منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
این وبلاگ رو چطور میبینید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
... aR3S23n6 ............. عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir ..... . . هشتمین ستاره ............. ............... ................... حدیث موضوعی ........... .......... ........................ Page Rank Check ..... مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ......... فروشگاه اینترنتی  اسلام شاپ ........... دانلود رایگان کتابخانه تلفن همراه ................. شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام ................. پایگاه اطلاع رسانی امامین عسکریین علیهما السلام ............... سامرا .............. پایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه  کبری سلام الله علیها .............. ستاد مردمی دهه غدیر ................. مـهـدے دانــلود ......................
ابر برچسب ها
مرتبط با : روحانیت , شهدا(شهیدان زنده اند الله اکبر),جانبازان عزیز , مقاله , حدیث , خبرkhabar , شیطان پرستی , ادبی , خانواده+عکس , عکس , ازدواج , شعر , موبایل , کامپیوتر , دانلود , گپ خودمونی , 


تصویر جدید وبلاگ هشتمین ستاره

19اسفند1394

هشتمین ستاره

 
دوستان سلام


خیلی خوشحالیم از این بابت که به هشتمین ستاره سر زدید و مطالبش رو مطالعه میکنید .


ایمیل وبلاگ : 8tominsetareh@mihanmail.ir

صفحه اصلی هشتمین ستاره

قابل توجه دوستان :
این وبلاگ در تاریخ 13-09-1390 در پایگاه ستاد ساماندهی ثبت گردیده است.


 

           





برچسب ها :
گپ خودمونی ,  هشتمین ستاره ,  8tominsetareh ,  پست ثابت ,  امام رضا (ع) ,  وبلاگ ,  استاد سیداصغر+سعادت+میرقدیم لاهیجی , 
توسط : هشتمین ستاره | نظرات شما : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***

به نام خدا


**پاسخ به سخنان دکتر عبد الکریم سروش تهرانی

با سلام و احترام

یکی از عزیزان در یکی از گروه های مجازی در تاریخ 31 تیر 1395  از بنده درخواست کرد که به این سخنان دکتر سروش پاسخ بگویم که به لطف الهی در حدّ اختصار به پاسگویی برآمدم امید است که برای خوانندگان بزرگوار مفید باشد .

واما متن سخنان دکتر عبد الکریم سروش:

 
[دکتر عبدالکریم سروش می گوید : ما با عقول جامعه طرفیم، منبری ها اما با عواطف جامعه. ما عقل را به تعقل تَلنگُر می زنیم، آنان شُعله عاطفه را مُتَبلوِر میکنند. ما خِرَد را بارور میکنیم آنان احساس را . ما می تکانیم آنان می شورانند. ما می سَگالانیم آنان می نالانند ....معلوم و روشن است که شوراندن عاطفه آسانتر است و بارور کردن خِرَد مشکل تر. شوراندن عواطف جامعه را به سویی می برد، بارور ساختن خِرَد جامعه را به سویی دیگر. آنان پس از مدتی مُرید و عاشقِ سینه چاک پیدا می کنند اما ما مُنتقد و گردنکشان بی باک. آنان بر دوش مریدان می نشینند، ما بر سیبل فُحشِ منتقدان . آنان جهل می کارند و خرافه درو می کنند ما اما بذرِ پرسش می افشانیم و تعقّل برداشت می کنیم. «جاهله» دستاورد غایی آنان است «عاقله»ارمغان نهایی ما . عقل گر دشنام دهد من راضی ام _زآنکه فیضی دارد از فیاضی ام _ احمق ار حلوا نَهد اندر لَبَم _ من از آن حلوای او اندر تَبَم]

واما پاسخ  به سخنان جناب دکتر عبد الکریم  سروش :

در آغاز مقدمه ای عرضه می دارم  . انسان معجونی از عقل و احساس و خشم و شهوت بالمعنی العام و خیال و وهم است که قُوّه و نیروی عقل ، سایرِ قوا را کنترل و تعدیل می نماید واگر مهار عقلی وجود نداشته باشد آدمی  بواسطه  غلبه قوای دیگر از اعتدال خارج می شود.مثلا بواسطه غلبه خشم وغضب بر قُوّه  و نیرویِ عقل ، آدمی درنده ای خواهد شد که سبب اذیت و آزار و ضرر و زیان به  دیگران می گردد و یا بواسطه غلبه نیروی احساس ، آدمی از قدرت تعقل خارج می شود و رفتاری می کند که خارج از چهار چوب تفکر و تعقل است و هکذا اگر قوای دیگر مثل قُوّه خیال و وَهم  بر قوه عقل غلبه نماید  آدمی خیالی و مُتوهِّم می شود ویا اگر قُوّه و نیروی شهوت بالمعنی العام غلبه نماید ، آدمی دچار طغیانگری و تجاوز و سایر رذایل خواهد شد. با توجه به  بُعد ملکوتی و ناسوتی و یا به عبارت دیگر  بُعد مادی و معنوی  که در وجود انسان است، وجود همه این قوا برای انسان لازم خواهد بود تا نیازهای معنوی و مادی  خود را تامین نماید زیرا که عالَمِ طبیعت ، به یک معنا  ، عالَمِ تنازُع بقاء به معنای درستش است نه به  آن معنایی که  جناب داروین انگلیسی و داروینیسم به آن معتقد است بلکه منظورم شبیه آن چیزی است که   علامه شهید مرتضی مطهری  فرمودند که :  تنازُع بقا به معنی دفاع از خود، حق است. (رجوع شود به مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 170 )  . پس عقل کنترل کننده سایر قوا در درون آدمی است تا آدمی از اعتدال خارج نگردد و دچار انحراف  و فساد بالمعنی الاعم و سقوط نگردد .البته مراد ما از عقل ، عقل رحمانی و نورانی است نه عقل شیطانی .  یکی از فلسفه های مهم بعثت انبیاء (علیهم السلام)  شکوفایی عقل انسان ها است  که حضرت علی ع در خطبه اول از نهج البلاغه در این باره می فرماید : وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول پیغمبران مبعوث شدند تا دفینه‌ها و گنجینه‌های خِرَد و عقل را  که در دل و باطن انسانها  مدفون است  جهت استخراج و استفاده و شکوفایی آن زیر و رو کنند و برانگیزانند . عقل در پرتو اطاعت و بندگی خدا  و ترک هوی و هوس نورانی  می گردد و برعکس اگر عقل دچار غُبار نفسانیات و شهوات  و هواهای نفسانی وشیطانی شود آدمی در این صورت دچار کُسوف عقلی می شود و نورانیت عقلش زائل می گردد . شاعرِ عرب می گوید :اِنارَةُ العَقلِ مَکسُوف بِطَوعِ الهَوی  وَ عَقلُ عاصِی الهَوی یَزدادُ تَنویراً یعنی روشنی و نورانیت عقل بواسطه پیروی از هوای نفس  مکسوف و ناپدید و خاموش می شود و از بین می رود  و کسی که  عاصی و دوری کننده از هوای نفس باشد  نورانیت عقلش افزایش پیدا می کند . آیات و روایات زیادی در باره عقل واردشده است و شایسته است که در این باره رجوع شود به ( کتابُ العقل و الجهل در جلد اول اصول کافی ) .  اگر شهوت بالمعنی الاعم بر آدمی غلبه کند عقلش مغلوب واقع می گردد و چنین انسانی مهار عقلش به دست شهوت و شیطان است چنانکه مستکبران عالم نیز عقل دارند ولی عقلشان عقل شیطانی است نه عقل رحمانی . عقل نیرو و قُوّه ای است نورانی و رحمانی  که بد و خوب و شر و خیر را تشخیص می دهد و درک می کند و آدمی را به صلاح و فلاح و رستگاری و سعادت و کمال می رساند و از شقاوت و نگون بختی و هلاکت و سقوط باز می دارد و  حابِس و رادِع و مانع  هر چیزی  است که در تقابل با سعادت و کمال  ابدی و جاویدان انسان باشد . انسان موجودی است جاوید و سعادت و شقاوت او هم ابدی و جاویدان خواهد بود . یا به شقاوت و بدبختی ابدی و همیشگی خواهد رسید و یا به  سعادت و کمال ابدی دست خواهد یافت .  از دیدگاه قرآن کریم کسی که با مراقبت از رفتار و کردار خود  بتواند از آتش جهنم رها و خلاص شود و داخل در بهشت گردد  این در واقع نوعی   فوز و رستگاری می باشد و آدم عاقل کسی است که خود را از آتش جهنم برهاند و زمینه های ورود به بهشت را برای خویش فراهم سازد . کسانی که غرق در معاصی و گناه و عصیان هستند از عقل سلیم و نورانی  خود را محروم کرده اند و هرگناهی که انسان انجام می دهد نشانه بی عقلی و یا کم عقلی او است . در سوره آل عمران آیه 185 چنین آمده است : کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ  یعنی هر کسی مرگ را می چشد و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت  . آنها که از آتش ( دوزخ ) دور شده ، و به بهشت وارد شوند نجات یافته و رستگار شده اند و زندگی دنیا ، چیزی جز سرمایه فریب نیست .

عقل در لغت به معنای  فهمیدن و دانستن و تمییز دادن بین نیک و بد و خیر وشر و حق و باطل  است . اِبن فارِس قزوینی در کتاب مُعجَم مَقاییسُ اللُّغَة که یکی از کُتُب لُغت مهم است  در باره معنای عقل چنین گفته است : اَلعَقل، وَ هُوَالحابِسُ عَن ذَمیمِ القَولِ وَ الفِعلِ یعنی عقل آن است که از گفتار و رفتار زشت و ناپسند باز می دارد . اهل لغت گفته اند که عقل از عِقال گرفته شده است و عِقال هم به معنای  پای بند و بستن است و عرب به پابند شتر یعنی طناب وچیزی که پای شتر را با آن می بندند که هرجایی نرود عِقال گویند  و عقل را بدان جهت عقل گویند  که انسان را عِقال و بند می زند و او را از آنچه  مانع  صلاح  و رستگاری و سعادت و کمال اوست باز می دارد . عقل در اصطلاحات مختلف معنای خاص خود را دارد اگرچه ممکن است که همه آن معانی مختلف به یک معنای مشترک( حبس کنندگی و بازدارندگی از آسیب ها و خسارت ها و شقاوت ها و... )  برگردانده شود . اصطلاحات مختلف عبارتند از : 1- عقل در اصطلاح لغت و لُغَویّون 2-  عقل در اصطلاح فلسفی 3-  عقل در اصطلاح علم کلام 4-  عقل در اصطلاح عرفان  5- عقل در اصطلح علم اخلاق  6-عقل در اصطلاح سیاست و مدیریت  و اقتصاد   7- عقل در اصطلاح جامعه شناسی  8-عقل در اصطلاح رویات و آیات  . در  روایت آمده است که  از امام صادق  (ع)    در باره عقل سؤال کردند  حضرت فرمود :   ... ما عُبِدَ بهِ الرَّحمنُ وَاكتُسِبَ بهِ الجِنانُ .  فرمود عقل  آن چیزی است که  بواسطه آن خداوند رحمان  عبادت و بندگی شود  و بهشت تحصیل گردد .  سپس از آن  حضرت سؤال کردند که  پس آن چیزی که معاویه دارد چیست ؟   فرمود :   فَقالَ : تِلكَ النَّكراءُ ، تِلكَ الشَّیطَنَةُ ، وهِیَ شَبیهَةٌ بِالعَقلِ ولَیسَت بِالعَقلِ . [  و اما اصل روایت در منابع روایی چنین آمده است : أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالّذِی كَانَ فِی مُعَاوِیَةَ فَقَالَ تِلْكَ النّكْرَاءُ تِلْكَ الشّیْطَنَةُ وَ هِیَ شَبِیهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَیْسَتْ بِالْعَقْلِ . اصول كافى جلد 1 صفحه: 11 روایت 3 . شخصى از امام ششم (علیه السلام) پرسید عقل چیست؟ فرمود چیزى است كه بوسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید آن شخص گوید: گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن نیرنگ است و  شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد ولى عقل نیست.]  بر این اساس شخصیت های عرفانی و معنوی همانند امام خمینی و آیت الله محمد تقی بهجت و مانند آنها که عمری در عبودیت و بندگی خالصانه  و عارفانه و متوغِّل و غرق در معرفت و شناخت  بودند  جزو عاقل ترین مردم هستند .

اما اینکه جناب دکترسروش  (که از روشنفکران ملاّ و بیمار است و از این بابت دچار کج اندیشی نسبت به  علماء و اهل منبر  شده است )  در طعنه بر اهل منبر  می گوید که (ما با عقول جامعه طرفیم ، منبری ها اما با عواطف جامعه . ما عقل را به تعقل تلنگر می زنیم ، آنان شُعله عاطفه را مُتَبلوِر می کنند.  ما خِرَد را بارور می کنیم آنان احساس را . ما می تکانیم آنان می شورانند . ما می سگالانیم آنان می نالانند .....) و با این سخنان به ظاهر زیبا  و فریبنده نتیجه باطل و نادرست گرفته است   اولا  در پاسخ  به این سخنانش  عرض می کنم  که  این نسبتی که به اهل منبر می دهد ناصحیح و دروغ است . از قدیم الایام تا کنون  روش  اهل منبر و خُطَباء این است که در مقام خطابه و سخنرانی بعد از حمد وسپاس الهی و درود بر پیامبر و اهل بیتش (علیهم السلام) به تناسب جلسه و مجلس و به تناسب مقام وعظ و روشنگری ، موضوعی را مورد بررسی و تبیین قرار می دهند و از آیات و روایات و سخنان بزرگان و عقلاء و شاعران  جهت تبیین مطلب استفاده می نمایند و در پایان هم ذکر مصایب اهل بیت (علیهم السلام . ) می کنند . آیا این روش پسندیده و معقول و مطلوب اهل منبر و خطباء  صرفا برانگیختن احساس  و عواطف و شور  است و مردم را از عقل و تعقل و خِرَد  واندیشه دور می کنند ؟!!!   آیا جناب عبدالکریم سروش در خلاء و خیال سخن می گویند ویا اینکه مواجه با واقعیات جامعه است؟! واقعیات جامعه ما بر خلاف نظر آقای سروش است . مردم وقتی پای منبر خُطَباء و اهل منبر قرار می گیرند خِرَد و عقل و اندیشه شان در سایه بیان آیات و روایات و سخنان حکیمانه و... بارور وشکوفا می شود نه اینکه طبق گفته ناصواب  دکتر سروش بگوییم که مردم فقط احساسی و عاطفی می شوند وبعد دچار شور می شوند و برای اهل منبر سینه چاک می کنند و....!!!  آیا واقعا اهل منبر و خُطباء و مبلِّغین  متعهد و دلسوز ما  به قول آقای سروش «جهل می کارند و خرافه درو می کنند» آیا «جاهله و جهالت » دستاورد غایی  اهل منبر  است ؟!!  متاسفانه به جهت حاکمیّتِ هوای نفس و شهواتِ نفسانی بر افکار و اندیشه های جناب دکتر سروش ، ایشان از راه خرد و اندیشه سالم خارج شدند و مطالبی به ظاهر فریبنده بیان میکنند که حاکی از عدم درایت و تعقل حضرت ایشان است و متاسفانه ایشان از عبدالکریم بودن بیرون رفتند .... و از روشنفکران بیمار جز این انتظاری نیست !!!

  ثانیا  حضرت ایشان هنوز ماهیت واصالت انسان را نشناخته است . همانطوری که در بالا عرض کردیم انسان مجموعه ای از عقل و اراده  و احساس و خشم وشهوت بالمعنی الاعم و وهم و خیال است. یک کارشناس حاذق به همه ابعاد انسانی توجه می نماید . مثلا یک پزشک حاذق به همه جوانب بیمار توجه می کند و نظر می دهد . اهل منبر و خُطَباء و مُبلِّغین هم در جایی که لازم باشد باید  احساس مردم را بر انگیخته  کنند و گاهی هم باید احساس و عواطف مردم  را زنده و شکوفا نمایند و گاهی خشم مردم را نسبت به ستمگران و مستکبرین تحریک کنند و مانند آن  و این کارها برخلاف تعقل و خِرَد ورزی  نیست بلکه عین خِرَد و تعقل و عقل و درایت و خِرَدورزی و خِرَدمندی است و اگر در جایی که باید احساس و عاطفه تحریک شود و یک خطیب و سخنران و اهل منبر برخلاف آن عمل کند این دور از اندیشه و تعقل است.  هر چیز باید متناسب جایگاه و محل  و ظرف خودش باشد  به قول سعدی شیرازی : دو چیز طیره عقل است :  دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی .  پس به جناب دکتر سروس می گوییم شما در عالم توهُّم و خیال و به دور از واقعیات جامعه و به دور از عقل و خِرَد سخن می گویید و خُطَباء و اهل منبر ما به پیروی از پیامبران و  اهلبیت پیامبر  ( علیهم السلام)  قرن ها و صد ها سال است که جامعه را به سوی شکوفایی عقلی و فکری و فرهنگی و اخلاقی دعوت می کنند و آنها را به سعادت و کمال جاوید فرا می خوانند  و مردمِ آگاه ما هم این مطلب را می دانند . البته مردم عزیز و فهیم ما در طول قرن ها و صد ها سال که به مجالس وعظ و خطابه اُنس و علاقه و شناخت دارند گاهی در برابر برخی شخصیت هایی که همه وجودشان اخلاص و صفا و یکرنگی است ، عواطف و احساسات خاص و شور آفرین (که همراه با شعور و تعقل وعقل است ) ابراز واظهار می کنند و این عمل احساسی و عاطفیِ پاک و مقدس را یک افتخار برای خود می دانند . عواطف و احساسات پاک و بی نظیری که مردم شریف ایران به حضرت امام خمینی (ره) نشان دادند و نیز احساسات شورانگیز و پاکی که به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای و سایر بزرگان  اظهار می کنند نمونه هایی از این عواطف و احساسات بسیار متعالی و ارزشمند و اگاهانه است . آری مردم ما هرجا که اخلاص و خلوص و صفا و پاکی و یکرنگی ببینند حماسه ای از شور و احساس پاک می آفرینند.
سیداصغرسعادت میرقدیم
31تیر 1395 ه.ش
16 شوال المکرم 1437 ه.ق .


** از دعاهای مُنحرفانه دکتر عبدالکریم سروش  :

 
بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته‌ام و درس دین داده‌ام، از بیداد این نظام استبداد آئین برائت می‌جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده‌ام از تو پوزش و آمرزش می‌طلبم !!!


**رسالت روشنفکران در عصر حاضر(گیل خبر)

**آیا زندگی تنازع بقاست؟ - پایگاه جامع استاد شهید مرتضی مطهری






برچسب ها :
پاسخ به سخنان دکتر عبد الکریم سروش تهرانی)استادسعادت میرقدیم ,  در آغاز مقدمه ای عرضه می دارم . انسانی معجونی از عقل و احساس و خشم و شهوت بالمعنی العام و خیال و وهم است که قوه و نیروی عقل سایر قوا را کنترل و تعدیل می نماید واگر مهار عقلی وجود نداشته باشد آدمی بواسطه غلبه قوای دیگر از اعتدال خارج می شود.مثلا بواسطه غلبه خشم وغضب بر قوه و نیروی عقل ,  آدمی درنده ای خواهد شد که سبب اذیت و آزار و ضرر و زیان به دیگران خواهد شد , 
توسط : هشتمین ستاره | پاسخ به سخنان دکتر عبد الکریم سروش تهرانی)استادسعادت میرقدیم : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

سلام علیکم


حضرت آیت‌الله سعادت بزرگوار  گنجی هست برای گروه های گیلان نشاط با اینکه فرصت کمی دارند بیشتر وقت ایشان در تدریس و تحقیق هست اما واقعاً بنده از طرف خودم صمیمانه از این عالم بزرگ و دانشمند فرزانه که افتخاری برای گیلان و لاهیجان هست تشکر و قدردانی میکنم هرچند بنده با ایشان در طول ایام هفته ارتباط دارم چه از طریق تماس تلفنی چه از طریق فضای مجازی برای این عالم بزرگ آرزوی موفقیت و پیشرفت در تمامی مراحل زندگی ایشان از خداوند متعال خواستارم.

متن بالا از دکتر طهمورث سمیعی سیاهکلی گیلانی  درتاریخ بیست و هفتم تیر 1395 ه. ش

***************************

سلام و ادب

بحمدالله خِطّه سرسبز گیلان  ، فرهیختگان متعهدی دارد که از جمله آنان جناب دکتر طهمورث سمیعی سیاهکلی گیلانی  هستند . از دیدگاه قرآن و اسلام  آبادی حقیقیِ مناطق و سرزمین ها بواسطه وجود مبارک دانشمندان و فرهیختگان ربانی است و خالصانه دعا می کنم که همه شهر ها و  و بخش ها و روستاهای ما با حضور اندیشوران و متفکران درست اندیش و متعهد آباد باشد و عرض می کنم که قدر علماء و فرهیختگانی که در بلاد گیلان هستند دانسته شود و قدر حضرتعالی نیز انشاء الله دانسته می شود . حدود شاید بیش از 30 سال پیش که کتاب حکومت اسلامی از شهید آیت الله سید عبد الحسین دستغیب شیرازی  را میخواندم به روایتی از رسولخدا ص برخورد کردم که پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) فرمود : هرگاه امت و ملتی قدر علماء و اهل علم خود را ندانند , واز آنها فاصله بگیرند  مبتلا به سه بلاء میشوند :
1- مبتلاء به حاکم جایر و ستمگر می شوند.
2-برکت از مال و اموال و زندگی شان برداشته می شود.
3- بی ایمان از دنیا می روند

انصافا آثار شهید آیت الله دستغیب شیرازی(شهید محراب)نورانیت خاصی دارد . همه آثارش با اخلاصِ عالی نوشته شده است . کتاب ایمان و نیز قلب سلیم و گناهان کبیره ایشان واقعا خواندنی و قابل استفاده برای همه طبقات است . خوشبختانه در سال های اول طلبگی  علاوه بر اُنس با آثار علامه شهید مطهری  ، تقریبا همه آثار این شهید محراب را با توجه و دقت مطالعه کرده ام و کتاب ایمان ایشان اثر بسیار عالی در بنده داشته است . ...  برای حضرتعالی آرزوی سلامتی  و موفقیت در همه امور دارم
دوستدارتان  سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

بیست و هفتم تیر 1395 ه. ش

 یکشنبه دوازدهم شوّال المُکَرَّم 1437 ه.ق

***********************************************

حضرت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی

با احترام و ادب و شب بخیر

بنده لایق این کلمات بزرگ که در یک متن کامل کنار هم قرار دادید نیستم

اما با اینکه رشته تحصیلی بنده مدیریت کشاورزی هست

بیشتر قلم و اندیشه من و مطالعات بنده در زمینه علوم قرآن و حدیث هست

یادم می آید در سال 83 برای رساله کارشناسی ارشد خودم موضوعی را با عنوان ( سیاست خارجی رسول الله صلی اللّه علیه و آله و سلم) انتخاب نمودم

متاسفانه مورد موافقت استاد راهنما قرار نگرفت، مدت 6 ماه از ایشان درخواست کردم علت عدم قبول عنوان رساله بنده چیست؟

ایشان جواب منطقی نداشتند، یکی از دوستان من که در دانشگاه پنسیلوانیا موفق به دریافت گواهینامه دکتری تخصصی (PhD)  در رشته ژنتیک و اصلاح نباتات شده بود،  برای بنده تعریف میکرد که در آن دانشگاه درسی در مورد ادیان برای دانشجویان طبق ادیان آن دانشجویان باید گذارنده می شد. جدا از رساله دکتری،علت آنرا پرسیدم، میگفت در وزارت علوم آن کشور آمده است که دانشجویان دانشگاه باید بعد از فراغت از تحصیل برای این انسان ها با ادیان الهی و سایر خدمت کنند.

اما در کشور ما جای تاسف دارد، این موضوع را با استاد راهنمای خودم در میان گذاشتم فقط در پاسخ لبخند تمسخر آمیز زد و گفت قوانین 1400 سال پیش بدرد تکنولوژی امروز نمی‌خورد

هر طور برای ایشان از دین اسلام و مذهب تشیع در حد معلومات خودم توضیح دادم قانع نشد.

متاسفانه از این افراد تحصیلکرده در کشور زیاد داریم.

اما برای بنده این مهم است که برای عشق که از آسمان خدا میچکید و زمینش را فرش میکند ...
هر که قلب گشوده اى داشت و دلى رئوف چکه اى از آن را ربود...

در خود داشت و آن را خود انگاشت. و آنکه قدرِ عشق بیشتر مى دانست از آن چکه بارور شد و خود جلوه عشق شد.

‌ ‌ قویترین ابزار بعد از قدرت لایتناهی پروردگار، قدرت اندیشه و ذهن انسان است.
اندیشه مانند نور آفتاب است و تمرکز و تکرار آن مانند ذره بین عمل می کند.

 افکار مداوم و متمرکز ما قدرت آفریدن همان اندیشه را دارد. تمام آنچه را که در اطراف خود می بینیم و گمان می کنیم که خودشان ایجاد شده اند بازتاب اندیشه های خودمان است.

انسان به طور مستقیم نمی تواند اوضاع و شرایط را انتخاب کند اما می تواند اندیشه هایش را آگاهانه برگزیند و در نتیجه به طور قطع اوضاع وشرایط دلخواهش را بیافریند.

پس ما همان چیزی خواهیم شد که فکر می کنیم.

آنچیزی که برای بنده مهم است،  معرفت به ذات احدیت مُتعال و انبیاء الهی و اهل بیت علیهم السلام و تعالیم اسلام است.

خدای مهربان را سپاسگزارم از این عنایت به بنده

در مورد کتاب های آیت الله دستغیب، تشکر میکنم از یادآوری آن عالم بزرگ

اولین کتابی که از ایشان خواندم، کتاب گناهان کبیره بود
خیلی چیزها آموختم، علی الخصوص در مورد زبان و آفات زبان

خدای متعال علماء را وارثان انبیاء و اولیاء قرار داده است بر روی زمین

از خداوند متعال خواستارم به همه علماء اسلام، آنهایی که واقعاً برای گسترش اسلام ناب محمدی ( ص) هر طور با زبان، قلم و آموزش درست خدمت میکنند محفوظ نگه دارد.

این بهار نو زبعد برگ ریز
               هست برهان، بر وجود رستخیز
در بهار ، آن سِرها پیدا شود
           هرچه خورده است زمین، رسوا شود
رازها را میکند حق آشکار
            چون بخواهد رُست، تخم بد، مکار

** متن فوق  از دکتر طهمورث سمیعی سیاهکلی گیلانی  درتاریخ بیست و هفتم تیر 1395 ه. ش

 توضیح : گروه گیلان نشاط  و گیلان نشاط جوان (با مدیریت جناب آقای بهمن علیمرادی چالکسرایی گیلانی) فعالیت خوبی در فضای مجازی دارد این گروه یکی از گروه های فعّال و خوب در عرصه فضای مجازی است که بسیاری از فرهیختگان و افراد شاخص سیاسی و اجتماعی و مدیریتی از اهل گیلان و لاهیجان و ... در آن عضو هستند و بنده نیز عضو این گروه می باشم . از زحمات خالصانه جناب آقای بهمن علیمرادی چالکسرایی نیز صمیمانه  قدر دانی و سپاسگزاری می نمایم . در این گروه بعضی از فرهیختگان بزرگوار با بنده ارتباط دارند که یکی از آنها جناب آقای دکتر طهمورث سمیعی سیاهکلی است که رشته تحصیلی ایشان مدیریت کشاورزی می باشد ولی به معارف اسلامی و علوم قرآنی و حدیثی بسیار علاقه مند است . برای ایشان و همه فرهیختگان متعهد و بزرگوار آرزوی سلامت و موفقیت دارم .

********************************************
شهید آیت الله سید عبد الحسین دستغیب شیرازی  یکی از عالمان اهل عمل و بسیار خوش فکر بوده اند که در طول عمر خود کارهای بسیار با برکتی انجام داده اند که از جمله 
آن ها تألیف کُتُب:

1-آدابى از قرآن ، 2. سراى دیگر، 3. معارفى از قرآن 4 . رازگویى و قرآن ، 5. قلب قرآن ، 6. حقایقى از قرآن ، 7. معراج ، 8. قیامت و قرآن ،9  بهشت جاویدان ، 10. فاتحه الکتاب ، 11. صلوة الخاشعین 12. بندگى راز آفرینش 13 .ایمان، 14. گناهان کبیره، 15. گنجینه اى از قرآن، 16. سید الشهداء، 17. زندگانى صدیقه کبرى فاطمه زهرا علیه السلام، 18. قلب سلیم، 19. استعاذه، 20. شرح فوائد الاصول شیخ انصارى، 21. شرح کفایه الاصول آخوند خراسانى، 22. تقریرات درس فقه و اصول آیة الله العظمى شیخ محمد کاظم شیرازى (از مراجع نجف )، 23. داستانهاى شگفت، 24.رساله توضیح المسائل ،  25 .صدیقه کبری، 26 .کتاب داستانهای شگفت، 27.هشتاد و دو پرسش، 28. سوره نجم، 29 .معاد، 30. ماه خدا   31 -  کتاب حکومت اسلامی و غیر آن که به 56 اثر مى رسد که در مجموع قابل اعتبار و قابل اعتماد و مفید می باشند.

*****************************************************

قالَ رَسولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)-:
قال : یَا عَلِىُّ : خَمسَة تُنَوِّرُ القَلبَ : کَثرَةُ قِرائَةُ «قُل هُوَ اللهُ اَحَد» وَ قِلَّةُ الکَلامِ وَ مُجالَسَةُ العُلَماءِ وَ الصَّلاةُ فِى اللَّیلِ وَ المَشىِ  اِلَى المَساجِدِ
یا على :  پنج چیز دل را نورانى مى کند: کثرت تلاوت سوره
«قُل هُوَ اللهُ اَحَد» ،کم گویى ، مجالست با علما، نماز شب و گام برداشتن به سوى مسجد.
(المواعظ العددیه ، ص ‍ 258).


قالَ رَسولُ اللهِ
(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) :
فَقیهٌ واحِدٌ أشَدُّ عَلى إِبلیسَ مِن ألفِ عابِدٍ ؛
وجود یک فقیه و دینشناس  براى ابلیس ، سخت ‏تر از هزار عابد است .
بحار الأنوار : 1 / 177 / 48

قالَ رَسولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ):
مَن أرادَ عِلمَ الأوَّلینَ والآخِرینَ فَلْیُثَوِّرِ القرآنَ ؛
هرکه خواهان علم پیشینیان و آیندگان ، از اوّل تا به آخر دنیاست ، در قرآن کاوش و تأمل کند .
فلیُثَوِّر القرآن : أی لینقّر عنه ویفکّر فی معانیه وتفسیره وقراءته (النهایه : 1 / 229) .کنز العمّال : 2454.

قالَ رَسول اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ):
مَنِ استَقبَلَ العُلَماءَ فقَدِ استَقبَلَنی ، ومَن زارَ العُلَماءَ فقَد زارَنی ،ومَن جالَسَ العُلَماءَ فقَد جالَسَنی ، ومَن جالَسَنی فَکأنَّما جالَسَ رَبّی .
هر که به استقبال دانشمندان رود ، مرا استقبال کرده است و هرکه به دیدار دانشمندان رود ، مرا دیدار کرده است و هرکه با دانشمندان نشیند ، با من نشسته است و هر که با من نشیند ، چنان است که با پرودگار من همنشینى کرده باشد .
کنز العمّال : 28883.

قالَ عَلِیّ  (علیه‏ لسلام)  :
مَن وَقَّرَ عالِما فقَد وَقَّرَ رَبَّهُ ؛
هر که دانشمندى را احترام نماید  خدا را احترام و اکرام  کرده است .
غرر الحکم : 8704.

قالَ رَسولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ):

اَکْرِمُوا الْعُلَماءَ فَاِنَّهُمْ وَرَثَةُ الْأَنْبِیاءِ فَمَنْ أَکْرَمَهُمْ فَقَدْ اَکْرَمَ اللهَ وَرَسُولَهُ .  عُلماء و دانشمندان  را گرامى دارید که آنها وارثان پیغمبرانند و هر که آنها را عزیز دارد خدا و پیغمبر را عزیز داشته است.
نهج الفصاحه، حدیث 450.

قالَ رَسولُ اللهِ  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ):
اَلا اِنَّ شَرَّ الشَّرِّ شِرارُ الْعُلَماءِ وَ اِنَّ خَیْرَ الخَیْرِ خِیارُ الْعُلَماءِ؛
بدانید که بدترین بدها، علماى بدند و بهترین خوبان علماى خوبند.
منیة المرید، ص 137.

قال رسول الله (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ):
لا تَجْلِسوا مَعَ کُلِّ عالِمٍ، اِلاّ عالِماً یَدْعوکُمْ مِنْ الخَمْسِ اِلى الْخَمْسِ : مِنَ الشَّکِّ اِلَى الْیَقینِ، وَ مِنَ الْعَداوَةِ اِلَى النَّصیحَةِ وَ مِنَ الْکِبْرِ اِلَى التَّواضُعِ وَ مِنَ الرّیاءِ اِلَى الاِْخْلاصِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ اِلَى الزُّهْدِ؛
با هر عالمى ننشینید، مگر عالمى که شما را از پنج چیز به پنج چیز دعوت کند:  1- از شکّ به یقین، 2- از دشمنى به خیرخواهى 3- از تکبّر به تواضع 4-  از ریا به اخلاص  5- از علاقه به دنیا به بى ‏اعتنایى به آن.( یعنی شما را از دلبستگی به مظاهر فریبنده و غافل کننده دنیا بَرَهانَد)
تاریخ بغداد ، ج 5، ص 70، ح 2421.

قال رسول الله (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ):


علماء چراغ های  روی  زمین  و جانشینان پیامبران و وارثان من و پیامبران هستند. ( علماء چراغ های هدایتگر در روی زمین هستند ....)
کنز العمال/ 28677.

*************************************

**معرفی آثار و تالیفات شهید محراب آیة الله سید عبدالحسین  دستغیب شیرازی





برچسب ها :
قدر شناسی از عُلَماء و فرهیختگان ربانی دکتر طهمورث سمیعی سیاهکل ,  استادسعادت میرقدیم ,  احادیثی از پیامبر اکرم ص در باره علماء ,  آثار نورانی شهید آیت الله سید عبد الحسین دستغیب شیرازی , 
توسط : هشتمین ستاره | قدر شناسی از عُلَماء و فرهیختگان ربانی : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***


به نام خدا


فروغ وجدان

 هر انسانی علاوه بر قوه تفکر و تعقل و تدبر و اراده و قوّه خیال و وَهم و خشم و شهوت  ، دارای قوه و نیرویی است که آن را وجدان می گویند همان چیزی که این بیت شعر از حافظ ( علیه الرحمه) به آن اشاره دارد:

دراندرون من خسته دل ندانم که چیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

 و در اینکه تعریف وجدان و   حقیقت وجدان  چیست  ؟ وآیا واقعیت دارد یا نه و اینکه محدوده درک وقضاوت آن تا کجا و چه اندازه است و آیا همه قضاوت های وجدانی صحیح است یا نه ؟  بحث های زیادی در میان دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی و روانشناسان صورت گرفته است که باید به کتاب هایی که دراین زمینه نگاشته شده است مراجعه نمود   .

انسان موجودی است  که وجود مُعمّایی و مُلغَز و پیچیده او همه دانشمندان و صاحبان خِرَد و اندیشه و فهم  را به شگفتی واداشته است و درک ژرفای وجود حقیقی آن بسیار مشکل و چه بسا مُحال می باشد و حافظ شیرازی در این باره می گوید :

وجود ما مُعمّایی است حافظ     که تحقیقش فسون است و فسانه


 و حضرت امیرالمؤمنین «علیه السلام» نیز فرمود : اتَزْعَمُ انَّکَ جِرْمٌ‏ صَغْیِرٌ وَفیْکَ انْطَوىَ الْعالَمُ الْاکْبَر وَانْتَ الْکِتابُ الْمُبِیْنُ الَّذِى بِاحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمضْمَرُ . دَوَائُکَ فِیکَ وَ لاَتَعلَمُ وَ دَائُکَ مِنکَ وَ لاَ تَشعُرُ . آیا گمان کرده ای که تو یک جسم و جِرم و ماده کوچکی هستی در حالی که در تو عالَم بزرگی نهفته است.  تو کتاب مُبین و روشنی هستی که با حروف آن ، پنهانی ها (حقایق نامعلوم و پنهانی  )آشکار می شود! داروی تو در خودت است و نمی دانی و ناآگاهی و درد تو  هم از خود تو است و نمی اندیشی . «دیوان منسوب به  على علیه السلام: 175. شرح الاسماء الحسنى: 1/ 12.» ] 

با این حال تلاش برای شناخت ابعاد مختلف انسان بسیار شایسته و مورد سفارش اسلام و قرآن و بزرگان و ائمه معصومین (علیهم السلام)  است و هر کسی در حد و توان خود باید در پی شناسایی ابعاد مختلف وجودی خود باشد  و به اصطلاح : آب دریا را اگر نتوان کشید  هم به قدر تشنگی باشید چشید . ارزش و اهمیت خود شناسی تا بدانجاست که حضرت علی (ع) فرمود : مَعرِفَةُ النَّفسِ أنفَعُ المَعارِفِ  معرفت و شناخت نفس «خود شناسی » سودمند ترین و نافع ترین  معرفت ها و شناخت ها است  (غرر الحكم : حدیث  9865.) در رابطه با اینکه خود و من و خود شناسی چیست و چه اقسامی دارد  روجع شود به کتاب انسان در قرآن از استاد شهیذ مطهری ص 73 . 

یکی از ابعاد مهمی  که در رابطه با  انسان ، شایسته است که  کارشناسان دینی و تربیتی بیشتر به آن توجه کنند و  و مورد تبیین و بحث و بررسی قرار دهند  مسئله وجدان آدمی است . شناخت وجدان و آثار بسیار مهم آن نقش به سزایی در تربیت انسان و جامعه و خانواده و محیط دارد . لازم به تذکر است که بحث از وجدان ،  مُنفک و جدای از مسئله روح و نفس و فطرت نیست و بدون توجه به روح و نفس و فطرت به درستی نمی توان در رابطه با بحث وجدان به نتیجه صحیحی رسید زیرا که این امور یعنی وجدان و نفس و روح و فطرت با هم پیوند و ارتباط دارند .  بسیاری از پرسش ها از قبیل : چرا انسان ها ایثار می کنند ؟  چرا انسان ها عدالت را دوست دارند؟ چرا آدم ها حقجو و حق طلب هستند ؟ چرا نباید تن به ذلت داد ؟  چرا باید در قبال خوبی و احسان دیگران حقشناسی نمود؟ چرا باید صادق و درستکردار باشیم؟ چرا باید انسان موحد و خدا پرست باشد ؟ چرا باید به دیگران احترام کنیم ؟ ....   که برای ما انسان ها بوجود می آید در نهایت به امر وجدانی برمی گردد و از این جهت بحث از وجدان می تواند بسیار حائز اهمیت باشد. به جهت اهمیت مسئله وجدان  شخصیت های مختلف فلسفی و عرفانی و اجتماعی و روانشناسی در رابطه با مقوله وجدان به بحث و بررسی نشستند . علامه  استاد شهید مرتضی مطهری و علامه مصباح محمد تقی یزدی و علامه محمد تقی جعفری و کانت فیلسوف آلمانی و زیگموند فروید اُتریشی و  ویکتور هوگوی فرانسوی  و بِرتراند راسل انگلیسی و ژان ژاک رُوسوی سوئیسی و ... از کسانی هستند که در آثارشان درباره موضوع وجدان به نحو مطلق و یا وجدان اخلاقی  بحث های مهمی مطرح نمودند .

برخی در تعریف وجدان چنین گفته اند : به نیروی درونی هر فرد که خوب و بدِ کردار را به وسیله آن ادراک می‌کند، وجدان گفته می‌شود.(فرهنگ عمید) و در اصطلاح روان‌شناسی گفته اند که وجدان عبارت است از نیروی باطنی که خوب و بد را از هم تشخیص می‌دهد و انسان را به سوی خوبی ها سوق داده و از بدی ها جلو گیری می نماید .

تعریفی که بنده از وجدان ارایه می دهم چنین است که  وجدان  که در ردیف عقل عملی قرار دارد عبارت است از قوه و نیرو ی باطنی نورانی و ملکوتی  و  غریزه خاص الهی است که خداوند متعال همراه خلقت انسان در ذات و نهاد و فطرت و سرشت  او قرار داده است که بدی ها و خوبی ها  و رذایل و فضایل را بِالفِطره بدون نیاز به استدلال و دلیل و برهان  تشخیص می دهد و او را به خوبی ها امر و از بدی ها نهی می نماید  و کارهای پسندیده و نیکو را تحسین و افعال زشت و نکوهیده را تقبیح می نماید و آدمی را بر ارتکاب اعمال قبیح و پلید و زشت  ملامت و سرزنش می کند . وجدان نیرویی  است باطنی    و فطری و ذاتی و عمومی  که  وظیفه و کار اصلی آن نظارت بر رفتار و کردار و اعمال آدمی است .وجدان یکی از ویژگی ها و خصوصیات روح انسان است که منشا امر و نهی و  حکم کننده به خوبی ها و باز دارنده نسبت به بدی ها از عمق جان و روح آدمی است  و همه انسان ها از بدو تولد تا آخر عمر  با هر دین و آیینی از این موهبت الهی (یعنی وجدان) برخوردارند مگر کسانی که  با معاصی فراوان و جُرم و جنایت ها و طغیانگری ها  دچار مرگ وجدانی شده باشند .  خداوند در درون هر انسانی دادگاه کوچکی به نام وجدان قرار داده که او را در برابر رفتار و اعمالش حسابرسی می کند و این نمونه و نازله ای از دادگاه عدل الهی است که در روز قیامت  همه انسان ها باید در برابر خداوند نسبت به کردارهایشان پاسخگو باشند . وجدان بهترین قاضی و داور و حکم کننده می باشد که خداوند آن را همیشه همراه ما قرار داده است  وکسانی که وجدان خود را خاموش ویا از بین برده اند از محدوده و دایره انسانیت خارج هستند . از وجدان با تعابیر گوناگونی  همچون وجدان اخلاقی فطری و غریزه ملکوتی و صدای فطرت  و ندای الهی و نفس لَوّامه و واعظ درونی و ضمیر آدمی  و.... یاد شده است .  در  قرآن کریم از آن به نفسِ لَوّامه و ملامتگر یاد شده  که انسان را در انجام اعمال زشت  و ناپسند ملامت می کند . در سوره قیامه آیه 2 چنین آمده است :  وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ وسوگند به نفس لوّامه و وجدان بیدار و ملامتگر (که قیامت و رستاخیز حق است )

البته خود وجدان هم اقسامی دارد از قبیل وجدان توحیدی ،وجدان پرستش ، وجدان  خدا جویی ، وجدان اخلاقی فطری و ذاتی   ، وجدان  حقیقت جویی ، وجدان علم جویی و وجدان زیبایی طلبی ، وجدان کمال طلبی ، وجدان دینی و مذهبی ، وجدان عقلائی ، وجدان فطری(غیر کسبی) ، وجدان کسبی و اکتسابی ، وجدان عمومی که مربوط به همه انسان ها با هر دین و آیین می باشد( وجدان بشریت )   و وجدان خصوصی که مربوط به هر فرد خاص می باشد و  وجدان ملت ها و قوم ها و  وجدان سیاسی و اقتصادی و  وجدان کاری  ...  که به نظر بنده همه این اقسام گویای یک حقیقت است که همان وجدان فطری خدادای است  که در مقایسه با حقایق و اشیاء  دیگر به صورت اقسام گوناگون وجدان  در آمده است . به عبارت دیگر  در واقع  حقیقت وجدان یک چیز است که به نسبت با حقایق و چیزهای دیگر به اقسام مختلف تقسیم می شود .

ممکن است سوال شود که آیا وجدان همان فطرت است یا نه ؟ عده ای می گویند که وجدان غیر از فطرت است و این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند ولی با دقت در مباحث مربوط به وجدان و فطرت درمی یابیم که مابین وجدان و فطرت هیچ مغایرتی نمی تواند وجود داشته باشد بلکه وجدان امری فطری و منطبق با فطرت است وچه بسا این دو یا لازم و ملزوم یکدیگرند و یا اینکه عین هم می باشند و بنظر بنده چنین می رسد که این دو عین همند که محل ظهور  هر یک مختلف  می باشد  و به عبارت دیگر وجدان پژواگ فطرت  است ( دقت بفرمایید).  اِلهامات فطری که در آیات سوره شمس به آنها اشاره شده است همان چیزهایی است که وجدانِ فِطری آدمی به آن ها امر ویا نهی و نیز تحسین و یا تقبیح می نماید  پس  وجدان پژواگ و بازتاب و طنین زیبای فطرت است (دقت بفرمایید)  استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب فلسفه اخلاق  چاپ سال 1362 که در اختیار بنده است درصفحه 32  در این رابطه چنین می فرماید :
... قرآن در مورد اینکه انسان مجهز به یک سلسله اِلهامات فِطری است در سوره مبارکه (والشَّمس) می فرماید :

وَ نَفْس وَ ما سَوّاها @
@فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
@قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها
@وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها

( و (قسم )به جان آدمى و آن کس که آن را منظم ساخته. @سپس فُجور و تقوا (شرّ و خیرش) را به او الهام کرده است.
@که هر کس خود را پاک کرده، رستگار شده.
@ و آن که خود را با گناه آلوده ساخته، محروم گشته . ) 

می بینیم که آخرین سوگند ، سوگند به نفس و روح و اعتدال روح بشر است . خداوند به روح بشر ، کارهای فجور و زشت و همچنین تقوی و پاکی را الهام کرده است .  سپس استاد شهید مطهری  ادامه می دهد و می فرماید : پس از نزول آیه     وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ  ، شخصی  به نام ( وابَصَة بن معبد اَسَدی ) خدمت رسول اکرم (ص) آمد و عرض کرد یا رسول الله سوالی دارم . حضرت فرمودند : قبل از آنکه تو سوال را مطرح کنی من سوال شما را می گویم که چیست ؟ وابَصَه عرض کرد یا رسول الله شما بفرمایید . حضرت فرمودند  : آمده ای  از من سوال سوال کنی که بر  و تقوی وهمچنین اثم و عدوان را برای تو شرح دهم . عرض کرد  بله یا رسول الله . پیامبر (ص) انگشتان مبارکشان را برسینه او گذاردند و فرمود :یا وابَصَه  اِستَفتِ قَلبَکَ  . ای وابَصَه این سؤال را از قلبت و دلت بکن . خداوند متعال این شناخت را به قلب هر بشری الهام فرموده است . استاد شهید مطهری  در ادامه این مطلب  فرمود :  قرآن می فرماید :  وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ ....( و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما ،  مردم را هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و .... را به آنها وحی کردیم )
استاد شهید مطهری سپس  در رابطه با این آیه شریفه  می فرماید که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان (ج14 ص 305) یک استنباط خیلی شیرینی دارد و می فرماید : خداوند در این آیه نفرمود  ( وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ اَنِ
افْعَلُوا الْخَیْراتِ  )  یعنی نفرمود که ما به آنها وحی کردیم که کارهای خیر بکنید چون اگر اینطور بود  این همان وحی عادی می شد (که بر پیامبر ص نازل می شد) بلکه خود کار نیک و خیر را به آنها وحی کردیم یعنی کار خوب را به آنها (به روح و فطرت و دل  انسان ها) الهام کردیم . (رجوع شود به کتاب فلسفه اخلاق ازاستاد شهید مطهری ص32 و ص33)
سوال دیگری که در رابطه با بحث وجدان  مطرح می شود این که آیا وجدان طبق تعریفی که در بالا برای آن ذکر کردیم همه امور اخلاقی را درک می کند یا نه ؟
درپاسخ به این سوال باید عرض کنم که  قبل از این سوال پرسش دیگری مطرح هست  که ملاک و معیار تشخیص اخلاقی بودن کارها و افعال چیست ؟ این سوال ، سوال  بسیار مهمی است که دیدگاه های مهمی را  در میان دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی بوجود آورده است . استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب  فلسفه اخلاق به خوبی و به نحو عالی به این مطلب پرداخته است که شایسته است به این کتاب رجوع شود. ایشان معیار ها و ملاک های اخلاقی بودن کارها را از دیدگاه های مختلف بررسی کرده است که  بیان تفصیلی آن در این مقال و مجال نمی گنجد وبنده فقط به  برخی دیدگاه ها و نظریه ها اشاره می کنم:
1-دیدگاه ونظریه عاطفی بودن اخلاق
2-نظریه و دیدگاه اراده  و مصلحت سنجی بر اساس عقل
3-نظریه و دیدگاه  وجدانی بودن اخلاق

4- نظریه و دیدگاه زیبایی در اخلاق
5- دیدگاه و نظریه پرستش . معتقدین این نظریه می گویند کارهای اخلاقی از مقوله (عبادت و پرستش) است حتی آن کسی که در شعور آگاه خودش خدا را نمی شناسد و به وجود خدا اعتراف ندارد ویا آنکه با شعور آگاه خودش این کار را برای خدا و رضای او انجام نمی دهد این کارش یک نوع خدا پرستی ناآگاهانه است... (رجوع شود به کتاب فلسفه اخلاق از استاد شهید مطهری ص 69  مبحث نظریه پرستش)

بعد از بیان انواع دیدگاه ها در رابطه با معیار و ملاک اخلاقی بودن کارها  و افعال اکنون می پردازیم به سوالی که  جلوتر مطرح کرده بودیم و آن سوال این بود که  آیا وجدان ، همه امور اخلاقی را درک می کند و به عبارت دیگر آیا می توانیم بگوییم که معیار اصلی تشخیص  همه کارها و افعال اخلاقی ، وجدان است یا نه؟    با توجه به توضیحاتی که درباره  وجدان در بالا ذکر کردیم و با توجه و دقت در آیات و روایات و ... نتیجه آن است که  معیار اصلی تشخیص همه افعال اخلاقی چه نیکو وچه قبیح ، چه رذایل و چه فضایل  همان وجدان فطری است که ما  از آن به عنوان  غریزه خاص الهی و نیروی ملکوتی و نورانی و... یاد کردیم .  اکثر قریب به اتفاق دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی معتقد به این نیرو و قوه هستد ولی تعبیرات آنها در باره آن مختلف است گاهی به آن وجدان اخلاقی فطری گویند و گاه  آن را غریزه ملکوتی نامند و گاهی به تعبیر قرآن  از آن به عنوان نفس لَوّامه یاد می شود  وگاهی طبق روایات به آن واعظ درونی گفته می شود و گاهی نیز به عنوان ضمیر آدمی خوانده می شود و.....


حافظ ( علیه الرحمه) می فرماید :

دراندرون من خسته دل ندانم که چیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

سؤال دیگری که در رابطه با وجدان می توان مطرح نمود آن است آیا  احکامی که از وجدان صادر می شود جدای از احکام  عقل است  یا اینکه احکام وجدان همان احکام عقل است ؟  

در پاسخ به این پرسش شایسته است که ابتدا مختصری در باره عقل و بخشی از اقسام عقل توضیحی آورده شود .  مبحث عقل یکی از دامنه دارترین و وسیع ترین  بحث هایی است  که متفکران و اندیشمندان  و دانشمندان و فلاسفه و اهل معرفت و عرفان را به خود مشغول کرده است  .عقل در لغت به معنای  فهمیدن و دانستن و تمییز دادن بین نیک و بد و خیر وشر و حق و باطل  است . اِبن فارِس قزوینی در کتاب مُعجَم مَقاییسُ اللُّغَة که یکی از کُتُب لغت مهم است  در باره معنای عقل چنین گفته است : اَلعَقل، وَ هُوَالحابِسُ عَن ذَمیمِ القَولِ وَ الفِعلِ یعنی عقل آن است که از گفتار و رفتار زشت و ناپسند باز می دارد . اهل لغت گفته اند که عقل از عِقال گرفته شده است و عِقال هم به معنای  پای بند و بستن است و عقل را بدان جهت عقل گویند  که انسان را عِقال می زند و او را از آنچه  مانع  صلاح و سعادت و کمال اوست باز می دارد . عقل در اصطلاحات مختلف معنای خاص خود را دارد اگرچه ممکن است که همه آن معانی مختلف به یک معنای مشترک برگردانده شود . اصطلاحات مختلف عبارتند از : 1- عقل در اصطلاح لغت و لُغَویّون 2-  عقل در اصطلاح فلسفی 3-  عقل در اصطلاح علم کلام 4-  عقل در اصطلاح عرفان  5- عقل در اصطلح علم اخلاق  6- عقل در اصطلاح رویات و آیات  .

 در  روایت آمده است که  از امام صادق  (ع)    در باره عقل سؤال کردند  حضرت فرمود :   ... ما عُبِدَ بهِ الرَّحمنُ وَاكتُسِبَ بهِ الجِنانُ .  فرمود عقل  آن چیزی است که  بواسطه آن خداوند رحمان  عبادت و بندگی شود  و بهشت تحصیل گردد .  سپس از آن  حضرت سؤال کردند که  پس آن چیزی که معاویه دارد چیست ؟   فرمود :   فَقالَ : تِلكَ النَّكراءُ ، تِلكَ الشَّیطَنَةُ ، وهِیَ شَبیهَةٌ بِالعَقلِ ولَیسَت بِالعَقلِ . حضرت فرمود : آن نیرنگ است ، آن شیطنت است . آن به عقل مى‏ ماند ولى عقل نیست .

[أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالّذِی كَانَ فِی مُعَاوِیَةَ فَقَالَ تِلْكَ النّكْرَاءُ تِلْكَ الشّیْطَنَةُ وَ هِیَ شَبِیهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَیْسَتْ بِالْعَقْلِ اصول كافى جلد 1 صفحه: 11 روایت 3 . شخصى از امام ششم علیه السلام پرسید عقل چیست؟ فرمود چیزى است كه بوسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید آن شخص گوید: گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن نیرنگست، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد ولى عقل نیست.]

با توجه به نکات یاد شده و دقت در مباحث مربوط به مسئله وجدان و عقل ، اکنون می پردازیم به پاسخ سؤالی که در بالا ذکر کرده بودیم . سؤال این بود که   آیا  احکامی که از وجدان صادر می شود جدای از  احکام عقل است یا اینکه احکامِ وجدان  همان احکام عقل است ؟   عقل در یک تقسیمی به عقل عملی( عقل فطری و وجدانی ) و عقل نظری و استدلالی ، تقسیم می شود .به نظر بنده  با عنایت به اینکه وجدان آدمی در ردیف عقل عملی است لذا ممکن است احکام صادره از وجدان در برخی موارد  به حسب ظاهر  با احکام عقلی مغایرت داشته باشد ولی این مغایرت با کمی دقت و تحلیل از بین می رود و در نهایت می توان گفت که احکام عقل اگرچه عین احکام وجدان نیست ولی میتواند مؤید و موافق  آن باشد .  استاد شهید مطهری در کتاب مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 504 در رابطه با عقل عملی و عقل نظری چنین می گوید : مطلب دیگر- كه قدمای ما هم همیشه می گفته اند این است كه- می گویند عقل انسان دو بخش است: بخش نظری و بخش عملی، یا احكام عقل انسان دو بخش است: نظری و عملی. یك قسمت از كارهای عقل انسان درك چیزهایی است كه هست. اینها را می گویند عقل نظری. قسمت دیگر درك چیزهایی است كه باید بكنیم، درك «بایدها» . اینها را می گویند عقل عملی. كانت تمام فلسفه اش نقد عقل نظری و عقل عملی است كه از عقل نظری چه كارها ساخته است و از عقل عملی چه كارها؟ او در پایان به اینجا می رسد كه از عقل نظری كار زیادی ساخته نیست، عمده عقل عملی است، كه او به همین مسئله وجدان می رسد.... كانت می گوید وجدان یا عقل عملی یك سلسله احكام قبلی است؛ یعنی از راه حس و تجربه به دست بشر نرسیده، جزء سرشت و فطرت بشر است. مثلاً فرمان به اینكه راست بگو، دروغ نگو، فرمانی است كه قبل از اینكه انسان تجربه ای درباره راست و دروغ داشته باشد و نتیجه راستی و دروغ را ببیند، وجدان به انسان می گوید راست بگو، دروغ نگو. بنابراین دستورهایی كه وجدان می دهد، همه دستورهای قبلی و فطری و- به تعبیر عوامی- مادرزادی است، به حس و تجربه انسان مربوط نیست. به همین دلیل، فرمان اخلاقی به نتایج كارها كار ندارد، خودش اساس است. مثلاً ما می گوییم: راست بگو، بعد برایش استدلال می كنیم: زیرا اگر انسان راست بگوید مردم به او اعتماد می كنند، مردم به گمراهی نمی افتند، خودش شخصیت پیدا می كند؛ نتایج راستی را ذكر می كنیم. همچنین می گوییم: دروغ نگو؛ نتایج بد دروغ را ذكر می كنیم. می گوید: وجدان اخلاقی به این نتایج كاری ندارد، فرمانی است مطلق. به عبارت دیگر آن عقل است كه با مصلحت سروكار دارد. غلط است كه ما بیاییم برای مسائل اخلاقی استدلال كنیم كه: ایها الناس! امانت داشته باشید به این دلیل، و بعد آثار و مصلحت و فایده امانت را ذكر كنیم؛ ایها الناس! خیانت نكنید، بعد مفاسد خیانت را ذكر كنیم؛ ایها الناس! عادل باشید، آنگاه مصلحتها و آثار عدالت را ذكر كنیم؛ ظالم نباشید، آثار بد ظلم را بیان نماییم. می گوید این اشتباه است. اینها كار عقل است كه دنبال مصلحت می رود......

استاد شهید مطهری در کتاب فلسفه اخلاق ص 45 در نقد بر نظریه کانت می گوید : ...  اینکه ( کانت ) می گوید ما از راه عقل نظری هیچیک از این مسائل را نمی توانیم اثبات کنیم ،  اشتباه است . ما از راه عقل نظری هم بدون آنکه راه وجدان و عقل عملی را انکار کنیم می توانیم آزادی و اختیار انسان و بقاء و خلود نفس و وجود خداوند را اثبات کنیم . همان فرمان های اخلاقی را  که او ( انسان) از وجدان الهام می گیرد ، عقل نظری می تواند لااقل به عنوان یک مؤیِّد برای وجدان صادر کند و درک کند .

  آری وجدان نیرویی است  نورانی و ملکوتی که در پرتو روشنی و فروغ آن  انسان ها  می توانند راه را از چاه و هدایت را از ضلالت و  خوبی ها را از بدی ها تشخیص  دهند به شرطی که روشنایی و فروغ آن با طغیانگری و هوی و هوس و جهل و نادانی و معصیت و شهوت و خرافات و تربیت های غلط خانوادگی و اجتماعی و محیطی و... خاموش و کور نگردد. آدمی در پرتو وجدان سالم به هنگام انجام کارهای خوب وخیر مثل دستگیری از مستمندان و ضُعَفاء و بیچارگان و توجه و  نوازش به یتیمان و خدمت به مردم و حل مشکلات انسان ها احساس خوشحالی و سرور  و رضایت و آرامش درونی می نماید  وبا انجام کارهای زشت و ناپسند احساس غم و اندوه و ندامت و سرافکندگی  و عذاب وجدان می کند . فروغ و روشنی وجدان آدمی نشانه حیات انسانیت وی است و با توجه به ارزش و اهمیتی که برای وجدان  بیان داشتیم  بر  همه انسان ها لازم است که وجدان پاک و نورانی خود را از آفات و آسیب ها و آلودگی ها محفوظ و مصون دارند تا در پرتو آن بتوانند دارای زندگی همراه با آرامش و عزت و سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت  باشند .
استاد شهید مطهری می فرماید : هیچکس به اندازه کانت آلمانی به وجدان اهمیت نداده است . در کتاب فلسفه اخلاق ص33 در باره کانت آلمانی چنین می گوید : .... در مشرق و مغرب دنیا بوده اند کسانی که به چنین وجدان مستقلی در بشر ایمان داسته اند ، یکی از آنها کانت فیلسوف معروف آلمانی است که در دنیا او را یکی از بزرگترین فلاسفه و همردیف ارسطو و افلاطون در نبوغ می دانند. .. این فیلسوف معتقد است که فعل اخلاقی یعنی فعلی که انسان آن را به عنوان یک تکلیف از وجدان خودش گرفته است ... او در باره وجدان و ضمیر انسان خیلی حرف ها دارد که در شرح حالش نوشته اند که جمله ای دارد (که شهرت جهانی دارد)که یا به وصیت خودش و یا به انتخاب دیگران بر لوح قبرش نوشته اند وآن جمله خیلی عالی است  که گفته است:
دوچیز است که انسان را همواره به اعجاب در می آورد و هرچه آن را بیشتر مطالعه  می کند اعجابش بیشتر می شود :
1-آسمان پر ستاره ای که بربالای سر ما قرار گرفته است
2- وجدانی که در ضمیر ما قرار دارد .

( رجوع شود به کتاب فلسفه اخلاق از شهید مطهری ص 33 و نیز کتاب انسان و ایمان از  شهید علامه مرتضی مطهری صفحه 74 چاپ 1371 )

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
روز شنبه
26 تیر 1395 ه.ش
1437 ه.ق

***************************************

**مقاله ای راجع به «وجدان اخلاقی»





برچسب ها :
فروغ وجدان ( استاد سعادت میر قدیم) ,  وجدان ,  تعریف وجدان ,  وجدان چیست ,  ارزش وجدان ,  هر انسانی علاوه بر قوه تفکر و تعقل و تدبر و اراده و قوّه خیال و وَهم و خشم و شهوت ,  دارای قوه و نیرویی است که آن را وجدان می گویند همان چیزی که این بیت شعر از حافظ ( علیه الرحمه) به آن اشاره دارد: دراندرون من خسته دل ندانم که چیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست , 
توسط : هشتمین ستاره | فروغ وجدان ( استاد سعادت میر قدیم) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


**دعوی و نزاع کار بهائم باشد


***نسیم معرفت***


به نام خدا


دوبیت شعر ناقابل از بنده تقدیم شما :


بحثی که در آن جدایی از هم باشد

درگیری و جنگ در آن فراهم باشد

بگریز از  آن که  عاقلان  می گویند

دعوی  و   نزاع   کار   بهائم   باشد


سید اصغر سعادت میرقدیم









برچسب ها :
دعوی و نزاع کار بهائم باشد(شعر) ,  بحثی که در آن جدایی از هم باشد درگیری و جنگ در آن فراهم باشد بگریز از آن که عاقلان می گویند دعوی و نزاع کار بهائم باشد ,  استادسعادت میرقدیم ,  پرهیز از دعوی و بحث و درگیری , 
توسط : هشتمین ستاره | دعوی و نزاع کار بهائم باشد(شعر) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***

به نام خدا


خداوند به همه ما ظرفیت و سِعه صدر و شرح صدر عطا فرماید. یکی از آسیب های بزرگ و حالِق و تراشنده و از بین برنده  وحدت و اُخُوّت و برادری  و ... در کشور ما عدم تحمّل نظراتِ مخالف است  و یک دلیل مهم آن همان کم ظرفیتی است . خشم و عصبانیت و عدم کنترل بر رفتار و گفتار و نوشتار یکی از  بزرگترین آفت و آسیب شخصیتی است . اینگونه افراد اگر قدرت مالی و یا سیاسی و یا اجتماعی و یا قدرت منصبی و مانند آن داشته باشند فجایع و مصیبت هایی برای خود وجامعه و دیگران بوجود می آورند و متاسفانه ما شاهد برخی از ناهنجاری ها در این زمینه هستیم. همه انبیاء و اولیاء الهی بویژه خاتم انبیاء حضرت  محمد مصطفی  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  اهل صبر و شکیبایی و متانت  بودند . خداوند متعال در سوره اَحقاف آیه 35  به پیامبر بزرگوار اسلام  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) سفارش و توصیه به صبر می نماید و می فرماید :   فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ   یعنی  :  (ای رسول ما) تو هم مانند پیغمبران اولوا العزم (در تبلیغ دین خدا و تحمل اذیّت امت) صبور باش.( سوره احقاف آیه 35 )  در عصر ما حضرت امام خمینی (رَحمَةُ اللهِ عَلَیهِ ) نمونه بارز و شاخص صبر و حِلم و متانت بود و به اصطلاح کوهِ صبر بود. جانشین برحق ایشان یعنی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز چنین می باشند و شایسته است که انقلابیون و مذهبیون  و افرادی که می خواهند به اسلام و قرآن و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خدمت کنند در صبر و متانت از امام خمینی و مقام معظم رهبری الگو بگیرند . متاسفانه در عصر و زمانه ما پرخاشگری ها و اهانت کردن ها و کوبیدن رقیب و مخالف (چه حقیقی و چه حقوقی) زیاد شده است  و با کمال تاسف اظهار می دارم که تقوای سیاسی و صبر و متانت و ... درجمع  سیاسیون و چه بسا انقلابیون با عناوینی که دارند  کم رنگ شده است.   تقوی مراحلی دارد که در برخی امور ممکن است ما اهل تقوی باشیم ولی در برخی جاها  ممکن است تقوای ما بسیار ضعیف باشد . تقوی در مقام منصب و ثروت و شهوت جنسی  دقیق تر و باریک تر و مهم تر از تقوی در مراحل دیگر است. منصب و قدرت و ثروت معمولا فساد آور است روی این جهت سفارش به تقوی و توجه به تقوی در این موارد بیشتر خواهد بود . امیدوارم که خداوند در همه مراحل و مقامات و در همه امور ودر همه  لغزشگاه ها  یار ویاور ما باشد . 

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی







برچسب ها :
سیاسیون و انقلابیون و مذهبیون باید صبر و متانت داشته باشند(استادسعادت میرقدیم) ,  صبر ,  شرح صدر ,  خداوند به همه ما ظرفیت و سِعه صدر و شرح صدر عطا فرماید. یکی از آسیب های بزرگ و حالِق و تراشنده و از بین برنده وحدت و اُخُوّت و برادری و ... در کشور ما عدم تحمّل نظراتِ مخالف است و یک دلیل مهم آن همان کم ظرفیتی است . خشم و عصبانیت و عدم کنترل بر رفتار و گفتار و نوشتار یکی از بزرگترین آفت و آسیب شخصیتی است . اینگونه افراد اگر قدرت مالی و یا سیاسی و یا اجتماعی و یا قدرت منصبی و مانند آن داشته باشند فجایع و مصیبت هایی برای خود وجامعه و دیگران بوجود می آورند و متاسفانه ما شاهد برخی از ناهنجاری ها در این زمینه هستیم. همه انبیاء و اولیاء الهی بویژه خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) اهل صبر و شکیبایی و متانت بودن , 
توسط : هشتمین ستاره | سیاسیون و انقلابیون و مذهبیون باید صبر و متانت داشته باشند(استادسعادت میرقدیم) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***

بسم الله الرحمن الرحیم

**حجاب و عفاف و راهکارهایی در جهت اجرایی کردن آن

بیست و یکم تیر  به عنوان هفته عفاف و حجاب نامگذاری شده است.  روزی که یاد آور قیام خونین و غیرتمندانه مردمان دیار خورشید است. قیامی که در تاریخ ایران اسلامی از آن به عنوان قیام گوهر شاد یاد می شود . مردم غیرتمند  و مُتدیِّن و مُجاهد و فداکار مشهد مقدس به پیروی از علماء متعهد خود در 21 تیر 1314 در برابر توطئه بزرگ  کشف حجاب  که توسط رضا شاه قُلدر و خائن و سرسپرده  اجرا می شد  بپا خواستند و با اجتماع عظیم خود در مسجد گوهر شاد و تقدیم هزاران شهید و مجروح در راه دفاع از حریم  حجاب و عفاف ، حماسه ای جاویدان خلق نمودند و ثابت کردند که مسلمانان  در هیچ عصر وزمانی نباید تسلیم خواسته های نامشروع  دشمنان اسلام و قرآن باشند . جریان روشنفکرِ بیمار و غرب گرایان  که از نوک پا تا فرق سر تسلیم و سر سپرده غرب بودند و حکومت فاسد پَهلَوِی اول را نیز با خود همراه داشتند   ،در اجراء نقشه شوم کشف حجاب که طرح ننگین آن را از استعمارگران غربی گرفته بودند ، شکست مفتضحانه متحمل شدند و به اهداف پلید و شوم  خود  نرسیدند . پیام بزرگ قیام گوهر شاد ، حفظ و مراقبت و دفاع از ارزش ها و شعائر دینی از جمله حجاب و عفاف  است.براساس آیات  و روایات  و ادله دیگر ،حجاب اسلامی از ضرویات دین ومذهب و فقهِ تشیع  محسوب می شود  .  حجاب یک امر فطری و منطبق با فطرت پاک انسان ها است  .  کشف حجاب و لخت و عریان شدن  و بی حیایی برخلاف فطرت و عقل سلیمِ انسان ها می باشد  .حیاء وعفاف و حجاب مُثلَّث مبارکی است که سعادت و سلامت جامعه را تضمین می کند و حافظ حریم خانواده می باشد .  استکبار جهانی با شبیخون فرهنگی  سعی در تخریب و از بین بردن حیاء وعفاف و حجاب داشته و دارد  و مسؤلان فرهنگی باید هوشیار و مراقب باشند .  حجاب مقدمه  عفتِ فرد و جامعه و سبب آرامش و سلامت اجتماعی است .   فلسفه حقیقی حجاب  در واقع  احترام و حرمت به  شخصیت و منزلت واقعی زن  می باشد .   اگر چه مسئله عفاف و حجاب بیشتر متوجه زنان و دختران است    ولی بخشی از احکام حجاب بین زنان و مردان مشترک است و در حقیقت  مردان نیز باید با حفظ عفت  ، حدودی از حجاب را رعایت کنند . یکی از راه های ارج نهادن به مقام و منزلت زنان  حفظ حریم عفاف و حجاب آنها می باشد و هر کار و اقدامی ( اعم از نوشتاری و گفتاری و هنری و...) که عفت و حجاب زنان را مخدوش سازد  در واقع به کرامت و منزلت  و شخصیت واقعی او ضربه و زیان وارد کرده است . سَوق دادن زنان و دختران به بد حجابی و بی حجابی  خیانت بزرگ به همه جامعه و خانواده ها و نسل های فعلی و آینده است . حجاب اسلامی  نماد مترقی اسلامی است که همیشه باید زنده و پابرجا باشدو پوشش اسلامی در قالب حجاب برتر یعنی چادر افتخاری برای بانوان مسلمان می باشد  . استحکام خانواده و پاکی و امنیت جامعه در گرو عفاف و حجاب اسلامی است.  دشمنان اسلام و استعمارگران بخوبی دریافتند که یکی از راه های استیلاء و تسلُّط  بر جوامع اسلامی ، تخریب و تحریف واستحاله و ایجاد تزلزل در اصول و ارزش های والای دینی و اسلامی است . آنها بخوبی می دانند جامعه ای که به معیارها و و ارزش ها و اصول اسلامی و انسانی و ملی خود پایبند  باشند هیچگاه تسلیم خواسته های  نامشروع استعمارگران و مستکبرین نخواهند شد . هرجا که استعمارگران غربی به معنای عام خود ،  نفوذ و تسلط پیدا کردند از راه  نفوذ فرهنگ شوم استعماری و غربی بوده است .استعمار پیر انگلیس که بر بخشی از دنیا  از جمله هند و مناطق اسلامی سیطره و نفوذ داشتند از همین راه ( یعنی استیلاء فرهنگی با ابزارهای متناسب آن ) وارد شدند و به مطامع پلید خود دست یافتند و سبب اختلاف و درگیری و نزاع و عقب ماندگی و انحطاط ملت ها و کشورها  شدند . کشور بزرگ هند به جهت نفوذ فرهنگ استعماری در آن  ، علاوه بر آسیب های فرهنگی و اقتصادی و...  حتی زبان خود را نیز  از دست داد و بجای آن زبان انگلیسی حاکم شد . زبان انگلیسی فقط یک زبان نیست بلکه وسیله ای جهت انتقال افکارپلید و شوم غربی در کشور های تحت نفوذ می باشد . البته منظورم این نیست که آموختن زبان انگلیسی و خارجی  حرام باشد بلکه مقصود آن است که متوجه باشیم که قدرت های استعماری و غربی از هر ابزاری که مناسب باشد و مقاصد شومشان را تأمین نماید استفاده خواهند کرد و مسلمین و ملت ها نباید در برابر برنامه های پلید آنها در خواب غفلت باشند . به نظر بنده غفلت و غافل شدن از نقشه های رنگارنگ دشمنان اسلام و قرآن  ،  بزرگترین  خطر و عاملِ  انحطاط و سقوط  برای جوامع  اسلامی  و مسلمین می باشد . ملت های بیدار و آگاه و بصیر و موقعیت شناس هیچگاه تسلیم اجانب و دشمنان  نخواهند شد . یکی از موارد و جاهایی  که مسلمانان خصوصا ملت شریف ایران باید  متوجه و بیدار و بصیر باشند و راه های نفوذ بیگانگان و دشمنان را مسدود نمایند ، مسئله حفظ حریم حجاب و عفاف است که متاسفانه نقشه های بسیار پیچیده و رنگارنگ و متنوعی از سوی مستکبرین و استعمارگران و غربی ها  و عوامل آنها در این باره  طراحی شده و می شود و اگر اقدامات و برنامه های عملی و کارساز  و حساب شده از ناحیه مسؤلین و متولیان فرهنگی و نهاد های مربوطه  با همفکری فرهیختگان متعهد و علماء و بزرگان دینی صورت نگیرد و یا ضعیف عمل شود  امکان توسعه خطر بد حجابی و بی حجابی وجود دارد. « مستر همفر»جاسوس انگلیسی(جاسوس بریتانیا) که در ممالک اسلامی و خاور میانه  حضور  و فعالیت داشت می گوید :در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران تنها راه نفوذ ، حذف حجاب از جامعه است  . توسعه بدحجابی و بی حجابی و ابتذال  چه بسا آسیب های جبران ناپذیری به خانواده ها و جوانان و جامعه وارد می کند .  فساد وفحشاء  و ابتذال و هرزگی  و ناامنی اجتماعی و اخلاقی و آسیب به سلامت روحی و روانی جامعه و تضعیف و تزلزل و گُسستِ  بنیان خانواده و طلاق و جدایی و... بخشی از آثارشوم بد حجابی و بی حجابی   می باشد و حفظ کرامت و هویت و شخصیت زن و ایجاد نسل پاک و شرافتمند  و ارتقای امنیت اجتماعی و اخلاقی و روحی و روانی جامعه و جلوگیری از فساد و جُرم  و ناهنجاری های اخلاقی  و... در پرتو حفظ حریم حجاب و عفاف  و گسترش آن تأمین می گردد. عفاف و حجاب باید در همه سطوح جامعه اسلامی نهادینه گردد  ولی  مع الأَسف هنوز با اینکه در حدود 38 سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد این امر ( نهادینه شدن عفاف و حجاب در حد مطلوب ) به عِلَل و عوامل  مختلف که در جای خود باید بررسی گردد  ، محقق نشده است و  با وجود اینکه قانون عفاف و حجاب در سال  1384 در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصَوَّب شد و برخی اقدامات مقطعی از ناحیه برخی از نهاد ها و تشکل ها در جهت ترویج حجاب و عفاف انجام گرفت ولی  متأسفانه در باره حجاب و عفاف ، کار فرهنگی منسجم و مستمر وجود ندارد  و این یکی از چالش ها و آسیب های مهم در این بخش می باشد . بنده به نوبه خود به عنوان یک وظیفه شرعی و دینی و انسانی ...  جهت تقویت وعملی و اجرایی شدن مقوله عفاف و حجاب در جامعه اسلامی  علاوه بر توجه دادن به آسیب شناسی در باره موضوع یاد شده ، راهکارهایی را نیز به شرح زیر ارائه می نمایم و امیدوارم که مورد توجه مسؤلین و نهادهای مربوطه قرار گیرد :

1- اگرچه همه آحاد ملت مسلمان و شریف ایران در قبال موضوع عفاف و حجاب  مسؤلیت دارند ولی لازم است که پیگیری این مسئله بسیار مهم از ناحیه یک نهاد فرهنگی تحت اشراف دولت جمهوری اسلامی ایران  انجام شود  و همه مردم بدانند که موضوع عفاف و حجاب به طور قانونی و شرعی متوجه فلان نهاد  است  و اگر کسی و یا گروهی در شهری و یا استانی بخواهد در این راستا حرکتی و اقدامی انجام دهد مورد پشتیبانی معنوی و مادی آن نهاد قرار گیرد . بنده هنوز تا این تاریخ متوجه نشدم که متولی و مسؤل مستقیم مسئله عفاف وحجاب به عهده کدام نهاد می باشد . آیا وزارت فرهنگ در این رابطه مسؤلیت بِالمُباشَره و مستقیم دارد یا .... ؟!! البته اگر وزارت امر به معروف و نهی از منکر وجود داشته باشد شایسته است که متولّی این امر خطیر باشد .  موضوع تشکیل وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر در نیمه اردیبهشت ماه سال 1390  از سوی حضرت  آیت‌الله مکارم شیرازی مطرح شد. ایشان فرمودند : باید «وزارت امر به معروف و نهی از منکر» ایجاد شود تا به مسائل اخلاقی در مدارس و دانشگاه‌ها و رسانه‌ها رسیدگی شود .

2-   آسیب شناسی در رابطه با مقوله عفاف و حجاب یکی از اولویت های مهم در مقام  اجراء و عملی کردن عفاف و حجاب در جامعه است .

3- در همه استان ها و شهرستان ها با همکاری و مساعدت مسؤلین و ائمه جُمُعه  و ...  جمع محدودی از افراد متعهد و کاردان و دانا ( حلقه ها  و کار گروه های خاص ) تشکیل شود تا به طور کارشناسی شده مستمرّا  پیگیر موضوع عفاف و حجاب در مناطق مختلف کشور باشند .

4- فرهنگ سازی در رابطه با موضوع عفاف و حجاب با همکاری و مساعدت  نهاد های فرهنگی و مسؤلین مراکز مختلف  می تواند یکی از اولویت های خیلی مهم در این راستا باشد .

5- نقش تشکل های مذهبی و اجتماعی و سیاسی و ... در تقویت و ترویج عفاف و حجاب در جامعه  بسیار حائزاهمیت است  لذا باید از این تشکل ها نیز در این راستا بهره گرفت .

6- نقش صدا و سیما بطور ویژه در رابطه با تقویت و ترویج عفاف و حجاب  بسیار مهم است وصدا و سیما هیچگاه نباید دراین امر کوتاهی نماید . صدا وسیما در واقع یک دانشگاه عمومی و بزرگ برای تعلیم و  تربیت و نشر فرهنگ اصیل اسلامی و دینی است .

7- استفاده از توانمندی های هنری اشخاص و گروه ها  (با اقسام گوناگون آن )  و بهره گیری از توانمندی های شعری و قلمی افراد در مقوله عفاف و حجاب  می تواند گارگشا و مفید باشد .

8- بهره گیری از نظرات عالمانه و  دلسوزانه علماء و مراجع و روحانیت معظّم و مُبَلِّغین عزیز در مناطق مختلف ایران اسلامی می تواند در پیشبرد و تقویت حریم عفاف و حجاب  بسیار تأثیر گذار باشد . هیچگاه نباید از مشورت با علماء و بزرگان دینی غفلت شود .

9- نقش ایمه جُمُعه سراسر کشور در شهرستان ها و استان ها در رابطه با مقوله عفاف و حجاب بسیار حیاتی و مهم است

10- برگزاری همایش های مهم و سازنده در رابطه با عفاف و حجاب با دعوت از کارشناسان و ائمه جمعه سراسر کشور و ... لازم و ضروری است .

11- نقش بسیار مهم حوزه علمیه قم و حوزه های علمیه سراسر کشور نباید نادیده انگاشته شود . حوزه های علمیه باید در رابطه با مقوله عفاف و حجاب مسؤلیت بیشتری داشته باشند به طوری که همه مردم این احساس مسؤلیت را در مرحله اجراء و عمل به عفاف و حجاب  احساس نمایند .

12- از نقش بسیار مهم نمایندگان مجلس شورای اسلامی  در مناطق مختلف کشور نباید غفلت نمود و نمایندگان هر شهری نسبت به این وظیفه مهم دینی و ملی  باید اهتمام ویژه و اقدامات محسوسی داشته باشند .

13- از نقش زنان  و گروه هایی  از قبیل ( جامعه بسیج زنان و مانند آن ) در ترویج و تحکیم عفاف و حجاب نباید غفلت نمود . زنان بخش مهمی از جامعه را تشکیل می دهند و باید در این راه نقش آفرینی شایسته ای از خود نشان دهند .

14- کنترل معقول و صحیح  فضای مجازی و اینترنت  و سالم سازی این فضاها می تواند کمک شایانی در ترویج عفاف و حجاب در جامعه داشته باشد

15- نظارت درست  بر سینماها و رسانه ها و مطبوعات و نشریات  و استفاده از آن ها در جهت تقویت و تحکیم و ترویج عفاف و حجاب  تأثیر به سزایی دارد .

16- ایجاد کانون های آموزش برای ترویج عفاف و حجاب بسیار مؤثر است

17- انعکاس درست و سازنده عفاف و حجاب در دروس دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی  ضروری است .

18-استفاده از نظرات اساتید دانشگاه و معلمین عزیز و کارشناسان و متخصصین مختلف ضروری است

19- توجه و نظارت درست و مستمر نسبت به محیط های آموزشی و دانشگاهی در جهت تقویت و ترویج عفاف و حجاب در این مراکز

20- سپاه و بسیج و نیروهای متعهد انقلابی می توانند نقش فعّال و چشمگیری در جهت ترویج وتقویت عفاف و حجاب داشته باشند و امید است که نقش این عزیزان در این راستا محسوس تر و بیشتر باشد .

21- تقویت و پشتیبانی معنوی ومادی مراکز و  نهاد های مسؤل  از  (گروه ها و تشکل های شناخته شده ) که در رابطه با عفاف و حجاب فعالیت دارند ( مانند رَیحانة النبی ص  که متأسفانه  با وجود فعالیت های مطلوب و خوبی که داشته  مورد حمایت قرار نگرفت )

22- همدلی و همفکری همه مسؤلان و نهاد های مربوطه در جهت ترویج و تقویت و احیاء عفاف و حجاب .

23- تصویب قوانین لازم جهت تسهیل در اجراء و عملی کردن  مسئله عفاف و حجاب ضرورت دارد

24- الزام به رعایت حجاب و عفاف در همه مراکز دولتی و ادرات و نظارت درست و مستمر در این زمینه ضروری است  .

25- جلوگیری از اقدامات مخدوش کننده در رابطه با عفاف و حجاب ( ممکن است برخی از اشخاص یا گروه های مسئله دار و مُغرِض  در جهت عفاف و حجاب اقدامات و کارهایی انجام دهند که در ظاهر امر حمایت از عفاف و حجاب باشد ولی واقع مطلب تخریب  و تضعیف جایگاه عفاف و حجاب باشد .

26- برگزاری راهپیمایی سراسری عفاف و حجاب   در همه استان ها و شهر ها  بسیار شایسته و

ضروری است

27- توجه به امر اشتغال جوانان و اشتغال زایی ونیز اقدامات عملی در تسهیل امر ازدواج   می تواند جوانان را به سوی عفاف و حجاب سوق دهد.

28- برخورد قاطع و قانونی باعوامل داخلی و خارجی که حرمت حریم عفاف و حجاب را با روش های مختلف  می شکنند

29- تبلیغات مناسب در قالب های مختلف( فیلم  ، عکس ، نوشتار کوتاه و پرمُحتوی ، ...)  در رابطه با عفاف و حجاب . 

30- احیاء مُتعَه و  صیغه موقَّت با چهار چوب قانونی و شرعی  می تواند نقش سازنده ای در عفاف و عفت عمومی جامعه داشته باشد .


 سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

بیست و چهارم تیر 1395 ه .ش

نُهُم شوّال المُکَرَّم 1437 ه. ق .

*******************************

بیانیه جامعه مدرسین به مناسبت هفته حجاب و عفاف**

 علت نامگذاری 21 تیر ماه به عنوان روز حجاب و عفاف

عفاف و حجاب در سبک زندگی ایرانی- اسلامی» منتشر شد

 کتاب «عفاف و حجاب در سبک زندگی ایرانی- اسلامی» بر مبنای بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به نقل از مهر، همزان با هفته حجاب و عفاف، انتشارات انقلاب اسلامی (دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای) کتاب  «عفاف و حجاب در سبک زندگی ایرانی- اسلامی» را برای مطالعه معرفی کرد. کتاب «عفاف و حجاب در سبک زندگی ایرانی- اسلامی» نخستین دفتر از مجموعه‌ای 5 جلدی با عنوان «نقش و رسالت زن» است که توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده است. این کتاب از 5 فصل با عناوین؛ عفّت و حیا، روابط زن و مرد، حجاب و پوشش، کشف حجاب و بی‌بندوباری و روش برخورد با بی‌بندوباری تشکیل شده است.  این کتاب بطور خاص از جهت تمرکز بر بحث «عفاف و حجاب» اثری منحصربه‌فرد است که با دسته‌بندی و محوریابی مناسب بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) تلاش کرده تا طرحی جامع از مجموعه نکات مفید در بحث از «عفاف و حجاب» را در سبک زندگی ایرانی- اسلامی پیش روی مخاطب قرار دهد






برچسب ها :
حجاب و عفاف و راهکارهایی در جهت اجرایی کردن آن(استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ) ,  حجاب و عفاف ,  هفته عفاف و حجاب ,  مثلث مبارک حیاء و عفاف و حجاب ,  بیست و یکم تیر به عنوان هفته عفاف و حجاب نامگذاری شده است. روزی که یاد آور قیام خونین و غیرتمندانه مردمان دیار خورشید است. قیامی که در تاریخ ایران اسلامی از آن به عنوان قیام گوهر شاد یاد می شود . مردم غیرتمند و مُتدیِّن و مُجاهد و فداکار مشهد مقدس به پیروی از علماء متعهد خود در 21 تیر 1314 در برابر توطئه بزرگ کشف حجاب که توسط رضا شاه قُلدر و خائن و سرسپرده اجرا می شد بپا خواستند و با اجتماع عظیم خود در مسجد گوهر شاد و تقدیم هزاران شهید و مجروح در راه دفاع از حریم حجاب و عفاف ,  حماسه ای جاویدان خلق نمودند , 
توسط : هشتمین ستاره | حجاب و عفاف و راهکارهایی در جهت اجرایی کردن آن(استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


***نسیم معرفت***

به نام خدا


** بازگشت به فطرت پاک ( نسیم معرفت)

سلام علیکم

عید سعید فطر و حلول ماه شوّال برشما مبارک باد . فطر در لغت به معانی گوناگونی از قبیل اِبراز و باز شدن و شکافتن و ساختن و اِبداع و سرشت و فطرت آمده است . روز عید فطر ، روز بازگشت به سرشت و فطرت پاک است . بعد از یک ماه صیام وروزه داری ، غُبار هوی وهوس و گناه ومعصیت و ... از آینه فطرت آدمی زدوده میشود و انسان در پرتو نورانیت ماه خدا ، خدایی میشود و رنگ الهی می گیرد . درسوره بقره آیه 138 چنین آمده است : صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ احْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً یعنی رنگ خدایی بپذیرید و خدایی شوید(رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟!

چه زیبا سروده است حافظ شیرازی :

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

در اینکه مراد از( صِبْغَةَ اللّهِ ) در این آیه شریفه  چیست ؟ طبق روایات و کُتُب تفسیر ، برخی گفته اند که مراد از آن  اسلام است  و عده ای گفته اند مراد از آن ،  ولایت  حضرت علی (علیه السلا) است و بعضی ها هم گفته اند که مراد از (صِبْغَةَ اللّهِ ) فطرت است . همان فطرت پاک الهی که همه انسان ها بر اساس آن متولد شده اند . فطرت پاک ، همچون آیینه ای است که اگر به آن توجه نشود ، تیره وتار و ناپاک می گردد. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که فرمود : كُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتّی یَکُونَ أَبَوَاه‏ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِهِ( احیاء العلوم، ج 3، ص 13، سفینة البحار، ج 2، ص 279.)  هرمولودی براساس فطرت پاک الهی آفریده شده است تا اینکه پدر ومادرش (ویا عوامل دیگر) او را به عقاید باطل از قبیل یهودیت و نصرانیت و مجوسیت  منحرف می سازد . پس روز عید فطر در واقع روز باز گشت به فطرت پاک است وامید است که آینه فطرت ما همیشه صاف و درخشنده باشد تا در پرتو آن به تماشای انوار الهی بنشینیم و لذت معنوی ببریم .

البته راجع به حدیث(
 كُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ.... ) بحث هایی از نظر سند و دلالت  وجود دارد که جای پرداختن آن در اینجا وجود ندارد.

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

**************************************************

** فطرت و معرفت فطرى(مركز تعلیمات اسلامی واشنگتن)

**بررسی حدیث (کُلُّ مَولُودِِ یَولَدُ عَلَی الفِطرَةِ...) توسط  استاد شب زنده دار





برچسب ها :
بازگشت به فطرت پاک ( نسیم معرفت) ,  استادسیداصغرسعادت میرقدیم ,  و انسان در پرتو نورانیت ماه خدا ,  خدایی میشود و رنگ الهی می گیرد . درسوره بقره آیه 138 چنین آمده است : صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ احْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً یعنی رنگ خدایی بپذیرید و خدایی شوید(رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! , 
توسط : هشتمین ستاره | بازگشت به فطرت پاک ( نسیم معرفت) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

***نسیم معرفت***

به نام خدا

(روز قدس ، روز خشم و فریاد در برابر
ستمگران و مستکبِرینِ عالم است)



یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ

ای کسانی که ایمان آورده اید! با کافرانی که به شما نزدیکترند ، پیکار کنید! ( و دشمن دورتر ، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند! ) آنها باید در شما شدّت و خشونت ( و قدرت ) احساس کنند و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!
سوره توبه آیه 123


شوکت مستکبران روزی فرو ریزد همی
عزت مستضعفین    تا حدِّ  اعلا میشود


روز قدس ، روز ماندگار و یادگاری از خمینی بت شکن است .
روز قدس ، روز اظهار خشم و فریاد در برابر مستکبِرین عالم و قدرت های جنایتکار و ستمگر و حکومت های فاسد است.
روز قدس ، روز اظهار خشم ونفرت جهانی در برابر تروریسم دولتی یعنی رژیم غاصب وفاسد صهیونیستی است که تا کنون بیش از هفتاد سال است که در سرزمین های اشغالی فلسطین با تمام قساوت و سنگدلی  قتل و خونریزی و غارتگری و ظلم  و جنایت می کند .
روز قدس ، روز حرکت به سوی اعتلاء و عزت مسلمین و ریشه کنی جرثومه های فساد و ظلم و جنایت است .
روز قدس ، روز اظهار قدرت و عزت در برابر قدرت های ستمگر و تجاوزگر است.
روز قدس ، روز تجلی قدرت اسلام و مسلمین در برابر همه مستکبرین عالَم  است.
اشغال سرزمین فلسطین توسط رژیم غاصب صهیونیستی با پشتیبانی قدرت ها و دولت های مستکبر ، مصیبت و فاجعه ای بزرگ بوده و هست که تنها راه خلاصی از آن ، حضور گسترده و باشکوه مسلمانان سراسر عالم در روز جهانی  قدس است .
مسلمین همیشه باید بیدار باشند تا قربانی توطئه ها و  نقشه ها ی شوم دشمنان اسلام قرار نگیرند. ایجاد غُدّه سرطانی صهیونیستی در دل جهان اسلام ناشی از غفلت و جهل وضعف مسلمین بود . اصل و ریشه نقشه ایجاد رژیم صهیونسیتی به بیش از صد سال قبل برمی گردد که توسط استعمار انگلیس در اثنای جنگ جهانی اول پیگیری و انجام شد و
بیانیه بالفور(Balfour)  که یکی از بیانیه‌های ننگین و شومِ تاریخ انگلیس و سرآغاز تاسیس رژیم جعلی صهیونیستی به شمار می‌رود  گویای این مطلب و شاهد مدّعای ما است . این بیانیه ننگین  در 2 نوامبر 1917، توسط آرتور جیمز بالفور(Balfour) ، به والتر روچیلد، رهبر جامعه یهودیان انگلیس صادر شد و در آن مجوِّز تاسیس رژیم پلید  و نامشروع صهیونیستی به وی داده شد. نقشه های شوم استعمارگران در صورتی تحقق می یابد که مسلمین در خواب غفلت ودر ضعف باشند. غفلت از دسیسه ها و نیرنگ های دشمنان اسلام بزرگ ترین خطر برای مسلمانان است . تاسیس رژیم جعلی و نامشروع و سفّاک صهیونیستی در قلب کشور های اسلامی و جهان اسلام در روز پانزدهم می (may)     1948 میلادی برابر با 26 اردیبهشت 1327 که معروف به روز نکبت است ، در خلال غفلت مسلمین و ضعف  و خیانت دولت های اسلامی صورت گرفت . اگر مسلمانان و دولت های اسلامی بیدار بودند هیچگاه چنین فاجعه ای در جهان اسلام رخ نمی داد . متاسفانه از زمان های گذشته تاکنون اکثر حکام کشور های اسلامی ، سرسپرده و تسلیمِ قدرت های استکباری همچون انگلیس و آمریکا وغیره بوده و هستند . تداوم دولت جعلی و جنایتکار صهیونیستی در طول ده ها سال و استمرار جنایات استعمارگران در مناطق اسلامی با دامن زدن به اختلافات و ایجاد گروه های تروریستی از قبیل  القاعده و طالبان و داعش ومانند آن ها  ،نتیجه خیانت وضعف و غفلت  حکام ودولت های کشورهای اسلامی می باشد .   پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری حضرت امام خمینی و سرنگونی رژیم فاسد پهلوی که بزرگترین حامی رژیم اشغالگر صهیونیستی بود ، روزنه ها و بارقه هایی از امید را برای رهایی از چنگال حکام جور و استعمارگران زمان بوجود آورد . شش ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 16 مرداد سال 1358 هنگامی که جنوب لبنان آماج بمباران توسط نیروهای متجاوز صهیونیستی  قرارگرفت  بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی در یک اقدام بسیار هوشمندانه  طی پیامی از همه مسلمانان جهان خواست که آخرین جمعه ماه رمضان را به عنوان روز قدس برگزینند  وهمه ساله در چنین روزی با ملت رنج کشیده و ستمدیده فلسطین وسایر ملت های دربند و مظلوم همدردی نمایند. متن پیامی که در آن زمان حضرت امام خمینی به طور شفاهی از طریق تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به اطلاع عموم مسلمین رساند چنین بود :

بسم الله الرحمن الرحیم

[ مسلمین ایران و جهان  ، من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان "روز قدس" انتخاب ، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته . ]

ملت غَیور و شرافتمند و آگاه و با بصیرت ایران اسلامی به پیروی از فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی و لَبّیک به ندای ولیّ فقیه زمان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای  مبنی بر حضور در روز جهانی قدس  ، هر سال باشکوه تر از سال قبل در حماسه بزرگ  روز قدس ، شرکت گسترده داشته و دارند .  آری تنها راه خلاصی ونجات مسلمین از شر رژیم سفاک و خونریز صهیونیستی و قدرت های استکباری ، حضور حماسی و باشکوه و دشمن شکن مسلمانان جهان در راهپیمایی روز قدس است که رُعب و وحشت در دل های دشمنان اسلام و مسلمین ایجاد می کند . روز قدس ، روز بازگشت مسلمین به هویت اصیل خویش می باشد . روز قدس ، روز بیداری و انسجام  مسلمین است تا با وحدت و یکپارچگی خود عزت از دست رفته خود را بازیابند و شَرَیان های حیاتی مستکبرین و ستمگران جهان را قطع نمایند و دست پلید و خبیث اجانب را از ممالک اسلامی کوتاه کنند.
روز قدس ، روز فریاد حق طلبانه در برابر مستکبرین و استعمارگران و مفسدین عالم است.

در پایان توجه شما را به سخنی از حضرت امام خمینی  و  ونیز سخنی از مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در رابطه با روز قدس  جلب می نمایم :


**من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (ص)می دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم، و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ایستاده ایم . (امام خمینی )


**همه ملت­ها و دولت­های اسلامی باید مسئله فلسطین را در زمره مسائل درجه اول خود بدانند.(مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای)


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
روز پنج شنبه دهم تیر 1395
برابر با 24 رمضان المبارک 1437 ه.ق





برچسب ها :
(روز قدس ,  روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرینِ عالم)است. استاد سعادت میرقدیم ,  روز جهانی قدس ,  روز قدس ,  روز ماندگار و یادگاری از خمینی بت شکن است . ,  غفلت از دسیسه ها و نیرنگ های دشمنان اسلام بزرگ ترین خطر برای مسلمانان است . , 
توسط : هشتمین ستاره | (روز قدس ، روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرینِ عالم است) : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


مسجدالاقصی واقعی در کجا قرار دارد؟به همراه تصاویر

مسجدالاقصی واقعی


مکان واقعی مسجد الاقصی در کجا قرار دارد+عکس

مسجدالاقصی واقعی در کجا قرار دارد؟

***نسیم معرفت***

به نام خدا


**قُدس نماد مقاومت در برابر مستکبرین عالم


من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (ص)می دانم(امام خمینی ره )


شهر بیت المقدس که قبل از اسلام به نام اورشلیم و ایلیا خوانده می شده  از جمله شهر ها و سرزمین هایی است که مورد توجه  و احترام  مسیحیت و یهود و اسلام می باشد . در این شهر تپه ای به نام تپه مُوریا وجود دارد که در محدوده بالای این تپه  حصاری کشیده شده است که مسلمانان تمام آن را حرم شریف می دانند . این حرم شریف همان مسجدالأقصی است که در قران کریم از آن یاد شده است .مسجدالأقصی واقعی   در ضلع جنوبی حرم شریف قرار دارد و طول آن 88 و عرض آن 35 متر و دارای 53 ستون مَرمَرین است. البته در این مُحوَّطه مسجدی شش ضلعی با گنبدی طلایی  وجود دارد که  متأسفانه به  مسجد الأقصی معروف شد   ولی آن مسجدی که در قرآن از آن به عنوان قبله اول مسلمانان یاد شده و از آن به عنوان  ( إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ سوره اِسراء آیه 1 ) تعبیر شده همان مُحوَّطه حریم شریف است که در محدوده بالای تپه مُوریا قرار دارد. در سوره بقره ایه 142 و نیز سوره اِسرا آیه اول به مسجد الأقصی اشاره شده است .در روایتی از پیامبر بزرگ اسلام (ص) آمده است که : خداوند چهار شهر را برگزیده است : 1_ مدینه 2_ بیت المقدس 3_ کوفه 4_ مکه مُعظّمه . در المیزان جلد 20 به نقل از  تفسیر قمى در ذیل آیه وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ1وَ طُورِ سینینَ2وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ3 )ذکر کرده كه : منظور از ( التِّینِ)، مدینه، و از (الزَّیْتُونِ1 ) بیت المقدس، و از (طُورِ سینینَ2 ) كوفه، و از (هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ ) مكه است. 

برخلاف ادعای صهیونیست ها که با استناد به حکومت حضرت داوود (ع ) و حضرت سلیمان (ع ) خود را صاحبان اصلی این سرزمین مقدس می دانند  مدارک اصلی تاریخی نشان می دهد که ساکنان اصلی فلسطین ،عرب هایی بودند که از 2500 سال قبل از میلاد به فلسطین وارد شدند و به حکومت طولانی خود به مدت 1500 سال ادامه دادند  و پس از ان حضرت داوود و حضرت سلیمان به حکومت فلسطین رسیدند . دو هزار و پانصد سال پیش از میلاد حضرت مسیح چند قبیلة عرب از جزیره العرب به سوی سواحل جنوبی دریای مدیترانه کوچ کردند. برخی از این ها در فلسطین سُکنا گزیدند و از راه کشاورزی معیشت می کردند. به این عده کنعانیان اطلاق می شود و به همین جهت سرزمین فلسطین را ارض کنعان نامیده اند. برخی در لبنان ساکن شدند و از راه دریانوردی زندگی می کردند. این ها را فینیقیان می نامیدند. یک طایفة مهم از کنعانیان به نام «یَبوسیون» در بیت المقدس سکنا گزیدند، بدین جهت در قدیم منطقة بیت المقدس را «یَبوس» می نامیدند. بعد از گذشت صدها سال حضرت ابراهیم خلیل از «اورکلدان» عراق به ارض کنعان هجرت نمود، و بعد از تولد اسحاق و یعقوب و سپس فرزندان و عشیرة یعقوب ، بنی اسرائیل شکل گرفتند و پدید آمدند. بنابراین قبل از شکل گیری بنی اسرائیل و یهود، کنعانیان و یبوسیان در آن منطقه زندگی می کردند و حضرت ابراهیم و فرزندانش از جای دیگر به آن دیار رو آورده بودند.  بعدها  حوادث و درگیری های فراوانی در این منطقه اتفاق افتاد تا این که حضرت عیسی(ع) در شهر ناصرة فلسطین به رسالت مبعوث شد، سپس بنی اسرائیل به دو گروه یهودی و مسیحی تقسیم شدند، برخی به حضرت عیسی(ع) ایمان آوردند و مسیحی شدند و برخی از آن امتناع ورزیدند و با آنان درگیر شدند. بنابراین همه بنی اسرائیل ، یهودی باقی نماندند.

بعد از گذشت چند قرن پیامبر اسلام(ص) به رسالت مبعوث شد و در سال 638 میلادی برابر با سال  هفدهم از هجرت  در زمان عمر، خلیفة دوّم سپاهیان اسلام وارد بیت المقدس شدند. مسلمانان با مردم فلسطین پیمان صلح امضا کردند، آنان را در پذیرش دین آزاد گذاشتند و چون حقانیت دین اسلام را مشاهده کردند، اکثریت آنان مسلمان شدند. بنابراین از قرن هفتم میلادی به بعد فلسطینیان پیروان سه دین بزرگ را تشکیل می دادند، و اولین جمعیت مذهبی را مسلمانان، دوّمی مسیحیان و سومی یهودیان در اختیار داشتند و مسلمانان حائز اکثریت جمعیت بودند. این امر حدود پانصد سال دوام یافت تا این که در سال 1099 میلادی (برابر با سال 493 هـ . ق) اروپائیان در قالب جنگ های صلیبی فلسطین را تصرف کردند. این ها وقتی که بر مردمی که اکثریتشان را مسلمانان تشکیل می دادند، پیروز شدند، بسیاری از آنان را از دم شمشیر گذراندند، بنا به نقل مورخان اروپایی و مسیحی، آنان در شهر بیت المقدس حدود شصت هزار تن را کشتند و در آن جا حمام خون به راه انداختند.
فلسطین هشتاد و هشت سال در اختیاز صلیبی ها بود و آنان با مسلمانان در این دوره با بی رحمی تمام برخورد کردند تا این که در سال 1187میلادی(برابر با 583 هـ . ق) صلاح الدین ایوبی آنان را شکست داد و بار دیگر فلسطین و بیت المقدس به آغوش مسلمانان بازگشت .
سپس در سال 1896 یک روزنامه نگار یهودی اتریشی به نام «تئودور هرتسل» کتابی نوشت و جنبش صهیونیستی به راه انداخت که یهودیان در پی تشکیل دولت یهود در یک سرزمین برآیند. از این رو هند، آرژانتین، قبرس و چند نقطة دیگر از جمله فلسطین در نظر گرفته شد، و سرانجام با توجه به نقشه های استعمار در آن زمان و قرار دادن یک دولت صهیونیسم و یهودی در قلب جهان اسلام، و ضربه زدن به اسلام که بزرگترین مانع استثمار گری خود می دانستند در سال 1897؛ یعنی یک سال بعد، کنگرة صهیونیسم در شهر بازل سوئیس برگزار شد.  در سال 1916 رهبران یهودی انگلیس از جمله جیم وایزمن رئیس سازمان جهانی صهیونیسم، والتر روچیلد و ناحوم سوکولو روزنامه‌نگار لهستانی، نامه‌ای را به مجلس انگلیس ارسال کرده و در آن خواستار اجازه تشکیل دولت یهود و در اختیار داشتن سرزمینی برای یهودیان جهان شده بودند. اواخر سال 1917 مجلس انگلیس با این درخواست موافقت کرده و آرتور جیمزبالفور (Balfour)  آن را به اطلاع  والتر روچیلد رساند.در اثنای جنگ جهانی اوّل در سال 1917 آرتور جیمز بالفور(Balfour)  وزیر خارجه انگستان بیانیه ای منتشر کرد که در آن از سیاست انگلستان مبنی بر حمایت از یهودیان و تشکیل دولت یهود در آینده در فلسطین خبر داد. این بیانیه که معروف به بیانیه بالفور(Balfour) شد یکی از بیانیه‌های ننگین تاریخ انگلیس و سرآغاز تاسیس رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. این بیانیه ننگین  در 2 نوامبر 1917، توسط آرتور جیمز بالفور، به بارون والتر روچیلد، رهبر جامعه یهودیان انگلیس صادر شد و در آن مجوز تاسیس رژیم صهیونیستی به وی داده شد.

متن نامه بالفور به روچیلد به شرح زیر است:

لرد روچیلد عزیز

بسیار مایه خرسندی است که به نیابت از حکومت اعلی‌حضرت مراتب موافقت با ‌آمال و آرزوهای صهیونیست‌های یهودی را که به کابینه تقدیم شده و مورد تصویب قرار گرفته است، به اطلاع جنابعالی برسانم:

"حکومت اعلی حضرت به تشکیل میهن ملی یهودیان در فلسطین به دیده موافق می‌نگرد و برای تسهیل دستیابی به این هدف، غایت تلاش خود را به کار می‌گیرد. البته پر واضح است که نباید هیچ‌گونه اقدامی که حقوق دینی و مدنی جوامع غیر یهود در فلسطین، یا حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان در دیگر کشورها را به خطر می‌اندازد، صورت گیرد."

بسیار سپاسگزار خواهم بود اگر این مطلب را به اطلاع فدراسیون صهیونیست برسانید.

ارادتمند شما، آرتور بالفور

رژیم اشغالگر قدس روز 15 می سال 1948 میلادی برابر با 26 اردیبهشت 1327 ه.ش ،  حکومت جعلی و پلید خود را  با قتل و کشتار بی رحمانه  فلسطینی ها  و آواره کردن آنها  ، در سرزمین فلسطین تأسیس کردند و قدرت های جنایتکار آن روز از جمله آمریکا و شوری سابق و استعمار پیر  انگلیس خبیث و فرانسه و ...  ، مشروعیت این رژیم جعلی را به رسمیت شناختند

روز قدس چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 16 مرداد 1358 ه.ش  برابر با 13 رمضان المبارک 1399 ه.ق  توسط حضرت امام خمینی نامگذاری شد .  در 16 مرداد 1358 پس از بمباران جنوب لبنان توسط نیروهای رژیم اشغالگر قدس حضرت امام خمینی از مسلمانان جهان خواست تا آخرین جمعه ماه رمضان را به عنوان روز جهانی قدس انتخاب کنند . حضرت امام در پیامی که در آن اخرین جمعه ماه رمضان را روز قدس اعلام کردند  چنین فرمودند  : 

بسم الله الرحمن الرحیم

مسلمین ایران و جهان  ، من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان "روز قدس" انتخاب ، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

حضرت امام خمینی همچنین در پیام دیگری ویژگی های روز قدس را با عباراتی بسیار گویا و عالی  چنین بیان داشتند :


ملت مسلمان ایران! روز قدس، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین ،

روز قدس، یک روز جهانی است.

روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد،

[بلکه] روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است.

روز مقابله ملت هایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر امریکا بودند،

در مقابل ابرقدرت هاست.

روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند.

روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد.

متعهدین این روز را روز قدس می دانند، و عمل می کنند به آنچه باید بکنند. و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرت ها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی ـ در این روز بی تفاوت هستند، یا ملت ها را نمی گذارند که تظاهر کنند.

روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملت های مستضعف معلوم شود، باید ملت های مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. باید همان طور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملت ها قیام کنند و این جرثومه های فساد را به زباله دان ها بریزند.

روز قدس روزی است که باید این دنباله روهای رژیم سابق در ایران، و آن توطئه چین های رژیم فاسد و ابرقدرت ها در سایر جاها خصوصاً در لبنان، تکلیف خودشان را بدانند.

روزی است که باید همت کنید و همت کنیم که قدس را نجات بدهیم،و برادران لبنانی را از این فشارها نجات بدهیم.

روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم.

روزی است که باید جامعه مسلمین همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرت ها و به این تفاله هایی که مانده است از آنها ـ چه در ایران و چه در سایر جاها. هشدار به روشن فکران امریکایی مسلک.

روز قدس، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با امریکا و عُمّال امریکا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اینکه اگر از فضولی دست برندارید، سرکوب خواهید شد! ما به آنها مهلت دادیم و با آنها با ملایمت رفتار کردیم که شاید دست از شیطنت بردارند و اگر دست برندارند، کلمه آخر را خواهیم گفت و خواهیم به آنها فهماند که دیگر رژیم سابق قابل برگشتن نیست و دیگر امریکا نمی تواند به اینجا حکومت کند، دیگر سایر ابرقدرت ها نمی توانند در این مملکت حکومت کنند.

روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرت ها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید.

روز قدس، روز احیای مبارزه علیه اسرائیل، دشمن بشریت، دشمن انسان، [است] که هر روز غائله ایجاد می کند و برادرهای ما را در جنوب لبنان به آتش می کشد، باید بداند که دیگر ارباب های او رنگی ندارند در دنیا، و باید انزوا اختیار کنند، طمع ها را از ایران باید قطع کنند، دست های آنها باید از همه ممالک اسلامی قطع شود، عُمّال آن در همه ممالک اسلامی باید کنار بروند.

روز قدس، روز اعلام یک چنین مطلبی است. اعلام این است به شیاطینی که ملت های اسلام را می خواهند کنار بگذارند، و ابرقدرت ها را به میدان بیاورند.

روز قدس روزی است که قطع آمال آنها را بکند، و به آنها هشدار بدهد که گذشت آن زمان ها.

روز قدس روز اسلام است.

روز قدس روزی است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم، و قوانین اسلام در ممالک اسلامی اجرا بشود.

روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرت ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما، به واسطه عُمّال خبیث شما، واقع نخواهد شد.

روز قدس، روز حیات اسلام است. باید مسلمین به هوش بیایند، باید بفهمند قدرتی را که مسلمین دارند، قدرت های مادی، قدرت های معنوی. مسلمین که یک میلیارد جمعیت هستند و پشتوانه خدایی دارند و اسلام پشتوانه آ نهاست و ایمان پشتوانه آنهاست از چه باید بترسند؟ ما با یک جمعیت کمی در مقابل دشمن های زیاد، دشمن های بسیار، قیام کردیم و ابرقدرت ها را شکست دادیم؛ و کسی گمان نکند که دیگر بعضی از این قشرهای فاسد، بعضی از این چپ روهای امریکایی یا غیرامریکایی، بتوانند در این مملکت اظهار وجود کنند. آن روز که ما بخواهیم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله دان های فنا خواهند ریخته شد. ملت بزرگ ما دیگر از این حرکات مذبوحانه نخواهد ترسید. و حرکات اسرائیل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطین همین حرکات مذبوحانه است. حرکاتی است که اواخر عمر اشخاص فاسد می کنند ـ چنان که شاه ما، شاه مخلوع ایران این حرکات را کرد، و منتهی به فنا شد. دولت های عالم بدانند که اسلام شکست بردار نیست. اسلام و تعالیم قرآن بر همه ممالک باید غلبه کند. دین باید دین الهی باشد، اسلام دین خداست، و باید در همه اقطار اسلام پیشروی کند.

روز قدس، اعلام یک چنین مطلبی است، اعلام به این است که مسلمین به پیش! برای پیشرفت در همه اقطار عالم.

روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است، روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید در سراسر کشورها بیرق [ اسلام و جمهوری اسلامی] برافراشته شود.

روزی است که باید به ابرقدرت ها فهماند که دیگر آ نها نمی توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند.

من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (ص)می دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم، و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ایستاده ایم، و نخواهیم اجازه داد کسان دیگر در مملکت ما دخالت کنند، و مسلمین نباید اجازه بدهند که کسان دیگر در ممالکشان دخالت کنند.

در روز قدس، ملت ها باید به حکومت هایی که خائن هستند هشدار دهند.

روز قدس روزی است که ما خواهیم فهمید چه اشخاصی و چه رژیم هایی با توطئه گرهای بین المللی موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهایی که شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائیل. و آنهایی که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام که در رأس آنها امریکا و اسرائیل است.

(روز قدس) روز امتیاز حق از باطل است، روز جدایی حق و باطل است. من از خداوند تبارک و تعالی خواهانم که غلبه بدهد اسلام را بر همه قشرهای عالم، بر همه مستکبرین، مستضعفین را غلبه بدهد. و از خدای تبارک و تعالی خواهانم که برادرهای ما را در فلسطین، در جنوب لبنان و در لبنان، و در هر جایی از عالم که هستند، از دست مستکبرین و از دست چپاولگران نجات بدهد.


** گرد آورنده : سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

بیست و سوم رمضان المبارک 1437 ه.ق

نُهُم خرداد 1395 ه.ش

روز چهارشنبه

**************************************************


***مسجدالأقصی واقعی را بشناسیم+تصاویر واقعی و دقیق






برچسب ها :
قُدس نماد مقاومت در برابر مستکبرین عالم ,  روز قدس ,  تاریخچه ای از فلسطین و اشغال آن ,  دوپیام مهم از امام خمینی در باره روز قُدس ,  مسجد الأقصی واقعی چیست ؟!! ,  من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (ص)می دانم(امام خمینی ره ) , 
توسط : هشتمین ستاره | قُدس نماد مقاومت در برابر مستکبرین عالم : نظر
مرتبط با : یادداشتها ومطالب متنوع از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


سربازان تراکتور در پادگان تبریز

***نسیم معرفت***



به نام خدا


آیا کرامت سربازان در پادگان ها و ... حفظ می شود ؟!!



وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً .


ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا ، ( بر مرکبهای راهوار ) حمل کردیم و از انواع روزی های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم ، برتری بخشیدیم.

(سوره اسراء آیه 70)


به بهانه حادثه دلخراش  سقوط اتوبوسِ حاملِ سربازان پادگان صفر 5 کرمان به دَرّه محور نی ریز  که در ساعت 1:20 بامداد چهارشنبه  مورخه ( 2 /  4 /  1395 ) در کیلومتر پنج محور نی ریز در مسیر کرمان - شیراز  رخ داده و  تعدادی از سربازان عزیز کشور ما مظلومانه کشته و مجروح شدند مطلبی را تحت عنوان ( آیا کرامت سربازان در پادگان ها و ... حفظ می شود؟!! ) تقدیم می دارم . امید است که این نوشتار بتواند بخشی از مشکلات سربازان عزیز ما را بازگو نماید و مسؤلان احساس وظیفه بیشتری نسبت به این قشر مظلوم و فداکار و زحمتکش بنمایند .

از نظر اسلام و قرآن کریم ،  انسان به جهت  استعداد عقلانی و کسب معرفت و ایمان و علم و قدرتِ تفکر و اندیشه  و فطرت خداجویی و کمال طلبی ، اشرف مخلوقات شمرده شده است و خداوند متعال نیز در  آیه 70 از سوره اِسراء  می فرماید که ما بنی آدم ( انسان ها ) را (با امور مادی و معنوی) گرامی داشتیم . پروردگار عالَم  انسان را مُزین به تاجِ کرامت نمود  و او را به مِدالِ (وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏  سوره ص آیه 72 ) مفتخر ساخت و به جهت امتیازاتی که در او نهاده شده  همه موجودات جهان را خدمتگزارش  قرار داده  و زمین و آسمان و ماه و خورشید و ستارگان و دریا ها و حیوانات و سایر موجودات را  مُسخر انسان نمود .  کرامت و منزلت و شأن و شخصیت و حرمت  انسان در هیچ حال و در هیچ شرایطی نباید مورد خدشه قرار گیرد .  کرامتِ ذاتیِ انسان  که موهبت و هدیه ای از طرف پروردگار محسوب می شود ،  در برابر دنائت و پستی  قرار دارد و خواست خداوند این است  که  انسان ها باشرافت و باکرامت باشند و از پستی و دنائت و انحطاط و حقارت و ذلت دوری نمایند . یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر از طرف خداوند به شکل های مختلف مأمور بودند که انسان ها  را در مسیر درست الهی  سوق دهند و آنها را به سوی کمال و منزلت و کرامتی  که شایستگی آن را دارند بکشانند و از  انحطاط و پستی و دنائت و حقارت  و ذلت برهانند . نبی مُکرَّم اسلام  (ص) و اهل بیت پیامبر ( علیهم السلام) با تعالیم نورانی و حیاتبخش خود  انسان ها را به سوی رشد و تعالی و کمال و عزت و شرافت و کرامت و فضیلت  دعوت نمودند و همه تلاش های انبیاء و معصومین (علیهم السلام) و مجاهدت های علماء و بزرگان برای تربیت و سعادت و تعالی  انسان ها در دنیا و آخرت   و شکوفا کردن استعداد های مختلف آنها و هدایت شان به سوی توحید و خداپرستی بود . نماز و روزه و انجام واجبات و ترک محرمات همه برای حفظ حرمت وشرافت و کرامت و منزلت و رشد و سعادت و عبودیت و بندگی و الهی شدن  انسان ها می باشد . هیچ قانونی در اسلام برخلاف فطرت پاک و برخلاف کرامت و منزلت انسان ها وضع نشده است و هر قانونی که وجاهت و منزلت و کرامتِ ذاتیِ  انسان ها را مخدوش سازد از نظر اسلام و عقل و شرع مردود است . وضع قوانین در ادارات و دانشگاه ها و تشکیلات نظامی نباید  مغایر با حرمت و کرامت و ارزش و شخصیت انسان ها  باشد .

در اصل دوم قانون اساسی  جمهوری اسلامی ایران شش  اصل و مبنا بیان شده است که ششمین آن  ، اصلِ کرامت و ارزش والای انسان است  :
 جمهوری اسلامی ایران، نظامی است بر پایه ایمان به :
1. خدای یکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او .
2. وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین .
3. معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا .
4. عدل خدا در خلقت و تشریع .
5. امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی .
6. کرامت و ارزش والای انسان، و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا .

یکی از افتخارات در نظام جمهوری اسلامی ایران که نحوه حکومتش  بر اساس ولایت فقیه و اداره آن توسط ولی فقیه عادل می باشد ، آن است که عده ای به عنوان سرباز در خدمت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشند و بحمد الله جوانان پاک این آب وخاک وقتی که به سن قانونی سربازی می رسند آماده خدمت زیر پرچم مقدس نظام اسلامی  می گردند و هرماه  عده ای زیادی برای انجام وظیفه خدمت سربازی به مناطق مختلف اعزام می شوند. از زمان های قدیم تا کنون  دوره سربازی  مواجه با خاطرات تلخ و شیرین برای سربازان عزیز بوده و هست . خدمت سربازی یک وظیفه و افتخار است  ولی متاسفانه  تا کنون گامهای مؤثری در رفع مشکلات دوره سربازی و نوع رفتارهای تحقیر آمیزی که گاهی  با سربازان عزیز می شود برداشته نشده است  و گویا نظارت دقیقی در این زمینه وجود ندارد.  در نظام جمهوری اسلامی ایران که بر اساس اسلام و ارزش های دینی و اسلامی پایه گذاری شده و اساس  این نظامِ مقدس در تقابلِ با ظلم و ستم و اجحاف و تحقیر است  چرا باید در برخی پادگان ها از جمله پادگان صفرپنج کرمان و نیز برخی از مراکز دیگری که سربازان عزیز ما در آنجا ها خدمت می کنند ، به سربازانِ وظیفه ، توهین و تحقیر روا داشته  شود؟!!  چرا آنها را آدم حساب نمی کنند ؟!!  چرا سربازان جرئت اظهار نظر ندارند ؟ چرا همانند بردگان با آنها برخورد می شود؟! آیا مسؤلان امر نظارتی دارند یا نه ؟!  البته حتما عده ای از مسؤلانِ امر با اخلاص و نیتِ پاک مشغول خدمتند و بهترین رفتار را با سربازان می نمایند ولی قطعا خلاف هایی وجود دارد که  قابل بررسی است .طبق برخی خبرهای موثق ،  زننده ترین و زشت ترین کلمات و رفتارهای تحقیر آمیز و خشونت بار  از ناحیه برخی سرهنگ ها  و فرماندهان و ... نسبت به  سربازان انجام می گیرد و به آنها (سربازان عزیز) ظلم وستم و اجحاف می شود و گاهی شنیده می شود که حقوق و مزایای سربازان غارت می گردد؟!!  حادثه سقوط اتوبوس حامل سربازان در گردنه نی ریز اگر به طور همه جانبه و دقیق  بررسی شود حقایق زیادی را آشکار می سازد . مصائب و مشکلات و تحقیر هایی که در پادگان صفر پنج کرمان برای این سربازان عزیز بوجود آمده باید مورد پیگیری حتمی قرار گیرد و با خاطیان به شدت برخورد شود .  این حادثه دردناک باید مسؤلان امر را بیدار کند . همانطور که در بالا ذکر کردم طبق فرامین قرآن و تعالیم نورانی پیامبر ص و اهل بیت ( علیهم السلام) و نیز طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران  باید کرامت  و حرمت همه انسان ها حفظ شود و کسی به هیچ عنوانی حق حرمت شکنی و خدشه بر کرامت و شخصیت انسان ها را ندارد.  سربازان عزیز ما که با ده ها مشکلات مشغول خدمت هستند چرا باید مورد تحقیر و توهین و بی مهری ذلت بار قرار گیرند .  چرا باید این عزیزان  مورد هتاکی و فحاشی و حتی  مورد ضرب وشتم های شخصی برخی فرماندهان قرار گیرند ؟! آیا با این قبیل رفتاری های غیر انسانی و ضد دینی  کرامت و منزلت وشخصیت سربازان حفظ می شود ؟!!  دوره سربازی باید دانشگاه انسان سازی باشد . باید در دوره سربازی چنان سربازان را تربیت کنند که هر سربازی افتخارش این باشد که بعد از دوره اش آرزو کند که کاش بیشتر می ماند و خدمت می کرد . آیا الان چنین است ؟!!!  خیلی از سربازان روحیه و نشاط و انگیزه  سربازی ندارند  و اگر اعتراضی کنند با شدت مورد مؤاخذه قرار می گیرند . متأسفانه  با رفتارهای خشونت آمیز و تحقیر کننده نسبت به سربازان عزیز  در برخی پادگان ها و مراکز دیگر،  دیدگاهِ  مُثبت خانواده ها و مردم  به نظام وظیفه و مسؤلان امر دچار آسیب شده است .  مسؤلان نظام وظیفه باید در برخی مقررات و قوانین که با کرامت انسانی و الهی سربازان عزیز ما مغایرت دارد تجدید نظر کنند . یکی از اصول اساسی نظامِ خدمت سربازی ، حفظِ کرامت و شخصیت و شؤون سرباز در کنار رعایت ضوابط و مقررات می باشد که  فرماندهی کل قُوا مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز برآن تأکید و اصرار دارند . باید در مقام عمل و با نظارتِ دقیق نه صرفا نوشتار  و شعار و بخشنامه  ، به این اصل ( اصل حفظ  کرامت و شخصیت سرباز) توجه نمود . متأسفانه مسؤلان نظام وظیفه  اصل را بر حمالی و بیگاری گرفتن سربازان قرار داده اند لذا مشکلات زیادی برای خود وسربازان ایجاد می کنند . ما باید از گروه حزب الله لبنان درس بگیریم .   سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان با همفکران پاک و بصیر خود طوری گروه حزب الله را آموزش دادند و تربیت کردند که همه دنیا را متوجه خود نمودند. حزب الله لبنان به آموزش نظامی و تربیت صحیح نیرو ها  توجه دارد . نیروهایی تربیت کرده و آموزش داده که دل همه  مستکبرین و ستمگران و متجاوزین را می لرزانند . البته بحمدالله نیروهای سپاهی ما هم تا حدی چنین هستند . باید باور کنیم که هر سربازی یک سرمایه برای اسلام و دین و میهن است و نوع آموزش و تربیت آنها باید طوری باشد که  بعد از دوره سربازی برای کشور و  جامعه و خانواده  خود مفید و ثمر بخش باشند . باید عوامل افسردگی  و نومیدی و مشکلات روانی  و خودکشی ها و فرار از خدمت که کم هم نیست  در میان سربازان کاهش یابد ویا ریشه کن گردد . مسؤلان نظام وظیفه دراین رابطه چقدر نظارت و دقت دارند؟!!  مجلس شورای اسلامی و برخی نهاد ها می توانند در ارتقاء و سلامت نظام وظیفه نقش ایفاء کنند و باید از کارشناسان و متخصصین جهت رفع معضلات و مشکلات نظام وظیفه و سربازان عزیز استفاده نمود . در پایان بار دیگر مُفاد آیه 70 از سوره اِسرا را متذکر می شوم و همه مسؤلان نظام وظیفه را سفارش می کنم که حفظ حرمت و کرامت سربازان عزیز ما را یک اصل قرار دهند و بدانند که از راه احترام و ارج نهادن به حقوق انسانی و الهی سربازان  به مقصود و مراد خود  بهتر نایل خواهند شد . 

وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً (سوره اسراء آیه 70)


ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا ، ( بر مرکبهای راهوار ) حمل کردیم و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم ، برتری بخشیدیم.


(سوره اسراء آیه 70)


متن  : توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

روز شنبه

پنجم تیر 1395 ه.ش

نوزدهم رمضان المبارک 1437 ه.ق

*******************************************************************

**جان دادند تا مرد شوند

**تصادف مرگبار دو اتوبوس سربازان پادگان 05 کرمان در جاده نی‌ریز

**اسامی 15 سرباز جانباخته حادثه اتوبوس در نی‌ریز فارس - عصر ایران

**آخرین خبرها از حادثه اتوبوس سربازان/ اعلام علت حادثه - ایسنا

**ناگهان خدمت تمام شد! - همشهری











برچسب ها :
آیاکرامت سربازان درپادگان ها و ..حفظ می شود؟(استادسعادت میرقدیم) ,  مشکلات سربازان ,  سرباز ,  حادثه دلخراش سقوط اتوبوس حامل سربازان در محور گردنه نی ریز ,  در پادگان 05 کرمان چه می گذرد؟! ,  حفظ کرامت سرباز یک اصل بسیار مهم در نظام وظیفه , 
توسط : هشتمین ستاره | آیاکرامت سربازان درپادگان ها و ..حفظ می شود؟(استادسعادت میرقدیم) : نظر


تعداد صفحات : 125

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |