منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
این وبلاگ رو چطور میبینید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
... aR3S23n6 ............. عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir ..... . . هشتمین ستاره ............. ............... ................... حدیث موضوعی ........... .......... ........................ Page Rank Check ..... مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ......... فروشگاه اینترنتی  اسلام شاپ ........... دانلود رایگان کتابخانه تلفن همراه ................. شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام ................. پایگاه اطلاع رسانی امامین عسکریین علیهما السلام ............... سامرا .............. پایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه  کبری سلام الله علیها .............. ستاد مردمی دهه غدیر ................. مـهـدے دانــلود ......................
ابر برچسب ها
مرتبط با : روحانیت , شهدا(شهیدان زنده اند الله اکبر),جانبازان عزیز , مقاله , حدیث , خبرkhabar , شیطان پرستی , ادبی , خانواده+عکس , عکس , ازدواج , شعر , موبایل , کامپیوتر , دانلود , گپ خودمونی , 


تصویر جدید وبلاگ هشتمین ستاره

19اسفند1394

هشتمین ستاره

 
دوستان سلام


خیلی خوشحالیم از این بابت که به هشتمین ستاره سر زدید و مطالبش رو مطالعه میکنید .


ایمیل وبلاگ : 8tominsetareh@mihanmail.ir

صفحه اصلی هشتمین ستاره

قابل توجه دوستان :
این وبلاگ در تاریخ 13-09-1390 در پایگاه ستاد ساماندهی ثبت گردیده است.


 

           





برچسب ها :
گپ خودمونی ,  هشتمین ستاره ,  8tominsetareh ,  پست ثابت ,  امام رضا (ع) ,  وبلاگ ,  استاد سیداصغر+سعادت+میرقدیم لاهیجی , 
توسط : هشتمین ستاره | نظرات شما : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای هفته بسیج گرامی باد

***نسیم معرفت***


به نام خدا


*** بسیجی رنگی جزرنگ الهی ندارد

هفته بسیج بر همه شما مبارک باد

بسیج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند ... من همواره به خلوص و صفاى بسیجیان غبطه مى خورم و از خدا مى خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا كه در این دنیا افتخارم این است كه خود بسیجى ام.... لحظه اى نباید از كید دشمنان غافل بمانیم.
(امام خمینی )

پنجم آذر روز تاریخی  تشکیل بسیج مستضعفین با فرمان حضرت امام خمینی  است. او با فراست و کیاست عرشی خویش و با اندیشه روشن و تابناک و بلند و ژرفایی که داشت  به خوبی و به موقع دریافته بود  که  تشکیل بسیج مستضعفین جهت حفظ انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و دفع نقشه های شوم دشمنان اسلام و انقلاب  و برای خدمت به اسلام و قرآن و کشور و مردم ، یک ضرورت است.  حضرت امام خمینی  در جمع اعضاء سپاه پاسدران مرکز تهران  در ضمن بیانات مهم و  روشنگرانه خویش چنین فرموده بودند :
 .....همه جا باید این طور بشود که یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با 20 میلیون جوان که دارد (باید)  بیست میلیون تفنگدار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد.و این یک همچه مملکتی آسیب‌بردار نیست.....
  در پنجم آذر سال  1358 نهال پاک
نهالِ پاکِ بسیج مستضعفین  با الهام از این سخن و کلام و یا فرمان حضرت امام خمینی شکل گرفت و روز به روز ریشه دارتر و تنومندتر شد . هفته بسیج یاد آور رشادت ها و جانبازی ها و ایثارگری ها و فداکاری های درخشان بسیجیان در عرصه های مختلف می باشد. بسیج که شجره طیبه است از سوی کسی پایه گذاری و تشکیل شده است که خود یکی از مخلص ترین و بهترین بسیجی ها بوده است. بسیجی های مخلص ما با پیروی از بنیانگذار بسیج یعنی حضرت امام خمینی و با تبعیت از مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای لحظه ای از کار وتلاش و جهاد برای نظام جمهوری اسلامی و آرمان های مقدس انقلاب اسلامی و خدمت کردن به اسلام و قرآن و ملت و محرومین و مستضعفین بازنیستادند بلکه با عشق و علاقه و ایمان و اخلاص وصف ناپذیر در  عرصه های گوناگون  آماده خدمت و فداکاری بودند و  هستند و خواهند بود  .بسیجی را می توان در صفا و عشق و خلوص شناخت . بسیجی رنگی جز رنگ الهی ندارد. بسیج و بسیجی در همه عرصه ها حضور دارد . در عرضه جنگ و جهاد و مقاومت و مبارزه با دشمنان ،  در عرصه دفاع از انقلاب و ارزش های انقلابی و دینی ، در عرصه مقابله با شبیخون فرهنگی ، در عرصه کار و خدمت به مردم و محرومین ،  ، در عرصه سیاست و مدیریت ، در عرصه اقتصاد و پیشرفت اقتصادی کشور ، در عرصه علم و تحقیق و فناوری ، در عرصه تعلیم و تربیت ، در عرصه نوآوری ها و ابتکارات و اختراعات ، در عرصه احیاء شعایر دینی و قرآنی ، درعرصه دفاع از حقانیت اهل بیت علیهم السلام و نشر فضایل و تعالیم حیاتبخش آنها  ،در عرصه فرهنگ و نشر فضایل و اخلاق  که  مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای  فرمودند : مهمترین وظیفه بسیج ، ترویج اخلاق و فضایل معنوی است .  بر همه ما لازم است که کارنامه درخشان و خدمات و عملکردهای بسیج و بیسجیان را مرور کرده و سعی کنیم که خود نیز یکی از بسیجی های مخلص و بی پیرایه باشیم.

انشاءالله.

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
روزجمعه
پنجم آذر 1395 ه.ش
25 صفرالمظفر 1438 ه.ق






برچسب ها :
بسیجی رنگی جزرنگ الهی ندارد+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره ,  هفته بسیج ,  5آذر روز تأسیس بسیج به فرمان امام خمینی در سال1358 , 
توسط : هشتمین ستاره | بسیجی رنگی جزرنگ الهی ندارد+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


نتیجه تصویری برای هفته بسیج گرامی باد

***نسیم معرفت***

به نام خدا

هفته بسیج برشما مبارک


** 30جمله در باره بسیج و بسیجی :

1-
بسیج تَبَلوُر قدرت و خدمت همراه با اخلاص و صفا و یکرنگی است .
2- بسیج ، جوشیده انقلاب و  چشم تیز بین و بینای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران است.
3- بسیج، قدرت بازدارنده در برابر تهاجم فرهنگی و نظامی است.
4- بسیج، محبوب ترین نهاد مردمی است .
5- بسیج، مظهر  قدرت و اقتدار ملی و حافظ آرمان های انقلاب اسلامی است.
6- بسیج، فراگیرترین نهاد مردمی است که  همه اقشار از ملت را دربرمی گیرد.
7- بسیج،  فرهنگش ، فرهنگ شهادت و شهامت و ایثار  و عشق و خلوص و ولایتمداری است.
8- بسیج، عصاره ملت است.
9- بسیج ،حامی محرومان و مستضعفان است
10- بسیج ،حافظ  و نگهبان ارزش های دینی و انقلابی است .
11- بسیجی ،رنگی جز رنگ الهی ندارد.
12- بسیجی را می توان در صفا و عشق و خلوص شناخت.
13- بسیجی ،در بند بندگی خداست.
14- بسیجی ،سرباز مخلص حضرت ولعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
15- بسیجی ، سمبل صفا و یکرنگی است.
16- بسیجی ، نان به نرخ روز نمی خورد.
17- بسیجی ، جان برکف  و  اهل ایثار و گذشت و جود و کرم و بزرگواری است.
18- بسیجی اهل خدمت بی منت است.
19- بسیجی دردمند و درد آشنا و گره گشا است.
20- بسیجی بی تکلف است.
21- بسیجی متعهد و مسولیت پذیر است.
22- بسیجی رضای الهی را بر رضایت هرچیزی مقدم می دارد
23- بسیجی اهل کار است نه اهل شعار و گفتار صرف.
24- بسیجی اهل سازش و مجامله با اجانب نیست .
25- بسیجی هیچگاه تن به ذلت نمی دهد.
26- بسیجی همیشه آماده به خدمت است.
27- بسیجی  امین و مورد اعتماد مردم است.
28- بسیجی مرعوب قدرت های استکباری قرار نمی گیرد.
29- بسیجی  دینمدار و ولایتمدار است.
30- بسیجی براساس عقل و درایت و  حکمت و عزت و مصلحت اسلام و مسلمین  عمل می کند.

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
پنجم آذر1395 ه.ش
25 صفرالمظفر1438 ه.ق
روزجمعه.






برچسب ها :
30جمله درباره بسیج وبسیجی+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره ,  هفته بسیج ,  26- بسیجی همیشه آماده به خدمت است. ,  1-بسیج تَبَلوُر قدرت و خدمت همراه با اخلاص و صفا و یکرنگی است . , 
توسط : هشتمین ستاره | 30جمله درباره بسیج وبسیجی+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

نتیجه تصویری برای آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

نتیجه تصویری برای آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

نتیجه تصویری برای آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

نتیجه تصویری برای آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

***نسیم معرفت***


ما دنبال این نیستیم که امریکا برای ما کار بکند. «ما امریکا را زیر پا می‌گذاریم» در این امور؛ نمی‌گذاریم که دخالت در امور ما بکند، نمی‌گذاریم کسی دیگر هم دخالت بر ما بکند.

امام خمینی  (ره)

کتابخانه » صحیفه امام خمینی » جلد 17 » صفحه 404 .


مسلمانان تمامی کشورهای جهان، از آنجا که شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجی شده‌اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید؛ و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبی که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نمایید. به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید؛ بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان اسلام باشید؛ که عزت و حیات در سایه مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است. و پس از آن، تصمیم بر اینکه سیادت کفر و شرک جهانی، خصوصاً امریکا را بر خود حرام کنید.

کتابخانه » صحیفه امام خمینی » جلد 21 » صفحه 82.

**********************************************************************************


واکنش قهر آمیز ایران سبب عقب نشینی آمریکا است

[ آمریکا از واکنش قهرآمیز و باصلابت جمهوری اسلامی ایران نسبت به رفتار خصم آلود آمریکا در رابطه با مسایل هسته ای  وحشت دارد و اگر هم  در برخی مواضع عقب نشینی می کند به این جهتی است که ذکر شد  و ربطی به چیزهای دیگر ندارد......   
حضرت آیت الله  سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ]





برچسب ها :
واکنش قهرآمیزایران سبب عقب نشینی آمریکااست+هشتمین ستاره ,  [ آمریکا از واکنش قهرآمیز و باصلابت جمهوری اسلامی ایران نسبت به رفتار خصم آلود آمریکا در رابطه با مسایل هسته ای وحشت دارد و اگر هم در برخی مواضع عقب نشینی می کند به این جهتی است که ذکر شد و ربطی به چیزهای دیگر ندارد...... سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ] , 
توسط : هشتمین ستاره | واکنش قهرآمیزایران سبب عقب نشینی آمریکااست+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : پایه های انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بر پنج چیز+(حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی) , 


حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبحِ (روز چهارشنبه سوم آذر 1395 ه.ش) در دیدار هزاران نفر از بسیجیان، بسیج را «لشکر انقلاب» و «مظهر مردم سالاری دینی» و متکی بر بصیرت خواندند و با تأکید بر لزوم برنامه ریزی دقیق و مبتنی بر تشکیل هیأت های اندیشه ورزی برای هم افزایی لایه های مختلف بسیج به منظور حضور پرقدرت و تأثیر گذار در عرصه های گوناگون جامعه، گفتند: روحیه بسیجی یعنی خدا را همواره در کنار و همراه خود دیدن، و دچار ناامیدی و افسردگی، و بن بست نشدن؛ بنابراین در پاسخ افراد ضعیف النفس که دچار ترس از دشمن و روحیه «نمی توانیم» شده اند، می گوییم با اتکاء به قدرت الهی و باور قدرت حضور مردم، می‌توان بر همه مشکلات فائق آمد و از هیچ قدرتی هم نهراسید.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در ابتدای سخنان خود، راهپیمایی با شکوه اربعین را «پدیده‌ای تاریخی» و نشان‌دهنده «دست قدرت الهی» خواندند و خاطرنشان کردند: در پدیده‌ها و خیزشهای ماندگار و عظیمی همچون راهپیمایی اربعین یا نمونه‌هایی نظیر تسخیر لانه جاسوسی، 9 دی 88 و اعتکافها که برخاسته از تبلیغات نیستند، دست خداوند روشن‌تر از هر جای دیگری دیده می‌شود.
ایشان پیروزی انقلاب اسلامی را نمونه دیگری از این پدیده‌های الهی برشمردند و خاطرنشان کردند: این دست الهی در حضور مردمی و شکل‌گیری انقلاب اسلامی کاملاً مشهود و برجسته بود و امام بزرگوار نیز فرمودند من در طول انقلاب همواره دست قدرت الهی را در پشت حرکت عظیم مردمی می‌دیدم.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور میلیونی مردم در پدیده الهیِ راهپیمایی اربعین را نشانه «عشق و جاذبه همراه با بصیرت» دانستند و افزودند: به زائرانی که موفق به این کار بزرگ شدند، خوشامد و زیارت‌قبول می‌گوییم و از مردم عراق که این جمعیت عظیم را با محبت، پذیرایی و اداره کردند، تشکر می‌کنیم.
ایشان لازمه ماندگاری و استمرار پدیده فوق‌العاده راهپیمایی اربعین را شکر این نعمت خواندند و گفتند: شکرگزاری واقعی باید در عمل انجام شود و همان‌طور که اکثریت مردم ایران با فداکاری و ایثار، نعمت انقلاب اسلامی را پاس داشتند، باید نعمت اربعین را با حفظ روحیات و حالات به‌دست آمده در این سفر نورانی همچون برادری، مهربانی، توجه به ولایت و آمادگی برای حضور در میدان های سخت، شکرگزاری کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: برخی در دنیا به‌دنبال محو یا تحریف کردن پدیده نورانی اربعین هستند که موفق به این کار نخواهند شد و قطعاً این نعمت بزرگ برای ملتهای ایران و عراق، پایدار و موجب سرافرازی و سربلندی خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه، بسیج را از پدیده‌های شگفت‌آور دوران انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند: امام بزرگوار ما با تعلیم و الهام الهی، این شجره طیبه را پایه‌گذاری کرد و سرنوشت انقلاب را به دست جوانان سپرد.
ایشان با اشاره به امانتداری جوانان در انتقال نسل به نسل «روحیه انقلابی»، گفتند: با وجود آنکه جوانانِ امروز، دوران انقلاب و امام(ره) را درک نکرده‌اند اما با همان روحیه انقلابی و با بصیرت، آگاهی و تجربه‌ای فراتر از جوانان اول انقلاب، در میدان حضور دارند که این نشان‌دهنده پیشرفت انقلاب اسلامی است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه حفظ و پاسداشت انقلاب، وظیفه و مأموریت آحاد ملت است، جوانان را پیشران و موتور مُحرِّکه این حرکت بزرگ دانستند و افزودند: قطعاً حرکت بسیجی در کشور ما پیروز است اما شرط تحقق این پیروزی، پیشه‌کردنِ تقوای فردی و گروهی و انجام عمل صالح است که این دو عامل مهم، موجب جلب نصرت و همراهی خداوند خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نمونه قرآنیِ معارضه و مبارزه حضرت موسی ع و برادرشان هارون، با دست خالی علیه قدرت عظیم فرعونی، خاطرنشان کردند: خداوند به موسی(ع) فرمود "نترسید که من با شما هستم و می‌شنوم و می‌بینم" و پس از آن نیز موسی(ع) در پاسخ به قوم بنی‌اسرائیل که از دیدن لشکریان فرعون هراسان شده و می‌گفتند آنها ما را نابود خواهند کرد، گفت "هرگز! پروردگارم با من است و مرا هدایت خواهد کرد".
ایشان، لازمه حفظ همراهی خداوند را تقوا و عمل صالح دانستند و تأکید کردند: اگر لوازم این همراهی الهی را حفظ کنیم، حتی قدرتی با 10 برابر قدرت آمریکا نیز توان غلبه و تسلط را نخواهد داشت.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به پنج سرفصل مهم که باید در برنامه ریزیها و رویه سازیهای بسیج مورد توجه جدی قرار گیرند، اشاره کردند.
متکی بودن بسیج به «بصیرت» اولین سرفصلی بود که حضرت آیت الله خامنه ای به آن اشاره کردند و گفتند: بسیج یک حرکت احساسی صِرف نیست، بلکه متکی بر فهمیدن، دانستن و بصیرت است و این جهت گیری باید همچنان در بسیج حفظ شود.
ایشان با اشاره به برخی افراد که در اوایل انقلاب اسلامی بسیار پرشور و انقلابی بودند امّا اکنون در مقابل انقلاب قرار گرفته اند، افزودند: این افراد به‌دلیل «نداشتن عمق دینی، حرکت بر اساس احساسات و هم نشینی با زاویه داران با انقلاب»، فاصله زیادی از انقلاب اسلامی گرفتند و در نهایت در مقابل انقلاب ایستادند.
رهبر انقلاب اسلامی، «بصیرت» را بسیار مهم خواندند و خاطر نشان کردند: علت تأکید مکرر من بر بصیرت در قضایای سال 88 که البته عده ای هم از این تأکید ناراحت شدند، به‌دلیل اهمیت این موضوع در تشخیص مسیر حق و باطل است.
حضرت آیت الله خامنه ای، گسترده بودن دایره بسیج برای آحاد ملت و جناحی نبودن بسیج را به عنوان دومین سرفصل بیان کردند و گفتند: بسیج لشکر انقلاب است و اگر دو گانگی هم وجود داشته باشد، آن دو گانه‌ی «انقلابی» و «ضدانقلابی» است زیرا حتی «غیرانقلابی» را نیز می توان جذب کرد.
ایشان با تأکید بر لزوم جذب حداکثری افزودند: البته این جذب حداکثری به معنای استفاده از هر روش و اقدامی نیست، اما هر جناح یا فردی که انقلاب را قبول دارد و در خدمت انقلاب است، بسیج شامل او هم می شود.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: بسیج جزو هیچ‌یک از جناح های انقلاب نیست بلکه بسیج، جریان و رود عظیم جاری به سمت اهداف انقلاب اسلامی است.
حضرت آیت الله خامنه ای لزوم «هم افزایی لایه های مختلف بسیج» را به عنوان سومین سرفصل حرکت بسیج، بیان کردند و افزودند: گستره بسیج شامل قشرهای مختلف مردم است و باید ساز و کار مناسبی برای هماهنگی و هم افزایی در آن به‌وجود آید.
رهبر انقلاب اسلامی در بیان چهارمین سرفصل برای حضور قوی تر و تأثیرگذارتر، به موضوع «مظهر مردم سالاری دینی و اسلامی بودن بسیج» اشاره کردند و افزودند: برخی تصور می کنند مردم سالاری دینی فقط شامل حضور در پای صندوق های رأی و انتخابات است در حالی‌که این موضوع، یکی از جلوه های مردم سالاری دینی است و معنی واقعی آن یعنی «مردم، سالارِ زندگی جامعه خود براساس دینِ اسلام»، هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای، با تأکید بر اینکه بر اساس این تعریف، بسیج مظهر مردم سالاری دینی در همه عرصه ها است، خاطرنشان کردند: با چنین دیدگاهی، اگر بسیج وارد عرصه اقتصاد مقاومتی و علم هم شود، اقتصاد مقاومتی و علم نیز مردم سالار خواهند شد.
پنجمین و آخرین سرفصلی که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند: لزوم تشکیل هیأت‌های اندیشه ورز در دو سطح رأس و بدنه بسیج بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: وظیفه این هیأت های اندیشه ورز در لایه های مختلف بسیج، طراحی برای مأموریتهای مختلف اعم از جنگ سخت و جنگ نرم، و سازندگی و خدمات رسانی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه تشکیل این هیأت های اندیشه ورز موجب پویایی و خردمندی و تأثیرگذاری بیشتر و پیشرو بودن بسیج می شود، افزودند: در کنار مجموعه های اندیشه ورز، باید هیأت های رصدگر نیز تشکیل شوند که مأموریت آنها مراقبت از نفوذ نکردن ویروس ها و مورد آسیب قرار نگرفتن سازمان بسیج است.
ایشان، این پنج فصل را برای تکامل و ثمردهی مداوم شجره طیبه بسیج ضروری دانستند و تأکید کردند: این سرفصل ها، ناظر به عمل و واقعیت است و باید با برنامه ریزی دقیق، به مرحله اجرا درآیند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به الگوبرداری از بسیج در برخی کشورهای منطقه و برنامه ریزی دشمن برای ضربه زدن به این الگو، خاطرنشان کردند: یکی از طراحی های دشمن موضوع بسیار مهم «نفوذ» است که از بیشتر از یک سال گذشته، بارها درباره آن هشدار داده شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای در خصوص چگونگی استفاده از «نفوذ» برای ضربه زدن به بسیج، گفتند: یکی از روش ها، ایجاد خطوط موازی و رقیب برای بسیج است که برخی هم اکنون در کشور به دنبال رقیب سازی برای بسیج هستند.
ایشان به یک نکته دیگر درخصوص بسیج اشاره کردند و افزودند: ما نمی خواهیم بسیج را به عنوان یک رقیب برای قوه مجریه قرار دهیم بلکه بسیج به عنوان یک مُکمِّل و امید بخش می‌تواند برای جهت دهی صحیح به قوه مجریه و همچنین کمک در عرصه های عملی حضور داشته باشد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهار ناامیدی بعضی دستگاههای دولتی در برخی زمینه ها، خاطرنشان کردند: چگونه می توان با سابقه ای که از انجام کارهای بزرگ در کشور وجود دارد و با حضور سازمانی همچون بسیج، اظهار ناامیدی کرد زیرا نام بسیج، هر انسان افسرده و ناامیدی را هم امیدوار و با نشاط می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه در بسیج، هیچ‌گاه بن بست وجود ندارد، گفتند: یک بسیجی هم ممکن است در برهه ای دچار ترس یا تردید شود اما هیچ‌گاه دچار بن بست نمی شود زیرا عناصر قدرت بخش و راهنما در بسیج، آن‌قدر فراوان است که همه نقاط ضعف را تبدیل به نقاط قوت می کنند.
ایشان به مشکلات اقتصادی کشور و نامگذاری امسال به عنوان «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» اشاره کردند و افزودند: دیروز مسئولان دولت، گزارشی از اقدامات انجام شده، از ابتدای امسال برای تحقق اقتصاد مقاومتی ارائه کردند که در آن آمار و ارقام کارهای انجام گرفته، بیان شده بود اما مهم آن است که نتیجه این اقدامات، در صحنه عمل دیده شود.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: بسیج در این خصوص می تواند کمک و نقش آفرینی کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود به مسائل مربوط به ایران و دولت مستکبر امریکا اشاره کردند و گفتند: ما فعلاً امکانی برای قضاوت درباره دولت جدیدی که قرار است سرکار بیاید نداریم، اما دولت کنونی، برخلاف آنچه در موضوع برجام تعهد کردند و تصمیم گیری های مشترک انجام شده، که آن زمان مسئولین به ما اعلام کردند، عمل می کند و تخلفات متعددی را مرتکب شده است.
ایشان با اشاره به تمدید قانون تحریم های ده ساله در کنگره امریکا، خاطرنشان کردند: اگر این تمدید، اجرایی و عملیاتی شود، قطعاً نقض برجام است و بدانند جمهوری اسلامی ایران حتماً در مقابل آن واکنش نشان خواهد داد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: توافق هسته ای یا همان برجام نباید به وسیله ای برای فشار بر ملت و کشور ایران تبدیل شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اظهارات مسئولان کشور و دست اندرکاران برجام که هدف از توافق هسته ای را برداشته شدن فشارها و تحریم ها بیان کردند، افزودند: دولت امریکا علاوه بر آن قول ها و تعهداتی که در قضیه برجام انجام نداده، و یا ناقص عمل کرده است و مسئولان دست اندرکار برجام هم صراحتاً به این موضوع اشاره کرده اند، اکنون برجام را وسیله ای برای فشار مجدد بر ایران قرار داده است.
ایشان تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران با اتکاء به قدرت الهی و با باور به قدرت حضور مردم، از هیچ قدرتی در دنیا هراس ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان خاطرنشان کردند: اگر کسانی به تقلید از روحیه های ضعیف بنی‌اسرائیل بگویند که «نمی توانیم» و از دشمن هراس داشته باشند، ما نیز به تبعیت از حضرت موسی(ع) در پاسخ به آنها می گوییم هرگز این چنین نیست زیرا خداوند همراه ما است و ما را هدایت خواهد کرد.

 
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر افزایش ظرفیت‌های پیش‌روندگی انقلاب اسلامی، گفت: بسیج در حال تقویت خود و گسترش و تعمیق انقلاب اسلامی در جبهه‌های محرومیت زدایی، دفاع مردمی و پیشرفت علمی است.
سردار جعفری با اعلام آمادگی بسیجیان برای پیکار با دشمن در عرصه های مختلف، افزود: همه همدل و یکصدا با به صحنه آوردن تمام توانمندی‌های خود در خدمت راهبرد عزتمندانه اقتصاد مقاومتی خواهیم بود و بسیج برای جاری شدن این جهاد مقدس تا آخر در کنار ملت ایستاده است.
همچنین سردار سرتیپ محمدرضا نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به شور و شوق بسیجیان برای جهاد و شهادت، خاطرنشان کرد: با مقاومت جانانه مردمِ بسیجی ایران، امروز بسیج تبدیل به الگوی آزادی خواهان جهان شده است.
وی با بیان گزارشی از فعالیت‌ها و دستاوردهای بسیج در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد مقاومتی، افزود: بسیجیان با نیروی ایمان و اراده، حماسه‌هایی خلق خواهند کرد که دشمنان ناگزیر از اعتراف به شکست و پشیمانی شوند.
در این دیدار آقایان رضا قَمَشلو، محمدحسین عباسی و خانم سیده‌مرضیه رفعتی نیز به‌عنوان نماینده بسیجیان به بیان دیدگاهها و نظرات پرداختند و بر این محورها تأکید کردند:
-    لزوم استمرار و تقویت طرح تربیتی حلقه‌های صالحین
-    اهمیت زیارتگاههای راهیان نور و ضرورت افزایش حمایتهای مسئولان دولتی و توسعه زیرساختها
-    نقش مدارس در آموزش و نهادینه کردن سبک زندگی ایرانی- اسلامی
-    آسیبهای فضای مجازی برای نوجوانان و لزوم انجام اقدامات لازم همچون راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات

http://www.leader.ir/fa/content/16794/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1






برچسب ها :
پنج سرفصل مهم بسیج+سخنرانی مهم رهبری+هشتمین ستاره ,  حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبحِ (روز چهارشنبه سوم آذر 1395 ه.ش) در دیدار هزاران نفر از بسیجیان ,  بسیج را «لشکر انقلاب» و «مظهر مردم سالاری دینی» و متکی بر بصیرت خواندند و با تأکید بر لزوم برنامه ریزی دقیق و مبتنی بر تشکیل هیأت های اندیشه ورزی برای هم افزایی لایه های م , 
توسط : هشتمین ستاره | پنج سرفصل مهم بسیج+سخنرانی مهم رهبری+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

**علی مُطهری میرحسین موسوی دوم نشود +نسیم معرفت

نتیجه تصویری برای علی مطهری

***نسیم معرفت***


فرق شهید علامه مطهری و پسرش علی مطهری


میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است


جناب مستطاب آقای علی مطهری ما  متاسفانه از راه پدرش خیلی خیلی فاصله دارد  و متاسفانه  خارج از منویات مقام معظم  رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای  حرکت می کند
البته اِخلال در سخنرانی کسی  که  سخنانِ مفسده انگیز ندارد جایز نیست  ولی جناب آقای علی مطهری رفتارها و گفتارهایش مشکوک است  و  متاسفانه پشت پرده ، نیات ناصاف دیگری وجود دارد که عده ای  بازیگر و عامل آن نیات هستند ....
خداوند همه ما و از جمله علی آقای مطهری را از مفاسد و نقشه های شوم حفظ فرماید.


جناب آقای علی مطهری  سوژه ای است که  در پس و پیش آن فتنه یا فتنه ها  وجود دارد....


سخنرانی علی آقای مطهری  بهانه است ، اصلِ مطلب ، چیز دیگری است . هدفِ اصلی ، چیز دیگری است.  ....


امیدواریم که علی آقای مطهری عزیز ما میرحسین موسوی دوم نشود.....

معیار و شاخصِ  ما برای شناخت  هویت  جناب آقای علی مطهری  رفتارها و گفتارها و مواضع سیاسی او است.... 

مِعیار ، تَبَعِیّت عملی   از ولیّ فقیه زمان حضرت  آیت الله امام خامنه ای است ....



سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

اول آذر 1395 ه.ش





برچسب ها :
علی مُطهری میرحسین موسوی دوم نشود +آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ,  سخنرانی علی آقای مطهری بهانه است ,  اصلِ مطلب ,  چیز دیگری است . هدفِ اصلی ,  چیز دیگری است. .... امیدواریم که علی آقای مطهری عزیز ما میرحسین موسوی دوم نشود..... , 
توسط : هشتمین ستاره | علی مُطهری میرحسین موسوی دوم نشود +آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

**پاسخ به یک سخن ناصواب حجت الاسلام زایری عزیز+نسیم معرفت

نتیجه تصویری برای حجت الاسلام محمدرضا زائری

***نسیم معرفت***


به نام خدا

پاسخ به یک سخن ناصواب جناب حجت الاسلام زایری عزیز

سخنان جناب حجت الاسلام محمد رضا زایری (در میزگرد شبکه 3 سیما با حجت الاسلام سالک در برنامه دیروز-... -فردا)  اگر چه بیانگر برخی حقایق و واقعیات تلخ  در کشور است ولی ایراد هایی هم به جناب ایشان وارد است ......
ایشان باتوجه به نکاتی که مطرح کردند گفتند که کار فرهنگی اثری ندارد و همه ما سرِ کاریم ؟!!
پاسخ بنده به ایشان این است که در هیچ شرایطی کار فرهنگی و تبلیغی و امر به معروف و نهی از منکر و .... تعطیل نمی شود و وظیفه و رسالت تبلیغی و فرهنگی ما در عرصه های مختلف  هیچگاه سرِکاری نبوده و نخواهد بود . هیچگاه و در هیچ شرایطی همه مردم یک منطقه و کشور بالفعل فاسد و فاجر و کافر نمی شوند.  قاعده کلی این است که انسان ها به تدریج فاسد و طالِح  و یا خوب و صالِح می شوند . در میان هر قوم و ملتی انسان هایی هستند که خواهان حقیقت و هدایت و ... می باشند اگرچه اکثری شان طالِح و ناصالِح و... باشند. سیره و عمل انبیاء و معصومین
(عَلَیهِِمُ السَّلامُ )   برخلاف گفته های آقای زایری می باشد. انبیایی چون حضرت موسی ع  و ابراهیم  (عَلَیهِِ السَّلامُ )  و پیامبر اکرم   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   و امامان معصوم  (عَلَیهِِمُ السَّلامُ )   با اینکه از نظر عِدّه  و عُدّه   و نیرو و امکانات مادی در قِلّت و اقلیت بودند اما هیچگاه مایوس نشدند و  در سنگر هدایت و تبلیغ دین لحظه ای کوتاهی نکردند. امام حسین (عَلَیهِِ السَّلامُ )  در روز عاشورا خودش و اصحابش برای لشکر کفر در قالب نثر و نظم سخن گفتند و حضرت زینب (سَلامُ اللهِ عَلَیها) و امام زین العابدین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ ) در برابر ابن زیاد و یزید و برای مردم در کوفه و شام  خطبه و سخنرانی فرمودند. آنها هرگز نگفتند که  چون در جامعه  فساد و رشوه و ... هست و حاکم زمان هم که کمکی نمی کند  پس  کار فرهنگی و دینی چه فایده ای دارد ؟!!  جناب آقای زایری  کم لطفی کردند . کارفرهنگی و تبلیغی مُبلِّغین  چه به عنوان رسالت و چه به عنوان  (مَعْذِرَةً اِلَی رَبِّهِم و  یا مَعْذِرَةً اِلَی رَبِّنا   «اشاره به آیه 164 سوره اعراف ») (1)  هرگز و هیچگاه سرِکاری نخواهد بود.


یکی از اشتباهات آقای زایری این است که خیال کرده  که کارفرهنگی حتما باید امروز و فردا نتیجه بدهد و توجه نفرمود که  کار فرهنگی گاهی زود نتیجه می دهد و آثار و برکات آن زودتر مشاهده می شود و گاهی هم دیربازدِه است و برکات آن نصیب نسل ها واعصار دیگر می باشد . اساسا کار فرهنگی زمان بر است و  معمولا با موانع مختلف همراه است و مهم آن است که ما با الگو گیری از اهلبیت 
(عَلَیهِِمُ السَّلامُ )  و.... در هر شرایطی آماده برای کارهای فرهنگی و تبلیغی باشیم و با توکل بر خدا وند  مصمّم تر  و استوارتر به وظایف خویش عمل کنیم.

در کشور ما  با وجود حاکمیت ولایت فقیه و وجود علماء و مراجع و طلاب و فضلاء  و ... زمینه های مختلف جهت انجام کارهای فرهنگی  وجود دارد و سخن از یاس و نومیدی در این عرصه  جا ندارد و شایسته نیست که امثال آقای زایری عزیز از نومیدی و یاس سخن بگویند. بحمدالله ملت ما ملت فهیم و عاشق اهلبیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ )  هستند و زمینه های بسیار خوبی برای کارهای فرهنگی برای مردم و جوانان این آب و خاک وجود دارد هرچند که عوامل استکباری با امکانات گسترده خود در پی فساد و تباهی جوانان ما بودند وهستند و خواهند بود و هرچند که عده ای در داخل کشور  سرسفره نظام و انقلاب نشسته اند و در عرصه  فرهنگی کارشکنی  و اخلال و ...می کنند  و به وظایف خود عمل نمی کنند .  پس کمر بندها را محکم ببندیم و استوارتر از دیروز با درایت و عقل و حکمت و ایمان و توکل به خداوند  به کارهای فرهنگی در عرصه های مختلف بپردازیم و انشاءالله آثار و برکات فراوانی هم در پی خواهد داشت و دراین راه هیچگاه نباید نومید شد. وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ(2)   سوره ابراهیم آیه 12 .

اول آذر1395

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 (1) **وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدیداً قالُوا مَعْذِرَةً إِلی‏ رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ


و ( به یاد آر ) هنگامی را که گروهی از آنها ( به گروه دیگر ) گفتند: «چرا جمعی ( گنهکار ) را اندرز می دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد ، یا به عذاب شدیدی گرفتار خواهد ساخت؟! ( آنها را به حال خود واگذارید تا نابود شوند! ) » گفتند: « ( این اندرزها ، ) برای اعتذار ( و رفع مسئولیت ) در پیشگاه پروردگار شماست بعلاوه شاید آنها ( بپذیرند ، و از گناه باز ایستند ، و ) تقوا پیشه کنند!»

سوره اعراف آیه 164 .


(2) ** وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَکَّلَ عَلَی اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلی‏ ما آذَیْتُمُونا وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ


و چرا بر خدا توکّل نکنیم ، با اینکه ما را به راه های ( سعادت ) رهبری کرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهای شما صبر خواهیم کرد ( و دست از رسالت خویش بر نمی داریم ) ! و توکّل کنندگان ، باید فقط بر خدا توکّل کنند!»

سوره ابراهیم آیه 12 .





برچسب ها :
پاسخ به یک سخن ناصواب حجت الاسلام زایری عزیز+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ,  سخنان جناب حجت الاسلام محمد رضا زایری (در میزگرد شبکه 3 سیما با حجت الاسلام سالک در برنامه دیروز-... -فردا) اگر چه بیانگر برخی حقایق و واقعیات تلخ در کشور است ولی ایراد هایی هم به جناب ایشان وارد است ...... ایشان باتوجه به نکاتی که مطرح کردند گفتند که کار فرهنگی اثری ندارد و همه ما سرِ کاریم ؟!! , 
توسط : هشتمین ستاره | پاسخ به یک سخن ناصواب حجت الاسلام زایری عزیز+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***



*حسین (علیه السلام) یعنی همه فضیلت هاو خوبی ها+نسیم معرفت


**  اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبدِاللهِ الْحُسَیْنِ  (عَلَیهِِ السَّلامُ )


حسین 
(عَلَیهِِ السَّلامُ )  یعنی اسلام

حسین 
(عَلَیهِِ السَّلامُ )  یعنی  دین

حسین 
(علیه السلام)  یعنی قرآن

حسین 
(علیه السلام)  یعنی حیات و زندگی

حسین  
(علیه السلام)  یعنی عزت و شرف و حُرِّیّت و آزادگی

حسین 
(علیه السلام)  یعنی نپذیرفتن ننگ و عار و ذلت


حسین
(علیه السلام)  یعنی تسلیم نشدن در برابر ستمگران و مستکبران

حسین (علیه السلام)  یعنی مبارزه و مقابله با طاغوت و جور و ظلم و ستم


حسین 
(علیه السلام)  یعنی  ایستادگی و مقاومت و صبر و شکیبایی

حسین(علیه السلام)   یعنی مقابله و ریشه کنی  مَظاهر فساد و تباهی

حسین (علیه السلام)  یعنی  مبارزه  با انحرافات و خرافات

حسین (علیه السلام) یعنی امر به معروف و نهی از منکَر


حسین (علیه السلام)  یعنی منطق و عقل و حکمت

حسین (علیه السلام)  یعنی برنامه و هدف داشتن

حسین (علیه السلام)  یعنی حفظ ناموس و عفت و حیا و پاکی

حسین
(علیه السلام)    یعنی احیاء شعائر دینی  و قرآنی

حسین 
(علیه السلام)  یعنی زنده نگهداشتن تعالیم و فرامین قرآن کریم

حسین(علیه السلام)  یعنی اِحیاء سنت جدّش محمد رسولُ الله (ص)   

حسین
(علیه السلام)   یعنی  در صحنه بودن

حسین 
(علیه السلام)  یعنی بصیرت و بیداری

حسین 
(علیه السلام)  اصلاح جامعه و مردم و ساختن جامعه قرآنی و دینی

حسین 
(علیه السلام)  یعنی  خدمت به اسلام و قرآن

حسین 
(علیه السلام)    یعنی  بندگی و  راز و نیاز


حسین
 (علیه السلام)   یعنی اخلاص

حسین 
(علیه السلام)  یعنی   وفا و وفاداری

حسین(علیه السلام)  یعنی عشق به خدا .  عشق به حقیقت . عشق به همه خوبی ها ....

حسین
(علیه السلام)  یعنی صفا و پاکی ویکرنگی و صداقت

حسین
(علیه السلام)  یعنی اتحاد و وحدت و با هم بودن

حسین
(علیه السلام)  یعنی ایثار

حسین
(علیه السلام)  یعنی عفو و گذشت

حسین 
(علیه السلام)  یعنی  شجاعت وشهامت

حسین
(علیه السلام)    یعنی  عشق به شهادت

حسین 
(علیه السلام)  یعنی همه فضیلت ها و کمالات و همه خوبی ها

حسین   (علیه السلام)  یعنی  وارث همه فضائل انبیاء و اوصیاء

حسین  (علیه السلام)  یعنی وارث  محمد (ص)    و  علی (ع)و فاطمه (س) 
 
حسین 
(علیه السلام)  یعنی زمینه سازی برای یک حکومت شایسته مهدوی  عج  بر مدار آیین محمدی  (ص) 
 
حسین  
(علیه السلام) یعنی  اسلام ناب محمدی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  


یکشنبه
30 آبان 1395

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 





برچسب ها :
حسین (علیه السلام) یعنی همه فضیلت هاو خوبی ها+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ,  اربعین حسینی ,  حسین ع ,  کربلا , 
توسط : هشتمین ستاره | حسین (علیه السلام) یعنی همه فضیلت هاو خوبی ها+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای اربعین حسینی

***نسیم معرفت***

  ** رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ اَلحَسَنِ الْعَسْكَرِیِّ  (عَلَیهِِ السَّلامُ )  أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ  وَ التَّخَتُّمُ بِالْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم.

 امام حسن عسکری (عَلَیهِِ السَّلامُ )  فرمود : نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: پنجاه رکعت نماز (نماز یومیه و نمازهای نافله)، زیارت اربعین (حسینی  (عَلَیهِِ السَّلامُ ) ) ، انگشتر به دست راست کردن، جَبین و پیشانی  را در سجده بر خاک گذاردن ،  جَهر و بلند گفتن  بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ  در نماز .  (وسایل الشیعه/ج10/ص375  - بحارالأنوار 82 75 باب 24-تهذیب الأحکام ، ج‏ 6 ، ص: 52-)

شیخ مفید در کتاب مَزار، فصلی تحت عنوان  «فَصلُ زِیارَةِ الأَربَعین» دارد  و در آنجا  همین حدیث امام حسن عسکری  (عَلَیهِِ السَّلامُ )  را که در بالا آمده است ذکر می نماید و نیز در کتاب «تَهذیبُ الأَحکام از مرحوم شیخ طوسی »  این حدیث آمده است . همچنین شیخ طوسی در «مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد و سِلاحُ الْمُتَعَبِّد » می‌فرماید: « وَ یُستَحَبُّ زِیارَتُهُ فِیهِ وَ هِیَ زِیارَةُ الأَربَعینِ یعنی مستحب است زیارت امام حسین ع  در روز اربعین  و آن زیارت  همان زیارت اربعین است  »  بعد  همین روایت امام حسن عسکری (ع) را بیان می کند و بسیاری دیگر از کُتُب معتبر نیز این روایت را ذکر کرده اند .

**********************************************

زیارت اربعین
اربعین سید الشهدا (عَلَیهِِ السَّلامُ )  مصادف با روز بیستم صفرالمُظفَّر است، شیخ طوسى در كتاب تَهذیبُ الأَحکام و مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد از حضرت امام حسن عسکرى ع روایت كرده: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یك ركعت نماز گذاردن، كه مراد هفده ركعت واجب، و سی و چهار ركعت نافله [مستحب] در هر شب و روز است، و زیارت اربعین، و انگشتر به دست راست نمودن، و پیشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» كیفیت زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام در روز اربعین بدین صورت است : هنگامیكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده، بخوان

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛

سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛

سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

سلام بر حسین مظلوم و  شهید

اَلسَّلامُ عَلى اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگوارى كه اسیر گرفتاری ها و سختی ها  بود و كُشته اشكِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ

خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ،  ولىّ ( و نماینده) تو و فرزند ولىِّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود كه كامیاب شد

بكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَ اَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ

به بزرگداشتت ، گرامیش كردى به مقام شهادت  و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاكزادى و پاكى ولادت

وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ

و قرارش دادى یكى از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یكى از كسانى كه از حق دفاع كردند

وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الاَْوْصِیاءِ

و میراث‌هاى پیامبران  را به او دادى و از اوصیائى كه حجت تو بر خَلقت هستند قرارش دادى

فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ

او نیز در دعوت مردم جاى عذر و بهانه‌اى (براى كسى) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهى كرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ

تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى

وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى؛

 و چنان شد كه همدست شدند بر علیه آن حضرت كسانى كه دنیا فریبشان داد.

وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ

و فروختند بهره (كامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و از دست دادند آخرتشان را در مقابل بهائى اندك و بى مقدار ،  و بزرگى و تکبُّر كردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون كردند، ( و خود را در دامن هواىِ نفس انداختند)

وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّكَ

و تو و پیامبرت را به خشم آوردند

وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ

و پیروى كردند از میان بندگانت آنانى را كه اهل دو دستگى و نفاق بودند و كسانى را كه بارهاى سنگین گناه به دوش مى‌كشیدند

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فى طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ

و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (كه چنان دید) با شكیبائى و پاداش جوئى با آنها جهاد كرد( صابرانه و به حساب تو جهاد نمود ) تا اینکه  خونش در راه پیروى و طاعت  تو ریخته شد و حریم مقدسش  نیز  شكسته شد.

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً

خدایا آنان را لعنت كن لعنتى سنگین، و عذابشان كن عذابى دردناك

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند سَرورِ اوصیاء

اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ حَمیداً

گواهى دهم كه به راستى تو  امین و امانتدار خدا و فرزند امانت‌‌دار اویى ،  سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا رفتى

وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ

و گمگشته و ستمدیده و شهید( از این عالَمِ فانی )  درگذشتى و گواهى میدهم كه خدا آنچه را به تو وعده داده  وفا كننده است.

وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ

و به هلاكت رساند هر كه را كه دست از یاریت برداشت و عذاب كند كسى كه تو را كشت و گواهی دهم كه تو به خوبى وفا كردى به عهد خدا،

وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیكَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ،

و جهاد كردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت كند كسى كه تو را كشت

وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ

و خدا لعنت كند كسى كه به تو ستم كرد و خدا لعنت كند مردمى كه شنیدند جریان كشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند،

اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.

خدایا من تو را گواه مى‌گیرم كه دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمن هستم با هر كه او را دشمن دارد ، پدرم و مادرم به فدایت اى فرزند رسول خدا.

اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ،

گواهى دهم كه تو به راستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رَحِم‌هایى پاكیزه

لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها،

اوضاعِ زمان جاهلیّت به آلودگی‌هایش تُرا آلوده نکرد  و  از لباس‌هاى چركینش خود به تو نپوشانید ( دامن پاک تو از همه آلودگی ها و پلیدی های عصرِ جاهیت مُبرَّی و برکنار بود )

وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْكانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ،

و گواهى دهم كه به راستى تو از پایه‌هاى دین و ستون‌هاى محكم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمان هستی

وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ،

و گواهى دهم كه  به راستى تو  پیشواىِ نیكوكارِ با تقوا و پسندیده و پاكیزه و راهنماىِ راه یافته‌اى هستی .

وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا

 و گواهى میدهم كه امامان از فرزندانت، اصل و روح و حقیقتِ تقوا،، و نشانه هاى هدایت، و دستگیره محكم، و حجّت بر اهل دنیا هستند

 وَ اَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِاِیابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَ خَواتیمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ،

و گواهى دهم كه من به شما ایمان دارم و به بازگشتتان ( روز رَجعت )  یقین دارم با قوانین دینم و عواقبِ كردار و عَمَلم  و دلم تسلیمِ دل شما است ( قلبم با قلبتان در  صلح و آشتی است و هیچ دشمنی با شما ندارم و تسلیم خواسته های شما هستم  )

وَ اَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ،

و كارم پیرو  و تابعِ كار شما است و یاریم برای شما  آماده است تا آن كه خدا (در ظهورتان در روز رَجعت ) به شما   اجازه دهد

فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَرْواحِكُمْ،

پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روان‌هاى شما

وَ اَجْسادِكُمْ وَ شاهِدِكُمْ وَ غاَّئِبِكُمْ وَ ظاهِرِكُمْ وَ باطِنِكُمْ.

و پیكرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشكارتان و نهانتان.

آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

آمین اى پروردگار جهانیان.


**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 


 









برچسب ها :
زیارت اربعین امام حسین علیه السلام + هشتمین ستاره ,  اربعین حسینی ,  زیارت اربعین ,  رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ اَلحَسَنِ الْعَسْكَرِیِّ (عَلَیهِِ السَّلامُ ) أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ , 
توسط : هشتمین ستاره | زیارت اربعین امام حسین علیه السلام + هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای اربعین حسینی

***نسیم معرفت***

**اهمیت اربعین حسینی در کلام مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

اهمیت اربعین از کجاست؟ صِرف اینکه چهل روز از شهادت شهید می گذرد، چه خصوصیتی دارد؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت حسین زنده شد و این چیز بسیار مهمی است. شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می افتاد یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می شدند، اما بنی امیه موفق می شدند همانطور که خود حسین را و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند. ببینید در این صورت آیا این شهادت فایده ای برای عالَم اسلام داشت؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می گذاشت، آیا این خاطره در تاریخ هم، برای نسل های بعد هم، برای گرفتاری ها و سیاهی ها و تاریکی ها و یزیدی های دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت؟ اگر حسین شهید می شد، اما مردم آن روز و مردم نسل های بعد نمی فهمیدند که حسین شهید شده، آیا این خاطره چه اثری و چه نقشی می توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملت ها و اجتماعات و تاریخ بگذارد؟

می بینید که هیچ اثری نداشت، بله حسین که شهید می شد، خود او به اَعلی عِلِّیّینِ رضوان خدا می رسید، شهیدانی که کسی نفهمید و در غربت، در سکوت، در خاموشی شهید شدند، به اجر خودشان در آخرت رسیدند، روح آنها فُتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد، اما آیا چقدر درس شدند، چقدر اُسوه شدند، درس، آن شهیدی می شود که شهادت او و مظلومیت او را نسل های معاصر و آینده او بدانند و بشنوند، درس و اُسوه آن شهیدی می شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر بشود، مظلومیت یک ملت آن وقتی می تواند زخم پیکر ستم کشیده شلاق خورده ملت ها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود، این مظلومیت به گوش انسان های دیگر برسد، برای همین است که امروز ابرقدرت ها صدا توی صدا انداختند که صدای ما بلند نشود، برای همین است که حاضرند پول های گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا به وجود آمد، با چه انگیزه ای، با دست که، با تحریک که. آن روز هم دستگاه های استکباری، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قیمت این که نام و یاد حسین و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهای بعد باقی نماند و شناخته نشود. البته در اوائل کار درست نمی فهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است. هر چه بیشتر گذشت، بیشتر فهمیدند.

در اواسط دوران بنی عباس حتی قبر حسین بن علی  (عَلَیهِِ السَّلامُ )  را ویران کردند، آب انداختند، خواستند از او هیچ اثری باقی نماند. نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است، شهادت بدون خاطره، بدون یاد، بدون جوشش خون شهید، اثر خودش را نمی بخشد و اربعین آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست. حالا چه در اربعین اول، خانواده امام حسین  (عَلَیهِِ السَّلامُ )  به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند.

اما اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند؛ جابربن عبدالله انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر، از یاران امیر المومنین آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتی نابینا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی  (عَلَیهِِ السَّلامُ )  حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد. یک چنین روزمهمی است روز اربعین.

هدف از حرکت امام حسین  (عَلَیهِِ السَّلامُ )

حرکت امام حسین  (عَلَیهِِ السَّلامُ )  برای اقامه حق و عدل بود. «...إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ»[1]

در زیارت اربعین که یکی از بهترین زیارات است، می خوانیم: «... وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ ...». آن حضرت در بین راه، حدیث معروفی را که از پیامبر   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  نقل کرده اند، بیان می فرمایند: «اَیُّهَا النّاسُ؛ اِنَّ رَسُولَ اللّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   قالَ : «مَنْ رَاى سُلْطاناً جایِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مُخالِفاً لِسُنَّهِ رَسُولِ اللهِ، یَعْمَلُ فِی عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ یُغَیِّرْ عَلَیْهِ بِفِعْل، وَ لاَ قَوْل، کانَ حَقّاً عَلَى اللهِ اَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ... »[2] تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نیز گفتاری که درباره ی آن بزرگوار از معصومین رسیده است، این مطلب را روشن می کند که غرض، اقامه ی حق و عدل و دین خدا و ایجاد حاکمیت شریعت و برهم زدن بنیان ظلم و جور و طغیان بوده است. غرض، ادامه ی راه پیامبر اکرم  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  و دیگر پیامبران بوده است که: « (السَّلامُ عَلَیْكَ ) یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ... »[3] و معلوم است که پیامبران هم برای چه آمدند: «  لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ   سوره حدید آیه 25 ». اقامه ی قسط و حق و ایجاد حکومت و نظام اسلامی.

اهمیت اربعین

اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه گذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین بن علی  (عَلَیهِِ السَّلامُ ) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسل های بعد، از دستاورد شهادت استفاده ی زیادی نخواهند برد.

درست است که خدای متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه می دارد و شهید به طور قهری در تاریخ و یاد مردم ماندگار است ؛ اما ابزار طبیعی یی که خدای متعال برای این کار - مثل همه ی کارها - قرار داده است، همین چیزی است که در اختیار و اراده ی ماست. ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، می توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه ی شهادت را احیا کنیم و زنده نگهداریم.

رمز زنده ماندن واقعه ی عاشورا

 اگر زینب کبری  (سَلامُ اللهِ عَلَیها)   و امام سجّاد ( صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ)  در طول آن روزهای اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت فلسفه ی عاشورا و هدف حسین بن علی و ظلم دشمن را بیان نمی کردند، واقعه ی عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمی ماند.

چرا امام صادق  (عَلَیهِِ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ ) - طبق روایت - فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره ی حادثه ی عاشورا بگوید و کسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟ چون تمام دستگاههای تبلیغاتی، برای منزوی کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله ی عاشورا و کلاً مسأله ی اهل بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، این گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهای ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت آمیز می کردند. در چنین فضایی، مگر ممکن بود قضیه ی عاشورا - که با این عظمت در بیابانی در گوشه یی از دنیای اسلام اتفاق افتاده - با این تپش و نشاط باقی بماند؟ یقیناً بدون آن تلاشها، از بین می رفت.

آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین بن علی علیه السّلام بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین بن علی علیه السّلام و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب علیهاالسّلام و مجاهدت امام سجّاد علیه السّلام و بقیه ی بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه ی نظامی نبود؛ بلکه تبلیغی و فرهنگی بود. ما به این نکته ها باید توجه کنیم.

درس اربعین

 درسی که اربعین به ما می دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفانی که علیه جنگ به راه نیفتاد جنگی که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهدای عزیزی که جانشان - یعنی بزرگترین سرمایه شان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامه ها و مجله ها و کتاب هایی که منتشر می کردند، در ذهن آدم های ساده لوح در همه جای دنیا، چه تلقینی توانستند بکنند.

حتّی افراد معدودی از آدمهای ساده دل و جاهل و نیز انسان های موجّه و غیر موجّهی در کشور خودمان هم، در آن فضای ملتهب جنگ، گاهی حرف هایی می زدند که ناشی از ندانستن و عدم احاطه به حقایق بود. همین چیزها بود که امام عزیز را برمی آشفت و وادار می کرد که با آن فریاد ملکوتی، حقایق را با صراحت بیان کند.

اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهی ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتی که در این کشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکی است. البته، اکثریت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به برکت آگاهی ناشی از انقلاب، در مقابل تبلیغات دشمن بیمه هستند و مصونیت پیدا کرده اند. از بس دشمن دروغ گفت و چیزهایی را که در مقابل چشم مردم بود، به عکس و واژگون نشان داد و منعکس کرد، اطمینان مردم ما نسبت به گفته ها و بافته ها و یاوه گوییهای تبلیغات جهانی، بکلی سلب شده است.

دستگاه ظالم جبار یزیدی با تبلیغات خود، حسین بن علی علیه السلام را محکوم می ساخت و وانمود می کرد که حسین بن علی علیه السلام کسی بود که بر ضد دستگاه عدل و حکومت اسلامی و برای دنیا قیام کرده است!! بعضی هم، این تبلیغات دروغ را باور می کردند. بعد هم که حسین بن علی علیه السّلام، با آن وضع عجیب و با آن شکل فجیع، به وسیله ی دژخیمان در صحرای کربلا به شهادت رسید، آن را یک غلبه و فتح وانمود می کردند! اما تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافته ها را عوض کرد. حق، این گونه است.

از بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مدظله العالی29/ 06/ 68[4]

پی نوشت:


[1] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 329.

[2] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 382.

[3] شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت وارث.





برچسب ها :
اهمیت اربعین حسینی در کلام مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای+هشتمین ستاره ,  اربعین حسینی ,  سخنرانی مقام معظم رهبری ,  حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای , 
توسط : هشتمین ستاره | اهمیت اربعین حسینی در کلام مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : روحانیت , 

نتیجه تصویری برای تصویر علامه طباطبایی

خصوصیات رفتاری در منزل

جناب مهندس طباطبایی می گوید:

« علامه طباطبایی در خانه خیلی مهربان و بی اذیت و بدون دستور بودند و هر وقت به هر چیزی مثل چای که احتیاج داشتند، خودشان می رفتند و می آوردند. چه بسا هنگامی که عیال و یا یکی از اولادشان وارد اتاق می شدند، ایشان در جلوی پای آنها بلند می شد و این قدر خلیق و مؤدب بود.
هیچ ممکن نبود کسی با ایشان مدتها معاشرت بکند و بدون اطلاع از خارج بداند که ایشان چه کسی هست.
اینقدر صادق و بی آلایش بود و کلاً ایشان از اخلاق اجدادشان برخوردار بود. مرحوم علامه اظهار می داشتند که عمده موفقیتهایش را مدیون همسرشان بوده است.
در مسافرتها، بسیار باحوصله بودند و در طول سال خیلی وقتها شب تا طلوع صبح را بیدار بودند و به کارهای علمی شان رسیدگی می کردند؛ چون سکوت شب فرصتی برای ایشان بود تا بتواند خوب کار کند.
در هر24 ساعت، 12 یا 13 ساعت را یکسره کار می کردند و در طول سال فقط عاشورا را تعطیل می کردند.
من از طفولیت تا آخر عمرشان که خدمتشان بودم؛ هیچ وقت یاد ندارم که در ماه رمضان ایشان یک شب بخوابند. زندگی داخلی شان واقعاً سرتاسر آموزنده بود، ایشان تیراندازی و اسب سواری را خیلی خوب می دانستند و شناگر بسیار لایقی بودند؛ اهل پیاده روی بوده و کوهنورد ماهری بودند؛ در باغبانی، زراعت و خصوصاً معماری مهارت فوق العاده ای داشتند و در زمینه کارهای طراحی ساختمان می توان از مدرسه « حجتیه فعلی» در قم نام برد.
در کارهای علمی خود بیشتر فکر می کردند و مطالعه زیادی روی کتب مختلف نداشتند به جز در مورد مراجعه به تاریخ و اسم و اختصاصات موجود و بدین جهت در کتابخانه شان خیلی کتاب انباشته نیست.
یادم هست که در سن 12 سالگی همه روزه مرا به بیابان برده و به من تعلیم تیراندازی می دادند و به من توصیه می کردند که شکار کردن را یاد بگیر؛ ولی به کار نبر که شکار و کشتن یک جانور گناه است.
گفتم پس شکار برای چه خوب است. گفتند در صورتی می تواند مجاز باشد که انسان با یک ضرورت واقعی که جنبه حیاتی دارد مواجه بشود و الا ممنوع است.سپس ادامه دادند:« من هرگز از تو راضی نخواهم بود اگر یک جانور را بکشی. »
ایشان خیلی خیر خواه، بشردوست، مقید و بی اذیت بودند و من همیشه در زندگی مدیون تربیت های ایشان هستم.
با وجود داشتن خادم همواره باغچه های خانه را خودش بیل می زد و گلکاری می کرد و در تابستان ها و مخصوصاً پیش از آمدن به قم، در تبریز و در ملک موروثی خویش، به مدت ده سال زراعت می کرد. »
در مورد رفتار علامه طباطبایی با همسر و فرزندان، فرزند ایشان « نجمه السادات طباطبایی » همسر شهید قدوسی می گوید:
« همه خصوصیات اخلاقی پدرم، خود به خود در محیط خانوادگی ما نیز تأثیر داشت. ایشان اگر چه وقت زیادی نداشتند، ولی با این حال برنامه ها یشان را طوری تنظیم می کردند که روزی یک ساعت، بعد از ظهرها، در کنار اعضای خانواده باشند.
در این مواقع به قدری مهربان و صمیمی بودند که آدم باورش نمی شد ایشان فردی با آن همه کار و مشغله هستند.
رفتارشان با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کردند که گویی مشتاق دیدار مادرم هستند.
ما هرگز بگو و مگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم مهربان و فداکار و باگذشت بودند که ما گمان می کردیم اینها هرگز با هم اختلافی ندارند ( در صورتی که زندگی مشترک، به هر حال، بدون اختلاف نظر نیست ) آنها واقعاً مانند دو دوست با هم بودند.
پدرم همیشه از گذشت و تحمل مادرم تمجید می کرد و می گفت که این زن یازده سال و نیم در « نجف» تحمل هر سختی را کرده است، 8 بچه اش را پس از تولد از دست داده و دم نزده و در همه این مدت من مشغول درس خواندن بودم و خوبیها را به مادرم نسبت می دادند.خودشان می گفتند که از اول ازدواج همیشه با هم یک رنگ و یک دل بوده ایم. با بچه ها بسیار صمیمی بودند، نه تنها با بچه های خودشان، بلکه با بچه های من. گاهی ساعات بسیار از وقت گرانبهای خود را صرف شنیدن حرفهای ما یا آموختن نقاشی به ما و سرمشق دادن برای تکالیفمان می کردند.در خانه اصلاً مایل نبودند کارهای شخصیشان را کس دیگری انجام دهد و بر سر آوردن رختخواب همیشه مسابقه بود، پدرم سعی می کردند زودتر از همه این کار را انجام دهند و مادرم هم سعی می کرد پیشدستی کند. حتی این اواخر که بیمار بودند و من به خانه شان می رفتم با آن حالت بیمار برای ریختن چای از جای خود برمی خواستند و اگر من می گفتم:
« چرا به من نگفتید که برایتان چای بیاورم؟» می گفتند: « نه، تو مهمانی، سید هم هستی و من نباید به تو دستور بدهم. »
وقتی مادرم مریض می شد، اصلاً اجازه نمی داد از بستر بلند شود و کاری انجام دهد. مادر من حدود 17 سال پیش فوت کرده است، پیش از فوت حدود 27 روز در بستر بیماری بود و در این مدت پدرم از کنار بستر ایشان لحظه ای بلند نشدند.
تمام کارهایشان را تعطیل کردند و به مراقبت از مادرم پرداختند.
بسیار وفادار و عاطفی بودند، تا سه چهار سال پس از فوت مادرم، پدرم علامه طباطبایی هر روز سر قبر او می رفتند و بعد از آن هم که فرصت کمتری داشتند، به طور مرتب، دو روز در هفته، یعنی دوشنبه ها و پنج شنبه ها، بر سر مزار مادرم می رفتند و ممکن نبود این برنامه را ترک کنند.
می گفتند: « بنده خدا بایستی حق شناس باشد. اگر آدم حق مردم را نتواند ادا کند حق خدا را هم نمی تواند ادا کند. »
یکی از علل اصلی موفقیت علامه طباطبایی علاوه برداشتن ارتباط معنوی با ائمه اطهار علیهم السلام و داشتن اساتیدی مبرز و شاگردانی ممتاز و همتی بلند و توفیق الهی، داشتن همسری دلسوز بود.
آیت الله ابراهیم امینی یکی از شاگردان علامه طباطبایی نقل می کند که: « استاد علامه طباطبایی در فوت همسرش می گریست، به ایشان عرض کردم ما باید درس صبر را از شما بیاموزیم چرا بی تابی می کنید؟
علامه فرمود:
« او بسیار مهربان و فداکار بود و اگر نبود همراهی های ایشان، من موفق به نوشتن و تدریس نمی شدم.
او [همسرم] در هنگامی که من فکر می کردم و یا می نوشتم، با من حرف نمی زد تا رشته افکارم از هم گسسته نشود و برای اینکه خسته نشوم، رأس هر ساعت در اطاق مرا باز می کرد و چای می گذاشت و سراغ کار خود می رفت.»
در مورد فداکاری همسر علامه طباطبایی نقل می کنند که علامه می گفت که خانم به حدی به من کمک می کند که گاه من اطلاع از قبای خود ندارم به این معنی که می رود پارچه ای انتخاب می کند و می خرد و می دوزد و برای پوشیدن در اختیار من می گذارد.
استاد حائری شیرازی از قول همسر علامه نقل کرد که روزی می گفت:
هنوز هم بین من و ایشان تعارفات مرسوم وجود دارد و علامه تاکنون با تعبیر سبکی نام مرا نبرده و هرگز اسم مرا به تنهایی نمی برد.بی جهت نیست که علامه طباطبایی در مرگ چنین همسر فداکار و مؤدبی اشک می ریزد و ناله سر می دهد و بعد از مرگ همسرش می گوید:
« خانواده ام وقتی از دنیا رفت زندگی من زیر و رو شد. »
ساده زیستی و زهد
علامه در بدو ورود به قم منزلی دو اتاقی در مقابل ماهی هشتاد تومان اجاره کرده بود و در این خانه محقر که امکان پذیرایی از میهمانان را نداشت، زندگی می کرد. لباس او هم ساده بود، عمامه ای بسیار کوچک از پارچه معمولی بر سر می گذاشت و لباسی کمتر از معمولی داشت، از سهم امام استفاده نمی کرد و ممر معاش وی و برادرش ابتدا از ثمرات قطعه زمینی زراعی در قریه شادآباد تبریز که از نیاکان آنان به ارث رسیده بود تأمین می شد و بعدها هم از راه حق التألیف کتابهایشان زندگی خود را اداره می کردند و سالها مبالغ هنگفتی مقروض بودند که حتی نزدیکانشان از موضوع خبر نداشتند.
یکی از شاگردان ایشان نقل می کرد: علامه طباطبایی زندگی ساده ای داشت. مثلاً هرگاه می خواست به تهران سفر کند با اتوبوس می رفت، و در این موارد غالباً تابع محیط و اجتماع بود، یک بار بیش از یک ساعت در اتوبوس نشست تا اتوبوس پر شود، و حتی یک بار هم در اثر تصادف اتوبوس زخمی شد.
مناعت طبع
با توجه به اینکه سالها منزل نداشت و مستأجر بود، این خانه مسکونی را نیز 23 سال قبل با قیمت همان ملک موروثی تهیه کرده است. یکی از فرزندانش می گفت از خدا می خواستیم، چیزی را از ما قبول کند.
فرزندشان می گوید:
« گاهی بسته اسکناس را خدمت او می گذاشتیم با اصرار حتی پنج ریالی هم بر نمی داشت، مناعت طبع عجیبی داشت. در آخر عمر با کسالت از سفر مشهد برگشت.
طبق نظر پزشک در تابستان باغی در « احمد آباد دماوند» اجاره کردم و پولش را پرداخت نمودم که آقا در مقابل عمل انجام شده قرار گیرد. آقا پس از سه روز اقامت مرا خواست که اجاره اش چند است؟ گفتم مهم نیست، اصرار کرد که می خواهم بدانم که می توانم پرداخت کنم یا نه؟ گفتم پرداخت کرده ام، فرمود: « یا بگیر پول را یا از اینجا می روم. »و آخر هم مجبور شدم که بگیرم!! »
یکی از دوستان می گفت:
« در همان اواخر عمر شریفشان، روزی از مسافرت آمده بودند و در انتظار تاکسی بودند که ایشان را با وسایلشان به خانه برساند؛ اما هیچ تاکسی داری حاضر نمی شد ایشان را به مقصد ببرد و ایشان مدتی کنار خیابان معطل بودند که من ایشان را دیدم و با پول خود، تاکسی ای برایشان کرایه کردم. »
این در حالی بود که داماد ایشان، شهید آیت الله قدوسی، عالی ترین مقام قضایی کشور را داشت! شهید قدوسی گفته بود:« بنده تا همین اواخر (مدتی پس از درگذشت علامه) نمی دانستم که ایشان مبالغ سنگینی بدهکارند!»
آیت الله مصباح یزدی در مورد روحیه مناعت طبع علامه طباطبایی می فرماید:
« اوائل آشنایی با استاد علامه طباطبایی از رفتارشان خیلی تعجب می کردم گاهی مجبور می شدم به خاطر جواب گرفتن برای سؤالی که برایم پیش می آمد خدمت استاد در منزلشان شرفیاب شوم.
ایشان در حالی که به جلوی در منزل آمده، دو دست خود را بر دو طرف در گذاشته؛ سرشان را بیرون می آوردند و به سوال من گوش می دادند و پاسخ می گفتند. گاه این سوال برایم مطرح می شد که چرا استاد از من نمی خواهند که به داخل منزل بروم.بعدها که آشنایی من با ایشان بیشتر شد و گاهی اتفاق می افتاد که می توانستم به داخل منزلشان بروم متوجه شدم، خود ایشان می فرمود: « اگر من کار کنم و روزی 3 تومان مزد بگیرم برای من گواراتر است از اینکه به خانه کسی بروم و اظهار حاجتی کنم و وابستگی به بیتی یا شخصیتی پیدا کنم. »
عفت وادب
وی آنقدر عفیف و مؤدب بود که حاضر نمی شد حتی پاهایش را کسی ببیند. با اینکه وضع ناگواری داشت حاضر نمی شد در اواخر عمر هم کسی برای او لگن بیاورد.
سعی می کرد در توالت قضای حاجت کند و حتی یک بار مجبور شدند در حالی که سرم وصل در دستشان بودند ایشان را به همان وضع به توالت ببرند.!

اراده قوی

مرحوم ، علامه طباطبایی اراده بسیار قوی ای داشتند. وقتی که ایشان را برای معالجه به لندن برده بودند پزشکان گفته بودند:درمقابل چشم شما پرده ای هست که باید برداشته شود تا چشم، بینایی خود را از دست ندهد. ایشان هم اعلام رضایت کرده بودند.
بعد که پزشکان گفته بودند، برای عمل جراحی باید شما را بیهوش کنیم، مخالفت کرده بودند و فرموده بودند:
« بدون بیهوش کردن عمل کنید. »و پزشکان نیز گفته بودند، چون چشم باید به مدت پانزده دقیقه باز باشد و پلک نزند ناچاریم که شما را بیهوش کنیم. علامه طباطبایی فرموده بودند:
« من چشم خود را باز نگه می دارم. »
و به مدت هفده دقیقه چشم خود را باز نگه داشته بودند و حتی یک بار هم پلک نزده بودند. این حکایت از ارده قوی و نیرومند ایشان می کند.

شهید آیت الله قدوسی داماد ایشان نقل کرده اند:

« علامه طباطبایی پشتکار عجیبی داشتند و چندین سال برای تفسیر المیزان زحمت کشیدند. اصلاً احساس خستگی نمی کرد، شب و روز نمی شناخت. ما اصلاً ایشان را نمی دیدیم، صبح زود مشغول کار می شد تا ساعت 12? بعد از نماز و صرف غذا استراحتی، نیم ساعتی تا نماز مغرب مشغول کار بودند. »
آرامش روحی
علامه طباطبائی گاهی اوقات که صحبت می کردند از سالیان سختی که در حمله متفقین در تبریز بودند و هیچ آرامشی نداشتند، یاد می آوردند و می گفتند:
« سالیانی بر من گذشت که هیچ آرامشی نداشتم! »
اما ما می دانیم که ایشان بسیاری از رساله های عمیق فلسفی را در همان زمان ناآرامی آذربایجان نوشته اند و اگر چه ایشان از آرامش ظاهری محروم بود، با این وجود خوفی به دل راه نمی داد.
ظرفیت فکری فوق العاده
مرحوم علامه اهل مطالعه و تحقیق و تفکر بود. تمام عمر پر برکتش را در مطالعه و تفکر و تألیف و تصنیف و تدریس صرف کرد و آثار گرانبهایی از خویش به یادگار گذاشت.
در مطالعه و تفکر قدرت فوق العاده ای داشت. می توانست مدتی تمام حواسش را در یک مطلب متمرکز سازد و بدون اینکه از آن خارج شود فقط درباره آن بیندیشد. اکثر اوقاتش را در تالیف تفسیر المیزان صرف کرد. الطاف الهی شامل حالش شده بود که جز اشتغالات علمی اشتغالاتی نداشت.
آنقدر فکر و مطالعه کرد که پزشکان معالج درباره کسالتش گفتند : سلولهای مغزی او به مقدار توانایی خودشان کار کرده اند و دیگر تاب تحمل درک مطالب تازه را ندارند یا به تعبیر پزشکی « اشباع » شده اند.
اخلاص
حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند:
« ثمره العلم اخلاص العمل: یعنی ثمره دانش، اخلاص عمل است. »
و علامه طباطبایی از علمای با اخلاص زمان ما بودند، ایشان اجازه نمی داد کسی در حضورش از او تعریف کند و لو مبالغه هم ننماید. یکی از علمای حوزه علمیه قم می گفت: از تفسیر المیزان در حضورش تعریف کردم، علامه طباطبایی فرمود:
« تعریف نکن که خوشم می آید و ممکن است خلوص و قصد قربتم از بین برود. »
یکی از شاگردانش در این باره می نویسد: از نظر معنوی و اخلاقی آنچه در مورد علامه طباطبایی جلب توجه می کند، وارستگی استاد از هر نوع تظاهر به علم و دانش بود و پیوسته محرک او در هر عمل، اخلاص و جلب رضایت خدای سبحان بود، ما که با ایشان انس بیشتری داشتیم یک بار هم به خاطر نداریم که مطلبی را به عنوان تظاهر به علم، یادآور شود، یا سخنی را سؤال نکرده از پیش خود مطرح کند، اگر فردی با او یک سال به مسافرت می رفت و از مراتب علمی او آگاهی قبلی نداشت، هرگز فکر نمی کرد که این مرد پایه گذار روش جدید در تفسیر و طراح قواعد و مسائل نو در فلسفه و استادی مسلم در سیر و سلوک است .
به حق، او پیوسته بر مضمون حدیثی رفتار می کرد که جد بزرگوارش پیامبر عالیقدر اسلام فرموده است:
« کار خود را پیراسته از هر نوع ریا و تظاهر و برای خدا انجام بده، زیرا خریدار عمل، خداست و او از ماهیت عمل آگاهی کامل دارد. »
خانم نجمه السادات طباطبایی می گوید:
« وقتی به حرم حضرت معصومه (س) می رفتند، عادی ترین جاها را انتخاب می کردند و دوست نداشتند جای خاصی داشته باشند، علاقه زیادی داشتند در میان مردم باشند و مقید به حفظ ظواهر دنیوی نبودند و می گفتند:
« شخصیت را خدا می دهد و با امور دنیوی هرگز انسان به کسب شخصیت نایل نمی گردد. »
روح بسیار حساس و متعالی داشت؛ وقتی از خدا صحبت می شد یا در برابر شگفتی های جهان آفرینش قرار می گرفتند، آن قدر حالات عجیب از خود نشان می دادند که انسان متحیر می شد که واقعاً در این مواقع در کدام عالم سیر می کنند. گاهی در خانه مطرح می کردند که:
« ممکن است انسانی در مواقعی از خدا غافل شود و پروردگار یک تب سخت و خطرناک چهل روزه به او بدهد، برای این که یک بار از ته دل بگوید یا الله و به یاد خدا بیفتد! »
جامعیت و اعتدال
آنان که دارای ظرفیت روحی نباشند، در وادی عرفان به افراط و تفریط گراییده و قادر به جمع بین عالم وحدت و کثرت نمی باشند.
علامه می فرمودند:
« بدیهی است که طی این منزل منافاتی با بودن سالک در دنیا و اشتغال به مشاغل اولیه خود ندارد و واردات قلبیه او ربطی به اوضاع خارجیه از نکاح و کسب و تجارت و زراعت و امثالها ندارد، سالک در عین آن که در بین مردم بوده و امور دنیا را به جای می آورد، روحش در ملکوت سیر نموده، با ملکوتیان سرو کار دارد. »
ایشان در ترسیم مقام متعالی معصومان علیهم السلام، می گوید:
« پیشوایان دینی، سلام الله علیهم اجمعین، چون از مراتب سلوک الی الله گذشته و در حرم خدا وارد شده و سپس به مقام بقاء بعد الفناء، که همان بقاء به معبود است، رسیده اند، لذا حال آنها جامع بین دو عالم وحدت و کثرت است… و از کوچکترین حکمی از احکام یا ادبی از آداب یا حالی از حالات متناسبه با این عوالم، دریغ و مضایقه و دوری نخواهند نمود، و در عین حال نیز توجه به عوالم عالیه را حفظ فرموده…»
سپس مرحوم علامه طباطبایی، موضوع تعادل را مطرح می کند و دو چهره از انسانها را ترسیم می کند:
1) گروهی که پای بند عادات و رسوم و تعارفات اجتماعی شده و برای حفظ شخصیت خود از هر گونه آداب و رفت و آمدهای مضر و بی فایده دریغ نمی کنند و در برابر اجتماع تابع محض می باشند.
2) گروهی که از اجتماع کنار می روند و هر گونه عادات و ادب اجتماعی را ترک کرده و در کنج خلوت آرمیده و به عزلت و گوشه گیری مشهور شده اند.
علامه طباطبایی هیچ یک از این دو را نمی پذیرد و معتقد است:
« سالک برای آن که بتواند به مقصد نائل گردد، باید مشی معتدلی بین رویه این دو گروه اختیار نماید و از افراط و تفریط بپرهیزد و در صراط مستقیم حرکت کند. »
و او خود به راستی، در نهایت اعتدال بود. با این که لحظه های سکوت را از ذکر خدا معطّر می کرد، به هنگام ارشاد و هدایت و ترویج دین، از هیچ تلاش و کوششی فرو گذار نمی نمود. و در برخوردهای اجتماعی، چنان متخلّق به اخلاق اسلامی و آداب اجتماعی بود و چنان با تواضع و فروتنی از سخن و نظر دیگران استقبال می نمود که اخلاق نیکش از شدت لطافت، نسیم را شرمنده می کرد.
او، ذکر خدا و توجه مداوم به مبدأ کمالات و فنای فی الله و حضور در میدان عملی فرهنگ و جامعه و خدمت به اسلام و مسلمانان را به شکل اعجاب انگیز جمع کرده بود. این جامعیت، از ویژگی های بسیار ارزنده اوست.
همین عارف و فیلسوف و مفسر بزرگ، که مقام معنویش در ملکوت و مقام علمیش در اوج اساتید حوزه علمیه است، هنگامی که نیاز می بیند، با تن رنجیده و فرسوده خویش، بدون داشتن کمترین امکانات، ساعتها راه را با مشکلات می پیماید تا برای مستشرقی که می خواهد شیعه را به عالم غرب بشناساند (هانری کُربَن)، چهره درستی از شیعه و معارف بلند اسلامی معرفی کند، تا مبادا، دوباره باز هم از اسلام و شیعه، چهره ای واژگونه و پوستینی وارونه به دنیا ارائه شود.
سلوک عرفانی علامه، یک سلوک خودخواهانه، فردی و بی محتوا نبود، بلکه عرفان عملی او بر عرفان نظری و براساس تفکر و شناخت و تعبد به مکتب و عشق به خدا و محبّت به انسان تکیه داشت.
ورزش و پیاده روی
یکی از نزدیکان ایشان می گوید: « استاد پیاده روی را دوست داشت، غالباً پیاده به جلسات سیار می رفت و در بین راه نیز به سوال های علمی پاسخ می داد. »  دکتر احمدی، در مورد عادت علامه به پیاده روی اظهار می کند:
« گاهی شب ها این بزرگوار، چند کیلومتر راه را با همان بدن مرتعش و ناتوان و ضعیف می پیمودند، برای این که در جلسات خصوصی دوستان حضور پیدا کند و مطالب علمی را القا نمایند و ساعت های متوالی و طولانی جلسه طول می کشید و پیاده هم این راه را طی می کرد… »
اهمیّت به تربیت فرزندان
خانم نجمه السادات طباطبایی، در خاطره ای شیرین می آورد:
« علامه طباطبایی برای بچه ها خصوصاً دخترها ارزش بسیار قایل بود و دخترها را نعمت های خدا و تحفه های ارزنده می دانست، مدام بچه ها را به آرامش و راستی دعوت می کرد، میل داشت آوای صوت قرآن در گوش کودکان طنین انداز شود .
برای همین منظور قرآن را با صدای بلند تلاوت می کرد؛ در فرصت های مناسب از روایات، مطالبی آموزنده نقل می کرد و بر این باور بود که این برنامه برای بچه ها مفید است؛ با کودکان بسیار مهربان و خوش رفتار بود و گاه می شد که وقت زیادی را صرف بازی و سرگرم کردن آنان می کرد، در عین حال حد کار را فراموش نمی کرد، که بچه ها لوس بار آیند؛ از سر و صدای فراوان فرزندان و نوه ها و نیز پر حرفی ها و سوالات مکرر آنان به هیچ عنوان ناراحت و خسته نمی شد.
در خانه هم توصیه می کرد، مبادا در مقابل کودکان عکس العمل بدی نشان دهید و به آنان چیزی بگویید، بچه باید آزاد باشد! در عین حال به ادب و تربیت نوباوگان توجه داشت و رفتار پدر و مادر را در تربیت آنان مؤثر می دانست و عقیده داشت که حرف پدر و مادر نباید در این حالت دوگانگی شخصیت بچه ها را ناجور بار می آورد.
در رفتارشان با دخترها احترام و محبت افزون تری مشاهده می شد و می گفت به این ها باید محبت بیشتری شود، تا در زندگی آینده با نشاط باشند و بتوانند همسری خوب و مادری شایسته باشند، حتی نام دختران را با پسوند سادات صدا می کرد و اظهار می داشت: « حرمت دختر، مخصوصاً سید، باید حفظ شود! »
همسرش عقیده داشت که دختر باید در خانه کار کند، ولی علامه می گفت: « به آن ها فشار نیاور، آن ها اکنون باید آرامش داشته باشند و هنوز موقع کار کردنشان فرا نرسیده است. »
دخترشان نقل کرده است: در مواقعی، غذایی طبخ می کردیم که اشکال داشت، پدرم اصلاً به روی خودش نمی آورد و خیلی هم تعریف می کرد. مادرم می گفت، به این ترتیب این دخترها در کدام خانه می توانند زندگی کنند؟ و پدرم می گفتند:
« این ها امانت خدا هستند، هر چه آدم به این ها احترام بگذارد، خدا و پیغمبر خوشحال می شوند. »
تربیت ما منحصراً در هنگام کودکی صورت نگرفت، من پس از ازدواج هم همیشه از رهنمودهای پدرم بهره مند می شدم، مثلاً اوایل ازدواج هر وقت به خانه پدرم می رفتم، عوض این که بپرسند وضعیت چه طور است؟ فقط سفارش می کردند:
« مبادا، کاری کنی که موجبات ناراحتی مادر شوهرت را فراهم کنی که خدا از تو نمی گذرد! »
علاقه ی ایشان به فرزندانشان زیاد بود. در سال های اخیر که ما در تهران اقامت داشتیم، من هفته ای دو سه بار به ایشان سر می زدم، ولی مشخص نبود که چه وقت هایی می روم، منتها هر وقت می رفتم، خانمشان (همسر دوم علامه) می گفتند: که پدرت سه چهار ساعت است که این جا قدم می زند و منتظر توست.
وقتی می پرسیدم: از کجا می دانستید که من می آیم؟ پدرم جواب مشخصی نمی دادند و بالاخره هم نفهمیدیم چه طور می دانستند که من چه وقت به آن جا می روم؟ فرزند محترمه علامه در ادامه اضافه می کند:پدرم می گفت: « اگر زن اهمیت نداشت، خدا نسل دوازده امام را از نسل حضرت زهرا(س) قرار نمی داد! واقعاً اگر زن خوب باشد، می تواند عالم را گلستان کند؛ و اگر بد باشد، عالم را جهنم می کند. »

 ......                     .....................             ادامه دارد ....................          ادامه دارد ...............

**ویژگی های شخصیتی علامه طباطبایی (ره)+سایت حکیم زین العابدین عسکری

گیلانی لشت نشایی

http://hakim-askari.rozblog.com/post/234



برچسب ها :
ویژگی های شخصیتی علامه طباطبایی (ره)+هشتمین ستاره+هشتمین ستاره ,  هفته کتاب و کتابخوانی ,  سالگرد علامه طباطبایی+ 24آبان ,  کتاب , 
توسط : هشتمین ستاره | ویژگی های شخصیتی علامه طباطبایی (ره)+هشتمین ستاره+هشتمین ستاره : نظر


تعداد صفحات : 129

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |