صفحه اصلی نسخه تلفن همراه ارتباط آر اس اس
هشتمین ستاره
هرگز نگویمت که بیا و دسـتم بگیر دستم گرفته ای ز عنایت رها مکن

مادر تنها آدمیه که نمیشه تو این دنیا بَدل و مدلشو ساخت عطرش ، صداش ، چشماش، عشق و ازخودگذشتگیش اصلا ...!!! همه چیزش خاص خودشه...




برچسب ها : مادر  , 

دسته بندی : مطلب ادبی , 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: دیروز یکی از آقایان بعد از درس تشریف آوردند جلو -بعد از درس که می‌بینید همین‌طور یُسرعونِ إلینا(۱)- و با اوقات تلخی تمام گفتند که این بازنشسته‌هایی که طبق قانون باید برکنار بشوند، اینها را برمیگردانند و این را به پای شما مینویسند، یعنی به پای من. [البته] این محبت است، این نشان‌دهنده‌ی این است که این برادرمان نسبت به اینکه یک چیزی را به ما نسبت میدهند که ایشان نمی‌پسندد، ناراحت است. منتها اشکالش این بود که سر من داد میکشید.(۲) من هم به ایشان یک قدری تند گفتم آقا! چرا داد میکشید؟! به‌هرحال ما خواستیم از ایشان هم معذرت‌خواهی کنیم.
طلبه: من معذرت میخواهم. ببخشید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: خیلی خب، ما هم از شما معذرت میخواهیم.

این قانون بازنشستگان، یک قانون بسیار خوبی است. این از آن قوانینی است که ما به آن احتیاج داشتیم، جایش هم خالی بود. این قانون در واقع حلقه‌ی بسته‌ی مدیریتی را که گاهی اوقات در بعضی از جاها سالهای سال طول میکشد، این حلقه‌ی مدیریتی بسته را باز میکند، میشکند، راه را برای جوانها میگشاید که بتوانند خودشان را برسانند به مراکز مدیریتی. بنابراین اصل قانون، قانون خوبی است منتها اطلاق قانون، اطلاق درستی نیست یعنی اینکه هر بازنشسته‌ای باید به کار گرفته نشود، این اطلاق درست نیست. چون بعضی از افراد هستند بله، مثلاً سی سال هم خدمت کرده‌اند، بازنشسته هم شده‌اند، فرض کنید که بیست‌ساله بوده، هجده‌ساله بوده استخدام شده، حالا هم یک مردی چهل‌وهشت‌ساله، پنجاه‌ساله است، وقت کارش است و تجربه‌ی خوبی هم پیدا کرده، جایگزین هم ندارد؛ این است دیگر؛ قانون این را هم شامل میشود؛ اما شمول قانون نسبت به این‌جور آدمهایی که کم‌وبیش پیدا میشوند، ممکن است زیاد هم نباشند، درست نیست. خب حالا [آن] مسئول، آن مدیر چه کار کند برخلاف قانون؟ اینجا به فکر ولایت فقیه می‌افتند که بالاخره ولی‌ّفقیه اجازه بدهد. می‌آیند از ما سؤال میکنند، ما هم مواردی را، بنده اینهایی را که [نسبت به آنها] می‌آیند سؤال میکنند که نمی‌شناسم، مگر بعضی معدودشان را؛ ممکن است دو نفر، سه نفرشان را بشناسیم؛ معدودی از آنها را می‌شناسیم، آنهایی را هم که نمی‌شناسیم، اگر به آن مدیر اعتماد داشته باشیم قبول میکنیم. مسئله این است وَالّا اصل این قانون، قانون خوبی است، باید هم اجرا بشود و بهترش هم همین است که خود نمایندگان محترم مجلس قانون را جوری ترتیب بدهند و اصلاح کنند که دیگر این اشکالات پیش نیاید، مجبور نشوند که به اجازه‌ی رهبری متوسل بشوند.



گاهی چادرم خاکی می شود...!
چادر مشکی ام از در و دیوار شهر خاکی می شود...!
از نگاه های طعنه آمیز خاکی می شود...!
از حرف های سیاه خاکی می شود...!
وگاهی چادرم را خودم خاکی می کنم...!
چادرم را می شویم تا غبار شهر را از رویش پاک کنم...!
تا سنگینی نگاه ها را پاک کنم ...!
باهمه ی این حرفها،چادرخاکی ام راباتمام وجودم،دوست دارم...
وآن رابا افتخار،به سرمیکنم،بیادچادرخاکی
مادرم زهرا(س)
دربین کوچه های غریب مدینه...

یافاطمه(س)

شکرخداکه سایه ی توبرسرمن است
چادرفقط حجاب نیست!یادگارتوست













برچسب ها : لحظاتی با خدا4 , 

دسته بندی : مطلب ادبی ,  عکس , 














برچسب ها : لحظاتی با خدا3 , 

دسته بندی : مطلب ادبی ,  عکس , 

روزی شخصی به خدا گفت :چرا من دعا کنم در حالی که تو برایم تقدیرم را نوشته ای ...
خداباخنده گفت :شایدنوشته باشم هرآنچه او دعاکرد...




برچسب ها : و خدا گفت .... , 

دسته بندی : مطلب ادبی ,  مادرانه و پدرانه  ,  عکس ,  شعر , 

من گرچه سیه روی و بدم یا الله
از درگه خود مکن ردم یا الله
گفتم که من و این همه عصیان چه کنم؟
گفتی که بیا من آمدم یا الله





برچسب ها : یا الله.... , 

دسته بندی : مطلب ادبی ,  عکس ,  شعر , 




خداوندا !
دستهایم خالی است و دلم غرق در آرزوها،
یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا کن یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن …





برچسب ها : بیا هم اکنون توبه کنیم , 

دسته بندی : مطلب ادبی ,  مادرانه و پدرانه  ,  عکس , 




خدایا

از این رفت و برگشت ها خسته ام

کمک کن همیشه فقط به سمت تو بیایم

اهدنا الصراط المستقیم



برچسب ها : چند بار توبه کنم..... , 

دسته بندی : مطلب ادبی ,  مادرانه و پدرانه  ,  عکس , 


تعداد صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7