانوس بیکرانه‌یی است که اولیای خدا در آن غرق میشوند. توحید، وادی بسیار با عظمتی است؛ اما در چنین وادی با عظمتی، باز از مؤمنین و مسلمین و موحدین خواسته‌اند که با تکیه به تفکر و تدبر و تعقل، پیش بروند. واقعاً هم عقل و تفکر میتواند انسان را پیش ببرد. البته در مراحل مختلف، عقل به نور وحی و نور معرفت و آموزشهای اولیای خدا، تجهیز و تغذیه میشود؛ لیکن بالاخره آنچه که پیش میرود، عقل است. بدون عقل، نمیشود هیچ جا رفت.
 
ملت اسلامی، در تمام دوران چندصدساله‌یی که چیزی به نام خلافت، بر او حکومت میکرد، یعنی تا قرن هفتم که خلافت عباسی ادامه داشت (البته بعد از انقراض خلافت عباسی، باز در گوشه و کنار، چیزهایی به نام خلافت وجود داشت؛ مثل زمان ممالیک در مصر و تا مدتها بعد هم در بلاد عثمانی و جاهای دیگر) آن چیزی که مردم احتیاج داشتند بفهمند، این بوده که عقل را قاضی کنند، تا بدانند آیا نظر اسلام و قرآن و کتاب الهی و احادیث مسلّمه راجع به اولیای امور، با واقعیت موجود تطبیق میکند، یا نه. این، چیز خیلی مهمی است.
 
به نظر من، امروز هم مسلمانان همین را کم دارند. امروز، جوامع اسلامی و کسانی که گمان میکنند در نظامهایی که امروز در دنیا به نام اسلام وجود دارد، تعهدی دارند؛ مثل بسیاری از علما و متدینان، بسیاری از توده‌های مردم، مقدسان و غیرمقدسان - به آنهایی که لاابالیند و به فکر حاکمیت دین نیستند و تعهدی برای خودشان قایل نمیباشند، کاری نداریم و فعلاً در این بحث، وارد نیستند - اگر اینها فقط فکر کنند ببینند، آیا آن نظامی که اسلام خواسته، آن مدیریتی که اسلام برای نظام اسلامی خواسته - که این دومی آسانتر است - با آنچه که آنها با آن روبه‌رو هستند، تطبیق میکند یا نه، برایشان مسأله روشن خواهد شد.
 
ویژگی های دوران خلافت طاغوت
 
دوران خلافت مروانی و سفیانی و عباسی، دورانی بود که ارزشهای اسلامی از محتوای واقعی خودشان خالی شدند. صورتهایی باقی ماند؛ ولی محتواها، به محتواهای جاهلی و شیطانی تبدیل شد. آن دستگاهی که میخواست انسانها را عاقل، متعبد، مؤمن، آزاد، دور از آلایشها، خاضعِ عنداللَّه و متکبر در مقابل متکبران تربیت کند و بسازد - که بهترینش، همان دستگاه مدیریت اسلامی در زمان پیامبر(ص) بود - به دستگاهی تبدیل شد که انسانها را با تدابیر گوناگون، اهل دنیا و هوی و شهوات و تملق و دوری از معنویات و انسانهای بیشخصیت و فاسق و فاسدی میساخت و رشد میداد. متأسفانه، در تمام دوران خلافت اموی و عباسی، این‌طور بود.
 
