منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
این وبلاگ رو چطور میبینید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
... aR3S23n6 ............. عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir ..... . . هشتمین ستاره ............. ............... ................... حدیث موضوعی ........... .......... ........................ Page Rank Check ..... مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ......... فروشگاه اینترنتی  اسلام شاپ ........... دانلود رایگان کتابخانه تلفن همراه ................. شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام ................. پایگاه اطلاع رسانی امامین عسکریین علیهما السلام ............... سامرا .............. پایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه  کبری سلام الله علیها .............. ستاد مردمی دهه غدیر ................. مـهـدے دانــلود ......................
ابر برچسب ها
مرتبط با : روحانیت , شهدا(شهیدان زنده اند الله اکبر),جانبازان عزیز , مقاله , حدیث , خبرkhabar , شیطان پرستی , ادبی , خانواده+عکس , عکس , ازدواج , شعر , موبایل , کامپیوتر , دانلود , گپ خودمونی , 


تصویر جدید وبلاگ هشتمین ستاره

19اسفند1394

هشتمین ستاره

 
دوستان سلام


خیلی خوشحالیم از این بابت که به هشتمین ستاره سر زدید و مطالبش رو مطالعه میکنید .


ایمیل وبلاگ : 8tominsetareh@mihanmail.ir

صفحه اصلی هشتمین ستاره

قابل توجه دوستان :
این وبلاگ در تاریخ 13-09-1390 در پایگاه ستاد ساماندهی ثبت گردیده است.


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

           





برچسب ها :
گپ خودمونی ,  هشتمین ستاره ,  8tominsetareh ,  پست ثابت ,  امام رضا (ع) ,  وبلاگ ,  استاد سیداصغر+سعادت+میرقدیم لاهیجی , 
توسط : هشتمین ستاره | نظرات شما : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

تصویر مرتبط

***نسیم معرفت***


به نام خدا



**  آیت الله احسانبخش شیفته خدمت  به اسلام و مسلمین بود


حضرت آیت الله احسانبخش در سال  1309 شمسی در دهستان «لیف شاگرد»(بازارجمعه) از توابع تُولَماتِ شهرستان صومعه سرا در هفده کیلومتری غرب شهر رشت در میان خانواده ای متدین و کشاورز دیده به جهان گشود . پدرش مرحوم حاج غلامرضا مردی متدین و عاشق اهل بیت  (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)   و دلداده  و شیدای حضرت سیدالشهداء ابا عبدالله الحسین  (عَلَیهِِ السَّلامُ)  بود . پدر بزرگوارش با کشاورزی و دامداری و ماهی فروشی اِمرار معاش می کرد . نام مادرش سیده زینب بود . اجداد آیت الله احسانبخش اَصالتا اهل رودبار بودند .

آیت الله  احسانبخش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  در تأمین امنیت شهرها و خدمات رسانی به مردم استان گیلان و پاکسازی ادارات و سازمان ها  از لَوث وجود عناصر ضد انقلاب و خنثی سازی توطئه ها و فتنه های منافقین که از همه جا  به جنگل های  گیلان و مازندران  رو آورده بودند ، نقش بسیار ارزشمندی داشت .  مردم گیلان هرگز  مجاهدت ها و ایثارها و فداکاری ها  و خدمات این عالِم جلیل القدر  و مدافع حقیقی خط اصیل امام و رهبری را فراموش نخواهند نمود .

آیت الله احسانبخش جانباز هفتاد درصدی بود . ایشان  در بیست و ششم  فروردین 1361 شمسی  توسط منافقین کوردل ترور شد و سال ها به عنوان  شهید زنده زندگی نمود و تا سال  1380  که رحلت کرد  در حدود  14 بار در داخل و خارج از کشور عمل جراحی انجام داد و مشقت های زیادی را دراین راه متحمل شد  .

آیت الله احسانبخش از جمله دانش آموختگان برجسته حوزوی است که علاوه برکسب معلومات و علوم حوزوی  و تحصیل مقامات علمی حوزوی از محضر بزرگان حوزه ،  در تحصیلات دانشگاهی هم جدیت داشت  و در سال  1332 شمسی در رشته  الهیات (معقول و منقول) در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در سال  1335 شمسی موفق به اخذ لیسانس از دانشگاه تهران شد  و موضوع رساله ایشان  ، «علل پیدایش خوارج»  بود  که بعد ها  به صورت کتاب  در سه جلد منتشر  شد . بعضی ها گفته اند که ایشان  سه لیسانس از دانشگاه اخذ نموده است .  آیت الله احسانبخش  قبل از انقلاب اسلامی  یعنی در سال  1340 شمسی ، دبستان  و دبیرستان دین و دانش را در رشت بنیان گذاشت که این اقدام در واقع در راستای توسعه  دبیرستان دین و دانش قم بود که در سال 1334 شمسی در شهر قم تأسیس شده بود و مسؤلیت و مدیریت آن به دست باکفایت شهید آیت الله سید محمد بهشتی بود . (مجوز تأسیس دبیرستان دین و دانش قم در چهارم تیرماه سال 1334 به امضای دكتر محمود مهران، وزیر فرهنگ وقت به آقای مهدی حائری ارائه شد و بعد از دو ماه نیز مهدی حائری به دلیل كسالت ، آیت الله شهید سیدمحمد بهشتی را به عنوان مسئول و مدیر این مدرسه معرفی كرد.آیت الله شهید بهشتی ، زبان انگلیسی و آیت الله شیخ محمد مفتح ، شرعیات و آیت الله مکارم شیرازی ،  زبان عربی و استاد علی اصغر فقیهی ، ادبیات را در این مدرسه درس و تعلیم می دادند . مدرسه دین و دانش قم در  تحولات سیاسی و اجتماعی نقش ویژه‌ای داشت  و به عنوان کانون تحولات مطرح بود  و تاکنون بیش از  شصت سال از تأسیس آن می گذرد ) .  آیت الله احسانبخش  مسلط به زبان انگلیسی بود  و در  مدرسه دین و دانش رشت تدریس می کرد .

آیت الله احسانبخش (صاحب کتاب ارشمند و نفیس آثار الصادقین  «عَلَیهِِمُ السَّلامُ»  )  در سنگر علم و دانش فعالیت های زیادی نمود و آثار قابل توجهی از خود به یادگار گذاشت و بنابر قولی ایشان دارای 57  اثر قلمی است که  بارزترین و فاخرترین آن  کتاب آثار الصادقین است . مجموعه 35 جلدی «آثار الصادقین» در واقع  یک مجموعه گرانسنگ حدیثی  از مرحوم آیت الله شیخ صادق احسانبخش می باشد  که در بردارنده 50 هزار حدیث (به همراه ترجمه احادیث به صورت الفبایی)  از 360 اثر نفیس شیعه و سنی است . آیت الله صافی گلپایگانی ارزش این اثر نفیس را در ردیف آثار مرحوم شیخ طوسی قلمداد فرمودند . 

 آیت الله اجسانبخش از مبارزین و مجاهدین خستگی ناپذیر در عرصه های سیاسی و انقلابی بود  و در این راه خوش درخشید . سابقه مبارزات و مجاهدت های ایشان در دوران ستمشاهی در تاریخ و سند انقلاب اسلامی ثبت است . او هیچگاه از مسیر و خط ولایت و امام و رهبری خارج نشد و مدافع سرسخت ولایت مطلقه فقیه بود .یکی از ویژگی های برجسته آیت الله احسانبخش خصلت مردمی بودن  و خدمت کردن به مردم و محرومین و فعالیت مستمر برای  حفظ و تقویت انقلاب و نظام و رهبری و پشتیبانی از ولایت فقیه بود . او شیفته خدمت به اسلام و اهل بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)  و مردم بود .  در دوران دفاع مقدس بسیار خوش درخشید و در جبهه ها حضور گرمابخش و امید آفرینش  برای رزمندگان اسلام کاملا محسوس بود . او در کمک رسانی به جبهه ها در دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی  از طریق کمک های مردمی ، تلاش ها و خدمات شایان و افتخار آمیزی  نمود که یک مورد آن ارسال 1500  کامیون از کمک های مردم  متدین و انقلابی و  ولایتمدار گیلان به جبهه ها بود.

آیت الله احسانبخش از نمایندگان ولی فقیه در استان گیلان بود . او از پاییز  سال 1359 تا سال 1380 که رحلت نود  مقام نمایندگی ولی فقیه در استان گیلان را  بر عهده داشت .

مرحوم آیت الله احسانبخش در چهاردهم خرداد 1380  هجری شمسی  یعنی در سالگرد استاد و مقتدای خود  حضرت امام خمینی  جان به جان آفرین تسلیم کرد . عاشَ سَعیدا وَ ماتَ سَعیدا .


سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


 

 









برچسب ها :
آیت الله احسانبخش شیفته خدمت به اسلام و مسلمین بود+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  آیت الله احسانبخش شیفته خدمت به اسلام ومسلمین بود+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره , 
توسط : هشتمین ستاره | آیت الله احسانبخش شیفته خدمت به اسلام و مسلمین بود+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

تصویر مرتبط

***نسیم معرفت***


به نام خدا



** ماه صِیام به پایان رسید و دلها زِدُوده شد * وای برکسی که دراین ماه رفوزه شد


ماه صِیام به پایان رسید و دل ها زِدُوده شد

وای   بر   کسی که  در  این  ماه رفوزه شد


***************


ماه صیام تمام گشت و دل ها زدوده شد


وای بر  کسی  که در این ماه رفوزه  شد



شعر از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 





برچسب ها :
ماه صِیام به پایان رسیدودلهازِدُوده شد*وای برکسی که دراین ماه رفوزه شد+هشتمین ستاره+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ,  شعر ,  استاد سعادت , 
توسط : هشتمین ستاره | ماه صِیام به پایان رسیدودلهازِدُوده شد*وای برکسی که دراین ماه رفوزه شد+هشتمین ستاره+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین(علیه السلام)

***نسیم معرفت***

 

 

**بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین(علیه السلام)+پایگاه اطلاع رسانی حوزه+کلیک کنید


 حسینیه مشرق- همراهی و همسانی قرآن و عترت همانگونه که در حدیث شریف ثقلین از سوی پیامبر عظیم الشأن اسلام (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بر آن تأکید شده است از اعتقادات راسخ شیعیان آل محمد (عَلَیهِمُ السَّلامُ) است بدین معنا که هر یک از حضرات معصومان تجسم قرآن کریم در عالم هستند و نمی توان تناقضی بین حقایق قرآنی و منش و گویش و زندگی آنها با کتاب خدا یافت.

حجت الاسلام (استاد)محسن قرائتی در بخشی از کتاب قرآن و امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) خود به شباهتهایی ظاهری و در عین حال لطیف کتاب خدا و امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) پرداخته است که در ادامه توجه شما را به آن جلب می کنیم.

1- اگر قرآن سَیِّدُالکَلام است، (مَجمَع البیان، ج 2، ص 361) امام حسین سَیِّدُالشُّهداست (کامِلُ الزِّیارات، ص 70)

2-اگر در دعای 42 صحیفه سجادیه درباره قرآن می خوانیم: «وَ مِیزَانَ قِسْطٍ لَا یَحِیفُ عَنِ الْحَقِّ لِسَانُهُ. و ترازو و میزان عَدلی که زبانش از حق منحرف نمی شود» در زیارت امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) می خوانیم: «اَشهَدُ اَنَّکَ اَمَرتَ بِالقِسطِ» (جامِعُ الاحادیث شیعه، ج 12 ص 481)

3-اگر قرآن موعظه پروردگار است؛ «مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ» (یونس، 57)، امام حسین علیه السلام در عاشورا فرمود: عجله نکنید تا شما را به حق موعظه کنم. «أَیُّهَا النَّاسُ اِسْمَعُوا قَوْلِی وَ لَا تَعْجَلُوا حَتَّی أَعِظَکُمْ بِمَا یَحِقُّ لَکُمْ عَلَیَّ. ای مردم حرف مرا بشنوید و "در جنگ با من" عجله نکنید تا من وظیفه خود را که موعظه و نصیحت شما است، انجام دهم» (لَواعِجُ الأَشجان، ص 26)

4-اگر قرآن مردم را به رُشد هدایت می کند؛ «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ» (جِنّ، 2)، امام حسین علیه السلام نیز می فرماید: من شما را به راه رشد و سعادت دعوت می کنم. «وَ إِنَّما أَدْعُوکُمْ إِلی سَبیلِ الرَّشادِ» (لَواعِجُ الأَشجان، ص 128)

5-اگر قرآن عظیم است: « وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» «سوره حِجر،آیه 87) امام حسین علیه السلام نیز سوابق عظیمی دارد. «عَظیمُ السَّوابِقِ» (بِحار، ج 98، ص 239)

6-اگر قرآن حق و یقینی است؛ « وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ» (سوره اَلحاقَّه،آیه 51) در زیارت امام حسین علیه السلام نیز می خوانیم: آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت کردی که به درجه یقین رسیدی. «حَتّی اَتاکَ الیَقینَ» (کامِلُ الزِّیارات، ص 202)

7-اگر قرآن مقام شفاعت دارد؛ «نِعمَ الشَّفیعُ اَلقُرآنُ» (نَهج الفَصاحَه، جمله 633) امام حسین علیه السلام نیز مقام شفاعت دارد. « اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ » (زیارت عاشورا)

8-اگر در دعای چهل و دوم صحیفه سجادیه درباره قرآن می خوانیم که پرچم نجات است؛ «عَلَمُ النَّجاةِ» در زیارت امام حسین علیه السلام می خوانیم که او نیز پرچم هدایت است. «إنَّهُ رایَةُ الهُدی» (کامِلُ الزِّیارات، ص 70)

9-اگر قرآن شفادهنده است؛ « وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ» (اسراء، 82) خاک قبر امام حسین علیه السلام نیز شفاست. « طینُ قَبرِ الحُسَینِ شِفاءٌ (شِفاءٌ مِن کُلِّ داءِ)» (من لایَحضُرُهُ الفَقیه، ج 2، ص 446)

* قَالَ الصَّادِقُ (ع) فِی طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَکْبَرُ. امام صادق(عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود: در خاک قبر حسین(ع) شفای هر دردی است و آن بزرگترین دارو است. وَ قَالَ(ع): إِذَا أَکَلْتَهُ فَقُلِ اللَّهُمَّ رَبَّ التُّرْبَةِ الْمُبَارَکَةِ وَ رَبَّ الْوَصِیِّ الَّذِی وَارَتْهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً واسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ و نیز آن حضرت در سخن دیگری فرمود: هنگام خوردن تربت امام حسین(ع) چنین بگو: خدایا ای پروردگارِ تربتِ مبارک و ای پروردگارِ وصیِّ مدفون شده در آن، بر محمد و آل محمد درود فرست و این تربت را مایه علمی سودمند و روزی وسیع و شفای از هر دردی قرار ده. ( مَن لایَحضُرُهُ الفَقیه ج: 2 ص: 599و600 )

10-اگر قرآن، مَنار حکمت است، « وَ مَنَارُ اَلْحِکْمَةِ» (اَلحَیاة تألیف «برادران» حکیمی، ج 2، ص 140) امام حسین نیز باب حکمت الهی است. « اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یا بَابَ حِکمَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (مَفاتیح الجَنان)

11-اگر قرآن امر به معروف و نهی از منکر می کند؛ « فَالْقُرْآنُ آمِرٌ زَاجِرٌ» (نهج البلاغه، خطبه 182) امام حسین نیز فرمود: هدف من از رفتن به کربلا، امر به معروف و نهی از منکر است. « أُُریدُ أنْ آمُرَ بِالمَعرُوفِ وَ أَنهَی عَنِ المُنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی وَ أَبی» (سُمُوُّالمَعنی فِی سُمُوِّالذّات، 96)

**

قالَ الصّادقُ علیه السلام: «إِنَّ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ یَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ یَزْجُرُ عَنِ النَّار». حضرت صادق (علیه السّلام) فرمود: «همانا قرآن باز دارنده و فرمان دهنده است. به بهشت فرمان دهد و از دوزخ باز دارد». (الکافی «طبع - الإسلامیة»، ج 2، ص: 601)

12-اگر قرآن نور است؛ « نُورًا مُبِینًاََ » (نساء 174)، امام حسین (ع) نیز نور است. « أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا  فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ » (کامل الزیارات، ص 230)

13-اگر قرآن برای تاریخ و همه مردم است؛ «لَمْ یَجْعَلِ القُرآنَ لِزَمانِِ وَ لالِناسِِ دُونَ ناسِِ » (سَفینةُ البِحار، ج 2، ص 413)، درباره امام حسین علیه السلام نیز می خوانیم که آثار کربلا از تاریخ محو نخواهد شد. «لا یُدرَسُ اَثَرُهُ وَ لا یُمحَی رَسمُهُ» (مَقتَل مُقَرِّم، 397)

14-اگر قرآن، کتاب مبارکی است؛ « کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ» (ص، 29)، شهادت امام حسین علیه السلام نیز برای اسلام سبب برکت و رشد است. « اَللّهُمَّ فَبارِکْ لِی فِی قَتْلِهِ» (بِحارُالانوار، ج 44، ص 247، باب 30.) (مَقتل خوارزمی، ج 1، ص 164، (این سخن از پیامبر صلی الله علیه و آله است)

**پیامبر اسلام(ص) فرمود: «اَلّلهُمَّ فَبارِکْ لِی فِی قَتْلِهِ وَ لا تُبارِکْ فِی قاتِلِهِ » خدایا شهادت او را برای من مبارک فرما و در قاتلش برکت قرار مده. (بِحارُالانوار، ج 44، ص 247، باب 30.)

15-اگر در قرآن هیچ انحرافی نیست؛ «غیرَ ذی عِوَجِِ » (سوره زُمَر،آیه 28) درباره امام حسین علیه السلام نیز می خوانیم؛ لحظه ای از حق به باطل گرایش پیدا نکرد. «لَم تَمُل مِن حَقِِّ اِلَی الباطِلِ» (فروع کافی، ج 4، ص 561)

16-اگر قرآن، کریم است؛ « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ» (واقعه، 77)، امام حسین نیز دارای اخلاق کریم است. «وَ کَریمُ الخَلائِقِ» (نفس المهموم، 7)

17-اگر قرآن، عزیز است؛ « وَ إِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ » (سوره فُصِّلت،آیه 41)، امام حسین فرمود: هرگز زیر بار ذلت نمی روم. «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» (لُهُوف،ص 54)

18-اگر قرآن، ریسمان مُحکم است؛ «اِنَّ هَذَا القُرآنَ... اَلعُروَةُالوُثقی» (بِحار، ج 92، ص 31)، امام حسین نیز کشتی نجات و ریسمان محکم است: «اِنَّ الحُسَینَ... سَفینَةُ النَّجاةِ وَ العُروَةُالوُثقی» (پرتوی از عظمت حسین، 6)

19-اگر قرآن، بَیِّنه و دلیل آشکار است؛ « فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ» (سوره اَنعام،آیه 157)، امام حسین نیز اینگونه است. «اَشهَدُ اَنَّکَ عَلی بَیِّنةِِ مِن رَبِّکَ» (فروع کافی، ج 4، ص 565)

20-اگر قرآن را باید آرام و با تأنی تلاوت کرد؛ « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا» (سوره مُزَمِّل،آیه 4) زیارت قبر امام حسین را نیز باید با گام های آهسته انجام داد. «وَ امشِ بِمَشیِ العَبیدِ الذَّلیلِ» (کامِلُ الزِّیارات، ص 221)

21-اگر تلاوت قرآن باید با حُزن باشد؛ « فَاقرَؤُهُ بِالحُزنِ»، زیارت امام حسین علیه السلام نیز باید با حُزن باشد. «... إِذَا أَرَدْتَ أَنْتَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ(ع) فَزُرْهُ وَ أَنْتَ کَئِیبٌ حَزِینٌ شَعِثٌ...»هرگاه قصد زیارت امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) نمودی با حال غصه و حُزن و اضطراب و غبارآلود زیارت کن. (وسائل الشّیعه، ج 4، ص 857) (کامِلُ الزِّیارات، ص 131)-بِحارُ الأنوار (ط – بیروت)، ج 98، ص: 142.



یادداشت ارسالی  توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 https://hawzah.net/fa/Note/View/52128/%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86(%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)





برچسب ها :
بیست ویک شباهت بین قرآن کریم وامام حسین(ع)+پایگاه اطلاع رسانی حوزه+هشتمین ستاره , 
توسط : هشتمین ستاره | بیست ویک شباهت بین قرآن کریم وامام حسین(ع)+پایگاه اطلاع رسانی حوزه+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

تصویر مرتبط

***نسیم معرفت***


* یک خواب عجیب وآیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ


بسم الله القادر المتعال

 

وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکَافِرِینَ


و خداوند سست کننده  مکر ها و نیرنگ های کافران است.

 

آیه 18 سوره انفال

 

اینجانب سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی فرزند مرحوم سیدیوسف عصر امروز یعنی نوزدهم خرداد 1397 برابر با روز بیست و چهارم رمضان المبارک 1439 ه.ق در فاصله ساعت پنج تا هفت بعد ظهر که در خواب بودم در عالَم خواب مکررّا و بسیار ، آیه ( وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکَافِرِینَ ) را تکرار می کردم حتی در حال بیدار شدن هم این آیه را زمزمه می کردم .





برچسب ها :
یک خواب عجیب وآیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ+آیه 18سوره انفال+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 
توسط : هشتمین ستاره | یک خواب عجیب وآیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ+آیه 18سوره انفال+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 


نتیجه تصویری برای بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند

 

***نسیم معرفت***

 

به نام خدا


بنی آدم اعضای  یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها   را نماند   قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند  آدمی

 

گلستان سعدی با تصحیح حسین اُستاد ولیّ باب اول در سیرت پادشاهان حکایت 10 .


 


سؤالآیا بنی آدم اعضای یکدیگرند درست است یا بنی آدم اعضای یک پیکرند؟!!

 

پاسخ :


بنی آدم اعضای  یکدیگرند

 

در تمام نسخه های گلستان سعدی مگر دو یا سه مورد عبارت  ( بنی آدم اعضای یکدیگرند) آمده است . این مِصرَع از شعر سعدی (علیه الرحمه)  دو بخش دارد :  بنی آدم + اعضای یکدیگرند یا اعضای یک پیکرند . کلمه بنی آدم به معنای فرزندان آدم می باشد .  این کلمه  که « کُل» است بیانگر پیکره جامعه انسانی است که هزاران و میلیاردها عضو و اعضاء دارد. پس همه انسان ها در زیر مجموعه و عنوان « بنی آدم » جمع هستند و گوهر و حقیقت بنی آدم همان انسانیت و شرافت و نوع دوستی است که نقطه وحدت همه انسان ها و بشریت است ( تو کز محنت دیگران بی غمی - نشاید که نامت نهند آدمی )  .  اعضای یکدیگرند یعنی کمک کار و غمخوار یکدیگرند و معنای کنایی مراد است نه اینکه مراد اعضای ظاهری انسان مراد باشد که ظاهرا مرحوم استاد سعید نفیسی دچار این اشتباه شده و گفته است اگر « بنی آدم اعضای یکدیگرند» بخوانیم معنای مُضحکی دارد که مثلا من سر شما باشم و شما دست من  پس باید بخوانیم « بنی آدم اعضای یک پیکرند» !!!   اعضای یکدیگرند یعنی یار و یاور و غمخوار همند و  در عُرف هم گفته می شود فلانی دست شما است . فلانی پای شما است . یعنی کمک کار و یار و یاور شما است . اعضاء باید یکدیگر را مُعاضَدَت و حمایت کنند و در غم ها و شادی ها شریک هم باشند همانگونه که اعضای یک خانواده مهربان و صمیمی ، چنین هستند . همه بشریت عضو یک خانواده به نام بنی آدم اند .  اعضاء یکدیگر بودن یعنی تأثیر و تأثُّرِ مُثبت نسبت به هم داشتن .  به نظر بنده با وجود کلمه « بنی آدم» که دالّ بر پیکره جامعه انسانی است دیگر نیازی نیست که بگوییم :  بنی آدم اعضای یک پیکرند . چون یک پیکربودن در خود کلمه «بنی آدم» که به منزله «کُل» است وجود دارد . با توجه به مطالب ذکر شده نظر بنده این است که : بنی آدم اعضای یکدیگرند ، صحیح تر و یا مُتعیّنا همین باید صحیح باشد . اما اگر گفته شود : بنی آدم اعضای یک پیکرند ، در این صورت  این عبارت آن پیام و معنای « اعضای یکدیگرند» را  به طور صریح و واضح نمی رساند مگر اینکه بیت بعدی یعنی چو عضوی به درد آورد روزگار  ...   به آن ضمیمه شود که آن را توضیح دهد ولی اگر بگوییم : بنی آدم اعضای یکدیگرند ، معنای مُعاضَدَت و تعاوُن و کمک کار و غمخوار هم بودن را  که معنای کنایی است بطور صریح و روشن می رساند و بیت بعدی هم توضیح بیشتر در این باره است .همانگونه که بدن آدمی دارای اعضاء مختلف بیرونی و درونی است که هریک نسبت به دیگری تأثیر و تأثُّر دارند و اگر در یکی دردی پدیدار گردد دیگر اعضاء بی قرار شوند ،   پیکره جامعه انسانی نیز باید اعضایش چنین باشند که چو عضوی بدرد آورد روزگار - دگر اعضا را نماند قرار . پس بنی آدم اعضاء یکدیگرند و باید در ضرّاء و سَرّاء و سرد و گرم روزگار شریک و غمخوار هم باشند.

 

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 






برچسب ها :
آیابنی آدم اعضای یکدیگرنددرست است یابنی آدم اعضای یک پیکرند؟!!+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 
توسط : هشتمین ستاره | آیابنی آدم اعضای یکدیگرنددرست است یابنی آدم اعضای یک پیکرند؟!!+هشتمین ستاره+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای مظلومیت مولا علی ع

***نسیم معرفت***

 

** آن زمانی که دلِ حیدرِکرّار شکست+نسیم ادب

 

 

به نام خدا

آن زمانی که دلِ حیدرِ کرّار شکست

غم عالَم به دلِ مادرِ سادات نشست

 

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی






برچسب ها :
آن زمانی که دلِ حیدرِکرّار شکست+آیت الله سعادت میرقدیم+هشتمین ستاره ,  فاطمه س ,  زهرا س ,  ظلم و جور معاویه ,  ظلم عمر و ابوبکر , 
توسط : هشتمین ستاره | آن زمانی که دلِ حیدرِکرّار شکست+آیت الله سعادت میرقدیم+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای حجاب بانوان

***نسیم معرفت***

 

 

** چهره از نامحرمان پنهان کردن بهتر است+نسیم ادب

 

 

به نام خدا

 

بانوان را گرچه عیبی نیست آرایش ولی

چهره از نامحرمان پنهان کردن بهتر است

 

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 





برچسب ها :
چهره از نامحرمان پنهان کردن بهتر است+آیت الله سعادت میرقدیم+هشتمین ستاره ,  حجاب ,  عفاف ,  زن ,  خانم ها , 
توسط : هشتمین ستاره | چهره از نامحرمان پنهان کردن بهتر است+آیت الله سعادت میرقدیم+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

تصویر مرتبط

***نسیم معرفت***


** ازدستگاه قضایی میخواهیم بامُفسِدهاومفاسِد  قاطعانه  برخوردکند


به نام خدا


سلام عزیزان :

سخن از صلح و محبت و هدایت و نظارت  و امر به معروف و نهی از منکر بزنید نه مرگ و نابودی اصلاح طلبان و یا کسان دیگر ...   اگر چپ و راست و دیگران به جان هم بیفتند در اینجا یعنی کشور عزیز ما  ایران نیز افغانستانی دیگر خواهد شد که آن وقت نه کِه را  منزلت ماند و نه مِه را . کِهتَر و مِهتَری نمی ماند !!  نه از تاک  ، نشان می ماند و نه از تاک نشان !!   نه چپی می ماند و نه راستی و نه اعتدالی و نه اصولگرایی و نه ...  پس لازم است که همه جناح ها و گروه ها و احزاب که داخل در  یک خانواده  به نام اسلام و انقلاب و میهن هستند  در حَول و مِحوَرِ ولایت فقیه و ولیّ فقیه زمان حضرت آیت الله العُظمی  امام خامنه ای  برای اعتلاء انقلاب و اسلام و خدمت به محرومین  و ملت ،  کار و فعالیت  نمایند ...  .  متأسفانه عدم تشخیص وظیفه و یا وظائف و عدم و یا ضعفِ بصیرت ، مشکلات و گرفتاری هایی را در ابعاد مختلف برای کشور عزیز ما بوجود آورده است  و مَعَ الأَسَف به اصطلاح قرآن کریم  :  کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ  (سوره روم آیه 32 ) ،  هر حزب و گروهی هم  ساز نامناسب خود را می نوازد  و بیشتر در فکر منافع حزبی خود هستند  نه  خدمت حقیقی به اسلام و مردم ...  سعی شود که با پرهیز از مشاجرات بی حاصل و مُخرِّب ، بیشتر از این خاطر عاطِر ملت شریف و عزیز ما را آزرده نسازیم  ...  

عزیزان من : چرا خواهان مرگ  و نابودی و اعدام آقای فلان و بهمانِ اصلاح طلب هستید ؟!!!  چرا می گویید  فلانی را باید کشت و نابود کرد ؟!!!  اگر رئیس جمهور آقای دکتر حسن روحانی و برخی از  اَعوان او  لغزش ها و خطاها و یا خدای ناکرده خیانت هایی دارند  دستگاه های اطلاعاتی و دستگاه قضایی  و مانند آن ها وجود  دارند و می توانند از طریق مجاری قانونی  برخورد نمایند و شما ها هم می توانید دستگاه قضایی را  در برخورد با  مُفسدان و خیانتگران  به انقلاب و نظام و کشور  یاری دهید.  اسلام و آیین محمدی   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   در رابطه با قتل و اعدام همه جوانب را در نظر گرفته است و به راحتی  حکم اعدام و قتل کسی را صادر  نفرمود و نمی فرماید و در فقه ما بیشترین جوانب احتیاط در این باره شده است .

عزیزان من : حتی اگر کسی بخواهد  حاکم فاسد و شاه فاسد و خائنی را به  قتل برساند  باید مُجوِّز شرعی  از بزرگان داشته باشد !!  و در زمان ایمّه معصومین   (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)   نیز اصحاب آن حضرات  در قیام بر ضد خُلَفاءِ نابحق  و یا قتل و کشتن آنها  از ایمه (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)  ، اذن و اجازه  و رضایت می گرفتند  . 

عزیزان من :  اگر طبق نظرات شما  عمل شود  باید روزانه و  ماهانه  صد ها نفر اعدام و کشته شوند !!1  در اسلام  و آیین محمدی   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) ، اصل بر تربیت و هدایت  و اصلاح  و نظارت و  امر به معروف و نهی از منکر است  و دستور قتل و کشتن و اعدام فقط در موارد خاص با چارچوب های شرعی است .  امام حسین  (عَلَیهِِ السَّلامُ)  در همه جا و نیز در کربلا و در روز عاشورا  اصل را بر روشنگری و افشاگری حق طلبانه  و ارشاد و هدایت و اصلاح و تربیت گذاشت و لحظه ای  از  طریق منطق و عقل و اصول دینی و انسانی تخطّی نفرمود   و هیچگاه  در جنگ و کشتن  کسانی که در مقابلش صف آرایی کرده بودند پیش دستی نکرد بلکه حتی  با خطابه های روشنگرانه و برخورهای زیبا و کریمانه اش  باعث شد که  عده ای از افرادی که در صف دشمن بودند به سوی آن حضرت جذب شوند و در رکابش در برابر دشمنان مجاهدت نمایند که نمونه بارزش حرِّبن یزید ریاحی بود که بعد از کناره کیری از صف یزیدیان و تسلیم شدن در برابر حسین بن علی  (عَلَیهِِمَا السَّلامُ)  به  رستگاری جاوید نائل گشت

عزیزان من : ما همیشه  از دستگاه قضایی  مطالبه می کنیم  که آنچه  از نظر شرعی و قانونی در برخورد  با مُفسِدها و مفاسِد لازم  است   (حتی اگر خدای ناکرده  امثال   رئیس جمهور  آقای دکتر حسن روحانی و اَعوانش باشند ) با قاطعیت  و بدون ملاحظه انجام دهند و سستی در این مسایل روا ندارند زیرا که تَعلُّل و سستی در این امور مهمّه  سبب بی اعتمادی مردم و باعث ناهنجاری های غیر قابل کنترل در جامعه می گردد . امید است که دستگاه قضایی که اشراف  بر احکام قضایی و حقوقی اسلام  دارند به وظیفه  خطیرشان  به خوبی و به شایستگی عمل نمایند

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

چهارم خرداد 1397  ه. ش


** آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی





برچسب ها :
ازدستگاه قضایی میخواهیم بامُفسِدهاومفاسِدقاطعانه برخوردکند+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره , 
توسط : هشتمین ستاره | ازدستگاه قضایی میخواهیم بامُفسِدهاومفاسِدقاطعانه برخوردکند+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+هشتمین ستاره : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای آیت الله جوادی آملی تفسیر قرآن

تصویر مرتبط

***نسیم معرفت***

  

عنوان: تفسیر سوره مبارکه سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی
 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم


بسم الله الرحمن الرحیم

 وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ  وَلَا تَنقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ  إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُّحِیطٍ (84) وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ  وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (85) بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ  وَمَا أَنَا عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ (86)

ترجمه : و بسوی «مدین» برادرشان شعیب را ( فرستادیم ) گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید ، که جز او ، معبود دیگری برای شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید ( و دست به کم فروشی نزنید ) ! من ( هم اکنون ) شما را در نعمت می بینم ( ولی ) از عذاب روز فراگیر ، بر شما بیمناکم * و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت ، تمام دهید! و بر اشیاء ( و اجناس ) مردم ، عیب نگذارید و از حق آنان نکاهید! و در زمین به فساد نکوشید * آنچه خداوند برای شما باقی گذارده ( از سرمایه های حلال ) ، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من ، پاسدار شما ( و مأمور بر اجبارتان به ایمان ) نیستم .

گرچه در سوره مبارکه اعراف بخشی از قِصّه شُعَیب ( سَلامُ اللهِ عَلَیه )  مطرح شد اما بخش دیگری که اینجا ارائه شد با نکات خاص خود همراه است در این دوازده آیه سوره مبارکه هود که مربوط به قِصّه شُعَیب ( سَلامُ اللهِ عَلَیه ) است خلاصه برنامه های تبلیغی شعیب  ( سَلامُ اللهِ عَلَیه ) به قومش ابلاغ شد پاسخی که قوم دادند آن هم بیان شد نظری که وجود مبارک شُعَیب اعلام کرد آن هم ارائه شد جمع بندی که سر انجامِ تلخ این قوم هست آنها هم بازگو می‌شود بخش اول که خلاصه برنامه تبلیغی وجود مبارک شعیب است که در دیروز مطرح شد یکی دعوت به توحید است که دعوت همه انبیاست توحید به مراتب خاص مخصوصاً توحید عبادی بعد از مسئله اعتقاد و توحید و پرستش مسئله اخلاقی جامعه مطرح است مشکل‌ترین مسئله اخلاقی قوم شعیب در سرزمین مَدیَن کم فروشی بود. وجود مبارک شُعَیب (سلام الله علیه) این مطلب را با چندین تأکید تبیین کرد گاهی به صورت نهی از عیب و نقص ، گاهی به صورت امر به قِسط و عدل گاهی این را مُعَلَّل کرده است به مسائل اجتماعی گاهی مُعَلَّل کرده است به مسائل کلامی گاهی هم به آن اصول کلی دعوت کرده است گاهی هم به مسائل بین المللی عنایت کرد که همه اینها در این بخشهای اول مطرح است فرمود:وَ لَا تَنقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ کسانی که مبتلا به کم‌فروشی بودند دو تا مشکل داشتند یکی اینکه در موقع گرفتن زیاد می‌گرفتند یا مثلاً اگر زیاد نمی‌گرفتند کمال می‌گرفتند :الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ *وَإِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ .   موقع دادن کم می‌دادند موقع گرفتن با پیمانه‌های پُر می‌گرفتند . اینها مُخَفِّفند ،  اینها کم دِه‌اند و وای هم بر اینهاست گرچه به حسب ظاهر مکیال و میزان ناظر به مواد غذایی است نظیر جو و گندم و امثال ذلک اما به قرینه آیه بعد که فرمود وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ  یک پیمانه و یک وزن عمومی هم باید باشد اگر سخن از جو و گندم و برنج است مکیال و میزانشان مشخص است اما اگر سخن از عقاید است سخن از اخلاق است ، سخن از معارف است ، سخن از فقه و حقوق است ، این میزان خاصی می‌طلبد همان طوری که در بحثهای قبل ملاحظه فرمودید میزانهای مادی مشخص است . میزان برای کالاهای مصرفی مشخص است . میزان برای شعر و قافیه و عروض در فن عروض مشخص است که این شعر به وزن فلان است و فلان قصه به این وزن است ، فلان غَزَل به این وزن است ، هوا را بخواهند بسنجند درجه دما و حرارت بدن را بخواهند بسنجند همه اینها یک میزان خاص دارد ،  اما حق را بخواهند بسنجند ،  امور مجرد را بخواهند بسنجند نه از باب وزن فاعِلاتُُ فاعِلاتُُ یا فَعَولُُ فَعَولُُ است نه از باب وزن جو و گندم است نه نظیر دما سنج است با هیچ کدام از این اوزان توزین نمی‌شود چه اینکه اعمال انسان را هم بخواهند بسنجند با این وزنها سنجیده نمی‌شود قهراً یک میزان دیگری می‌طلبد و یک وزن جدایی تا این موزونها را در آن میزان با آن وزن بسنجند . الان اگر کسی خواست یک نانی را بسنجد یک ترازویی لازم است که از این ترازو به میزان یاد می‌شود ،  یک وزن لازم است که آن سنگِ کیلو را می‌گویند وزن .  این نان را در یک کفه‌ای می‌گذارند که با آن سنگ همسنگ باشد و هموزن باشد این را می‌گویند موزون  .  در هر توزینی این سه عنصر لازم است . میزان ، وزن و موزون . گاهی هم ممکن است خود آن میزان و ابزار خاصی که دارد با یک کفه کار را حل بکند نظیر میزانهایی که تازگی اختراع شد ولی بالأخره یک وزنی لازم است که مناسب با آن موزون باشد،  آن موزون را با آن وزن در سایه آن میزان می‌سنجند . حالا عقاید را ، اخلاق را ، معارف را ، احکام را ، مصالح و مفاسد را ،  اینها را با کدام وزن می‌سنجند ؟! واحد سنجش اینها نه نظیر واحد سنجش نان و گوشت است نه نظیر واحد سنجش دماست و مانند آن . ما می‌خواهیم اعمال اشخاص را بسنجیم ، عقاید اشخاص را بسنجیم ، اوصاف افراد را بسنجیم ،  این وزن خاصی دارد ، قهرا آن وزن یک میزان و ترازوی مخصوصی هم دارد . در سوره مبارکه اعراف قبلاً این بحث گذشت آیه 8 سوره مبارکه اعراف مبسوطاً این بحث گذشت که فرمود : وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ *  وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ  . فرمود وزن در معاد حق است نه اَلوَزنُ حَقُُّ مثل اینکه بگوییم اَلمَوتُ حَقُُّ ،  اَلسّاعَةُ حَقُُّ ،  اَلجَنّةُ حَقُُ . آنجا حق یعنی ثابت . بهشت هست جهنم هست مرگ هست صراط هست کتاب هست این  وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ  است نه وَالوَزنُ حَقٌُُ ،  نه اینکه وزنی هست .  اگر آیه این بود که وَالوَزنُ حَقُُّ مثل اینکه بفرماید وَالمَوتُ حَقُُّ وَ المَعادُ حَقُُّ وَ الجَنّةُ حَقُُ وَ النّارُ حَقُُّ یعنی حقٌ یعنی ثابتٌ . اما اینجا با الف و لام است یعنی اگر خواستیم ما عقاید را ، اخلاق را ، معارف را بسنجیم با حقیقت می‌سنجیم ، حقیقت را در یک طرف می‌گذاریم نماز این شخص را ، دین این شخص را ، عقیده این شخص را ، معرفت و محبت او را هم در یک طرف می‌گذاریم یا سُبُک است یا سنگین  وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ . این حق در مقابل باطل است . حق است یعنی صادق است اگر آیه به ما فرمود  وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ  در معارف هست ، در اخلاق هست ، در حقوق هست ، در فقه هست ،  در احکام هست ،  اینها را که با سنگ و متر و مانند آن نمی‌سنجند پس یک وزن عمومی دارد آن وزن عمومی حقیقت است و حقیقت و حق بودن هر چیزی هم به حسب خود اوست .

اگر ما یک وزن خاص داریم که با همه اشیا قابل همسنگ شدن است در چنین شرایطی می‌شود گفت وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ یعنی یک وزنی است که هر چیزی را هم می‌شود با آن سنجید . همه اشیاء را با سنگِ کیلو و با پارامتر و با دماسنج که نمی‌شود [ سنجید ] ،  یک چیزی است که با آن نماز و روزه را می‌سنجیم . با این اوزان خاص نمی‌شود سنجید که این آقای محقق و پژوهشگر سنگ تمام گذاشت یا نه ؟ پس یک وزنی لازم است که با آن وزن ما بتوانیم هر چیزی را بسنجیم چون فرمود:  وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ . این همان حقیقت است . قهراً یک ترازویی هم لازم است که آن ترازو در اثر داشتن این وزن بتواند به ما پاسخ بدهد که این موزون درست است یا درست نیست؟  حالا ما خواستیم نماز و روزه را بسنجیم خب یک طرف را حق باید بگذاریم ، یک طرف هم نماز و روزه  آن هم در کدام شاهین و ترازو ؟ یک ترازویی بالأخره لازم است دیگر ،  برای ماها انسان کامل میزان است . اینکه ما در سلام به پیشگاه حضرت امیر  ( سَلامُ اللهِ عَلَیه )  عرض می‌کنیم «اَلسَّلامُ عََلَی میزانِ الأَعمالِ» همین است . ما عقایدمان را با اینها می‌سنجیم ، اعمالمان را با اینها می‌سنجیم ، اخلاقمان را با اینها می‌سنجیم ، اینها میزانُ الأَعمال‌اند . اینجا عمل در برابر عقیده و اخلاق نیست عمل اعم از جانِحی و جارِحی است ، هم عمل قلب را ، هم عمل زبان را ، هم عمل دست و پا را شامل می‌شود . قهراً آنها می‌شوند میزانُ الأَعمال . آیات قرآن هم که عَدیل اینهاست می‌شود حَقّ  ، می‌شود وزن ، آن وقت ما خود را با آیات قرآن و سنت اهل بیت (علیهم السلام) که وزن‌اند می‌سنجیم ترازو هم آنها هستند و اگر وزن و میزان یکی بود هم جای تعجب نیست چه اینکه ما در بحثهای عادی هم کم و بیش داریم . پس ما یک وزن عمومی لازم داریم که با آن وزن عمومی بتوانیم هر چیزی را بسنجیم اگر فرمود : وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ   پس وزنی هم هست که برابر با کُلّ شَیء باشد این همان وزنی است که در آیه 8 سوره مبارکه اعراف آمده است :  وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ  و در قیامت همین وزن ظهور می‌کند ...

مطلب دیگر این است که :
سؤال: ... جواب: برای رفعِ جهل یا ادعا یا غرور خود مدعیان است نه برای ذات اَقدس إله خب شخص اگر بخواهند محاسبه بکنند این در قیامت می‌گوید حساب من را برسید ببینید که من کار خوب کردم یا نه یک عده هستند که
وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا (آیه 104 سوره کهف) بعد وقتی که اعمالشان سنجیده شد معلوم می‌شود که خیلی از کارهایشان یک پسوند و پیشوندی داشت حتماً باید به نام او باشد یا چهارتا صلواتی هم برای او بفرستند وگرنه کار انجام نمی‌داد خب این را از درونِ درونِ او درمی‌آورند می‌گویند این مگر نبود مگر یک پیشوندی نداشتی مگر پسوندی نداشتی مگر فلان جا گله نکردی مگر نگفتی که چرا اسم مرا نبردند مگر این بازی را در نیاوردی که چرا من اول نرفتم خُب اینها را باید دربیاورند دیگر ما هم مشکلمان این است که آن نقصهایمان یادمان می‌رود فقط خوبی‌هایمان یادمان می‌ماند فرمود این چنین نیست أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ ( آیه 6 سوره مجادَلَه) اینها خیلی چیزها را فراموش کردند ولی خدا به حساب آورده ، شماره کرده بعد وقتی در قیامت نامه اعمال نشان می‌دهند می‌گویند لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا  ما که یادمان نیست 20 سال قبل فلان جا با چه انگیزه‌ای آن کار را کردیم اصل کار خوب یاد ماست اما آن که دلمان خواست اول اسم ما را ببرند آن دیگر از یادمان می‌روند آن را هم درمی‌آورند در ترازو می‌گذارند می‌گویند آقا تو این کار را برای خودت کردی نه برای خدا آن وقت انسان می‌فهمد بدهکار است اگر این چنین نباشد که خیلی‌ها ادعا دارند که ما فلان کار را کردیم فلان کار را کردیم فلان کار را کردیم خُب پس ما یک وزن عمومی داریم و یک میزان عمومی داریم با آن موزون‌های عام که وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ .

مطلب دیگر این است که «بَخس» که به معنی نقص است نقص همیشه در مقابل عیب است ولی اینجا نظیر «اَلمِسکینُ وَ الفَقیرُ اِذَا اجتَمَعا اِفتَرَقا وَ اِذَا افتَرَقا اِجتَمَعا» از این قبیل است .  بیان ذلک این است که بَخس به آن نقص می‌گویند . ما یک نقص داریم و یک عیب اینها کاملاً از هم جدایند ، البته گاهی جامعی هست که اینها را زیر مجموعه خود می‌گیرد اگر یک فرشی سه در چهار باشد فرش نو و سالم باشد ولی آن اتاق آن سالن مساحتش هشت متر باشد نُه متر باشد این فرش مَعیب نیست ولی ناقص است  ، فرش سه در چهار یعنی دوازده متر نمی‌تواند مثلاً اتاقی را که مساحتش 16 متر است 17 متر است این را پُر کند یا فرش دو در سه نمی‌تواند آن اتاقی را که مساحتش 10 متر است این را پُر کند این ناقص است نه مَعیب، مَعیب آن است که بعضی از جاهایش زده باشد ، سوخته باشد و نخش در رفته باشد آن را می‌گویند عیب ،  این را می‌گویند نقص در فقه یکی خیار عیب می‌آورد یکی خیار تَبَعُّض صَفقَه می‌آورد اینها کاملا مرزش از هم جداست ، نقص چیز دیگری است ، عیب چیز دیگری است گاهی تحت عنوان جامع مطرح است اینجا که فرمود: وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ اگر چیزی کم بدهد بخس است کم ندهد ولی معیب بدهد باز هم بخس است بازگشت این عیب هم در حقیقت به بَخس و نقص است برای اینکه آن جای خالی را پر نکرده این که فرمود: وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ تنها ناظر به این نیست که کم ندهید مَعیب هم ندهید . هم باید کامل باشد هم باید سالم باشد ...

.....................     ...................   ادامه دارد ...................   .......................

 تنظیم : توسط  استاد : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


http://boniadhad.ir/lib/quran/javadi/29/content-90.html

پایگاه اخلاق

**************************************************************
** تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی+پایگاه اندیشوران حوزه+تنظیم توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک کنید


 





برچسب ها :
تفسیرآیات84و85 و86 سوره هود(جلسه87)+آیت الله جوادی آملی+تنظیم توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی , 
توسط : هشتمین ستاره | تفسیرآیات84و85 و86 سوره هود(جلسه87)+آیت الله جوادی آملی+تنظیم توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر
مرتبط با : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , 

نتیجه تصویری برای جلسه تفسیر آیت الله جوادی آملی در مسجد اعظم قم

***نسیم معرفت***

 

** نماز مَلفوظ و نماز مَقبول

 

تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم


بسم الله الرحمن الرحیم


 وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ  وَلَا تَنقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ  إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُّحِیطٍ (84) وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ  وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (85) بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ  وَمَا أَنَا عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ (86)

ترجمه : و بسوی «مدین» برادرشان شعیب را ( فرستادیم ) گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید ، که جز او ، معبود دیگری برای شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید ( و دست به کم فروشی نزنید ) ! من ( هم اکنون ) شما را در نعمت می بینم ( ولی ) از عذاب روز فراگیر ، بر شما بیمناکم * و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت ، تمام دهید! و بر اشیاء ( و اجناس ) مردم ، عیب نگذارید و از حق آنان نکاهید! و در زمین به فساد نکوشید * آنچه خداوند برای شما باقی گذارده ( از سرمایه های حلال ) ، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من ، پاسدار شما ( و مأمور بر اجبارتان به ایمان ) نیستم

 

 

** نماز مَلفوظ و نماز مَقبول


............................     .........................     ...................................

سؤال: ... جواب: یک وقتی آدم [ نماز ] می‌خواند  [ این ] قرائت است لذا چنین نمازی ناهی از فحشا و مُنکَر هم نیست . هم نمازش را می‌خواند هم گناهش را می‌کند. این نماز جلوی معصیتش را نمی‌گیرد که ما الان اگر خواستیم بفهمیم نماز ما مقبول است یا نه این دیگر لازم نیست به مَعاد برسد که در معاد شفّاف‌تر و روشن‌تر می‌شود بله اما اگر ما نماز ظهر و عصر را خواندیم تا غروب خواستیم بفهمیم این نماز ما مقبول است یا نه اگر تا غروب اَلحَمدُ لِله کار خلافی نکردیم چشم ما ، گوش ما دست ما پاک بود معلوم می‌شود نماز مقبول بود .  اگر خدای ناکرده از مسجد و معبد درآمدیم دست به گناه زدیم خُب اطمینان داریم این نماز مقبول نیست دیگر ما منتظر چه چیزی باشیم؟ حالا که نماز این است که این کار را بکند تَنْهَى? عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ حالا اگر گفتند این دارو این خاصیت را دارد اگر کسی این دارو را خورد و آن خاصیّت را نداشت معلوم می‌شود دارو نبود دیگر معلوم می‌شود این نماز مقبول نیست یعنی نماز ملفوظ است . نماز آن است که ناهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر باشد حالا جمع بندی نهایی البته در قیامت مشخص می‌شود ولی بالأخره به ما گفتند که «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا » خودتان را بسنجید مراقب باشید مراقبت داشته باشید مُحاسَبَت داشته باشید خب اگر آدم نتواند تشخیص بدهد چه مراقبتی؟ چه مُحاسَبَتی پس معلوم می‌شود [ که ] می‌شود فهمید ، آن عمقش البته مربوط به قیامت است اما این ظاهرش را که آدم می‌تواند تشخیص بدهد که این روزه مقبول شد نماز مقبول شد یا نشد.
سؤال: ... جواب: آن صغیره است آن که مطابق با قرآن کریم است
إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ (سوره نساء آیه 31)  نه «مَعاذَ الله»  گناه کبیره .  خُب گناه کبیره با خود آیه سازگار نیست .  آیه دارد که نماز تَنْهَى? عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ  نه تَجتَمِعُ  [ نه اینکه نماز با گناه کبیره جمع شود؟ نماز با انجام گناه کبیره جمع نمی شود بلکه نماز بازدارنده از فحشاء و مُنکَر و گناهان کبیره است]. خب کسی هم نماز بخواند هم معصیت کبیره بکند این که «تَنْهَى?» نشد که این «تَجتَمِعُ»  شد.
سؤال: ... جواب: بله مُنتها قرآن روی عنایت الهی ، روی عفو الهی وعده داد فرمود :
إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ[ در این آیه شریفه ] تعبیر صغیره ندارد ولی تعبیر «سَیِّئه» دارد در قبال کبائر . این تقابل و تفصیل [ بین گناه صغیره و کبیره ] ،  قاطعِ شرکت است  [ به این معنی که نماز با گناه کبیره شریک و جمع نمی گردد ] . معلوم می‌شود این « سَیِّئاتِ »، سیئات صغیره است چون فرمود اگر گناه کبیره را ترک کنید ما از گناهان کوچک شما می‌گذریم . یک بحث این است که اصلاً ما گناه کوچک نداریم همه‌اش کبیره است ، معصیت کبیره است برای اینکه نافرمانی خداست آن یک بحث است قهراً طبق آن بحث کبیره بودن مساوی با معصیت است ، معصیت بودن مساوی با کبیره است  . کُلُّ مَعصِیَةِِ کَبیرَةُُ  لکن این کبایر را که با هم می‌سنجند بعضی‌ها بِالقِیاس اِلی بَعضِِ صغیره اند ،  بعضی‌ها بِالقِیاس اِلی بَعضِِ کبیر یا اَکبرند آن وقت صغیره و کبیره از یک نسبت به دست می‌آید .  برابر صغیره و کبیره که از نسبت به دست آمد از این آیه معلوم می‌شود که اگر کسی موفق شد گناهان کبیره را ترک بکند خدای سبحان بر اساس لطف و عنایتی که دارد وعده داد که اگر کسی اهل کبیره نبود ما از معاصی صغیره‌اش می‌گذریم إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ و گرنه اگر کسی مبتلا به گناه کبیره بشود «مَعاذَ الله» که خوب این صلاة با آن کبیره جمع شد.
«وَ الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ»

.....................     ...................   ادامه دارد ...................   .......................

 تنظیم : توسط  استاد : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


http://boniadhad.ir/lib/quran/javadi/29/content-90.html

 ***************************************************************


** تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی+پایگاه اندیشوران حوزه+تنظیم توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک کنید


** تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی+پایگاه اندیشوران حوزه+تنظیم توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک کنید


** تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی+پایگاه اندیشوران حوزه+تنظیم توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک کنید





برچسب ها :
نماز مَلفوظ و نماز مَقبول+آیت الله جوادی آملی+تفسیر سوره هود+هشتمین ستاره+تنظیم توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,  تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی , 
توسط : هشتمین ستاره | نماز مَلفوظ و نماز مَقبول+آیت الله جوادی آملی+تفسیر سوره هود+هشتمین ستاره+تنظیم توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی : نظر


تعداد صفحات : 139

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |