منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
این وبلاگ رو چطور میبینید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
... aR3S23n6 ............. عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir ..... . . هشتمین ستاره ............. ............... ................... حدیث موضوعی ........... .......... ........................ Page Rank Check ..... مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان ......... فروشگاه اینترنتی  اسلام شاپ ........... دانلود رایگان کتابخانه تلفن همراه ................. شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام ................. پایگاه اطلاع رسانی امامین عسکریین علیهما السلام ............... سامرا .............. پایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه  کبری سلام الله علیها .............. ستاد مردمی دهه غدیر ................. مـهـدے دانــلود ......................
ابر برچسب ها


امام رضا (ع)

ابوالحسن علی بن موسی (ع) ملقب به «رضا» امام هشتم از ائمه اثنی عشر (ع) و دهمین معصومین از چهارده معصوم (ع) می باشد. سال تولد آن حضرت را 148 و 153 ه.ق و ماه تولد ایشان را بنا بر روایت ذی القعده گفته اند .

كنیه آن حضرت ابوالحسن و چون حضرت امیر (ع) نیز مكنی به ابوالحسن بوده است حضرت رضا (ع) را ابوالحسن ثانی گفته اند. مشهورترین لقب ایشان «رضا» بوده كه بنابر روایتی در عیون اخبار الرضا (1/13) علت ملقب بودن آن حضرت به «رضا» این بوده است كه ...... هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به (ولایت عهد او) رضایت دادند و چنین چیزی برای هیچیك از پدران او دست نداده بود، از این رو در میان ایشان تنها او به «رضا» نامیده شد. مادر آن حضرت (ام ولد) به اغلب احتمالات از مردم شمال آفریقا یا مغرب مراكش بوده است.

ملاحظات سیاسی در انتخاب لقب ایشان:

به روایت طبری (وقایع سال 201) مأمون آن حضرت را «الرضی من آل محمد» نامید و شیخ صدوق هم بنابر روایتی دیگر در «عیون اخبار الرضا (2/14)» چنین گقته است. باید متذكر شد كه اعیان و مبلغان بنی عباس در اواخر عهد بنی امیه مردم را دعوت می كردند كه به «رضا از آل محمد» بیعت كنند ، یعنی بی آنكه از كسی نام ببرند می گفتند: چون خلافت بنی امیه درست نیست باید به كسی از خاندان محمد (ص) كه مورد رضایت همه باشد بیعت كنند. چون مأمون خود از بنی عباس بود (بنی عباس با حكومت آل علی مخالف بودند) و حضرت علی بن موسی بن جعفر را به ولایتعهدی برگزید. همه از مخالف و موافق به او راضی شدند و مصداق «رضا من آل محمد» در حق آن حضرت صادق آمد و به آن لقب مرسوم و مشهور شد.

شخصیت علمی و اخلاقی آن بزرگوار:

شخصیت ملكوتی و مقام شامخ و زهد اخلاق حضرت رضا (ع) و اعتقاد شیعیان به او سبب شد كه نه تنها در مدینه بلكه در سراسر دنیای اسلام به عنوان بزرگترین و محبوبترین فرد خاندان رسول اكرم (ص) مورد قبول عامه باشد و مسلمانان او را بزرگترین پیشوای دین شناسند و نامش را با صلوات و تقدیس ببرند. بیست و چند سال نداشت كه در مسجد رسول الله (ص) به فتوی می نشست. علمش بسیار و رفتارش پیامبر گونه و حلم و رافت و احسانش شامل خاص و عام می گردید. كسی را با عمل و سخن خود نمی آزرد، تا حرف مخاطب تمام نمی شد سخنش را قطع نمی كرد. هیچ حاجتمندی را مأیوس باز نمی گرداند. در حضور مهمان به پشتی تكیه نمی داد و پای خود را دراز نمی كرد. هرگز به غلامان و خدمه دشنام نداد و با آنان می نشست و غذا می خورد. شبها كم می خوابید و قرآن بسیار می خواند. شبهای تاریك در مدینه می گشت و مستمندان را كمك می كرد. نظافت را در هر حال رعایت می كرد و عطر بسیار بكار می برد. عادتاً جامه ارزان و خشن می پوشید ولی در مجالس و برای ملاقاتها و پذیرائیها لباس فاخر در بر می كرد. غذا را اندك می خورد و سفره اش رنگین نبود. در هر فرصتی مردم مسلمان را به وظایف خود آگاه می كرد.....

علل تحمیلی ولایتعهدی به امام رضا (ع):

الف) پس از قتل امین ، برادر مأمون، اوضاع عراق و شام سخت آشفته بود و در میان بنی عباس فرد برجسته ای كه مورد قبول و رضایت همگان باشد وجود نداشت در یمن و كوفه و بصره و بغداد و ایران عامه مردم از زمان منصور به بعد آن انتظاری را كه از خلافت بنی عباس داشتند در نیافتند زیرا مردم تشنه عدل و داد و اسلام واقعی بودند از این رو چشمها و دلها نگران و منتظر خاندان علی (ع) بودند و امیدها و آرزوهای خود را به افراد برجسته و متقی این خاندان بسته بودند. فضل و مأمون ........ با مشاهده اوضاع نابسامان شهرهای مهم و شورش مردم (مانند قیام ابوالسرایا در كوفه و علوی دیگر در یمن) به این نكته پی برده بودند و می خواستند با انتخاب فرد برجسته و ممتازی از خاندان علی به ولیعهدی رضایت مردم را به خود جلب كنند و پایه های خلافت مأمون را مستحكم سازند به همین جهت مأمون در سال 200 ق بنا به گفته طبری رجا بن ابی الضحاك و فرناس خادم (در بعضی از روایات شیعی یا سر خادم) را به مدینه فرستاد تا علی بن موسی بن جعفر (ع) و محمد بن جعفر (عموی حضرت رضا ع) را به خراسان ببرند.

ب) در روایات شیعه آمده است كه مأمون به حضرت رضا (ع) نوشت تا از راه بصره و اهواز و فارس به خراسان بروند نه از راه كوفه و قم و دلیل این امر را كثرت شیعیان در كوفه و قم ذكر كرده اند زیرا مأمون می ترسید كه شیعیان كوفه و قم به دور آن حضرت جمع شوند. این مؤید آن است كه عامل فراخواندن حضرت رضا (ع) به خراسان عاملی سیاسی بوده است و مأمون می ترسیده است كه كثرت شیعیان در كوفه و قم سبب شود كه آن حضرت را به خلافت بردارند و رشته كار بكلی از دست مأمون خارج گردد.

حدیث سلسله الذهب:

مشهور است كه به هنگام ورود حضرت رضا (ع) به نیشاپور طالبان علم و محدثان دور محفه (بارگیر بی قبه، از ادوات سفر برای بار نهادن در آن / فرهنگ دهخدا) آن حضرت كه بر استری نهاده بود جمع شدند. و از ایشان خواستند كه حدیثی بر آنها املا فرماید. حضرت حدیثی بطور مسلسل از آباء طاهرین خود رسول الله (ص) و جبرئیل از قول خداوند روایت كرد كه « كلمه لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی» یعنی كلمه توحید با لا اله الا الله حصار و با روی مستحكم من است و هر كه بدرون حصار من رفت از عذاب من در امان مانده. این حدیث به جهت مسلسل بودن آن از ائمه اطهار (ع) تا حضرت رسول (ص) به سلسله الذهب معروف شده است. و درباره اینكه چرا آن حضرت این حدیث را املا فرمود باید گفت كه آن نوعی دعوت به وحدت كلمه و اتفاق بوده است زیرا اساس و مدخل آن این كلمه است كه معتقدان به خود را از هرگونه تشویش و عذابی در امان می دارد و مسلمانان باید با توجه به آن در درون حصار و باروی اسلام از اختلاف كلمه بپرهیزند و مدافع آن حصن در برابر تهاجم خارجی باشند و از دشمنی و مخالفت بر سر مسائل فرعی دوری گزینند.

شرایط پذیرش ولایت عهدی از سوی امام رضا (ع) و مذاكرات بعمل آمده:

..... امام رضا (ع) پس از نیشاپور به طوس و از آنجا به سرخس و سپس به مرو كه اقامتگاه مأمون بود رفت. به روایت عیون اخبار الرضا (2/149) مأمون نخست به آن حضرت پیشنهاد كرد كه خود خلافت را قبول كند و چون آن حضرت امتناع كرد و در این باب مخاطبات زیاد میان ایشان رد و بدل گردید سرانجام پس از دو ماه اصرار و امتناع ناچار و لایتعهدی را پذیرفت به این شرط كه از امر ونهی و حكم و قضا دور باشد و چیزی را تغییر ندهد، علت مقاومت امام این بود كه اوضاع را پیش بینی می كرد و بر او مسلم بود رجال دولت كه عادت به لا ابالی گری و درازدستی عهد هارون الرشید كرده اند زیر بار حق نخواهند رفت و او قادر به انجام قوانین الهی نخواهد بود. مأمون پس از آن كه آن حضرت ولایتعهدی را پذیرفت امر كرد تا لباس سیاه كه شعار عباسیان بود ترك شود و در باریان و فرماندهان و سپاهیان و بنی هاشم همه لباس سبز كه شعار علویان بود بپوشند. خود نیز جامه سبز پوشید و نام امام را زینت بخش درهم و دینار نمود و مقرر داشت كه در همه بلاداسلام بر منابر خطبه به نام امام خوانده شود و این به روایت طبری روز سه شنبه دوم رمضان سال 201 ق بود.

عوامل مؤثر در شهادت و وفات حضرت رضا (ع):

ـ چنانكه اشاره شد ظاهراً فضل بن سهل در ولایت عهدی حضرت رضا (ع) مؤثر بوده است. اما گویا پس از انتخاب آن حضرت به ولایت عهدی وقایعی روی داده است كه منجر به مخالفت فضل با حضرت رضا (ع) شده است.

ـ نارضایتی خاندان بنی عباس در بغداد از انتخاب امام رضا (ع) به ولایت عهدی و دشمنی با فضل بن سهل و مأمون بخاطر این انتخاب ـ تأثیر شخصیت كلامی امام رضا (ع) در دوران ولایتعهدی و شهرت آن حضرت كه باعث حسادت حاكم وقت یعنی مأمون می شد.

ـ حركت های پیامبر گونه امام رضا (ع)، چون نماز عید فطر سال 202

(دایره المعارف تشیع / جلد 2/ ص 365)