در کتابهای تاریخ، چیزهایی نوشتند که اگر بخواهیم آنها را بگوییم، خیلی طول میکشد. از زمان خود معاویه هم شروع شد. معاویه را معروفش کردند؛ یعنی مورخان نوشتند که او آدمی حلیم و باظرفیت بوده و به مخالفانش اجازه میداده که در مقابلش حرف بزنند و هرچه میخواهند، بگویند. البته در برهه‌یی از زمان و در اوایل کارش، شاید همین‌طور هم بوده است؛ لیکن در کنار این بُعد، ابعاد دیگر شخصیت او را کمتر نوشته‌اند: این‌که او چه‌طور اشخاص و رؤسا و وجوه و رجال را وادار میکرد که از عقاید و ایمان خودشان دست بکشند و حتّی در راه مقابله‌ی با حق، تجهیز بشوند. اینها را خیلیها ننوشته‌اند. البته باز هم در تاریخ ثبت است و همینهایی را هم که ما الان میدانیم، باز یک عده نوشته‌اند. مردمانی که در آن دستگاهها پرورش پیدا میکردند، عادت داده میشدند که هیچ‌چیزی را برخلاف میل و هوای خلیفه، بر زبان نیاورند. این، چه جامعه‌یی است؟! این، چه‌طور انسانی است؟! این، چه‌طور اراده‌ی الهی و اسلامی در انسانهاست که بخواهند مفاسد را اصلاح کنند و از بین ببرند و جامعه را جامعه‌یی الهی درست کنند؟ آیا چنین چیزی، ممکن است؟
 
چاپلوسی یکی از ویژگی های رجال حکومت های طاغوت
 
«جاحظ» و یا شاید «ابوالفرج اصفهانی» نقل میکند که معاویه در دوران خلافتش، با اسب به مکه میرفت. یکی از رجالِ آن روز هم در کنار او بود. معاویه سرگرم صحبت با آن شخص بود. پشت سر اینها هم عده‌یی می‌آمدند. معاویه مفاخر اموی جاهلی خودش را نقل میکرد که در جاهلیت، این‌جا این‌طوری بود، آن‌طوری بود، پدر من - ابوسفیان - چنین کرد، چنان کرد. بچه‌ها هم در مسیر، بازی میکردند و ظاهراً سنگ میانداختند. در این بین، سنگی به پیشانی کسی که کنار معاویه اسب میراند و حرکت میکرد، خورد و خون جاری شد. او چیزی نگفت و حرف معاویه را قطع نکرد و تحمل کرد. خون، روی صورت و محاسنش ریخت. معاویه همین‌طور که سرگرم صحبت بود، ناگهان به طرف این مرد برگشت و دید خون روی صورت اوست. گفت: از پیشانی تو خون میریزد. آن فرد، در جواب معاویه گفت: خون؟! از صورت من؟! کو؟ کجا؟ وانمود کرد که از بس مجذوب معاویه بوده، خوردن این سنگ و مجروح شدن پیشانی و ریختن خون را نفهمیده است! معاویه گفت: عجب، سنگ به پیشانیت خورده، ولی تو نفهمیدی؟! گفت: نه، من نفهمیدم. دست زد و گفت: عجب، خون؟! بعد به جان معاویه و یا به مقدسات قسم خورد که تا وقتی تو نگفتی، شیرینىِ کلام تو نگذاشت که بفهمم خون جاری شده است! معاویه پرسید: سهم عطیه‌ات در بیت‌المال، چه‌قدر است؟ مثلاً گفت: فلان قدر. معاویه گفت: به تو ظلم کرده‌اند، این را باید سه برابر کنند! این، فرهنگ حاکم بر دستگاه حکومت معاویه بود. کسانی که در این دوران، تملق رؤسا و خلفا را میگفتند، کارها در دست آنها بود. کارها بر اساس صلاحیت و شایستگیشان واگذار نمیشد. اصولاً عرب، به اصل و نسب خیلی اهمیت میدهد. فلان کس، از کدام خانواده است؟ پدرانش، چه کسانی بودند؟ اینها حتّی رعایت اصل و نسب را هم نمیکردند. «خالدبن عبداللَّه قصری» که در زمان عبدالملک، مدتی حاکم عراق و کوفه بود و خیلی هم ظلم و سوء استفاده کرد، در کتابها نوشته‌اند که آدمِ بیسروپایی بود و کسی نبود که او را به خاطر اصل و نسبش به این کار گماشته باشند؛ اما صرفاً چون نزدیک بود، به این سمت رسیده بود.
 
می گفتند خلافت از نبوت بالاتر است!
 
درباره‌ی «خالدبن عبداللَّه قصری» نوشته‌اند که کسی بود که میگفت، خلافت از نبوت بالاتر است: «کان یفضل الخلافة علی النّبوّة»! استدلال هم میکرد و میگفت: وقتی شما به مسافرت بروید، کسی را به عنوان خلیفه و جانشین خودتان میگمارید که به کارهای خانه و دکانتان رسیدگی کند؛ این خلیفه است. بعد که به مسافرت رفتید، مثلاً کاغذی هم میفرستید و پیغامی هم به یک نفر میدهید که میآورد؛ آن رسول است. حالا کدام بالاتر است؟! کدام به شما نزدیکتر است؟! آن کس که شما در رأس خانواده‌تان گذاشتید، یا آن کس که یک کاغذ دادید، تا برای شما بیاورد؟! با این استدلال عوامانه‌ی ابلهانه، میخواست ثابت بکند که خلیفه از پیامبر بالاتر است! به چنین آدمی که چنین ایده‌یی را تبلیغ میکرد، پاداش میداد. در زمان عبدالملک و بعضی پسرهای او، یک نفر به نام «یوسف‌بن عمر ثقفی» را مدتهای مدید بر عراق گماشتند. او سالها حاکم و والی عراق بود. این شخص، آدم عقده‌یىِ بدبختی بود که از عقده‌یی بودنش، چیزهایی نقل کرده‌اند. مرد کوچک جثه و کوچک اندامی بود که عقده‌ی کوچکىِ جثه‌ی خودش را داشت. وقتی که پارچه‌یی به خیاط میداد تا بدوزد، از خیاط سؤال میکرد که آیا این پارچه به اندازه‌ی تن من است؟ خیاط به این پارچه نگاه میکرد و اگر مثلاً میگفت این پارچه برای اندام شما اندازه است و بلکه زیاد هم می‌آید، فوراً پارچه را از این خیاط میگرفت و دستور میداد که او را مجازات هم بکنند! خیاطها این قضیه را فهمیده بودند. به همین خاطر، وقتی پارچه‌یی را به خیاط عرضه میکرد و میگفت برای من بس است یا نه، خیاط نگاه میکرد و میگفت نه، این پارچه ظاهراً برای هیکل و جثه‌ی شما کم بیاید و باید خیلی زحمت بکشیم، تا آن را مناسب تن شما در بیاوریم! او هم با این‌که میدانست خیاط دروغ میگوید، ولی خوشش میآمد؛ این‌قدر احمق بود! او همان کسی است که زیدبن‌علی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) را در کوفه به شهادت رساند. چنین کسی، سالها بر جان و مال و عِرض مردم مسلط بود. نه یک اصل و نسب درستی، نه یک سواد درستی، نه یک فهم درستی داشت؛ ولی چون به رأس قدرت وابسته بود، به این سمت گماشته شده بود. اینها آفت است. اینها برای یک نظام، بزرگترین آفتهاست.
 
جریان اصیل اسلامی در مقابل جریان دروغین اسلامی
 
این جریان، همین‌طور ادامه پیدا کرد. در کنار این، جریان مسلمانىِ اصیل، جریان اسلام ارزشی، جریان اسلام قرآنی - که هیچ‌وقت با آن جریان حاکم، اما ضد ارزشها کنار نمیآمد - نیز ادامه پیدا کرد که مصداق بارز آن، ائمه‌ی هدی(علیهم‌الصّلاةو السّلام) و بسیاری از مسلمانانِ همراه آنان بودند. به برکت امام حسن مجتبی(علیه الصّلاةوالسّلام)، این جریان ارزشی نهضت اسلامی، اسلام را حفظ کرد. اگر امام مجتبی این صلح را انجام نمیداد، آن اسلام ارزشىِ نهضتی باقی نمی‌ماند و از بین میرفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا میکرد.
 
ویژگی های عصر زندگانی امام حسن مجتبی علیه السلام
 
وضعیت، وضعیتی نبود که امکان داشته باشد امام حسن مجتبی(علیه‌السّلام) غلبه پیدا کند. همه‌ی عوامل، در جهت عکس غلبه‌ی امام مجتبی(علیه‌السّلام) بود. معاویه غلبه پیدا میکرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. چهره‌ی او در اسلام، چهره‌یی نبود که نتوانند موجه کنند و نشان بدهند. اگر امام حسن(ع) صلح نمیکرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین می‌بردند و کسی را باقی نمیگذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلی از بین میرفت و ذکر اسلام برمیافتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمیرسید.
 
حق عظیمی که امام حسن مجتبی علیه السلام بر بقای اسلام دارد
 
اگر بنا بود امام مجتبی(علیه‌السّلام)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته میشد، اصحاب برجسته هم باید کشته میشدند، «حجربن‌عدی»ها هم باید کشته میشدند، همه باید از بین میرفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصتها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشىِ خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی‌ماند. این، حق عظیمی است که امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) بر بقای اسلام دارد. این هم یک بُعد دیگر از زندگی امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) و صلح آن بزرگوار است که امیدواریم خداوند به همه‌ی ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده‌ی جهالت و غبار بدشناختییی که تا مدتها بر چهره‌ی آن بزرگوار بوده، باقی بماند. یعنی حقیقت را باید همه بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام)، همان‌قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) ارزش داشت. و همان‌قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان‌قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد.

http://www.rajanews.com/news/216204
 




برچسب ها :
صلح امام حسن(ع)از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای+هشتمین ستاره ,  بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم در روز پانزدهم ماه مبارک رمضان 1369/01/22. بِسم‌ِاللَّه‌ِالرّحمن‌ِالرّحیم‌ اَلحَمدُلِلَّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبِی‌القاسِمِ مُحَمَّدِِ وَ عَلی آلِهِ الأَطیَبینَ الأَطهَرینَ اَلمُنتَجَبِینَ سِیِّما بَقِیَّةَِاللَّهِ فِی الأَرَضِین‌َ , 
توسط : هشتمین ستاره | صلح امام حسن(ع)از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***


نگاه تو سرشارِ از لطف و حکایت  است

سیمای تو سیمای پُر از صداقت است

هربار که ببینمش از آن سیر نمی شوم

سیما ی تو  چه دلربا  و با  طراوت است


شعر از سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


**  دردل ما جا داری * خیلی خاطر خواه داری (نسیم ادب)+کلیک

**  دردل ما جا داری * خیلی خاطر خواه داری (نسیم ادب)+کلیک





برچسب ها :
عکس وتصویر دلربای حضرت آیت الله خامنه ای+شعر , 
توسط : هشتمین ستاره | عکس وتصویر دلربای حضرت آیت الله خامنه ای+شعر : نظر



نتیجه تصویری برای گل های زیبا در گلدان ها

***نسیم معرفت***

** قدر داشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته ها را نخوریم


قدر داشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته ها را نخوریم. چه نعمت های فراوانی  که درعصر و زمان ما ازآن برخورداریم که پیشینیان و حتی شاهان  در خواب هم آن ها را نمی دیدند .... نعمت های زیاد و فراوانی در اطراف و در اختیار ماست که  اهمیت و بهایی برای آن ها قائل نیستیم  و شکرشان را بجا نمی آوریم  ... خوشبختی و سعادت آن نیست که دنبال ناداشته ها باشی  بلکه خوشبختی آن است که قدر داشته هایت را بدانی و به نیکی از آن ها استفاده کنی. شکر و سپاس از داشته ها سبب ازدیاد نعمت است و ناسپاسی موجب ازدست رفتن نِعمت و سبب نِقمَت است . خداوند در سوره ابراهیم آیه 7 چنین فرمود :   
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ . و ( همچنین به خاطر بیاورید ) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید ، ( نعمت خود را ) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید ، مجازاتم شدید است!  .

شاعر  می گوید :

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند

کُفر ، نعمت از کَفَت بیرون کند

آدمی باید در امورات زندگی خود سعی و تلاش کند و جهت رشد و موفقیت در امور مادی و معنوی  با همت عالی گام بردارد و کَلّاش و وِلگرد نباشد . هیج کس با خوابیدن و تنبلی و سُستی و کَلّاشی و  وِلگردی به جایی نمی رسد .

شاعر گوید :

تنبلی آرَد به چشمان تو خواب

می شود آینده ات یکسر خراب


خداوند در سوره نَجم آیه 39 چنین فرمود :


وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی   
و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست .

آدمی برای موفقیت و رشد در امورات زندگی خود نیازمند نشاط و امید و آرزو  است و انسان نامید و افسرده و بی حال به جایی نمی رسد . کسی که می خواهد قُلّه بلندی را فتح کند حتما باید با  نشاط و روحیه عالی و با آرزوی رسیدن به بلندای قله ، کوشش و تلاش نماید . در زندگی ما قُله های زیادی است که جز با صبر و حوصله و سعی و تلاش و نشاط و امید ، فتح نخواهد شد .  رمز موفقیت مردان و زنان نامدار و بزرگ در این است که با همت عالی از داشته های خود به بهترین وجه  استفاده کردند تا به ناداشته ها رسیدند .

شاعر گوید :

همت بلند دار که مردان روزگار

از همت بلند به جایی رسیده اند

برخی با کمترین امکانات به عالی ترین مقامات نایل شدند و عده ای نیز با همه امکانات به جایی نرسیدند .  اگر آرزو داری که پزشک یا مهندس یا محقق و نویسنده و خطیب توانمند  و ...  شوی و اگر می خواهی زندگی عالی و خوبی داشته باشی  ، راهش ، این است که با عشق و علاقه و امید و همت و تلاش و پشتکاری  و حوصله  از همه داشته هایت استفاده درست و بهینه بنمایی .  سلامتی تو  یکی  از داشته های بسیار مهم است که متاسفانه خیلی ها قدرش را نمی دانند . سعدی می گوید :  قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید . در روایتی از رسولخدا  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) آمده است که فرمود :  نِعْمَتَانِ مَکْفُورَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِیَةُ ( نِعمَتانِ مَجهُولَتانِ اَلصِّحَّةُ وَ الأَمانُ )  یعنی دو نعمت است که قدر و ارزشش دانسته نمی شود : یکی امنیت و دیگری عافیت و سلامتی می باشد . پدر و مادر  و دعای آنها و خانواده ات و ...  یکی دیگر از داشته هایت است . آیا قدر آنها را می دانی ؟!     اینکه آدمی بنشیند و فقط آرزو و خیال بافی کند راه به جایی نمی برد .


جناب سعدی شیرین سخن حال این دسته از مردم را  در کتاب گلستانش (باب سوم در فضیلت قناعت-حکایت 21 ) چنین بیان کرده است  :

بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار شبی در جزیره کیش مرا به حُجره خویش در آورد همه شب نیارمید از سخن های پریشان گفتن که فلان انبارم به تُرکستان و فلان بِضاعت به هندوستان است و این قَبالَه فلان زمین است و فلان چیز را ،  فلان ، ضَمین ، گاه گفتی خاطر اسکندری دارم که هوایی خوشست باز گفتی نه که دریای مغرب مُشوَّشست .  سعدیا سفری دیگرم در پیش است اگر آن کرده شود بقّیتِ عمرِ خویش به گوشه بنشینم. گفتم آن کدام سفر است ؟ گفت گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آنجا کاسه چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حَلَب و آبگینه حَلَبی به یَمَن و بُرد یَمانی به پارس و زان پس ترک تجارت کنم و به دُکانی بنشینم .

انصاف ازین ماخُولِیا چندان فرو گفت که بیش طاقت گفتنش نماند ، گفت ای سعدی تو هم سخنی بگوی از آن ها که دیده‌ای و شنیده‌ای گفتم :

آن شنیدستی که در اَقصای غُور
با
رْسالاری   بیفتاد   از  سُتور

گفت چشم تنگ دنیا دوست را

یاقناعت  پر کُند یا  خاک گور

بیاییم قدر داشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته ها را نخوریم .  بیاییم شکرگزار واقعی و عملی نعمت هایی که در اختیارمان است باشیم.

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

******************************************


نتیجه تصویری برای لان شکرتم لازیدنکم و لان کفرتم

***نسیم معرفت***


** فَنَحنُ نَعِیشُ فِى زَمَنِِ تَتَوَفَّرُ فِیهِ مِن أَسبابِ الرّاحَةِ البَدَنِیَّةِ ما لَم یَحصُلهُ الأَقدَمُونَ مَهما بَلَغَ ثَراؤُهُم.


هُناکَ مَیلُُ فِطرِیُُّ لَدَی البَشَرِ  لِلرَّبطِ بَینَ السَّعادَةِ، وَ ما لا یَملِكُونَ ، وَ هِىَ آفَةُُ أِنسانِیَّةُُ یُولَدُ الإِنسانُ بِها، وَ یَعیشُ بِها وَ لا یَتَخَلَّصُ مِنها إِلّا مَن یُعطِیهِ اللهُ الحِكمَةَ .

نَحنُ نَعِیشُ فِى زَمَنِِ لَو قارَنَ ما فِیهِ مِن نِعَمِِ بِما كانَ عَلَیهِ الأَقدَمُونَ لَأَدرَكنا فَضلَ اللهِ عَلَینا، وَ لَشَكَرناهُ شُكراً كَثیراً.

أَرسَلَ لِى صَدیقُُ ،  اَلكَلِماتِ التّالِیَةَ :

لَو عَلِمَ « قارُونُ » أَنَّ بِطاقَةَ السَّحبِ الآلِى ، اَلَّتِى فِى جُیُوبِنا تُغنِى عَن مَفاتِیحِهِ الَّتِى یَعجِزُ عَن حَملِها أَشِدّاءُ الرِّجالِ ، هَل سَیَخرُجُ مُتَبَختِراً فَرِحاً ؟!

أَى أَنَّنا بِبِطاقَةِ ائتِمانِِ صَغیرَةِِ تَكُونُ لَنَا القُدرَةُ عَلَى الشِّراءِ دُونَ الحاجَةِ لِلرِّجالِ الأَشِداءِ ، اَلَّذینَ كانُوا یَحمِلُونَ مَفاتِیحَ خَزائِنِهِ.

وَ لَو قِیلَ  « لِكَسرَى فارس » إِنَّ الكَنبَةَ الَّتِى بِصالاتِ بُیُوتِنا أَكثَرُ راحَةََ مِن عَرشِهِ ، فَهَل سَیَكُونُ بِغَطرَسَتِهِ؟!

فَنَحنُ نَعِیشُ فِى زَمَنِِ تَتَوَفَّرُ فِیهِ مِن أَسبابِ الرّاحَةِ البَدَنِیَّةِ ما لَم یَحصُلهُ الأَقدَمُونَ مَهما بَلَغَ ثَراؤُهُم.

وَ لَو رَأَى «قَیصَرُ» اَلمُكَیَّفَ الصَّحراوِى لَطَرَدَ عَبیدَهُ الَّذِینَ یُحَرِّكُونَ الهَواءَ مِن فَوقِ رَأسِهِ بِرِیشِ النَّعامِ، فَكَیفَ لَو عَلِمَ بِمُكَیَّفاتِ « اَلإِسبِیلِتِ »؟! »

وَ لَو مَرَّت سَیّارَةُ  « كُورُولَا »  أَمامَ  « هُولَاكُو » ، وَ هُوَ مُرتَحِلُُ فَرَسَهُ ، هَل سَیَعدُو  بِفَرَسِهِ بِخُیَلاء وَ تَكَبَّرَ ؟!

یَشرَبُ  « هِرقِلُ » مِن قِنِّینَةِ فَخّارِِ  وَ یَشرَبُ النُّعمانِ مِن قُربِهِ  وَ یَحسُدُهُم مِن حَولِهِم عَلَى بُرُودَةِ الماءِ ، فَكَیفَ لَو شَرِبُوا مِن ثَلّاجَةِ المِیاهِ المَوجُودَةِ فِى بُیُوتِنا ؟!

وَ یَصٌبُّ عَبیدُ الخَلِیفَةِ  « اَلمَنصُورِ » اَلماءَ الحارَّ مَعَ البارِدِ ، مَمزُوجاً لِیَستَحِمَّ وَ یَنظُرُ لِنَفسِهِ نَظرَةَ زَهوِِ ، فَكَیفَ لَوِ استَحَمَّ «بِجاكُوزِى »  ؟!

وَ رِحلَةُ الحَجِّ تَمكُثُ بِالأَشهُرِ عَلَى ظُهُورِ الِإبِلِ وَ رِحلَةُ حَجِّنا تَحتاجُ ساعاتِِ قَلیلَةِِ فِى بُطُونِ الطّائِراتِ المُكَیَّفَةِ !!

وَ نَعِیشُ عَیشَةََ لَم یَعِشهَا المُلُوكُ ، بَل لَم یَحلُمُوا بِها، وَ مَعَ ذَلِكَ ، اَلكَثیرُ مِنّا یَندُبُ حَظَّهُ ، فَكُلَّما اِتَّسَعَت عَینُكَ ضاقَ صَدرَكَ ، اَلحَمدُ لِلّهِ عَلى نِعَمِهِ الَّتِى لا تُعَدُّ وَ لا تُحصَى.

قال تعالى: وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقی  [سورة طه: 131]

اُحمُدُوا اللهَ عَلَى نِعَمِهِ، فَهِىَ حَقّاً كَثیرَةََ ، وَ أَدخِلُوا خالِقَ الكَونِ فِى مُعادَلةِ الحَیاةِ ، فَهُوَ صاحِبُ الفَضلِ ، وَ النِّعمَةِ  فَضلُُ ،  وَ التَّمَتُّعُ بِها فَضلُُ ، فَقَد تُوجَدُ النِّعمَةُ وَ لا نَستَمتِعُ بِها، وَ كَأَنَّها نِعمَةُُ مَنزُوعَةُ البَرَكَةِ وَ اَلعَیاذُ بِاللهِ .

وَ هَكَذا یَبدَأُ الإِنسانُ یَتَعَلَّمُ أَن یُواجِهَ حَوادِثَ الزَّمَنِ بِالكَثیرِ مِنَ التَّرَوِّى وَ الأِعتِدالِ وَ التَّوازُنِ بَحثاً عَنِ الحِكمَةِ وَ لَیسَ فَقَط ، اَلعِلَّة ، إِنِ استَطاعَ  .  وَ مِنَ الكَلِماتِ الَّتِى تَحمِلُ هَذَا المَعنَى : «  ... وَلَا تَحْمَدَنَّ أَحَدًا عَلَى فَضْلِ اللَّهِ ، وَ لَا تَذُمَّنَّ أَحَدًا عَلَى مَا لَمْ یَرُدَّ اللَّهُ ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لَا یَسُوقُهُ إِلَیْكَ حِرْصُ حَرِیصٍ ، وَلَا یَرُدُّهُ عَنْكَ كَرَاهِیَةُ كَارِهِِ (كُرْهُ كَارِهٍوَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِفَصلِهِ وَ عَدْلِهِ قَد جَعَلَ الرَّوْحَ (وَالرَّاحَةَ) وَالْفَرَجَ فِی الرِّضَا وَ الْیَقِینِ ، وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ فِی السُّخْطِ وَ الشَّكِّ .» 

سُبحانَهُ ، یُعطِى مَن یَشاءُ بِفَضلِهِ، وَ یَمنَعُ مَن یَشاءُ بِعَدلِهِ ، وَ لا یَسأَلُهُ مَخلُوقُُ عَن عِلَّةِ فِعلِهِ ، وَ لا یَعتَرِضُ عَلَیهِ ذُو عَقلِِ بِعَقلِهِ.  سُبحانَهُ ، قَد یُعطِى وَ هُوَ یَمنَعُ ، وَ قَد یَمنَعُ وَ هُوَ یُعطِى. وَ قَد تَأتِى العَطایا عَلَى ظُهُورِ البَلایا ، وَ قَد تَأتِى البَلایا عَلى ظُهُورِ العَطایا. وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ . (سورة البقرة - الآیة 216 )
 

** اِعراب گذاری و ...  توسط : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


**  اَلوَطَن | نَقُولُ اَلحَمدُ لِلّهِ بِصِدقِِ


http://www.elwatannews.com/news/details/881743


  *** وَرَوَى سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ ، عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْمُعْتَمِرِ ، عَنْ خَیْثَمَةَ ، عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ : لَا تُرْضِیَنَّ أَحَدًا بِسَخَطِ اللَّهِ ، وَلَا تَحْمَدَنَّ أَحَدًا عَلَى فَضْلِ اللَّهِ ، وَلَا تَذُمَّنَّ أَحَدًا عَلَى مَا لَمْ یَرُدَّ اللَّهُ ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لَا یَسُوقُهُ إِلَیْكَ حِرْصُ حَرِیصٍ ، وَلَا یَرُدُّهُ عَنْكَ كُرْهُ كَارِهٍ ، وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِقِسْطِهِ وَعَدْلِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَالرَّاحَةَ وَالْفَرَجَ فِی الرِّضَا وَالْیَقِینِ ، وَجَعَلَ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ فِی الشَّكِّ وَالسُّخْطِ


*** (حدیث مرفوع) حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ الأَنْمَاطِیُّ ، قَالَ : ثنا أَحْمَدُ بْنُ سَهْلِ بْنِ أَیُّوبَ ، قَالَ : ثنا خَالِدُ بْنُ یَزِیدَ الْعُمَرِیُّ ، قَالَ : ثنا سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ ، وَشَرِیكُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، وَسُفْیَانُ بْنُ عُیَیْنَةَ ، عَنْ سُلَیْمَانَ ، عَنْ خَیْثَمَةَ ، عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ، أَنَّهُ قَالَ : " لا تُرْضِیَنَّ أَحَدًا بِسَخَطِ اللَّهِ ، وَلا تَحْمَدَنَّ أَحَدًا عَلَى فَضْلِ اللَّهِ ، وَلا تَذُمَّنَّ أَحَدًا عَلَى مَا لَمْ یُؤْتِكَ اللَّهُ ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لا یَسُوقُهُ إِلَیْكَ حِرْصُ حَرِیصٍ ، وَلا یَرُدُّهُ عَنْكَ كَرَاهِیَةُ كَارِهِِ(
كُرْهُ كَارِهٍ ) ، إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِقِسْطِهِ وَعَدْلِهِ جَعَلَ الرَوْحَ وَالْفَرَحَ فِی الرِّضَى وَالْیَقِینِ ، وَجَعَلَ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ فِی الشَّكِّ وَالسُّخْطِ "


** اُحمُدُوااللهَ عَلَى نِعَمِهِ...وَأَدخِلُوا خالِقَ الکَونِ فِى مُعادَلَةِ الحَیاةِ+بررسی لُغات متن عربی نسیم معرفت+کلیک

** فَنَحنُ نَعِیشُ فِى زَمَنِِ تَتَوَفَّرُفِیهِ مِن أَسبابِ الرّاحة+نسیم معرفت+کلیک

**قدرداشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته هارانخوریم+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک





برچسب ها :
قدرداشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته هارانخوریم+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  برخی با کمترین امکانات به عالی ترین مقامات نایل شدند و عده ای نیز با همه امکانات به جایی نرسیدند . , 
توسط : هشتمین ستاره | قدرداشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته هارانخوریم+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر


تعداد صفحات : 133

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |